بازگشت به صفحه اول

از ادوار نيوز

 
 

بیانیه سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی شاخه گیلان درخصوص تحولات سال 86

ادوارنیوز: شعبه گیلان سازمان دانش آموختگان ایران با صدور بیانیه ای دیدگاه و تحلیل خود را در خصوص مسائل کشور از ابتدای سال 86 بیان نمود:

یک ماه و اندی است که از آغاز سال جدید می گذرد اما سیر تحولات در کشور آنقدر سریع و بحث برانگیز بوده که سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) شاخه گیلان طی نکاتی به بررسی و تفسیر این تحولات می پردازد :

معلمان / کارگران / زنان / دانشجویان

در ماه های اخیر شاهد تجمعات مختلفی توسط اصناف و اقشار مختلف برای پاسداری و دفاع از حقوق صنفی و ملی بودیم. تجمعاتی که توسط معلمان برگزار شد تا بگویند حرمتمان را حفظ کنید و تنها چیزی که می خواستند این بود که حقوقشان برابر با دیگر کارمندان باشد. کارگران نیز خسته و درمانده از ماه ها حقوق دریافت نکرده و با دستان خالی ، خجل پیش خانواده ، فریاد برآوردند که شکم بچه هایمان ماه هاست که گرسنه است و فریادرسی نیست. زنان نیز یکصدا شدند که فقط ارج برابر می خواهند با مردانی که همپایشان تلاش می کنند ؛ آنهم نه در حرف و شعار که در عمل و قانون. دانشجویان نیز خسته از کمیته های انضباطی و ستاره های نصب شده بر سینه هاشان سقف مطالباتشان را به ایجاد امنیت در دانشگاه ها کاهش داده اند. آیا این خواسته ها غیرعقلانی است؟
اما با این مطالبات به حق ، عجولانه و نه از روی تدبیر برخورد شد. نه تنها گوش شنوایی برای ابراز همدردی یافت نشد که این برخورد سلبی و قهری بود که امیدواران به دست دولت را ناامیدتر از هر زمان دیگری کرد. جواب درخواست های آرام و محترمانه کسانی که آینده سازان مملکت را تحویل جامعه می دهند و تربیت می کنند بازداشت و تهدید بود. جواب زحمتکش ترین اقشار جامعه که رکن مهم تولید و صنعت در کشور هستند نیز همچنین. جواب مادران این میهن که بهشت خداوند زیرپایشان است نیز اینچنین. جواب آینده سازان مملکت و نخبگان علم و دانش نیز اینچنین. اما آیا زندان و بازداشت و احضار و تهدید جواب مناسبی است و از میزان نارضایتی ها می کاهد؟ یا نکند دولت محترم نهم از کمبودها بی اطلاع است و نارضایتی ها را توطئه دشمن می داند؟
آیا دولت نهم نمی داند که حقوق هیچ معلمی به 600 هزار تومان نمی رسد و با نهایتا 300 هزار تومان در ماه هیچ نمی توان کرد؟ آیا دولت نهم نمی داند که کارگرانی هستند که ماه هاست حقوق دریافتند نکردند و دیگر حتی قدرت خرید قرص نانی را هم ندارند؟ آیا دولت نهم نمی داند که حق طبیعی زنان است که حقوق مساوی مردان طلب کنند ، مردانی که زنانشان همپای آن ها در تلاشند؟ آیا دولت نهم نمی داند که دانشگاه محل تضارب آرا است و دانشجو صدای جوان این مملکت است و برخورد با دانشگاهیان موجب فرار مغزها و تضعیف بنیه علمی کشور می شود؟
مطمئنا دولت نهم بهتر از هرکسی به این امور واقف است. وگرنه در هنگامه انتخابات وعده نمی داد که کاستی های 16 سال گذشته را حل خواهد کرد. وگرنه وعده نمی داد که پول نفت را بر سر سفره مردم خواهد آورد تا مشکلاتشان مرتفع شود. وگرنه نام خود را دولت مهرورز نمی نهاد. پس کو آن شعارها؟ چرا این همه تناقض در شعار و عمل؟
11 اردیبهشت روز کارگر است و 12 اردیبهشت روز معلم. این روزها به مانند تمام این سال ها تجمعات مسالمت آمیزی را به خود خواهد دید. وضعیت در دانشگاه ها نیز چندان آرام نیست و اعتراضات صنفی و سیاسی به مانند آنچه که درلرستان و همدان و مازندران و شیراز و دانشگاه علمی کاربردی انزلی شاهدش هستیم و بودیم ادامه دارد. زنان برابری خواه نیز با تمام محدودیت هایی که با آن برخورد کرده اند همچنان از مسئولان می خواهند که به حق طبیعی شان رسیدگی کنند. اما از دولت نهم که خود را مهرورز می خواند ، آن هم در سالی که ضرورت اتحاد ملی تشخیص داده شد ، انتظار می رود که با سعه صدر بیشتری با خواسته های اصناف و اقشار مختلف جامعه برخورد کند و آب در هاون همان هایی که دولت نهم دشمن می خوانندشان نریزد. اینکه معترضین برانداز خوانده شوند و ستون پنج دشمن چه فایده دارد؟ اینکه با کسانی که مسالمت آمیز برابری طلب می کنند و از سیاست هم دوری می کنند برخورد سلبی شود چه ثمری دارد؟ تا به حال این برخوردها چه سودی برای کشور و حتی دولت داشته است؟ مگرنه اینکه از کنار دستگیری هر دانشجویی ، صدها دانشجوی دیگر معترض می شدند؟ مگر نه اینکه از احضار هر معلمی ده معلم دیگر به صدا در می آمدند؟ مگر نه اینکه با دادگاهی کردن هر زنی ، ده ها زن دیگر فریاد برمی آوردند؟ مگر نه اینکه با فراموشی کارگران ، مصیبت ها بیشتر می شد؟ این ها چه سود دارد؟ برانداز قلمداد کردن این گروه ها آیا سود بیشتری دارد یا اینکه با آن ها همدل شدن و گوشه ای از نیازشان را بر طرف کردن؟ مگر نه اینکه اگر حتی ذره ای از مطالباتشان برآورده شود و ناراضیان راضی به خانه برگردند دیگر هیچ مغرضی توان سوءاستفاده از اعتراضات را ندارد؟ کشورهایی که توسط دولت دشمن خوانده می شوند آیا از تجمعات مسالمت آمیزبیشتر سوءاستفاده می کند یا از دستگیری ها و احضارها؟ مگرنه اینکه با مهربانی و سعه صدر می توان ناراضیان را راضی کرد و مجالی برای سوءاستفاده کنندگان نگذاشت؟ مگر دولت نهم نمی گوید در این برهه حساس دشمنان اسلام و کشور درصدد سوءاستفاده از اوضاع داخلی و برهم زدن جو کشور هستند؟ خب چه فرصتی بهتر از اینکه این دشمنان چهره ای تیره از ایران به جهانیان بشناسانند؟ آیا نمی شود از همین تجمعات اعتراضی بهترین استفاده را کرد و با جلب رضایت معلمان و دانشجویان و کارگران و زنان بر صف حامیان افزود و سوءاستفاده کنندگان را ناامید تر از هر زمان دیگری کرد؟ آیا این نیست معنای واقعی اتحاد ملی؟

میراث فرهنگی

در این نزدیک به دو سالی که از عمر دولت نهم می گذرد شاهد اجحاف دردناکی به میراث فرهنگی این مرزوبوم بودیم. گویی که هیچ ملتی این بی توجهی به یادگاران و سرمایه خود نمی کند که ما می کنیم. مترو از چهارباغ عبور داده ایم و راه آهن از تخت جمشید ، بیستون در خطر آب گرفتگی است و شهر باستانی طوس در خطر برق گرفتگی. مغازه های مدرن در دل مسجد سنتی و تاریخی جامع صفوی تهران کنده اند و حال سدی بنا کرده اند تا آرمگاه کوروش کبیر بلرزد.
دولت نهم با شعار اصلاح همه کاستی های دو دولت گذشته بر روی کار آمد و مگر نه اینکه خود اذعان می کند که سد سیوند توسط دو دولت قبلی ساخته شده است. حال آیا دولت مهرورز نهم نباید این یکی اشتباه را هم اصلاح کند؟! آیا رییس جمهور یک ملت باید به یک باره و با آگاهی کامل از حساسیت هایی که در کشور وجود دارد دستور آب گیری سدی را دهد که حتی اگر یک درصد هم احتمال تخریب بناهای باستانی توسط آن وجود دارد نباید ساخته می شد و اکنون هم به بهره برداری برسد؟ وقتی ما خود چنین بی توجه ایم به داشته های تاریخی و باستانی مان پس چه انتظاری داریم از غرض ورزان هالیوودی و رییس جمهورمان برای چه بر سرآن ها نهیب می زند وقتی که خود دستور آب گیری سدی را می دهد که به اذعان کارشناسان مستقل با آغاز به کارش تمدنی را به زیرآب می برد؟ چطور می شود به تماشای این همه تناقض نشست که یک روز چند کارشناس در تلویزیون به مدح خشایار شاه می نشینند در اعتراض به ساخت فیلم 300 و چند ساعتی بعد تیزر تبلیغاتی سدی پخش شود که همه را نگران کرده است که مبادا تمدن همان خشایار شاه را نابود کند.
آیا دولت نهم حداقل نمی توانست وقت بیشتری بگذارد تا معترضین را قانع کند و یا در نهایت از خیر این سد بگذرد اما به جایش دل ملتی را شاد کند؟ آیا همراه کردن ملت سودمند تر از ساخت یک سد نیست و چه ثروتی گرانبهاتر از رضایت مردم؟ اصلا ضرر و زیان توقف یک سد بیشتر است یا تخریب یک بنای باستانی مشهور که می تواند میلیون ها دلار را از راه صنعت توریست برای این مملکت به ارمغان بیاورد؟

حجاب
شکل گیری مبارزات زن و مرد در قالب خانواده و اجتماع سابقه ای همپای تاریخ بشر دارد. سابقه جنبش سیاسی زنان و اندیشه های مربوط به آن را باید در انقلاب فرانسه به بعد پیگیری کرد. در اثر پیدایش این جنبش ها بود که مناسبات زن و مرد از بعضی جهات موردسوال قرار گرفت.
اصلی ترین سوالات این جنبش ها در دو یا سه قالب شکل گرفت. مردان چگونه مسلط شدند، چرا سلطه پذیرفته شد و نتایج این سلطه چیست؟
به این سوالات به دو گونه پاسخ داده شد. یک پاسخ از جانب محافظه کاران و موافقان وضع موجود بود کو پاسخ دیگر از جانب معترضان خواهان اصلاح وضع موجود بودند. گروه محافظه کاران را می توانیم به دو دسته تقسیم کنیم.
الف. کسانی که نابرابری جنسی را براساس دیدگاه های مذهبی توجیه می کنند. نوعی دترمینیسم الهی در پشت این نابرابری برقرار می کنند.
ب. دسته ای که تفاوتهای بیولوژی استعداد یا ویژه را دلیل نابرابری می دانند.
نگرش اصلاح طلبان در اندیشه های انقلاب فرانسه پیگیری شد. فلسفه های جدید به خصوص لیبرالیسم برای اولین بار این اندیشه را مطرح کردند که انسان ها برابر آفریده شده اند. و برای نخستین بار نابرابری زن و مرد مورد چالش قرار گرفت. و در فلسفه مارکسیسم(ماتریالیسم تاریخی) توسط بنیانگذاران این مکتب به خصوص فردریک انگلس این اندیشه دنبال گردید.
هرچند تحقیقات سازمان ملل پس ازگذشت چند قرن حکایت از آن دارد که زنان دو سوم کار جهان را بر دوش دارند اما فقط یک دهم از درآمد و یک صدم از مالکیت بهر مند هستند.
در ایران عصر قاجار خرید و فروش زنان به عنوان کنیز رواج داشت. از ویژگی های زنان در جامعه سنتی ایران را می توان تقید به سنت ها و آداب و رسوم جامعه مردسالار، رعایت شدید حجاب، محدودیت فعالیت زنان به خانه داری وشوهرداری برشمرد.
فرهنگ مردسالارانه جامعه سنتی ایران دیدگاه های تحقیرآمیز نسبت به زنان داشت. سرانجام ارتباط با اروپا در اواخر قرن 19 موجب گسترش اعتراض به وضعیت زنان ایرانگردید. روشنفکران عصر مشروطه از وضعیت تحقیرآمیز زنان و سلطه مردان انتقاد کردند.
هرچند زنان ایرانی در برپایی انقلاب اسلامی نقش چشمگیری داشتند اما جنبش های اولیه زنان در ایران به وسیله گروهه ای کوچک از زنان تحصیل کرده طبقه متوسط به راه افتاد و طبعا جنبش توده ای نبود.
زنان ایران بااستفاده از دیدگاه رهبری انقلاب در مورد ضرورت حضور زنان در عرصه عمومی بهر بردند.
آنان همراه دو گروه سنی جوانان و گروه فکریدگراندیشان در شکل گیری جنبش اصلاحات برای تامین اصلاحات خویش نقش داشتند.
بزرگترین اقدامات دوران اصلاحات در مورد حقوق زنان پیوستن ایران به جنبش کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان (CEDAW) بود که با تبلیغات منفی و گسترده محافظه کاران همراه شد.
در این کنوانسیون تاکنون بیش از 190 کشور جهان عضویت دارند.
بدون تردید ساختار حقوقی و قانون منشا بخشی از مشکلات زنان ایران است.
اما راه حل برون رفت از نظام آن است که در ابعاد جامعه شناسی و روان شناختی جامعه تحولات اساسی صورت گیرد.
لازمه تحولات جامعه شناسی ایجاد تحول در زمینه های اقتصادی اجتماعی و به خصوص سیاسی است.
تازمانیکه حداقل حقوق شهروندی (انتخاب نوع پوشش، و دموکراسی در جامعه ایران به دست نیایدنه تنها مساله زنان حل نخواهد شد بلکه مخالفان در قدم های اولیه ناکام می مانند.
در کشورهایی که حقوق انسانی و شهروندی برای مردان به رسمیت شناخته نشده است چه برسد به زنان چگونه می توانیم از اصلاح برخی قوانین خانواده و قانون مدنی که با واقعیتامروز جامعه سازگار یندارد صحبت کنیم؟
باید به این گفته سیمون دوبوار باور داشت که:«زن محصول طبیعت نیست بلکه افریده جامعه است.»
و نکته آخر آن که چگونه می شود بعداز 28 سال از گشذت انقلاب اسلامی ما همچنان به فکر برخورد های سلبی در خصوص حجاب هستیم؟ایا نتیجه ای از این برخوردها گرفته ایم؟

کمی با دقت در سخنان ریاست محترم قوه قضاییه تامل کنیم که می گوید : « خیلی اوقات برخوردهای شدید هم جواب عکس می دهد و هم مانعی بر سر قوانین مربوط به اصل پیشگیری از وقوع جرم به حساب می آید.» و این چه طنز تلخی است که در زیر این سخنان ، اظهار نظر مقام پایین تر از رییس قوه قضاییه یعنی دادستان تهران می آید که خبر از زندان و تبعید در انتظار بدحجابان می دهد یا آنگونه که خود می گوید : « مانکن های خیابانی».

جمع بندی

سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی شاخه گیلان به عنوان یک تشکل سیاسی که باید پلی بین ملت و حاکمیت باشد وظیفه خود می داند که دولت نهم را از خطر اتخاذ و اجرای برخی از سیاست هایش آگاه سازد. این مملکت از آن تمام ایرانیان است. همان ایرانیانی که فارغ از نژاد و دینشان به هر نحوی تاکنون پشتیبان این کشور بودند پس کاری نکنید تا روزی را ببینیم که خدای نکرده این ایرانیان به کشور خود هم پشت کنند.
زمانه ، زمانه سختی است. از یک سو گرانی بی داد می کند و مشکلات اقتصادی کمر بسیاری از اقشار را خم کرده است و از سوی دیگر تهدیدات جهانی علیه گربه زیبای ما همچنان ادامه دارد. با بگیر و ببند بیشتر از این بهانه به دست رقیبان مان ندهیم. چگونه از مردمانی که می توانستند با مهر دولت روبرو شوند اما راهی زندان شدند می توان انتظار همراهی و هم رایی داشت؟ هیچ حکومتی در دنیا نبوده که فارغ از کمبود و کاستی باشد. پس نباید از اعتراض ها ترسید بلکه باید با سعه صدر و مهربانی و تعقل مخالفان را منتقد و منتقدین را موافق کرد. اگر تدبیر به کار برده شود و رضایت ها جلب شود دیگر هیچ دشمنی – چه فرضی و چه واقعی- نمی تواند سوءاستفاده کند. پس بیاییم واقعا به اتحاد ملی برسیم وگرنه خطر در کمین است.

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه