بازگشت به صفحه اول

 

 
 

شیفتگان دیروز و امروز خمینی چرا به تلاطم افتاده اند!

 ناصر مستشار

در پس آئینه طوطی صفتم نگاه داشته اند   هرچه استاد ازل گفت بگو می گویم

حافظ

اگر این جنگ بیست سال هم طول بکشد ما ایستاده ایم.    امام خمینی

ارتش بیست میلیونی همواره آماده جهاد است و از پای نمی نشیند.  امام خمینی

ما برای اقتصاد انقلاب نکردیم اقتصاد برای الاغ است.      امام خمینی

اگر همه ملت بگوید آری، من می گویم نه .           امام خمینی

رزمندگان دلیر اسلام عاقبت بیرق ظفرمند اسلام را بر فراز کاخ سفید به اهتزاز در خواهند آورد. امام خمینی

این قلم ها را بشکنید. امام خمینی

من این جام زهر را برای حفظ آبروی اسلام نوشیدم . امام خمینی

همه این گفته ها از زبان خمینی بیرون آمده است و آقای فانی یزدی همه اینها را به حساب هشیاری خمینی می نویسد. اساسا حکومت هائی که بنا بر مصلحت اداره می شوند نه بر مبنای قانون مدون، حکومت های عصر چادر نشینی محسوب می شوند. اگر دقت کرده باشیم در حکومت اسلامی نهادی وجود دارد به نام "مجمع تشخیص مصلحت نظام" که نهادیست کاملا من در آوردی که هیچ هم خوانی با عصر حاضر ندارد اما از آنجائیکه حکومت اسلامی برخاسته از قوانین دوران چادر می باشد لذا می تواند همچون ارگانی را در خود جای دهد. نقطه برجسته نهاد فوق در این است که این مجمع در باره مصلحت های "نظام" به رایزنی می نشیند نه در مورد ضروریات "مملکت و ملت"!!تمام تلاش حاکمان اسلامی براین است که مصلحت نظام و ملت و مملکت را یکی جلوه دهند این در حالیست که نظام های سیاسی کشورها می آیند و می روند اما ملت ها همراه سر زمینشان باقی می مانند. اگر قرار می بود که با انفراض هر حکومتی یا سلسله ائی مملکت زیر سیطره آن حکومت ها از بین برود  تا کنون می بایستی ایران چندین بار در برهه های مختلف تاریخی از صفحه روزگار بطور کلی محو می شد. اما تاریخ ایران هیچگونه اینچنین نبوده است و توانسته است در گریز از انهدام و نجات حیات تاریخی خود از حکومت مبرا و فرسوده سلب اعتماد و اعتبار و اطاعت نماید تا جاودانگی خود را حفظ نماید. به همین منظور اگر رژیم اسلامی باعث و بانی نابودی میهن شده است باید هرچه زود تر از آن رژیم خلع ید نمود تا پیشگیریهای لازم برای مقابله با تهدیدات بیگانگان فراهم بیاید. شاید این راه حل باب میل"سید ابراهیم نبوی" که از اولاد پیامبر اسلام هستند و هنوز در اندیشه حفظ همین نظام تلاش می ورزد خوش نیاید و اپوزیسیون ایرانی را لایق و توانمند چنین اقدامی نداند همچون آقای فانی یزدی آقای خامنه ائی را به درس گیری از خمینی تشویق و ارشاد نماید. هیچکس نمی تواند ادعا و ثابت نماید که احمدی نژاد شاگرد با وفای خمینی نمی باشد. گفته ها و رفتارهای احمدی نژاد تماما منطبق بر آموزه های امامش یعنی خمینی می باشد. در نظام جمهوری اسلامی  تمام دعوا ها براین محور می چرخد که رهرو واقعی خمینی چه کسی می باشد .از خاتمی گرفته تا مصباح و محتشمی پور و کدیور و اشکوری همه ازیک دیگر در تفسیر و بکارگیری سفارشات خمینی راحل از یک دیگر "سبقت" میگیرند. این ذات همه حکومت های ایدلوژیک جهان می باشد که بر سر تفسیر و قرائت صحیح و منبطق بر اساس استدلات و منابع با یک  دیگر در حال کشمکش می باشند. در حکومت هائی که بر اساس مردم سالاری و قانون مدون که از طریق نمایندگان منتخب مردم تدوین شده باشد هیچگاه مشکلاتی حل نشدنی همچون نظام جمهوری اسلامی رخ نمی دهد چرا که نخست قوانین تفسیر بردار نیستند و دوم اینکه همه آن قوانین از جانب نیروئی بنام "الله" هدایت و نازل نمی شود.

آقای فانی! اگر خمینی شما هشیار بود ، هرگز دیپلمات های امریکائی را در 13 آبان 1358 مدت 444 روز در اسارت خود نگاه نمی داشت و مملکت و ملت ایران را اینچنین به مخمصه نمی انداخت و اینچنین خسارت مالی ببار نمی آورد و با آن آبرویزی اکتبر سوپرایز در برابر تهدیدات رونالد ریگان در دقایق آخر پیروزی او به مقام ریاست جمهوری آزاد نمی ساخت!!آقای دکتر ابراهیم بزدی در مصاحبه با مرتضی کاظمیان بدرستی گفته است"روحانیت با گروگان گیری کارکنان سفارت امریکا ، چپ را فریب داد" همان خمینی که در تاریخ سوم اسفند 1357 خورشیدی با صدور یک اعلامیه مانع تظاهرات تبریک آمیز سازمان چریکهای فدائی خلق ایران گردید اما هشت ماه بعد در سیزده آبان پس از گروگانگیری امریکائی ها " درخطابیه معروف خود از عدم حضور و حمایت فدائیان در رابطه با گروگانگیری گله کرنش آمیزی نمود تا فدائیان را خلع سلاح نماید.

آقای فانی! اگر خمینی شما هشیار بود، نمی گذاشت جنگ شش ماهه به هشت سال کشیده شود و لااقل در فتح خرمشهر با پیروزی ارتش ملی ایران و با اخذ شصت میلیارد دلار غرامت جنگی و با صدمات جانی و مالی کمتر می توانست نام ایران را سربلند نماید اما او برای سربلندی ایران به میهن ما نیامد بلکه برای توسعه و گسترش امپراتوری شیعه به ایران بازگشته بود" بهمین خاطر وقتی خبرنگار هنگام بازگشت او به ایران پرسید ، شما چه احساسی دارید که به ایران باز می گردید؟ او باتمام سردی در پاسخ گفت ، هیچ احساسی ندارد! او می دانست چه می گوید ، چرا که برای او ایران اصلا مهم نبود بلکه ایران برای او تنها به مثابه "سکوی پرتابی "  به سوی ممالک اسلامی  به حساب می آمد و او بلافاصله پس از به کرسی نشاندن حکومت اسلامی در ایران در صدد بر آمد تا انقلاب اسلامی خود را به تمام منطقه صادر نماید و به همین لحاظ صدام را علیه ایران تحریک کرد و صدام با حمایت دیگر کشورهای منطفه و جهان به ایران لشگر کشید. هم اینک نیز این رژیم اسلامی است که کشورهای منطفه و جهان را در سایه کسب سلاح اتمی علیه خود تحریک می نماید. تنها وجود حکومت های نادان و عقب افتاده با رهبران نا هشیار می تواند جیب کشورهای امپریالیستی را مملو از در آمدهای باد آوره ائی نماید که متاسفانه بوی خون نیز می دهد.سبب عقب افتادگی ممالک همچون ایران ما ابتدا زیر سر حکومت های عقب افتاده و حامیان روشنفکر نما واختگان فکری می باشد و سپس ناآگاهی تاریخی ملتها و گرنه هیچ ملتی از شکم تاریخ پیشرفته و عقب مانده بدنیا نیامده است!! تلاش و خواست باطنی ملت ها آنها را به دروازه های خوشبختی رسانده است. ملت هائی که روشنفکرانش همچون شما آیه یأس می خوانند هیچگاه سعادت را لمس نخواهند کرد. همه نیروهای موسوم به اصلاح طلب و حواریون آنها که طبق قواعد و قوانین ولایت فقیه وارد میدان بازی انتخابات های مختلف رژیم می شوند باید این انتظار را هم داشته باشند که به میل ولی فقیه آدمهائی مثل احمدی نژاد از درون صندوق های رای گیری بیرون کشیده شود. اگر شما اصلاح طلبان وقتی ریاست جمهوری احمدی نژاد را تبریک گفته وتائید کرده اید بهتر است که "جر" نزنید و به قواعد بازی که از جانب ولی فقیه هدایت می شود التزام داشته باشید، شما مومنان اسلامی که به ولایت فقیه ایمان آورده اید و ما مخالفان ولایت فقیه را ناسزا می گوئید بهتر است کما فی سابق به رهبرتان همچنان اقتدا داشته باشید و کیان اسلام و ولایت فقیه را صیانت نمائید ما را نیز به حال خود بگذارید تا همچنان به عشق ایران و آزادیش مبارزه نمائیم! ما اینرا بخوبی میدانیم  که دغدغه شما تنها اسلام است و دغدغه ما ایران ! شما ابتدا ثابت نمائید که الویت را به ایران می دهید سپس می توانیم از شما بپذیریم که شما هم واهمه حمله نظامی بیگانگان را دارید و نابودی کشور تاریخی ایران شما را همچون ما رنجور کرده است و گرنه شما باردیگر با کلاهبرداری دیگر بارتان می خواهید در سایه تبلیغات خود مبنی بر نجات میهن، بار دیگر نظام رفتنی و فرسوده را نجات دهید!  

آقای فانی! توصیه شما به آقای خامنه ائی مبنی بر الگو قرار دادن شیوه کشور داری خمینی مسئله ائی را حل نمی کند چرا که تاکنون آقای خامنه ائی با بکار بستن رهنمود های خمینی مملکت را اداره کرده است و اینهمه خرابیها نتیجه همان شیوه کشور داری می باشد. در پایان باید به شما متذکر شوم که برابر نامه علنی شده خمینی در چندی پیش توسط رفسنجانی، قبول آتش بس از جانب خمینی به ایشان تحمیل گردید و گرنه نامبرده از ادامه جنگ دست بردار نبود. در همان روزها اطرافیان خمینی او را راضی کردند که بطور موقت آتش بس را بپذیرد و به او قول و سوگند یاد کرده بودند تا با کسب سلاح اتمی در موقع مقتضی تکلیف صدام و گردنکشان منطقه را یک به یک رسیدگی نمایند. همه جناح های رژیم اسلامی از خاتمی گرفته تا رفسنجانی و خامنه ائی و مصباح از تسلیح اتمی جمهوری اسلامی باخبر بوده اند. "هوشیاری" نزد آخوند ها یعنی برابر فشار و تهدید نابودیشان، چگونه تقیه نمایند، برابر زمان و مکان چگونه برای ماندن نظام مصلحت بیندیشند، چه زمانی و به کدام منظور مردم را وجه المصالحه قرار دهند، برابر نیاز به مردم محروم وعده های دروغین بدهند و هیچگاه آنها را عملی ننمایند، برابر نیاز زمان قوانین خود را برای طولانی شدن عمر رژیم تغییر دهند و یا تفسیر دیگری نمایند و بالاخره ترسوئی و ریاکاری و تزویر و دجالیت را مشروعیت ببخشند. خردمندان جهان همه اینها را "هشیاری" نمی نامند بلکه ستم و جباریت می نامند و حامیان آنها را به هر شکلی و هر لباسی به همان اندازه مقصر می دانند!! رهبر هوشیار دسته دسته شهروندان مملکت را بخاطر ادامه حکومت ستمگرانه اش اعدام نمیکند و دسته دسته جوانان را برای بلند پروازیهایش به جبهه های جنگ نمی فرستد.  

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه