بازگشت به صفحه اول

از پيک ايران

 
 

دروغ نوروزی!

چنین بود

تا آنجا که من بیاد دارم، پیش از این روزگار تلخ، رسم چنین بود که نزدیک به روزهای سیزده نوروز و یا در همین روزهای نوروز، برای شوخی و تفریح و یا ایجاد هیجان، کسی در جامعه "شایعه" و یا "دروغی" سرهم بندی کرده و به میان مردم می برد و مدتی هیجانی کاذب، گاه خوشایندو گاه ناخوشایند پدید می آورد. با وجود آنکه همه با "دروغ سیزده نوروز" آشنا بوده و آمادگی داشتند ولی این دروغ ویژه، گاه همه را در چنگال خود گرفته و بسیاری را نادانسته دل شاد و یا دل نا دل شاد کرده و زمانی چند در اندیشه فرو می برد. روشن است که چنین شایعه و دروغی می بایست یا درباره کسی شناخته شده و در بیشتر مورد ها مورد توجه و علاقه مردم( و گاه واژگونه آن) و یا در باره موضوعی مورد توجه مردم باشد که بتواند حتا اگر برای چند ساعت و یا یک یا دو روزی هم که باشد توجه مردم را به سوی خود بکشد. مثلن یکباره  همه جا شایع می شد که فلان خواننده مورد توجه مردم در رویدادی تلخ جان سپرده است و.. از این دست شیرین کاری ها که پس از آن روشن می شد که دروغ نوروزی و یا  سیزده نوروزبوده است.

امسال ولی در همآن نخستین روز نوروز "رهبر معظم"، با وجود آنکه خود و همراهانش در همه این سال ها همه کوشش  هایشان راکرده اند که سنت های کهن سال و گاه بسیار زیبای ایرانی را در زیر پرچم بنیاد گرایی اسلامی خرد و نابود کنند وهرگز نیز کامیاب نشده اند، بیاد این شیرین کاری سنتی ایرانیان افتاده و شتابزده در سخنان چون همیشه "دشمن شکن" خود، دروغ سیزده نوروز را با آب و تاب بسیار و با این خیال که کسی آن را حتا برای یک ثانیه هم که باشد، باور خواهد کرد، بیان فرمودند! همآنگونه که باید، موضوع دروغ (بر خورد با مسئله هسته ای) این ویژگی را داشت که نه تنها این روزها ی نوروزی که بسیار دورتر وپیش تر از این روزها، سال هاست که با زور، نیرنگ و کار برد همه نیروی ویرانگر حکومت گران و در حالیکه جامعه از اندازه نابسامانی، فساد اجتماعی و اخلاقی به درجه انفجار رسیده است، به تنها موضوع زندگی مردم گرفتار ایران تبدیل شده است و سخن پراکنی هاو دروغ بافی های  یکجانبه حکومت گران(بحث در این باره که از سوی غیر خودی ها و حتا خودی ها مثلن در مجلس اسلامی که ممنوع است)مورد شناخت کامل مردم است.

دروغ رهبر را باور کنید!

"رهبر مسلمین جهان" در سخنان نوروزی خود، باره برنامه هسته ای رژیم و بر خورد شورای امنیت با آن داد سخن داده و فرمودند:

"ايران برای دستيابی به دانش هسته‌ای طبق مقررات بين‌المللی عمل کرده‌است امااگر قرارباشد با ابزار شورای امنيت بی‌قانونی کنند و حق مسلم ملت ايران راناديده بگيرند ماهم می‌توانيم بی‌قانونی کنيم و خواهيم کرد."

وازگونه آن سنت و سرگرمی ای که آسیبی به کسی وارد نمی کرد، این یکی حقیقتن "دروغی" است بسیار زیان بار که با زور و قلدری می خواهند ماهیت خطرناک آن را پنهان نموده و بدتر از آن، آن را "راست" نیز بنمایانند! دروغی است که سازندگانش بار نخستشان نیست که در باره آن دروغ گفته اند که همه سرتا پای قضیه از همآن آغاز، همآن گونه که وجود خودشان، را دروغ تشکیل داده است.  نا همخوانی و نا همگونی بزرگ دیگر این دروغ با دروغ نوروزی این است که از دید سازندگان آن، نه تنها دروغ نوروزی و سیزده نوروز نیست؛ بلکه "راست" است یعنی با قسم و قرآن می گویند که اصل است و ساختگی نیست! و حقیقتن این دروغ تاچه اندازه بی مزه، خنک، سست بنیاد، پوچ و تکراری است! از همین کار" به جا" و "درخور" رهبر و همراهان در ساخت چنین دروغ شاخ داری،  می توان به میزان پختگی، زمان سنجی و تیزهوشی مشاوران ریز و درشت رهبر و خود او پی برد!  آیا جز همآن چاپلوسان و نان به نرخ روز خورهایی که پیرامون رهبر مسلمین جهان گرد آمده اند، ایرانی دیگری را می توان یافت که آنی با این دروغ زشت و بی مایه سرگرم شده و یا آنی در ماهیت نقشه های رذیلانه و شوم پنهان در آن، دچار دو دلی گردد؟

18 سال پنهان کاری با همکاری و همیاری قاچاقچیان جهانی، زیر پا گذاشتن همه قوانین جهانی و آژانس انرژی اتمی و پیمان نامه هایی که خود امضا کننده آن بوده اند را کار قانونی می نمایانند!  بارها و سال ها نیرنگ بازی و دروغ سازی پس از بر ملا شدن ماجرا از دید این رهبر ی که خود گم کرده راه است، رفتار قانونی نام دارد ولی اکنون که در دام مجازات ها گرفتار آمده اند، بی شرمانه طلب کارهم شده اند و این آژانس جهانی کنترل انرژی هسته ای، شورای امنیت و جامعه جهانی یعنی "دزد گیر ها" هستند که باید متهم به بی قانونی شوند نه "دزدها"!

حق مسلم!

حق مسلم مردم ایران آزادی، نان، کار، مسکن، امنیت و احترام به مقام انسانی آنهاست نه هزینه کردن همه ذخیره ها و اندوخته های ملی مردم برای دست یابی به بمب اتم که تازه اگر هم به دست آید با عمامه و ریش و تسیح وتکبیر و پناه بردن به چاه جمکران نمی توان از آن نگاهداری کرد. هم کار باید به دست کاردان باشد، هم کاردان در خدمت مردم باشد و هم خو و خلق آدمیزاد داشته باشد.

حیف است که بخش دیگر این دروغ نوروزی ویژه "ام القرای اسلام" را نخوانیم:

"اگر بخواهند با تهديد و اعمال زور و خشونت رفتار کنند بدون ترديد ملت و مسئولان ايران از همه ظرفيت‌های خود برای ضربه زدن به دشمنان متعرض استفاده خواهند کرد."

به راستی که دروغ سازی و دروغ بازی آقایان را مرزی نیست! نخست اینکه"ملت و مسئولان"(جرأت نکرده است بگوبد"امت"!) را یکی کرده است. با یک کار ساده می توان این دروغ را به همه جهانیان نشان داد. این کار ساده نیز چیزی نیست جز یک همه پرسی درست در ایران، به دور از آلوده سازی و آلوده بازی حکومت، تا همه ببینند که در ایران"ملت" کیست و "رهبر" چیست!

از "تهدید"، "اعمال زور و خشونت" جهانیان می گوید گویا کسی خبر ندارد که آقایان برای بودن و حکومت کردن در این 28 سال شوم، به چه آدمکشی ها و جنایت ها دست زده اند. کار وزندگیشان بر "بی قانونی و سرکشی"استوار است آنگاه می خواهند چنین نمایانند که تا کنون بی قانونی نکرده اند و آدمهای بسیار قانونمند و سر براهی بوده اند!  مردم ایران فریادشان از زور و ستم گری و بی عدالتی این نو کیسه های خود خواه و آشوب گر و بی رحم و بی نفس انسانی به آسمان است و آقا هنوز هم می خواهد "مظلوم نمایی" کند! از سویی چنان از همه ظرفیت برای ضربه زدن به دشمنان آنهم "دشمنان متعرض" سخن می گوید که گویا تا کنون کودک سر بزیر و آرامی بوده است و دست و عمامه و عبا و ردایش به خون هزاران بی گناه در ایران ، در منطقه و در بسیاری گوشه های جهان آغشته نیست! چنا ن مبارزه جویی کرده و قدرت نمایی می کند که گویا کسی خبر ندارد که زیر پایشان چگونه لرزان است و این روزها برای فرار از مجازات و از ترس یورش نظامی به هر خار و خسی چنگ می اندازند! امروز به دامان حتا آفریقای جنوبی آویخته اند. به روس ها در "شمال " که سال ها باج دادند و آخرش را هم همه شاهد هستیم، اکنون نوبت"جنوبی" ها است. این که چند میلیارد دیگر همین چند روزه بباد "باج" رفته است آینده روشن می کند.

مسخره ترین بخش دروغ نوروزی!

و مسخره ترین بخش این دروغ بی مزه نوروزی آنجاست که آقا خود را به دامان مصدق می چسباند. همه می دانیم که مصدق همان کسی است که هم امام بزرگوارشان و هم خود آقایان در همه این 28 سال عمر ننگین خود، در دشمنی با او و یاد و یادبودش، از هیچ کاری رویگردان نبوده و حتا نتوانستند خیابانی را در تهران بنامش ببینند. همین سال گذشته نیز چون سال های دیگر، همه کوشش خودرا بکار بردند که از گرد آمدن مردم برای برگزاری مراسم سالیانه یادبود این مرد بزرگ و درست کار، جلو گیری کنند. در تنگنای امروز نیز، هم آن یاوه گوی دست نشانده که باید مفتخر باشد که بنام مسخره ترین" رئیس جمهور جهان" شناخته شده است و هم رهبر معظم، به دامان او چنگ می زنند تا راه نجاتی یابند:

"تعدادی که حرف دشمن را تکرار می‌کنند امروز در حاليکه از ملی شدن صنعت نفت تمجيد می‌کنند اما همان حرفهايی را می زنند که مخالفان دکتر مصدق و آيت الله کاشانی هنگام ملی شدن صنعت نفت می زدند."

بازی روزگار و وقاحت بی مرز که شنیده ایم، همین است! حتا اکنون نیز که از ناچاری و ذلت خود را به زنده یاد دکتر محمد مصدق آویخته است، باز هم از واژگونه سازی تاریخ، حسادت و کینه ورزی نسبت به این مرد میهن پرست، با دانش و سیاستمدار دست بردار نیست. اورا با یکی از آلوده ترین، حیله گر ترین و قدرت خواه ترین روحانیان آن زمان (گفته های زنده یاد کسروی را در کتاب با ارزش و تاریخی اش در باره انقلاب مشروطه،  آنجا که به این آخوند نیرنگ باز می پردازدو ماهیت او را روشن می کند، بخوانیم تا این واژگونه سازی تاریخی را بهتر دریابیم.)که پس از اندک مدتی همراهی با مصدق چون او را اهل آلودگی، زد و بند و خرید و فروش نیافته،  به یکی از سخت ترین دشمنان سوگند خورده او تبدیل شده و تا آنجا پیش رفت که با  کودتاچیان بر علیه مصدق، (که همین چند سال پیش هم آمریکایی ها و هم انگلیسی ها خود به آن اعتراف کرده و از این بابت ازمردم ایران پوزش نیز خواسته اند)، همکاری و همراهی نموده است، یکی نموده و در یک جا می نشاند! "ضد ملی" را "ملی" ، "خائن" را "خادم" می نمایاند و کوشش می کند که مرز بین "دوست" و"دشمن" را مخدوش نماید.

علی خامنه ای و همراهان که پرورش یافته مکتب آلوده کسانی چون کاشانی هستند، 28 سال دروغ گفته اند ولی در این میدان هم دیگر پشم و کرکشان ریخته است و دستشات کاملن رو شده است.

حتا دروغ نوروزی هم آدم خودش را می خواهد. چه بد است که کسی نه شکل و شمایل و اندازه رهبری داشته باشد ولی رهبر باشدو نه حتا توانایی سازندگی یک دروغ نوروزی را دارا باشد ولی دروغ نوروزی بسازد!

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه