|
آیا مبارزات دمکراسی خواهی را بدون
نوسانات و بی وقفه می توانیم پیش ببریم؟
ناصر مستشار
انقلاب اسلامی و ارتجاعی سال پنجاه وهفت از
آنجائیکه برخلاف همه مبارزات قبل خود گام بر داشت به موجودی قهقرائی تبدیل شد و از
آن هنگام بخش وسیعی از فرهیختگان وفرزانگان مردم ایران به مخالفت با آن برخاستند
وگرنه دشمنی شخصی و نبرد برای کسب قدرت در میان نبوده است.انقلاب اسلامی از همان
آغاز برخلاف انقلاب مشروطیت ومبارزات ملی شدن نفت و دیگر حرکت های سیاسی و اجتماعی
گذشته مردم ایران، خود را به صدر اسلام متصل نمود و تاکنون تمام بد بختیها از همان
اتصال نامیمون حاصل شده است. برای مثال وقتی به بدن یک انسان به مثابه یک جامعه
زنده وپر طراوت، خون کهنه 1400 سال پیش وصل بشود معلوم هست که چه فاجعه ائی رخ می
دهد. جامعه ایران با مصائب گوناگون مسقل از" حکومت شاه" خود را به یک مرحله از دوره
سکولار ولائیک اما دست وپا شکسته رسانده بود و طبیعی بود که هنوز از ادامه رنج های
گذشته از جامعه فئودالی و دینی رها نشده بود و بسیار منطقی می بود که همچنان بر
مشکلات عدیده ائی فائق نیامده باشد." اگر به مصاحبه مهدی فتا پور عضو سازمان
چریکهای فدائی دقت کرده باشیم ، متوجه می شویم که نیروی رهائیبخش جامعه که
ماتریالیسم بود وخود را مترقی می دانست بخاطر عشق دونفر از اعضای سازمان خود دست به
جنایت زده اند. در همانجا معلوم می شود که نیروی مدعی کمونیستی جامعه هنوز از
تاثیرات جامعه عفب مانده ومتعصب وباورهای مذهبی در عذاب بوده است و آن واقعه را می
توان به تمام جامعه تعمیم داد.در جامعه عقب مانده تحت سیطره اسلام وروحانیت" شاه
اش" هم خواب امام زمان وحضرت ابوالفضل می بیند وجای هیچ گله ائی نیست. در همین
راستا انقلاب اسلامی شدت خرافه اندیشگی جامعه را هرچه بیشتر گسترش داده است و حکومت
اسلامی برشانه عقب مانده ترین بخش های جامعه همچنان فرمانروائی می نماید.روزی که
امریکا با روحانیون به سازش رسید تا انقلاب اسلامی بدست کمونیست ها در نیاید ،
نیروهای آگاه از آن اتحاد در دلهره بسر می بردند. بخشی از رهبران ارتش شاهنشاهی به
فرمان امریکا از در سازش با روحانیون در آمدند تا به اصطلاح وطن را نجات دهند اما
اینک معلوم شده است که آن سازش میهن ما را هرچه بیشتر به خرابی ونابودی سوق داده
است ومردم ایران را به زندانی پر از رنج و اندوه کشانده است که بیرون آمدن از آن
حبس خانه هنوز معلوم نیست که چگونه ودر چه زمانی به وقوع خواهد پیوست. در همان
روزها که امریکا به رهبران انقلاب اسلامی پیام شاد باش ارسال می کرد ، مبارزان
آزدیخواهی به اشتباهات مردم پر هیجان پر برده بودند اما امریکا هنوز در پی کمربند
سبز خود بدنبال ملایان به عشوه گری می پرداخت. در روزهای اخیر امریکا از اندیشه
حمله نظامی" فعلا" بطور خوشبختانه صرف نظر نموده است که جای بسی مسرت برای نیروهای
سیاسی بوجود آورده است اما بخشی از نیروهای سیاسی از ادامه مبارزه دست کشیده وسست
شده اند. این بخش از نیرو های سیاسی همزمان با فعال شدن امریکا در برابر حاکمان
اسلامی به جنب وجو ش در می آیند و پس از آنکه رهبران امریکا تاکتیک ها واستراژی خود
را کمی ملایم می کنند آنها نیزبلا فاصله از جوش وخروش باز می مانند. رگهای این بخش
از نیروهای سیاسی شدیدا به رگهای واشنگتن متصل است. موضوع جالب اینجاست که رهبران
رژیم نیز منتظر موضع گیری های گاه سفت وسخت وگاه ملایم ودوستانه امریکا هستند
وعمر خود را به تصمیم امریکا پیوند داده اند ملایان همه سیاست های خود را با جهت
گیری های امریکا تنظیم می نمایند. هم آن دسته از نیروهای سیاسی که شدیدا به تصمیم
گیر ی های امریکا برای سرنگونی جمهوری اسلامی به انتظار نشسته اند وچه رهبران
اسلامی که دائما به حرکات وسمت گیری های امریکا به نظاره نشسته اند، هردو به نیروی
لایزال مردم اعتقادی ندارند.هوش وخرد جمعی مردم حکم می نماید ، مادا میکه آلترناتیو
فرهمند و جامع الشرایط شکل نگرفته باشد ، بدنبال هر نیروئی غیر قابل اطمینان
نخواهند رفت ومردم تا کنون ثابت کرده اند که از شاخص های معینی تبعیت می نمایند که
تغییر ناپذیرند. در دوره کنونی مبارزه دمکراسی طلبی ناچارا به مرحله نهادینه شدن
خود منجر خواهد گردید که ازآن درخت تنومندی سر بیرون خواهد آورد که هیچگاه برگشت
پذیر نخواهد گردید. به امید روزی که دمکراسی وقوانین حقوق بشردر ایران نهادینه
شود.
|