بازگشت به صفحه اول

 

 
 

 انقلاب بیست و دو بهمن

 امیدی که به نا امیدی بدل گشت

جعفر یگانه 

کودتای ننگین بیست و هشت مرداد درب آزادی و مردمسالاری را به روی ملت ایران بست و نظام وابسته استبداد سلطنتی با پا گذاشتن بر روی قا نون اسا سی که خون بهای ملت ایران بود  به مدت بیست و پنجسال بر ایران حاکم گشت .

در این مدت چوبه های اعدام برای عدالتخواهان بر پا شد ، زندانها جایگاه ایران دوستان گشت ، قلمهای حق نویس شکسته شد ، دهانهای حقگو د وخته و درب سازمانهای سیاسی و سندیکاهای کارگری و انجمن های ملی و آزادیخواه تخته شد . آنچه بر کشورمان حاکم گشت " فرمان ذات اقدس همایونی " بود که بدون چون و چرا همه باید تن به اجرای آن بدهند .

 روحانیون که درپیروزی  کودتای ننگین شرکت فعال داشته و در سقوط دولت ملی دکتر مصدق نقش مهمی را بازی کرده بودند ، با آزادی تمام به فعالیت پرداختند . مسجدها و تکیه ها و انجمن های ریز و درشت اسلامی سخت فعال شدند  و به فریب مردم ساده دل و بویژه حاشیه نشین شهرها مشغول گشتند.

 نظام حاکم که بخشی از  موفقیت خود را مرهون  حمایت روحانیون می دانست برای جلب هواداری بیشترآنها ، درسال 1333 دستور تخریب گنبد حضیره القدس محفل دینی بهائیان را داد و رئیس ستاد ارتش تیمسار باتمانقلیچ وفرماندار نظامی تیمسار تیمور بختیارهمراه با محمدتقی فلسفی  آخوند درباری کلنگ بدست به تخریب گنبد محل مذ کورپرداختند و مدتی هم از ساختمان آن بعنوان ستاد فرمانداری نظامی استفاده نمودند   . اعلیحضرت همایونی خود یک گام جلوتر از روحانیون برداشته و مدعی شدند که کمر بسته امام علی هستند و در کودکی امام زمان را با چشم خود دیده اند و همچنین در سفری همراه خانواده خود به امامزاده داود از روی قاطر به ته دره پرت شده  و حضرت عباس به یاری ایشان آمده و در بین زمین و هوا او را گرفته و به روی قاطر برگردانیده است و چندین معجزه  دیگر که با چشمان خود دیده بودند.

در سال 1340 آیت الله عظما بروجردی پیشوای شیعیان و از هواداران" پادشاه اسلام پناه" فوت نمودند.

اعلیحضرت بر طبق رسوم ، پیام تسلیتی برای آیت الله سید محسن حکیم  به نجف اشرف مخابره کردند این بدان معنی بود که پس از مرگ آیت الله بروجردی ایشان پیشوای شیعیان جهان می باشند .محمدرضا شاه به این نتیجه رسیده بود که چون آمریکا و انگلستان حامی ایشان هستند، دیگر نیازی به حمایت روحانیون که هرروزبر توقعاتشان افزوده می شد ، ندارد و هدف از ارسال پیام تسلیت به نجف ، جابجائی مرکز فرمانروائی روحانیون از قم به نجف بود . همین اشتباه شاه که سخت بخود مغرور شده بود موجب گشت تامخا لفت روحانیون را علیه خود برانگیزاند وآنها را  در صف مخالفان خود قرار دهد . و با این اقدام ، بزرگترین پشتیبانان خود را از دست داد .

از این تاریخ به بعد بود که روحانیون برای جلب مردم ، خود را هوادار آزادی معرفی نمودند و بر سر منبرها  ، از آزادی و عدالت و مسا وات ، سخنان پرشوری برزبان می آوردند که امام حسین در صحرای کربلا خطاب به لشگریان عمرابن سعد فرمودند اگر دین ندارید ایرادی بر شما نیست ولی سعی کنید آزاده باشید . یعنی آزادیخواهی برتر از دینداری است . و مرتب از عدل علی سخن میراندند . با توجه به اینکه در هرکوی و برزن شهرها یک مسجد یا تکیه وجود داشت  حتی دور افتاده ترین روستاهای کشورنیز دارای مسجد بودند ، آقایان روحانی توانستند از آنها استفاده شایانی نموده و مردم را که از آزادی و عدالت محروم بودند  با سخنان فریبنده ، بخود جلب نموده و حامی خود گردانند  .  در مقابل سازمان های  ملی و آزادیخواه از داشتن یک دفترهم محروم بودند و حق هیچگونه فعالیت سیاسی را هم نداشتند و حتی از انتشار یک نشریه هم محروم بودند و در صورت کوچکترین فعالیت سیاسی که حق قانونی آنها بود سر و کارشان به ساواک می افتاد وجایشان در زندان قزل قلعه و اوین بود و یا تبعید به نقاط بد آب و هوا می شدند  . بهمین علت بود که روحانیون توانستند در غیاب سازمان های ملی و آزادیخواه  و با استفاده از اعتقادات مذهبی مردم ، روشنفکران جامعه را کنار زده ، خود را حامی آزادی و مرد مسالاری در جامعه معرفی نمایند.

 اولین حرکت آنها پانزده خرداد 1342 بود که منجر به دستگیری آیت الله خمینی و تبعید ایشان به  ترکیه و سپس عراق گردید . بدین ترتیب آیت الله خمینی به یک رهبر سیاسی مبدل گشت و جایگاه خاصی در بین مردم بدست آورد.

شاه که روز به روز مغرورتر می شد با برگزاری مراسم تاج گزاری ، جشنهای دوهزار و پانصد ساله شاهنشاهی وپنجاهمین سال تأ سیس سلسله پهلوی ،  خود را بالاتر از قانون قرار داد وبا تشکیل حزب فرا گیر" رستاخیز" اعلام نمود همه اقشار جامعه از زن و مرد باید به عضویت حزب مذکور درآیند درغیر این صورت باید ایران را ترک نمایند ، در اینجا بود که کاسه صبر ملت صبور ایران سر آمد و گروه ها و دستجات مختلف جز جائی امن تر از مساجد نداشتند جلب روحانیون شده و رهبری آنها را بدون چون و چرا پذیرفتند .روشنفکران جامعه نیز چاره ای نداشتند جز اینکه همراه مردم درکنار روحانیون  قرار گیرند از همه مهمتر سخنان فریبنده آیت الله خمینی  نه تنها رهبران ملی حتی رهبران سازمان های چپ را هم فریب داد و به ناچار همگی در یک صف قرار گرفتند.

بخشهائی از وعده های فریبنده آیت الله خمینی پیش از ورود به ایران :

 " پس از خروج شاه از ایران  من نه رئیس جمهور خواهم شد و نه هیچ مقام رهبری دیگری را بعهده خواهم گرفت.

حکومت اسلامی اساس کار خود را بر بحث آزاد و مبارزه با هر نوع سانسور میگذارد.

در حکومت اسلامی  مطبوعات در نشر همه واقعیا ت و حقایق آزاد خواهند بود . تشکیل هر گونه اجتماعات و احزاب از طرف مردم آزاد خواهد بود.

جامعه آینده ما جامعه آزادی خواهد بود و همه نهادهای فشا ر و اختناق در آن از میان خواهد رفت.

در حکومت اسلامی همه افراد دارای آزادی کامل در هرگونه عقیده ای خواهند بود.

زنان در انتخاب نوع فعالیت و سرنوشت خود و همچنین پوشش خود آزاد خواهند بود.

اینها برای تحمیل قدرت خودشان تشبث می کنند به یک عده چماق بدست زیر سایه چما قها می خواهند زندگی کنند."

با توجه به وعده های شیرین آیت الله خمینی ، مردم ایران فکر نمودند با برپائی حکومت اسلامی به آروزهای یکصد ساله خود خواهند رسید  ، غافل از اینکه از چاله در آمده و با سر در چاه خواهند افتاد.

حضرت آیت الله پس از پیروز شدن و تغییر حکومت، وعده های خود را زیر پا نهاد ه و آنچه را که در پس پرده بود بر ملا ساختند. به بخش هائی از بیانات ایشان پس از انقلاب توجه شود :

"مردم باید پند بگیرند از آن مادری که پسر خودش را آورد و بدست محاکمه سپرد و آن پسر اعدام شد.

این جنایتکارها که در باز داشت هستند متهم نیستند بلکه جرمشان محرز است باید فقط هویت آنها را ثابت کرد و بعد آنها را کشت . اصلاً احتیاج به محاکمه نیست ما معتقد یم که مجرم اصولاً محاکمه ندارد و باید او را کشت.

کسانی که جبهه های سیاسی تشکیل میدهند باید دست از این کارها بردارند  اگر بنا بود از اول مثل سایر انقلاب هائیکه در دنیا واقع می شود چند هزار از این فاسدها را در مراکز عام سر می برید یم و آتش می زدیم ، اشکال بر طرف می شد."

بعدها مرحوم مهندس بازرگان از ایشان پرسیده بودند  چرا وعده ها ی قبل از ورود به ایران خودتان را زیر پا گذاشته خلاف آنها را پیش گرفتید ؟ با لبخندی پاسخ داده بودند :" شما ساده هستید ما خدعه کردیم خدعه از سلاح های برنده اسلام است. " بدین ترتیب بود که رهبران سیاسی و روشنفکران جامعه سخت فریب خوردند زیرا فکر نمی کردند یک رهبر مذهبی که مسئولیت جامعه را هم بعهده گرفته است قول خودش را زیرپا گذارد و خدعه کند زیرا با این عمل در وهله نخست بزرگترین ضربه را به آئین اسلام خواهد زد و بعد مردم را سر درگم  و کشور را به نابودی خواهد کشاند . امروزه روز همه شاهد فساد گسترده در جامعه هستند . فحشا در کشور بیداد می کند اعتیاد روز به روز بخصوص در بین جوانان حتی نوجوانان گسترش می یابد . خانواده روحانیون جز به جمع آوری ثروت از هر طریقی که ممکن باشد به چیز دیگری نمی اندیشند . فقر روز افزون کشور ثروتمندی چون ایران را در خود فرو برده است . بنیاد خانواده ها رو به اضمحلال و حرمت خا نوادگی در حال از بین رفتن است تا جائی که قتل پدر وپدر بزرگ ،  مادر و مادر بزرگ  بدست فرزندان ، همچنین قتل برادر و خواهر ، زن و شوهر بدست همدیگر رواج چشمگیری یافته است . رانت خواری و ارتشا ء جزء فرهنگ جامعه درآمده است که باید گفت  در این مورد خانواده و وابستگان دور و نزدیک روحانیون   گوی سبقت را از دیگران ربوده اند.

حبس و شکنجه و اعدام در این بیست و هشت سال  ،صدها برابر، درحکومت پنجاه ساله گذشته می باشد .  ترور و قتل های سیاسی در بیرون و درون کشور از ابتکارهای رژیمی که مدعی اجرا کننده عدل علی است جای خود دارد .فساد اخلاقی بیداد می کند فرار دختران جوان از خانه و خانواده و اعزام شماری از آنها برای تن فروشی به دبی و دیگر امیرنشینان خلیج فارس . گرانی روز افزون ارزاق عمومی ، بیکاری و بی خانمانی جوانان کشور . درعوض وابستگان و مقا مات کشوری و سپاه در ناز و نعمت بوده و مشغول پول پارو کردن هستند.

مهمترین برنامه رهبران حکومت اسلامی ترویج فساد در جامعه است زیرا جامعه ای  که در گرداب فساد گرفتار شد ، نمی توان  انتظار عکس العملی ازسوی مردم جهت بدست آوردن حقوق پایمال شده خود داشت.

آنچه امروز بر کشور فلک زده ما می گذرد نتیجه بیست و پنجسال حکومت استبدادی محمدرضا شاه می باشد که قانون اساسی کشور را زیر پا نهاد وآزادی سیاسی را از مردم سلب نمود حتی به سازمان های هوادار مشروطه پادشاهی هم اجازه فعالیت نداد. -1-  لذا مردم بجای سازمان های سیاسی  جلب مساجد و حسینیه ها و انجمن های اسلامی شدند  و بدین ترتیب در دام روحانیون گرفتار گشتند .  اکنون باید در پی یافتن چاره برآمد.

هم میهن گرامی،

باید به ایران اندیشید ، به سرزمین نیاکان خود ، نباید گذاشت  که ایران از این هم ویران تر شود . باید دست به دست هم داد و بپا خاست . همه ما در گذشته دچار اشتباه شده ایم باید به اشتباهات خود اعتراف نموده و برای جبران آن از جان و مال مایه گذاریم . فراموش نباید کرد که دو گروه سعی می نمایند تا ازتشکیل  همبستگی ملی جلوگیری شود زیرا منافع آنها در ایجاد اختلاف بین ملت ایران است . این دو گروه عبارتند  از  گروه حاکم بر کشورمان  و مزدوران بیگانه ، تا با ایجاد اختلاف در بین نیروها و شخصیتهای ملی و دموکرات ، از اتحاد و همبستگی ملت ایران جلوگیری شود . در بعضی مواقع هردو گروه در یک مسیر گام بر میدارند هرچند چشم دیدن هم را ندارند ولی برای ماندن ، بهم نیازمندند . باید هوشیار بود و فریب سیاست های خارجی رانخورد و نگذاشت بیش از این بین ما نفاق و جدائی اندازند . ما چه بخواهیم و چه نخواهیم زمان بما حکم می کند که باید در یک جبهه گرد آئیم و با درس گرفتن از شکست های انقلاب مشروطه ، جنبش ملی کردن صنعت نفت و انقلاب بیست و دو بهمن ، این بار تا رسیدن به آرمان های ملی  در کنار هم باشیم و با بر پائی نظامی مردمسالار آزادی و عدالت و مساوات را در سرزمین ورجاوند خود بر قرار سازیم ودراین مبارزه همه تیره های ایرانی  ، آذری ، کرد ، بلوچ ، فارس ، گیلک ،  خوزی ، ترکمن و... باید در کنار هم قرار گیرند . در فردای آزادی کشورمان ،  همه تیره های ایرانی  ضمن حفظ وحدت و گسترش فرهنگ ملی از حقوق یکسان و مساوی برخوردار خواهند بود . هر ایرانی در انتخاب آئین و مرام و مسلک آزاد است و هیچکس را بر دیگری برتری  نیست و همه در برابر قانون یکسان و برابرند . مهم ایرانی بودن است و بس .

جعفر یگانه

 1 – دراین مورد به نامه سه امضائی زنده یادان دکتر شاپور بختیار ، دکتر کریم سنجابی و داریوش فروهر که دوسال پیش از انقلاب به شاه نوشته اند مراجعه شود که در آن نامه سرگشاده به اوضاع وخیم کشور و خطری که در راه بود اشاره کرده بودند. در پاسخ شاه به ساواک دستور داد که آنها  را گوشمالی بدند.

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه