رضا جعفریان
در تاريخ معاصر ايران زمين دوران نخست وزيري 28ماهه دكتر محمد مصدق به دليل التزام صادقانه ايشان به استقلال،آزادي وحاكميت ملت ايران جايگاه ويژه اي را به خود اختصاص مي دهد،دولتهاي بسياري در طول دويسيت سال گذشته بر اريكه قدرت تكيه زدند ولي پس از اميركبير به جرات مي توان گفت هيچ ريس دولتي مانند وي در وجدان تاريخي ملت ايران پايدار نگشت ؛عامل دگراين پايداري را مي توان پايداري دكتر مصدق بر اصول و آرمانهاي خود در جريان مبارزه با توطئه هاي رنگانگي دانست كه از جانب طيف گسترده معاندين وي در غالب بيگانگان ،دربار،وحتي نيروهايي كه در ابتدا بنا به مصلحت گرايشات ظاهرا ملي به خود گرفته بودند ،باهدف سرنگوني ايشان به عنوان رهبر مبارزات ضداستعماري ملت ايران صورت مي گرفت،دانست.ياران دكتر محمد مصدق به عنوان ياداوران آن اسوه مبارزه ونيز اسناد مكتوب وحتي حافظه پداران ما به خوبي گواهي مي دهد كه چگونه ايشان توانست يكايك اين توطئه ها را با همراهي ملت ايران خنثي گرداند،البته به جز كودتاي نگين 28 مرداد ،.دكتر مصدق به اين مهم در كنار نكاتي كه بدان اشاره كردم از طريق تاكيد بر سياستهايي نظير موازنه منفي ،نگاه به درون ، اتكا به نيروهاي مردمي (با تاكيد مجدد)دست يافت واين درسي بزرگ براي ماست كه سعي در ادامه راه بزرگمردان وآزادگاني مانند وي داريم.
اساس عقايد دكتر مصدق در دوران مبارزات ملي شدن صنعت نفت ونخست وزيري ايشان بطورخلاصه به شرح ذيل مي باشد:
1-ساختار تك محصولي وسنتي اقتصاد ايران بشدت بامنافع ملي نا سازگار است ونياز به تحول اساسي دارد؛از يك سو اساسا توليدات وصادرات نفت در دست بيگانگان مي باشد واز سوي ديگر وابستگي شديدي به درآمد حاصله از آن وجود دارد كه اين دو باعث تيره روزي بيش از بيش ملت ايران گشته است.
2-حقيقت دمكراسي در ايران فقط با توجه به اصل اساسي آن ((مردم)) دست يافتني مي نماياندولازمه آن تحول اساسي در نحوه برگزاري انتخابات ونظام پارلمانيستي ايران مي باشد.
به همين خاطر ايشان پس از قبول مسئوليت نخست وزيري در 12 ارديبهشت 1330 كه به منظور احراز راي اعتماد براي هيات وزيران خود در مجلس شوراي ملي حضور مي يابد دو برنامه اصلي دولت خويش را به شرح ذيل اعلام مي دارد: ((
1-اجراي قانون ملي شدن صنعت نفت بر طبق قانون طرز اجراي اصل ملي شدن صنعت نفت در سراسركشور مورخه 9 ارديبهشت1330 وتخصيص عوايد حاصله ازآن به تقويت بنيهء اقتصادي كشوروايجاد موجبات رفاه وآسايش عمومي.
2-اصلاح قانون انتخابات مجلس ملي وشهرداريها))1
ايشان در بيداد گاه نظامي نيز دليرانه آخرين دفاع خويش را اينگونه ابراز مي فرمايند: ((آري تنها گناه من و گناه بزر گ من اين است كه صنعت نفت ايران ملي كردم وبساط استعمار واعمال نفوذ سياسي واقتصادي عظيم ترين امپراطوري جهان را از اين مملكت بر چيدم وپنجه در پنجه مخوفترين سازمانهاي استعماري وجاسوسي بين المللي در افكنده ام وبه قيمت از بين رفتن خود وخانواده ام ونيز به قيمت جان ،عرض ومالم خداوند مرا توفيق فرمود تا باهمت واراده مرد م آزاده اين مملكت بساط اين دستگاه وحشت انگيز را در نوردم ،من طي اين همه فشار وناملايمات وتهديدها از علت اساسي واصلي گرفتاري خود غافل نيستم وبه خوبي مي دانم كه سر نوشت من بايد مايه عبرت مرداني شود كه در آينده ممكن است در سراسر خاور ميانه در صدد گسيختن زنجير بندگي وبردگي استعمار برآيند .حيايت وعرض ومال وموجوديت من وامثال من در برابر حيات واستقلال وعظمت وسرافرازي ملييونها ايراني ونسلهاي متوالي اين ملت كوچكترين ارزشي نداردو از آنچه برايم پيش آورده اند هيچ تاسف ندارم ويقين دارم وظيفه تاريخي خود را تا سر حد امكان انجام داده ام عمر من وشما وهر كس چند صباحي دير يا زود به پايان مي رسد ولي آنچه مي ماند حيات وسرافرازي يك ملت مظلوم وستمديده است ))2.
دوفرازي كه از زندگي دكتر محمد مصدق بدان اشاره كردم به نظرم به خوبي نشان دهنده پايداري واستواري ايشان حتي در شرايط سخت دادگاه نظامي برآرمانها وميثاق خود با ملت ايران مي باشند.
درمجموع مهم ترين دستاوردهاي دولت د كتر محمد مصدق را نه تنها براي ايران بلكه براي همه دولتهاي منطقه ونيز تمامي ملل مبارز جهان مي توان اينگونه دانست:
1-ملي شدن صنعت نفت ونيز ساير منابع مانند شيلات و..اگرچه نهضت ملي وشخص دكتر محمد مصدق به ظاهر شكست خوردند ولي از سال 1335-1336اصل ملي كردن ذخاير ملي جاافتاد ودر تمام قرار داد هاي نفتي وغير نفتي كه در ميان كشور هاي پيشرفته وكشورهاي صاحب معدن مطرح گشت،در حقيقت با فداشدن ملت ايران اين اصل در سراسر جهان به عنوان يك حق ويژه براي ساير ملل به رسميت شناخته گرديد.
2-پيشگامي ايران در قطع وابستگي به يك كالاي خاص نكته اي كه بعدها در بسياري از كشورها مورد تقليد قرار گرفت ((اقتصاد بدون نفت وسعي در گسترش توليد در زمينه هاي مختلف))عجيب است كه دولت مردان امروز ايران علي رغم وجود چنين تجربه منحصر به فردي در تاريخ معاصر ايران هنوز نتوانسته اند به اين مهم نائل آيند!؟
3-ابداع چند نوع سياست منحصر به فرد در عرصه روابط بين ملل از قبيل موازنه منفي ومهمتر از آن دمكراسي هدايت شده كه پس از ايران از جانب جمال عبدالناصر ، تيتو ونيز جواهرلعل نهرواحمدسوكارنو دنبال گرد يد وبعدها براساس آن در كنفرانس باندوگ جنبش عدم تعهد شكل گرفت.
درباره زندگاني دكتر محمد مصدق علاوه بر موارد بالا نكته ديگري كه حائز اهميت وتوجه مي نماياند
نوع انديشه سياسي ايشان است .زيرا در ايران مرسوم گرديده كه علاقه مندان ومخالفان يك دولتمرد براساس گرايش فكري ايده آل خود اورا تحليل مي كنند بدون توجه به اينكه آيا اساسا اعمال ونوع شيوه زمامداري او انطباقي با طرز فكر آنها دار است يا خير،دكتر مصدق از اين لحاظ نيز به اعتقاد اينجانب بسيار مورد جفا قرار گرفته است؛مخالفانش اورا كافر ،ليبرال ،سلطنت طلب و..ناميده اند.طرفدارنش نيز با چر خش هاي فكري كه در افكارشان صورت گرفت ويا به دليل طيف گسترده اي كه در آن قرار داشتند والبته بنا به اختلافات نگرشهايشان گاه اورا ملي گرا،ليبرال،سوسيال دمكرات ،سكولار،انساني مذهبي اما معتقد به جدايي نهاد دين از دولت ودر اين اواخر ليبرال ناسيونال ناميدند به قول معروف اين بت عيار هر زمان به شكلي ازجا نب آنان نمايان گرديد!؟
به اعتقاد اينجانب كتگوري فكري دكتر محمد مصدق پيشواي بزرگ جبهه ملي ايران بطور كامل انطباق با هيچكدام از اين انديشه ها البته به جز ملي گرايي ندارد به واقع دكتر مصدق اسوه ويگانه الگوي منطبق با اين واژه درتا ريخ ايران است اين مدعا به قدري واضح ومبرم براي تمامي ماست كه فكر مي كنم هر انسان واقفع بيني براحتي آنرا مي پذيرد واساسا نيازي به مجادله بر سر آن نيست.دكتر مصدق بيش از هر چيزي انساني ملي گرا ومردمي مي بود كه تصميماتش را بر اساس نبوغ ذهني منحصر به فرد خويش و مصالح جارييه ملت ايران اتخاذ مي كرد ونه به خاطر سرسپردگي به انديشه ويا مكتب خاصي. ازديدگاه برخي مورخان اگر ليبرال را به معني انسان آزاديخواه و معتقد به پيگيري اهداف از طريق راههاي قانوني ومسالمت آميز بدانيم ودر ضمن انديشه اقتصادي ليبراليسم را از آن حذف گردانيم ! شايد بتوانيم وي را علاقمند به انديشه هاي ليبرالي وپيروي از روشهاي آن بدانيم،اما اين نوع قضاوت بسيار عجيب است.زيرا اساس انديشه ليبراليسم را اعتقاد كامل به اقتصاد باز وغير دولتي است ونه چيز ديگر!.دقت در اصول واهدافي كه دكتر محمد مصدق تمام عمر خود را در راه آنها گذاشت براي ما روشن مي سازد كه :
ملي كردن صنعت نفت ايران با ديدگاه مصدق كه به دولتي كردن آن انجاميد هرچند كاملا در جهت منافع ملت ايران مي بود ولي داراي انطباقي با ارزش هاي ليبرالي نمي باشد.
از جهت ديگر لوايحي كه دولت در دور دوم نخست وزيري مصدق بااستفاده از اختيارات قانوني كه بدان اعطا گشته بود تصويب كرد كاملا در جهت حمايت از توده مردم وبرخلاف منافع مالكان بزرگ وخوانين ونيز سرمايه داران اكثرا وابسته به دربار ويا بيگانگان در ايران مي بود ،لوايحي از قبيل: بيمه اجتماعي گار گران كه بعدها با استفاده از تجربه ناشي از آن سازمان تامين اجتماعي در ايران تاسيس گرديد،قانون وضع 20 درصد بهره مالكانه به نفع كشاورزان كه بر اساس آن20 درصد محصول متعلق به مالك 10درصد براي كشاورز و10 درصد ديگر صرف عمران روستا مي گشت.،حمايت از فرهنگيان د رغالب افزايش حقوق آنها ونيز بهبود وضع استخدامي آنها حتي در شرايطي كه كشور در تحريم كامل قرار مي داشت،استوار كردن بودجه سال 1332 بر اساس اصل برابري هزينه ودرآمدهاي دولت وتاكيدآن به تسهيل درآمد از طيق اتكا كامل به ماليات وصادرات غيرنفتي كه از 1310 تا بدان روزوحتي به جرات مي توان گفت تا حال حاضر كاملا منحصر به فرد مي باشد ،اصلاح قانون انتخابات بدين صورت كهد فقط افرادي حق راي برخوردار مي بودند كه توانايي نوشتن نام كانديداي موردنظر خودرا داشتند اين قانون باعث كاهش شديد قدرت خوانين ومالكان بزرگ در مجلس مي بود حركتي به نفع مردم عادي.
مجموعه اين قوانين شايد مارا به قضاوت عجولانه بكشاند كه ايشان شايد گرايش به انديشه هاي دمكراسي اجتماعي(سوسيال دمكراسي)داشته است وشايد به دليل همين علاقه به روش دمكراسي هدايت شده روي آورده وحتي به اعتقاد بسياري مبدع آن بوده است،اما در 28 ماه زمامداري ايشان از طرف ديگر نشانه هايي در رد علاقه مندي كامل اين بزرگوار به اين انديشه موجود مي باشدمانند:حمايت از توليد كنند گان مستقل ،خودكفايي كشور در توليد داخلي برنج وچاي،حمايت واحياي صنعت نساجي ايران كه بخش اعظم آن غير دولتي البته در اختيار توليد كنندگان غيروابسته به دربار مي بود وننيز همراهي حمايت متقابل دولت از بازرگانان وتجار طبقه متوسط جامعه ،تاسيس بانك توسعه صادرات به منظور حمايت سازمان يافته از صادر كنندگان ،تغيير در مقررات گمركي در جهت حمايت از توليد كنندگان وصادر كنندگان داخلي و....
درپايان با اداي احترام به تمامي طرفداران دكتر محمد مصدق وآرزوي توفيق براي آنها در ادامه راه او به عرض شما خوانندگان محترم مي رسانم كه باتوجه به جميع جهاتي كه در مقاله بدان آنها اشاره گشت به جاست كه دكتر محمد مصدق را يگانه حماسه و پيشواي مبارزان راه استقلال وآزادي ملت ايران در طول دوره تاريخ معاصر اين مرز وبوم بدانيم وهيچ گاه از ياد نبريم كه آن بزرگوار در اين راه جان و مال و خانواده خود رابه مخاطره انداخت و تمام توان خود را صرف آن كرد.
روحش شاد
سيد رضا جعفريان 12/12/1385
پي نوشت :1 -خاطرات وتالمات 2-مصدق در محكمه نظامي جلال بزرگمهر ج2 ص778-779
Email:freedom_man1980@yahoo.com
www.naslesokhteh.com :سايت