بازگشت به صفحه اول

 

 
 

قوم گرائي و فاميل بازي!

راد از اهواز

در گذار به دمكراسي نياز به بازنگري تفكرات و سنت هاي قديمي بسيار ضروري است و بسيار مهم است كه سنن غير دمكراتيك را از جامعه دور كنيم . براي من كه سالها در خوزستان زندگي ميكنم ميدانم كه اين منطقه از اقوام گوناگوني تشكيل شده ، لرها ، بختياري ها ، عرب ها ، دزفولي ها ، شوشتري ها و اقليت هاي مهاجر . اقوام عمده به دسته هاي كوچكتري نيز تقسيم ميشوند مثلا عربها به عشيره هاي مختلفي تقسيم ميشوند و عشيره ها از خانواده هاي متعددي تشكيل شده اند همينطور بختياري ها كه با طوايف گوناگوني شناخته ميشوند . در بعضي مناطق مرزهاي جغرافيائي و موانع فيزيكي باعث شده تا اجزاء يك فرهنگ كمتر با سايرين تخليط شود ولي در شهر ها و علي الخصوص مراكز اصلي اختلاط قومي آنقدر تشديد شده كه دو لهجه بودن و در مواردي بي لهجه بودن هم مشاهده ميشود . خوزستان به لحاظ برخورداري از تنوع اقوام و فرهنگ نمونه زيبائي از رنگارنگي جامعه ميتواند باشد اما .....

به لحاظ سنتي هر فرد نسبت به خانواده خود تعصب  و حس رقابت با خانواده ديگر دارد. خانواده هاي يك عشيره  در مقابله با عشيره  ديگر نيز همين احساس ملي را دارند. اين حس وقتي با قوم ديگر مثلا بختياري يا شوشتري يا ...  برخورد ميكند تقويت ميشود . اين احساس در ارتباطات منطقه اي مثلا با اصفهان يا خرم آباد نيز به شكل بزرگتري وجود دارد و همينطور كه فرد با محيط بيرون تعامل ميكند اين حس حفظ و فرا ملي ميشود ، اگر يك عرب خوزستاني كه سالها در كانادا زندگي كرده با يك بلوچ اهل زاهدان برخورد كند چنان شاد ميشود كه گوئي برادرش را ديده و حس حمايت وهمبستگي ملي اش گل ميكند . حسي كه اگر در شهر خودش بود اصلا از آن خبري نبود . آذربايجاني در ايران فرياد ميزند " هاراي هاراي ما توركيم " اما وقتي در آلمان يك بختياري را ميبيند كه آدرس گم كرده چه نميكند ... .

در حاليكه دنيا در حال نزديك شدن و كوچك شدن است ، درحاليكه كشورهاي پيشرفته مانند آمريكا ، كانادا ، استراليا از رنگارنگي جامعه و گوناگوني عقايد نهايت استفاده را ميبرند ، ما در ايران يا جدائي ميخواهيم يا خودمختاري يا فدراليسم ، به نظر من هيچ فرقي نميكند اگر حكومت فارس در كردستان باشد يا حكومت كرد در كردستان ، به هر حال حكومت يك عده است بر يك عده ديگر، نشناختن حقوق يكديگر اقليت و اكثريت ندارد، مگر ميشود ما كه مدافع و مدعي حقوق بشر هستيم جلوي سكونت يك گيلك را در بلوچستان بگيريم و ياحقوقش را فراموش كنيم . و يا يك لردرخرم آباد يك بندري را شهروند درجه 2 محسوب كند ؟ مگر اشكالي دارد كه اهالي زابل از يك مازني يا لك براي نمايندگي شهرشان استفاده كنند ( مسلما به شرط آنكه جامعه شهر زابل تشخيص دهند كه اين فرد مناسب تر است ) چرا با تعصبات ملي ، قومي و فاميلي جلوي پيشرفت جامعه و ورود مغزها را گرفت ، اگر يك عرب مراكشي توانائي نجات كشور را داشته باشد چه اشكالي دارد رئيس جمهور كشور ما نشود ، آيا كشور ما از همين فاميل بازي هاي كور لطمه نخورده ، آيا نبايد به جاي تكه تكه كردن كشور ، به نظامي اعتقاد پيدا كنيم كه افغانستان ، آذربايجان ، عراق .... نيز تمايل به الحاق به آن را پيدا كنند ، آيا امنيت و توسعه ما در اتحاد همه نيست ؟ آيا كوچك كردن جامعه ، خطر را بيشتر نميكند ، تمام اين تفاوت ها مصنوعي است و حكومت هاي ديكتاتور آنرا بوجود آورده اند و به آن دامن ميزنند . حكومت اسلامي با تفرقه افكني بين ما حكومت ميكند . اگر مرز بين اقوام خطوط عمودي بين ما ايجاد ميكند . مرزهاي واقعي مرز بين عقايد ماست كه خطوط افقي بين ماست ولي متاسفانه كم رنگ است . خطوط عمودي را برداريم متوجه ميشويم كه جامعه اي بزرگ هستيم و مزدوران حكومت در كف اين جامعه هستند ولي تا وقتي اين خطوط فاميلي و قومي را پر رنگ ميكنيم اتحاد سارقان بين اقوام ( حكومت اسلامي ) بر همه ما حكومت ميكنند . مگر اين حكومت نيست كه به عرب فلسطيني برنج و روغن ميدهد ولي به عرب سوسنگردي گلوله و تبعيض ميدهد . عرب با عرب براي حكومت فرق بين عقيده آنهاست . اين شووينيسم فارس نيست ، شووينيسم  عده اي مفتخور و دزد بر ملت ايران است . آيا خيلي خيال پردازانه است كه بخواهم ترك ، كرد ، بلوچ ، فارس ،عرب ، لر ، افغاني ، عراقي ، بحريني ، قفقازي ، تاجيك ، ازبك  ... زير نام يك كشور متحد به نام ايران زندگي كنند ؟ آيا آمريكا از سياه و زرد و سرخ و سفيد تشكيل نشده ؟ آيا يك ايراني بلوچ در استراليا نميتواند شهردار يا نماينده مجلس شود ؟ ياد گرفتن اين درسها و انتقال چنين دانشي به جامعه امروز ما وظيفه كساني است كه هم روشنفكر و اهل مطالعه هستند و هم سالهاست در كشورهاي پيشرفته زندگي  ميكنند و به چشم خود ميبينند ولي متاسفانه هنوز درگير اختلافات 20 ساله هستند . مبارزان ، به جاي محكوم و متهم كردن يكديگر (كه اگر منشاء حكومتي نداشته باشند ولي به نفع آن است )، بهتر است بر روي اتحاد اقوام و ملل تبليغ كنيم و بخواهيم اگر هموطن عرب شيعه آنها در زندان محكوم به اعدام است حمايتش كنند حتي اگر سني و اهل جاسك باشند، اگر كارگر نيشكر كارون اعتصاب كرده ، نياز به حمايت كارگران ايران خودرو ، دانشجويان دانشگاه فردوس مشهد و معملين سمنان دارند.

دموكراسي احترام به حقوق يكديگر و برابر دانستن ديگران است. هموطن شووينيسمي در كار نيست ، اين توطئه حكومت هاي ديكتاتور است كه آغوش باز ما را به روي يكديگر بسته و فرهنگ تمسخر يكديگر را رواج ميدهد.

به اميد وحدت همه انسانهاي دوستدار عشق و آرامش.

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه