بازگشت به صفحه اول

 

 
 

كيانوش سنجري در پاسخِ کلی به مسایل مطرح شده  از سوي گزارشگران

كيانوش سنجري

در زمان کشتارهای بی رحمانه و وحشیانه زندانیان سیاسی به دست عقل باخته های اسلامی در دهه 60، من تازه به دنیا آمده بودم، کودک بودم، اما در همان دوران برخی از اعضای فامیل مان که در جنبش های چپ فعال بودند، در زندان جمهوری اسلامی زندانی بودند و البته من بزرگ شدم و خواندم و شنیدم و برایم تعریف کردند آن جنایت ها را، و دست آخر خودم هم در سال های گذشته درون این زندان ها زندانی بودم، در سال 81 در سال 3 زندان اوین با یکی دو زندانی سیاسی بازمانده و جان سالم بدر برده از آن سال های دهشتناک همبند بودم، آن ها تعریف می کردند و ترسیم می کردند فضا و شرایط زندان ها در دهه 60 را.   یکی از این زندانی ها که در زندان هم صحبتم بود به نام صادق که در ارتباط با سازمان مجاهدین خلق بود، می گفت برای رژیم فرقی نمی کرد که با چه کسی دارد برخورد می کند، کسی که اعدام می شد ممکن بود فقط به اتهام پخش و یا در اختیار داشتن اعلامیه­ی یک گروه سیاسی مخالف رژیم بازداشت شده بود، او اعدام می شد، به همین سادگی و به همین بی رحمی.   من فکر می کنم نباید گذاشت وحشی گری رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی هیچ گاه از خاطره مان پاک شود و نباد فراموش شود این جنایت ها، و نباید از یاد ببریم که با چگونه رژیمی سرکار داشته و داریم. این را می گویم چرا که بعضی وقت ها می شنوم و می خوانم که برخی افراد و سازمان های سیاسی مایل به ارتباط با عوامل این رژیم هستند و می خواهند با آن ها بنشینند و مذاکره کنند تا به نتایجی برسند.

من می پرسم که آیا می شود با رژیمی که به خاطر این جنایت ها چه در داخل ایران و چه در بیرون از ایران، باید در دادگاه مردمی محاکمه شود نشست و مذاکره کرد؟ با رژیمی مذاکره و حرف زد که در سال های نه چندان دور هزاران جوان آزادیخواه این سرزمین را جلو دیوارهای زندان به صف کشید و کشت شان؟!   پس از گذشت نزدیک به 3 دهه هنوز که هنوز است، آدم ها، متفکرین، روزنامه نگاران، دانشجویان، کارگران، معلمان، زنان و جوانان، حتی آخوند های ناراضی و یا دگراندیشان به سبب بیان عقاید و باورهای سیاسی شان به زندان افکنده می شوند و می شوند یک زندانی سیاسی.  

و این روزها می بینیم و می شنویم که متهم کردن و به زندان افکندن دگراندیشان و دانشجویان و زنان و کارگران روزافزون شده و بازداشتگاه های امنیتی جمهوری اسلامی در حال پرونده سازی و جرم تراشی  برای ناراضیان و منتقدین هستند و شکنجه در این اماکن خارج از نظارت مردم و حتا مجلس خودشان رونق گرفته و بیم آن هست که در این بازداشتگاه ها با زندانی ها بدرفتاری شود – همان طور که با خود من شد- و آن ها مورد آزار جسمی و روحی قرار بگیرند که دارند می گیرند! به همین خاطر این نشست ها و انسان هایی که در این نشست ها شرکت می کنند، مسئولیت دارند که تا حد امکان به بازتاب دادن این فجایع بپردازند و تا حد امکان از خبرنگاران رسانه های بین المللی دعوت کنند که در این کنفرانس ها شرکت کنند تا بیش از پیش وضعیت زندانیان سیاسی و شرایط زندان ها و بازداشتگاه های امنیتی جمهوری اسلامی مورد توجه قرار بگیرند.    

رژیم تیغ سرکوبگری اش را تیز کرده و شمشیرش را از رو بسته و شرم و حیا را دور ریخته و به باور من باند سعید امامی دوباره در وزارت اطلاعات زنده شده و با مدیریت جنایتکاری به نام محسنی اژه ای جان تازه ای گرفته و دارد سیاست های سعید امامی را از نو دنبال می کند و در این شرایط است که برخورد با دگراندیشان شدت گرفته و باید احساس خطر کرد و باید پیرامون این خطر حرف زد و ببینید در سال 2 زندانی در زندان های ناامن جمهوری اسلامی کشته شدند. اکبر محمدی، دوست و هم اتاقی سابق ام در زندان اوین و ولی الله فیض مهدوی که در ارتباط با سازمان مجاهدین خلق بود. روند اعدام های خودسرانه هم روز افزون شده. زندانیان سیاسی در حال حاضر در زندان های جمهوری اسلامی اکثرا احساس ناامنی و خطر می کنند. آن ها در این هراس هستند که به صورت مخفیانه و یک شبه و بدون برپا شدن دادگاه سربه نیست شوند. به راستی این احساس وحشت در زندانیان سیاسی وجود دارد. شاد به خاطر بحران هایی که جمهوری اسلامی با آن مواجه شده و موجودیت اش در خطر افتاده و به همین خاطر در سکوب ها بی باک تر شده و زده به سیم آخر، شاید به این خاطر است که زندانی ها احساس خطر می کنند. برخی از زندانبان ها یا بهتر است بگوییم شکنجه گران هم در تماس با برخی از دوستان ما در زندان چنین هشدارها یی داده اند و زندانیان سیاسی را تهدید کرده اند به انتقام گیری و سر به نیست شدن!  

برای این نشست آرزوی موفقیت می کنم.

کیانوش سنجری

با تشكر از شما

بهروز سورن

منبع:

گزارشگران

www.gozareshgar.com

برای اطلاع بیشتر:

 http://dialogt.org

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه