بازگشت به صفحه اول

از ايران امروز

 
 

نشانه‌هاي مستي

كيوان صميمي

 
بر خورد امنيتي و سياسي با مسأله‌ي صنفي معلمان به‌قدري نابخردانه است كه تحليل‌گر سياسي را به تأمّل وا مي‌دارد. احضارها و بازداشت‌هاي متعدد فرهنگيان به‌دنبال طرح مسالمت‌آميز مطالبات اقتصادي و صنفي، پرخاش و تندي و حتي توهين برخي مقامات به معلمان، ضرب و شتم آن‌ها در 23 اسفند و چند مورد ديگر، دستگيري هيأت‌مديره كانون صنفي معلمان و برخي از شوراي مركزي سازمان معلمان، دستگيري حيرت‌آور يك معلم سركلاس درس در حضور داشن‌آموزان و ده‌ها برخورد زشت ديگر در ماه‌هاي اخير با اين قشر شريف كه مسؤوليت راهنمايي ميليون‌ها نوجوان را برعهده دارند نشان چيست؟
احتمالاً برخي چنان مست قدرت و منافع شخصي شده‌اند كه هيچ انتظاري جز اين از آنان نمي‌توان داشت. تا زماني كه مست باشي هر كار زشتي كه به زيانت هم باشد احتمال سرزدنش منتفي نيست. جالب اين است وقتي كه مست هستي انجام هركار نيك نيز فاقد ارزش است، حتي خواندن نماز در حين مستي در قرآن منع شده است. آنان كه مست هستند با هيچ توضيح منطقي، با توصيه به‌درس گرفتن از تاريخ، با نصيحت‌هايي پيرامون رعايت عدالت و اخلاق و حقوق انسان‌ها و با هيچ نرم‌افزار ديگري نمي‌توان از مستي خارجشان كرد، مگر با استفاده از سخت‌افزار!
مست‌ها فقط هنگامي كه سرشان محكم به ديوار بخورد (البته در صورتي كه شانس بياورند و آن‌قدر محكم نخورد كه سر متلاشي شود) اميد ورودشان به حوزه‌ي عقل مي‌رود. كساني كه مست منافع و مناصبند نيز تا حادثه‌اي سهمگين بر سرشان فرو نبارد از مستي خارج نمي‌شوند. چنان‌چه خرد ورزان و يا مصلحت انديشان قبل از اين‌كه مستان با واقعيتي وحشتناك و تكان‌دهنده روبه‌رو شوند آنان را به‌عقل‌گرايي و پندگيري از تاريخ راهنمايي كنند، پاسخ خواهند شنيد كه: ما كه مست نيستيم. درست مانند آن‌كه مست شراب است و مي‌گويد: من حالم خوب است، راحتم بگذاريد، من كه مست نيستم! پس آن‌هايي كه منافعشان مستشان كرده است- در رده‌ها و مناصب مختلف- از آنان انتظار برخورد هشيارانه و مصلحت‌گرايانه نمي‌رود.
در برخوردهاي اخيري كه با معلمان، دانشجويان و زنان شده، هيچ نشاني از عقل‌گرايي و عاقبت‌انديشي ديده نمي‌شود سهل است كه خبر از مستي افراطي مي‌دهد. افراطيون و تندروهايي كه حتي به بقيه حكومتيان وقعي نمي‌گذارند و توصيه‌هاي ميانه‌روها را از موضع ضعف مي‌دانند و خود را تافته‌ي جدا بافته تاريخ مي‌بينند، تا سرشان به‌سنگ نخورَد از مستي خارج نخواهند شد. آنان در يكي دو ماه اخير مستانه به سمت طرح كنندگان مطالبات صنفي فرهنگيان يورش برده و با استمرار هل دادن ناهشيارانه‌ي حركت آرام معلمان، مسايل را به جايي خواهند كشاند كه نتيجه‌اش به‌نفع امنيت كشور و مردم نيست. اگر قرار است كساني به‌اقدام عليه امنيت ملي متهم شوند، برخي از همينان هستند. اين‌ها هستند كه منافع فردي چنان از خود بيخودشان كرده كه براي حفظ آن به حركاتي دست مي‌زنند كه هم امنيت و آزادي ديگران را خدشه‌دار مي‌كنند و هم در نهايت مستانه به منافع طولاني مدت خود ضربه‌ي جدي مي‌زنند.
توهين و زنداني كردن معلمان، تعبيه‌ي داغ و درفش براي زناني كه فقط خواهان تغييراتي حقوقي آن هم به‌صورت مسالمت‌آميز هستند، تهديد كردن جوانان به حبس و تبعيد به‌خاطر موضوعي فرهنگي به‌نام بدحجابي، تجاوز به حقوق ابتدايي دانشجويان منتقد كه در دولت شبه نظامي كنوني گويي ديگر عادي شده است، تعقيب و احضار و هشدار به مدافعان حقوق طبقه‌ي كارگر كه به‌دنبال يك زندگي بخور و نمير هستند و صدها برخورد تند، تهديدآميز، تحقيرآميز، به دور از موازين اخلاقي، غير متعارف و غير قابل انتظاري كه مدتهاست در جاي‌جاي اين مملكت با بسياري از دگرانديشان مي‌شود، نشان از چيست؟
اين‌ها نشانه‌هاي مستي است. آن‌ها مست قدرتند و در نتيجه از تاريخ درس نمي‌گيرند. از تاريخ دور كه هيچ، حتي بعضي‌شان از وقايع نزديك هم متنبّه نمي‌شوند و شكست انجام بودن استرتژي "نصر به‌الرّعب" دهه‌ي هفتاد را نيز فراموش كرده‌اند. اگر كساني چنين مي‌انديشند كه براي رسيدن به پيروزي و نصر و از دست ندادن موقعيتي كه نصيبشان شده مي‌توانند از اين شيوه‌ها بهره ببرند، به‌خطا رفته‌اند.
اين كاملاً قابل فهم است كه بسياري از كساني كه از موقعيت‌ها و مناصبي برخوردار شده‌‌اند سعي بر حفظ وضع موجود كنند. در مقياس كلان مي‌توان حفظ وضع موجود را "حفظ نظام" تعبير كرد و اقدام تندروها براي اجراي شيوه‌هاي نابخردانه‌ي پيش گفته را جلوگيري از براندازي نظام دانست. نكته همينجاست كه روش‌هاي تندروانه‌ي فوق مانع از فروپاشي نمي‌شود و براي رهايي از كابوس براندازي نرم و سفت و رنگي و مخملي و... راه‌هاي ديگري وجود دارد كه بحث ديگري است. اما كشف اين راه‌ها از استعداد و ظرفيت كساني كه آلوده به زر_زور_تزوير هستند خارج است. آن‌ها درواقع مستِ يك يا دو و يا هر سه‌ي اين آلودگي‌ها هستند و توان عقلي خود براي پاك‌انديشي و حتي مصلحت‌انديشي را از دست داده‌اند.
آيا بايد در مورد موضوعي بسيار حياتي و دقيق براساس نظرات كساني كه نشانه‌هاي بارز مستي در آنان ديده مي‌شود حركت كرد؟
 
 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه