|
مصدق تلالوی تاریخی
محمدرضا کثرانی
تاریخ
بسیار جذاب است و آموزگاری است که بیدریغ تمام داشته هایش را در اختیارت مینهد در
پاسداشت 14 اسفند دلم نیامد مطلبی ننویسم و مقایسه ای نکنم. دولت ملی دکتر محمد
مصدق با یک رفراندوم عمومی مردمی بر سر کار آمد دل در گروی میهن داشت اندیشه زلالش
در راستای ایران بود او به انسانیت فکر میکرد در همین راستا به زودی رهبر جنبشهای
آزادیبخش معاصر خود شد و شمعی که در دل تاریکی درخشید و استعمارگران را با خرد و
تدبیر از عرش به فرش کشاند و بدون آنکه به پرنسیپ ایرانی خدشه وارد شود پنجه در
پنجه استعمارگران انداخت و دست آنان را از منابع طبیعی و ملی ایران کوتاه کرد در
قاره آسیا پیشتاز مبارزات ضد استعماری شد و مرزها را در نوردید و در افریقا نیز به
او تاسی شد و کارهای او الگوی دیگران شد او در کلامش آرامش و طمانینه داشت و برای
ملت و خواب خوش بیگانگان را بر هم میزد با عزت مردی بود بر اوج قله های آرمان خلقهای
محروم جهان باعث افتخار ایران و ایرانی و تلاشگری کوشا که در تب و تاب اعتلای ایران
بود او در طول 2 سال و چند ماه حکومتش اقتصاد بدون نفت را پایه گذاشت و اوراق ملی را
روانه بازار کرد و به ایرانی یک ارج و قرب شایسته داد دوست و دشمن را وادار به تحسین
کرد آنچنانکه البرایت بعد از 54 سال از وقوع کودتا از بزرگی او یاد کرد و از ملت
ایران پوزش خواست و سیاستمداران انگلیسی در عظمتش سخنها گفتند او در راستای اهداف
ملت ایران از همه چیز خود گذشت و به ایرانیان هویت بخشید در این مقطع استبداد و
تحجر داخلی با بیگانگان خارجی که منافعشان را در هم میدیدند دست در دست هم به تزلزل
حکومت او کوشیدند و سرانجام شد آنچه که نباید میشد و حکومت ملی بدست نامحرمان داخلی
و خارجی از هم گسست و سر انجام جانیان در لوای متحجران به قدرت رسیدند و این پیر
سرو قامت احمد آبادی را به دادگاه کشاندند و ابتدا به اعدام و سپس با یک درجه تخفیف
ملوکانه! بدون درخواست ابر مرد تاریخ معاصر ایران او را به احمد آباد تبعید نمودند
.
اما در
تبعید هم خطرناک بود و یارانی داشت که خواب خوش استبدادیون اسلام پناه! را بر هم
میزدند رجاله هایی که دل و دین را یکجا با مطامع دنیوی قمار کرده بودند و دنیا
طلبان هاری که سر مست غرور بودند به یاران مصدق تاختند و انان را به اعدام و
محکومیتهای سنگین جریمه کردند آری جریمه چون یاران صدیق مصدق همانند فاطمی و فروهر
دل در گروی ایران داشتند همانند پیر مرادشان مصدق آنان را نیز مرگی در خور آمد
آن گونه که شایسته بود .
دکتر
فاطمی که نقش اساسی در ملی شدن صنعت نفت داشت و ایران را اوج ذلت به قله سعادت
رساند گناهش در برابر بیگانگان نابخشودنی بود ابتدا به دست یاران انگلیس در قبرستان
ظهیرالدوله به گلوله بسته شد و فریاد میزند انگلیسیها مرا کشتند و سپس به دست شعبان
جعفری در جلوی درب دادگاه نظامی مورد حمله واقع میشود و در نهایت در آبانماه و با
تنی تب دار به اعدام سپرده شد. فروهر نیز بعداز 15 سال زندان دوران شاهنشاهی بعداز
انقلاب در خانه خویش به جرم ایراندوستی سر بر بالین ملاِک نهاد و پروانه هم پروانه
وار در آتش این عشق اهورایی سوخت .
آری
مصدق و مصدقی بودن کار هر کس نیست باید که عاشق بود و در راه عشق از همه چیز گدشت
ای پیر
احمد در هم همه ها گم نخواهی شد
اگر چه
استبداد سخت و سترون باشد
از یاد
نمیروی اگر نام تو ممنوع باشد
در ذهن
ما حک شده ای اگر چه
غبار
زمان در آیینه تصویرت نشیند
هرگز
نمیمیری اگرچه استبداد کشتت
اما تو
آنچنان ایستاده ای و آنچنان بلند قامتی
که قلم
از وصفت عاجز است
ای کعبه
آمال من ای قلب تپنده و توپنده زمان
در سایه
سار تو خوشم
اگرچه
با چشمم ندیدمت اما با قلبم فهمیدمت
با
دستان احساسم حست کرده ام
بر تارک
تاریخ ایران
ای ابر
مرد افسانه ی
ای مرد
کهنسال کشورم
میمیرم
از بری تو جانا کجایی ؟
در احمد
آباد هر سال که می آيم
میبینمت میبویمت ای مرد مشرقی
ای سرو
سار پیر تاک ایرانی
ای نشان
بزرگ اهورایی
هرگز
نمیمیری
تو
ماندگاری و استبداد رفتنی
|