آقای هاشمی رفسنجانی من هم هاشمی ام
مینویسم به شما ؛
من با شما رابطه ای خاص دارم . چون وقتی بسیجی بودم و در جنگ با عراق میجنگیدم شما فرمانده عالی جنگ بودید و هنگامیکه مجروح و یا باصطلاح جانبازشدم فکر کردم برای کشورم کاری کرده ام.
ما یکجوریهایی با هم رابطه داریم؛ چون زندگی و جان امثال من در اختیار شما بود و در عملیاتی میتوانست ستانده شود.
آقای هاشمی رفسنجانی ؛ فکر میکنم شما میدانید کشور در چه شرایطی است و امیدوارم بدانید این وضعیت آثار وضعی 30 سال زندگی مردم و حاکمان در" عالم مجازی" و به سخره گرفتن علوم و دانش که دستاور صدها ساله بشر است و منهدم کردن "خرد" در نزد ایرانیان است.
ذوق زدگی بویژه از نوع انقلابی آن جایگزینی عالم مجازی بجای عالم واقعی است و بدگر معنا علوم مجازی در مقابل علوم حقیقی است یا" وهم" بجای" خرد "
اعمال قدرت درعالم مجازی ؛ ولنگاری تام در گسترش "وهم" است و مشروب حرامی است که نوش کننده آنرا در مستی خرابی فرو میبرد و صبح هوشیاری نه از تاک نشانی است و نه از تاک نشان.متاسفانه باید بگویم فقط
از ویرانی ایران؛ ایرانی سکولار ودمکراتیک بیرون خواهد آمد و نه با چرخش محترمانه قدرت.
ملت ایران آبستن هزینه سنگینی هست که برای دستیابی به کشوری دمکراتیک میبایستی پرداخت کند؛ مردم ایران از بحران داخلی رنج میبردند که ریشه در زندگی در" فضای مجازی" دارد و این زندگی قائم بر اصل "خرد" نبود و نیست.
مغز و مراکز تصمیم گیری در دنیای امروز "مراکز راهبردی و استراتژیک" نامیده میشود که در جهان غرب بر مبنای حقایق و واقعیت ها گردآوری داده ها و پردازش و در نهایت تبدیل به اهداف و برنامه ها و تصمیمات میشود.
اما در فضای مجازی کشور که دانش و علوم در کلیه حوزه ها بویژه مدیریت به " سخره " گرفته شده است و "خواصی" که بدون شایستگی و با عنایت و ذوق زدگی در فضای مجازی کشور درجات و مراتب پیشرفت را بدون مقتضیات پیموده اند و مشرف و آراسته به "عناوین کشوری و لشگری" گردیده اند و هم اکنون کثیری از آنها در مراکز استراتژیک و اطاق های فکر نسبت به سیاستگذاریهای راهبردی کشوردر کلیه زمینه ها بویژه امنیت داخلی و خارجی برنامه ریزی مینمایند و از طریق بازوهای اجرایی در شوراهای امنیت ملی و امنیت کشور و امنیت عمومی ویا فرهنگ عمومی باجرا میگذارند.
سا لها درفضایی" مجازی و ساکن (خلاء خرد)" به تدبر پرداختن؛ کارخانه هایی جهت تولید تئوری و دکترین احداث کردند و چنان ابعاد برنامه ریزی خود را توسعه دادند که به برنامه ریزی جهت" اداره جهان" رسیدند.
اصلا خنده دار نیست؛ ذوق زدگان و مستانی که از اداره یک مغازه عاجزند اکنون در حال پیاده سازی آن تئوریها و برنامه ها و تنظیم کننده "هژمونی" منطقه ای و فرامنطقه ایگشته اند.
قدری صبر کنید آنها خودناخواسته و بنا بر قوائد زندگی در فضای مجازی و اثرات وضعی آن و واقعیات حاکم بر زندگی واقعی ؛ ناخواسته پیاده کننده اصلاحات راستین و ایرانی سکولار و دمکراتیک خواهند شد.اما متاسفانه هزینه بسیار هنگفتی را به ملت ایران بار خواهند کرد.
صاحبان قدرت در عالم مجازی در پیاده سازی اولیه تئوریها و دکترین خود ساخته؛ بحران داخلی کشور را "جهانی "کردند.
اما اکنون پرداخت کننده تنهای این هزینه، ملت ایران نیست بلکه کلیه ملت های جهان نگرانند و این نگرانی به مرحله شیمی درمانی نزدیک میشود و پس از پرداخت هزینه ای هنگفت ؛نه فقط یکبار و برای همیشه ملت ایران باید بفهمد نباید در عالم مجازی زندگی کند؛ بلکه میبایستی برای همیشه "خرد" راقبله نماز خود کند.
فروش اطلاعات ماهواره ای وتجربیات جنگ سردواطلاعات جاسوسی و دانش های موزیانه به ایران توسط روس ها و چینی ها و کره شمالی؛در غالب باصطلاح روابط استراتژیک به فربه کردن گوسفندبه آب و نمک میماند.
آقای رفسنجانی:
انها اکنون میدانند در مراکز باصطلاح راهبردی ما چه خبر است ؛ نسبت ما با روسیه و کره شمالی و سوریه و حزب الله و حیاط خلوت آمریکا (آمریکای جنوبی)چه روابط استراتژیکی برقرار است.
اکنون چیزی بعنوان بکلی سری و محرمانه برای غرب در مورد ایران و اهداف آن باقی نمانده آنها میدانند چه داریم و چکار داریم میکنیم.
میدانند نطنز و کاشان و اراک دیگر سوخته محسوب میشود و...
آقای روحانی میگویند ایران ملک شخصی کسی نیست و یا ناطق استغراق جامعه در خرافات را نکوهش میکنند. نه برادر هم اکنون ایران و در آمدهای آن ملک شخصی محسوب میگردد و درد شما اینست که دکانداران جدید، دکان دکانداران قدیم را کساد کرده اند.
فاجعه نزدیک است؛ فقط با چرخش اساسی و فوری ممکن است و جای تعارفی باقی نمانده؛ باید به موارد ذیل بپردازید:
1- شورایی کردن رهبری و محدود کردن کامل اختیارات رهبری و عدم دخالت در امور اجرایی کشور.
2- ادغام سپاه و ارتش (همانند کمیته و شهربانی) و خلع یدنظامیان از دخالت در امور سیاسی کشور و فعالیت این نیرو زیر نظرقوه مجریه
3- حذف کلیه تشکیلات های انقلابی و پذیرش فعالیت کلیه تفکرات
و سپس با مهندسی مجدد قانون اساسی با مشارکت کلیه گروهها و صاحب نظران (بدون استثناء) در غالب وکمیته انتقالی میتوان کشور را نجات داد؛
موارد فوق انتقال جامعه از وضعیت مجازی به و ضعیت واقعی است و
در پایان هنگامیکه علوم و خرد را مسخره میگیریم خود مسخره میشویم.
