بازگشت به صفحه اول

از گويا

 
 

ما و جهان و دولت معرکه گير

بيژن صف سری

در طول ۲۷ سالی که از انقلاب می گذرد آن چه تاکنون ما و مردم جهان را مسخ ساخته است شيوه حکومت کردن دولتمردان بعد از انقلاب اين آب و خاک بوده است که همواره معرکه ای ديدنی داشته اند. از ماجرای تسخير لانه جاسوسی گرفته تا همين آخرين معرکه ای که نه تنها ما ايرانيان را بلکه جهانی را مبهوت معرکه خود ساختند

مردم همه برای ديدن معرکه به دور مردی که لاف از اجرای برنامه خارق العاده خود می زد جمع شده بودند. مرد معرکه گير با آب و تاب زياد از برنامه محيرالعقول خود دم می زد و می گفت، در نزاع بين يک گربه و جوجه، آن که فرار را بر قرار ترجيح خواهد داد گربه است، نه جوجه و حاضران با ناباوری به دور مرد معرکه گير حلقه زده بودند و منتظر نمايش آن چه معرکه گير ادعا می کرد بودند. عاقبت مرد معرکه گير بعد از چند دور زدن در حلقه مردم مشتاق تماشاچی و جمع کردن چندين سکه و اسکناس بالاخره به وسط ميدان رفت و از ميان کيسه ای که در بساط معرکه گيری خود داشت جوجه ی زرد و نحيفی را بيرون کشيد و در حالی که آن را در ميان دستان خود گرفته بود و به مردم نشان می داد با صدای بلند گفت "اين همان جوجه ی پهلوان است که هيچ گربه ای جرات گرفتن او را ندارد، باور نمی کنيد؟ حال نشانتان می دهم" و بعد با صدای بلند خطاب کرد: آها...ی پس چه شد آن گربه ای را که گفتم، بگيريد و بياريدش؟
لحظه ای بعد از ميان مردم تماشاچی، جوانکی در حالی که کيسه ای در دست داشت، نفس نفس زنان به وسط ميدان آمد و گفت: بفرمائيد، مرشد همين الآن اين گربه را گرفتم... بعد کيسه را به دست معرکه گير داد و خود به سرعت به ميان جمعيت رفت.
معرکه گير کيسه را گرفت و در حالی که همچنان از وصف جوجه اش دم می زد، ابتدا جوجه را به زمين گذاشت و بعد آرام آرام درب کيسه ای که گربه در آن بود را باز کرد، که ناگهان گربه ای وحشت زده از ميان کيسه بيرون جهيد و هراسناک به دور حلقه ای که مردم برای ديدن آن، معرکه ايجاد کرده بودند، بنای دويدن گذاشت، گربه بيچاره گويی از ديدن جوجه ای به آن نحيفی که بدون هراس ناظر ماجرای فرار گربه و هيجان مردم بود، وحشت کرده بود و به دنبال روزنه ای برای فرار می گشت از همين رو بی مهابا خود را به پاهای مردم می کوبيد تا راهی برای گريز بيابد تا اين که عاقبت از ميان پاهای مردم راه گريزی يافت و از آن معرکه جان سالم بدر برد.

بعد از پايان معرکه و متفرق شدن تماشاچيان، مرد معرکه گير در حالی که با دستيارش در حال جمع کردن بساط معرکه خود بودند، رندی به کنارشان آمد و با لبخندی گفت: خدا قوت پهلوان، يک خواهشی داشتم. مرد معرکه گير گفت: بگو. رند گفت: اگر بگويی چگونه گربه ای با آن هيبت را از اين جوجه ترساندی که آن چنان پا به فرار گذاشته است به همان اندازه که از اين معرکه پول جمع آوری کردی، می دهم.

مرد معرکه گير بعد از شمارش پول های جمع شده گفت: اول پول را بده تا بگويم. رند هم به سرعت دست در جيب کرد و پولی را که معرکه گير می خواست پرداخت کرد و بی صبرانه منتظر شنيدن رمز و راز آن معرکه شد.

مرد معرکه گير گفت: اول آن که برای اين کار ابتدا مضنه زدم.
رند گفت : يعنی چه؟
معرکه گير گفت: اول با حرف ذهن مردم را نسبت به کاری که می خواستم انجام بدم آماده کردم و آن قدر گفتم و گفتم که برای ديدن معرکه مشتاق شدند تا جائی که ديدی حتی حاضر به پرداخت پول هم شدند.
دوم اين که قبل از نمايش گربه ای را در کيسه ای انداختم و به دستيارم سپردم وقتی من در حال رجز خوانی برای جلب تماشاچيان هستم، او کمی پائين تر از محل معرکه کيسه ای که گربه در آن بود را به دور سر خود آن قدر بچرخاند که وقتی درب کيسه را باز کردم گربه از شدت دوران آن قدر گيج باشد که قادر به تشخيص هيچ کس نبوده، چه رسد به جوجه نحيف و لاغر من، تنها به فکر فرار باشد که ديديد بالاخره هم فرار کرد و رفت.

اين حکايت را از آن رو آوردم تا حال روز ما و دنيای امروز را توصيف کرده باشم که دولتمردان امروز ما آن معرکه گير و دول دنيا، گربه ی در کيسه و مردم جهان، تماشاچی و ما هم آن جوجه پهلوان مسخ شده ی معرکه هستيم.

در طول ۲۷ سالی که از انقلاب می گذرد آن چه تاکنون ما و مردم جهان را مسخ ساخته است شيوه حکومت کردن دولتمردان بعد از انقلاب اين آب و خاک بوده است که همواره معرکه ای ديدنی داشته اند. از ماجرای تسخير لانه جاسوسی گرفته تا همين آخرين معرکه ای که نه تنها ما ايرانيان را بلکه جهانی را مبهوت معرکه خود ساختند. طرفه آن که ابزار کار هم درست مانند ابزار کار معرکه گيرها است. يعنی، ابتدا مضنه می زنند تا ميزان قبول ادعاها را بسنجند بعد اگر موفق بودند بولدزر وار انجام می دهند و گرنه منکر همه ادعا های اعلام شده خود هستند و به طرفه العينی جام زهر هم می نوشند.

مثال: چند سالی است که موضوع گران شدن قيمت بنزين و يا کوپنی کردن آن مطرح است که ابتدا با شايع کردن آن در بين مردم (به قول معرکه گيرها مضنه زدن) اذهان عمومی را آماده کردند و بعد از چند سال جنگ زرگری و چه و چه بالاخره با سلام و صلوات فعلا قيمت بنزين دولتی را با ليتری صد تومان تصويب کرده اند تا بعد که قيمت آزاد آن را اعلام کنند اما جالب اين جاست که با اين شيوه معرکه گيری آن چنان ملت صبور را آماده ساختند که همگان از هم اکنون قبول ليتری ۵۰۰ تومان برای نرخ آزاد بنزين را چشم بسته قبول می کنند حال پيدا کنيد پرتقال فروشی را که در زمان قبل از انقلاب برای يک ريال گران شدن بليط اتوبوس چه ولوله ای در شهر انداخته بود.
از معرکه گيری های داخلی دولت که بگذريم با يک نوع معرکه گيری ديگر آن هم در سطح جهانی روبرو هستيم که بعد از تسخير لانه جاسوسی و چند سال تاخير در اين عمل، عاقبت بعد از معرکه هولوکاست در پی حکايت شيرين انرژی هسته ای به اين امر فراموش شده هم باز رسيدند که همين ماجرای اخير بازداشت بی نتيجه ۱۵ انگليسی و سپس آزاد کردن آنها آن هم با سلام و صلوات بود که به همت رئيس دولت وقت، بی آن که متجاوز شناخته شود و يا تعهدی مبنی بر عدم تجاوز بعدی گرفته شود، معرکه فيصله يافت و در اين ميان دول جهان مانند آن گربه در کيسه که از شدت دوران گيج و مبهوت شيوه دولت مردان اين کهنه ديار هستند، در پی راه فرار از اين معرکه را می جويند مگر ايرانيان که بدون هيچ نگرانی همچون آن جوجه زرد و نحيف داستان ما به تماشای اين معرکه ايستاده اند.

بيژن صف سری
www.bijan-safsari.com

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه