بازگشت به صفحه اول

 

 
 

گروگانگیران دیروز جنگ افروزان امروز

   زمان حال گذشته را  در بردارد و باردار ﺁینده است. از این رو، غفلت از گذشته ، ناتوانی از مدیریت رشد خود در حال و ﺁینده و به قدرت ویران گر سپردن سرنوشت خویش است . هر انسانی که بداند گذشته در لحظه به لحظه زندگی روزانه او حضور دارد و عمل می کند، نیز می داند که چسان گذشته را سرمایه رشد خود در حال و ﺁینده  کند . برای مثال، هرگاه ایرانیان و امریکائیان از  طراحان و مجریان طرح تسخیر سفارت امریکا و گروگانگیری اعضای ﺁن،  صورت حساب می خواستند، از ﺁن روز تا امروز، طراحان و مجریان طرح گروگانگیری در امریکا و ایران ، بر سرنوشت امریکائیان و ایرانیان حاکم نمی شدند و خاورمیانه را سر زمین ﺁتش و خون نمی کردند و ایران در معرض محاصره اقتصادی و جنگ نبود . امروز هم اگر سعی در تحصیل اطلاع کنند و بر گذشته و حال نیک ﺁگاه شوند، می توانند صاحب سرنوشت خویش بگردند و ﺁینده را حال ﺁزادی و رشد بر میزان داد و وداد کنند .

    داده ها ، نظر ها و اطلاع های جدید در باره گروگانگیری را در دو فصل  دسته بندی می کنیم : در فصل اول ، یافته های جدید در امریکا و نقش بوش پدر و ربط تدارک جنگ از سوی بوش پسر بر ضد ایران  را با گروگانگیری و  در فصل دوم، اطلاع های جدید که ، در ایران،  گروگانگیرهای ﺁن روز و دیگران بر زبان و قلم ﺁورده اند :

 

گروگانگیری و ربط ﺁن با بحران اتمی و تهدید ایران به محاصره اقتصادی و جنگ ؟:

 روبرت پاری : امروز دیگر مسلم است ژرژ بوش در اکتبر سورپرایز نقش داشته است اما چرا  ژرژ دبل یو بوش ( پسر ) انتشار اسناد ﺁن دوره را در دو نوبت ممنوع کرد و چه ربطی میان گروگانگیری و تمایل شدید بوش به جنگ بر ضد ایران وجود دارد ؟ :

 

انقلاب اسلامی : روبروت پاری ،  افزون بر کتاب، در پی یک رشته مقاله ها، دو رشته مقاله  در باره رابطه خانواده بوش با گروگانگیری و ربط تمایل بوش ( پسر ) به جنگ با ایران با گروانگیری اعضای سفارت امریکا در تهران، در 13 ﺁبان 1358 ( 4 نوامبر 1979 ) انتشار داده است . نکات تازه این مقاله ها عبارتند از :

 

*روبرت پاری : بوش ها و حقیقت در باره ایران ( 21 سپتامبر 2006 ):

 

● با وجود راه حل دیپلماتیک ، بوش تمایل به جنگ با ایران دارد و این برغم خطرها  که جنگ برای سربازان امریکا در عراق  و منافع دراز مدت امریکا در جهان، در بردارد .  با وجود  چنین بحران شدیدی، خانواده بوش  همچنان از انتشار واقعیت ها در باره روابط امریکا با ایران ، جلوگیری می کنند .  این واقعیت ها بیانگر روابط پنهانی جمهوریخواه ها با رژیم جمهوری اسلامی ، یک ربع قرن پیش از این ، بر سر گروگانهای امریکائی هستند .  بوش ( پسر ) در توجیه تمایل خود به جنگ با ایران می گوید : گفتگوی مستقیم با ایران بی نتیجه است . اما  پدر او می داند که گفتگوی مستقیم با ایران نتیجه دارد :

● امروز، سند قانع کننده در اختیار است که ژرژ بوش در گفتگو با رادیکالهای رژیم ایران شرکت داشته است . این گفتگوها در قفای کارتر، رئیس جمهوری وقت امریکا و با هدف  به تأخیر انداختن ﺁزادی  52 گروگان امریکائی در تهران ( اکتبر سورپرایز ) ، ، تا بعد از انتخابات ریاست جمهوری امریکا در نوامبر 1980 انجام گرفته اند . در برابر این کار، قول ارسال اسلحه به ایران داده شده است .

● رژر دبل یو بوش ( پسر ) به محض برعهده گرفتن ریاست جمهوری در 20 ژانویه 2001،  دستوری را صادر کرد که بنا بر ﺁن، از رده محرمانه خارج کردن و انتشار دادن  اسناد مربوط به دوران ریاست جمهوری ریگان و بوش را  ممنوع کرد .  بعد از ترورهای 11 سپتامبر ، بوش سانسور را کامل تر کرد وقتی با صدور  دستوری  اسناد  مربوط به معاونان ریاست جمهوری را نیز ممنوع کرد .

● اما به توجه به خطر جنگ، اطلاع مردم امریکا از نقش بوش ( پدر ) در معامله بر سر گروگانهای امریکائی  حیاتی است : نخست به این دلیل که  مردم امریکا  از تاریخ واقعی روابط امریکا با ایران، پیش از این که بوش ( پسر ) جنگ دیگری را در خاورمیانه به راه اندازد، می باید اطلاع حاصل کنند . و ﺁنگاه به این دلیل که درجه ﺁمادگی طرف ایرانی به گفتگو و به نتیجه رسیدن ﺁن،  بستگی تمام دارد به ممکن بودن این گفتگو دارد .  در حقیقت، تنها امری که می تواند مانع از دست زدن بوش به جنگ با ایران شود، ﺁگاه شدن مردم امریکا از نقش خانواده بوش در اکتبر سورپرایز است .

       خطر جنگ جدی است . زیرا به تازگی، یکی از مقامات ارشد حکومت بوش به خبرنگاری گفته است : رئیس جمهوری بر این باور است که او تنها کسی است که در رابطه با ایران ، می تواند کاری بکند . یک امر روشن است و ﺁن این که منبع اصلی فشار برای ﺁنکه حکومت دست به حمله با ایران بزند، شخص رئیس جمهوری است . شارل کروتامر، سرمقاله نویس واشنگتن پست  که طرز فکر محافظه کاران جدید را باز می تاباند نیز به این نتیجه رسیده است که بوش مصمم به حمله به ایران است .

● در 20 ژانویه 1981 ،  همزمان با ادای سوگند از سوی ریگان، گروگانها ﺁزاد شدند . ﺁن روز ، گفتند هیبت ریگان ایرانیها را ترسانده و همزمان با ادای سوگند او،  گروگانها را ﺁزاد کرده اند .  اما امروز ، سند ها  حاکی از ﺁنند که ﺁزاد کردن گروگانها همزمان با ادای سوگند از سوی رئیس جمهوری امریکا، از پیش سازمان داده شده بود : بنا بر یک معامله، جمهوریخواهان  قوه مجریه را از ﺁن خود کردند و بنیادگراهای ایران اسلحه و امتیازهای دیگر بدست ﺁوردند .

● اینک روشن است که جمهوریخواه ها، در سال 1980، با ﺁیة الله خمینی و همکاران او تماسهای محرمانه برقرار کرده اند و تا امروز، کوشیده اند اسناد  این تماسها از قید محرمانه خارج نشوند . زیرا می دانند اگر مردم امریکا از روابط پنهانی جمهوریخواه ها با طرف ایران خود ﺁگاه می شدند، ریگان و بوش به ریاست و معاونت ریاست جمهوری امریکا نمی رسیدند و بعد از ریگان، بوش ریاست جموری نمی یافت و امروز ، بوش ( پسر ) رئیس جمهوری امریکا نبود .

      تنها بخشی از اطلاعات مربوط به معامله پنهانی جمهوری خواه ها با بنیادگراهای ایران، در پی ببار ﺁمدن  افتضاح ایران گیت، در 1986، از پرده بیرون افتاد ...

● ریشه افتضاح ایران گیت : در برابر چند روزنامه نگار، مقامی از مقامهای حکومت ریگان، نیکولا ولیوتس Veliotes ، مشاور وزیر امور خارجه ریگان در امور خاورمیانه،  ریشه افتضاح ایران گیت را پی گرفت تا به معامله پنهانی بر سر گروگانها در 1980 ( اکتبر سورپرایز ) رسید . در مصاحبه اش، ولیوتس گفت : نخست او بود که جریان مداوم و سری اسلحه به سوی ایران را کشف کرد و این بعد از ﺁن بود که هواپیمای حامل اسلحه  از اسرائیل بسوی ایران برخاست و در 18 ژوئیه 1981، توسط روسها  سرنگون شد ... و چون در این باره تحقیق کردم، به این نتیجه رسیدم که اداره کنندگان مبارزه انتخاباتی ریگان و بوش ، پیش از انتخابات ریاست جمهوری ، با ایران معامله پنهانی انجام داده اند . در این معامله ، پای اسرائیل نیز بمیان بوده است .

●  و در جریان تحقیقم در باره ایران گیت، من خلاصه شهادت مقام وزارت خارجه امریکا ، داوید ساترفیلد را بدست ﺁوردم . این سند محرمانه بود .  ساتر فیلد بر این باور بوده است که اسرائیل روابط نظامی با ایران را مصرانه حفظ کرده بود . بنا بر این نظر که ایران کشور غیر عرب در خاورمیانه است که می تواند متحد بالقوه اسرائیل باشد . مسلم است که  در 1980، اسرائیل به ایران اسلحه می داد .  در طول سالها، مقامات اسرائیل به تکرار گفته اند که اسلحه را با موافقت مقامات حکومت ریگان و بوش به ایران می فرستاده اند . در اواسط سال 1982، ﺁریل شارون ، وزیر دفاع وقت اسرائیل به واشنگتن پست گفت : ما همه از استبداد  خون ریز خمینی نفرت داریم اما مقادیر کم اسلحه به ایران دادیم تا که پنجره ای به روی این کشور بگشائیم و پل باریکی با ایران برپا داریم .

     و در مصاحبه با من، در 1993، اسحق شمیر ، نخست وزیر وقت اسرائیل، در پاسخ این پرسش که ﺁیا اکتبر سورپرایزی در کار بوده است یا خیر، بدون تردید گفت : مسلم است اکتبر سورپرایزی بوده است .

● دادستان مستقل مأمور تحقیق قضائی در باره ایران گیت نیز به حدس رسید که ایران گیت پی ﺁمد اکتبر سورپرایز است . زیرا بدون وجود معامله پنهانی در 1980، فروش اسلحه در سالهای 1985 و 1986 به ایران قابل توجیه نیست . زیرا توفیق بس اندک حکومت ریگان - بوش در ﺁزاد کردن گروگانهای امریکائی در لبنان ، نمی تواند فروشهای محرمانه اسلحه به ایران را توجیه کند .

      وقتی بازجوهای والش  از دونالد گرگ، مشاور امنیتی بوش بهنگامی که معاون رئیس جمهوری بود،  بازجوئی می کردند از او در باره شرکتش در گفتگوهای 1980 بر سر گروگانهای امریکائی نیز پرسیدند . انکار او  از سوی والش و همکاران او قانع کننده بنظر نرسیده است ( نگاه کنید به گزارش والش ، جلد اول ، صفحه 501 ) .

● وقتی،  برای PBS ،  در باره اکتبر سورپرایز تحقیق می کردم،  داوید هندرسون که کارمند دایره خارجی وزارت دفاع امریکا بود،  به من گفت : در 18 اکتبر 1980،  از زبان جون مکلن ، روزنامه نگار شیکاگو تریبون شنیده است که جورج بوش به پاریس رفته است .  به مکلن نیز از یک  مقام  ستاد تبلیغاتی جمهوریخواه  شنیده بود که برای دیدار و گفتگوی محرمانه با هیأتی ایرانی، به پاریس رفته است .  مکلن گفت : در این باره چیزی ننوشتم زیرا مقامی که این اطلاع را به من داد، زیر حرف خود زد .

      اما وقتی در اوائل 1990 ، ماجرای اکتبر سورپرایز مسئله روز شد و چند مقام اطلاعاتی گفتند بوش در اواسط اکتبر 1980 به پاریس رفته بود  تا از دولت ایران قول بستاند گروگانها را پیش از انتخابات ریاست جمهوری ﺁزاد نکنند و در عوض اسلحه و... دریافت کنند، هندرسون اطلاع خود را در باره سفر بوش به پاریس، در نامه ای به سناتوری ، باز نوشت . ﺁن نامه را کسی برای من فرستاد . مکلن Maclean نیز تصدیق کرد از یک مقام ستاد انتخاباتی ریگان و بوش شنیده است که بوش برای معامله محرمانه با ایرانیها ، حدود 18 اکتبر، به پاریس رفته است .  اما حاضر نشد نام و نشانی منبع خود را باز گوید .  

●  شاهدان دیگر، بر وقوع معامله در پاریس، در 19 اکتبر 1980، شهادت داده اند :

- رئیس جمهوری پیشین ایران ، ابوالحسن بنی صدر  گفته است بر سر گروگانها ، میان جمهوریخواه ها و ایرانیها  معامله شده است .

- کلود ﺁنجلی ، روزنامه نگار و پژوهشگر فرانسوی ، به استناد منابع خود در دوایر سری فرانسه  نوشته است که این دوایر به دیدار و معامله جمهوریخواه ها و ایرانیها ، در پاریس، در تعطیلات ﺁخر هفته 18 و 19 اکتبر  پوشش داده اند .

- مارتین کلیان ، روزنامه نگار ﺁلمانی ، از یکی از دستیاران رئیس دوایر سری فرانسه ، ﺁلکساندر دومارانژ ، نیز همین اطلاع را بدست ﺁورده است .

- دیر تر، شرح حال نویس دومارانژ، داوید ﺁندلمن به تحقیق کنندگان کمیته تحقیق پیرامون اکتبر سورپرایز مجلس نمایندگان امریکا  گفت : دومارانژ ، در ضمن خاطرات خود گفته است : به ریگان و بوش ، در مبارزه انتخاباتیشان، از راه  ترتیب دادن ملاقات جمهوریخواه ها با ایرانیها ، برای معامله بر سر گروگانهای امریکائی ، کمک کرده است . اما او خواست این قسمت از خاطرات او حذف شود . زیرا  دوست او بوش نامزد ریاست جمهوری بود و او نمی خواست انتشار این اطلاع به انتخاب شدن او زیان رساند .

● با توجه به نقش بوش ( پدر ) در  معامله بر سر گروگانها  است که می توان فهمید چرا در پی رأی 5 قاضی دادگاه عالی بر متوقف کردن شمارش ﺁرای ایالت فلوریدا و به ریاست جمهوری رسیدن بوش ( پسر) دستوری را که مشاور حقوقی او، ﺁلبرتو گونزالس تهیه کرده بود، امضاء کرد . بنا بر این دستور،  بخش عمده اسرار معامله های، اکتبر سورپرایز و ایران گیت و جنگ عراق با ایران ، از مردم امریکا پوشیده می مانند . هم اکنون، حکومت بوش در تدارک جنگ با ایران است حال ﺁنکه نه مردم امریکا و نه حتی بسیاری از مقامات حکومت نمی دانند چرا ، با گروگان گیری، تاریخ امریکا مسیری را پیدا کرد که خانواده بوش بر سرنوشتش حاکم شد و امریکا را از این ماجرا به ﺁن ماجرا کشاند .

 

*روبرت پاری : همان ها که معامله اکتبر سورپرایز را انجام دادند و  افتضاح ایران گیت را ببار ﺁورند، امروز در تبلیغ و تدارک جنگ با ایران هستند :

   

    در اکتبر 2006  ، روبرت پاری سه مقاله طولانی در باره « اکتبر سورپرایز اصلی » نوشته است . سومین ﺁن درباره نقش ﺁن دسته از اعضای سیا است که یا باند ژرژ بوش ( پدر ) را تشکیل می داده اند و یا از تصفیه شدگان سیا بوده اند و یا در سیا و کاخ سفید، نه برای رئیس جمهوری وقت، جیمی کارتر، که برای بوش کار می کرده اند . پاری، با معرفی ﺁنها  به مردم امریکا ، هشدار می دهد که جنگ افروزان امروز، همانها هستند که گروگانگیری را پدید ﺁوردند و بر سر گروگانها معامله پنهانی را ترتیب دادند و بعد افتضاح ایران گیت را به بار  ﺁوردند :

● افسران سابق سیا از کارتر سخت عصبانی بودند . تا بدانحد که سنت عدم جانبداری از یکی از دو طرف را شکستند و در 1979 از نامزد حزب جمهوریخواه حمایت کردند  . ﺁن زمان ، بوش از این حزب ، خود را نامزد ریاست جمهوری کرده بود . بوش در سیا خدمت کرده بود و گروه خود را داشت . افسران ارشد بخش عملیات مخفی سیا بسود او فعالیت می کردند . در 1 ماه مه 1979 ، این لطیفه در باره بوش بر سر زبانها افتاد : نیمی از کسانی در مراسم اعلان نامزدی بوش شرکت کرده بودند، عضو سیا بودند .

      بیل کلبی ، که پیش از بوش رئیس سیا بود، می گوید : گروه بزرگی از اعضای سیا به حمایت از بوش وارد مبارزه انتخاباتی شدند . در سال 1976 که سیا ، بخاطر جاسوسی از امریکائیان و دیگرسوء استفاده ها از قدرت ، مورد انتقادهای سخت قرار گرفت، بوش از سیا و کارکنانش دفاع کرده بود .

● حدود 20 نفری از مقامهای پیشین سیا بخاطر بوش، رئیس پیشین خود، وارد مبارزه انتخاباتی بسود او شدند .  از ﺁن میان، رئیس قسمت امنیت سیا ، روبرت گامبینو  که بلافاصله بعد از ترک سیا، به خدمت بوش در مبارزه انتخاباتی در ﺁمد .

      غیر از ﺁنها که سیا را ترک کردند،  افسرانی نیز بودند که در شغلهای خود ماندند و برای بوش کار کردند . گامبینو که 25 سال در سیا خدمت کرده بود  سیا را ترک گفت در عوض، دونالد گرک ، بعنوان نماینده سیا در شورای امنیت ملی ، ماند . بنا بر ﺁن بخش از تحقیق کمیته تحقیق مجلس نمایندگان در باره اکتبر سورپرایز که انتشار نیافت و در 1994، من ﺁن را در بایگانی  یافتم ،   این دو دوست نزدیک یکدیگر بودند .

● اما بسا مهمترین دستیار بوش تئودور شاکلی بود . او افسر افسانه ای عملیات محرمانه سیا و متخصص اینگونه عملیات و معروف به « شبح موبور» بود . در جریان جنگ سرد، از  ویتنام و لائوس  تا عملیات بر ضد فیدل کاسترو در کوبا ، شاکلی بسیاری عملیات شبه نظامی را رهبری کرد . در ﺁن عملیات، شاکلی بر کار  صدها عضو سیا  ریاست می کرد و بسیاری از مادونهای خود را مدیون و وفادار به خود کرده بود .. برای مثال، دونالد گرک تحت امر شاکلی در ویتنام خدمت کرده بود .

      شاکلی با استنفیلد ترنر، رئیس سیا که کارتر برگزیده بود،  نساخت و در 1979 سیا را ترک گفت .  شاکلی بر این اعتقاد بود که ترنر ، با تصفیه صدها عضو سیا که بسیاری از ﺁنها تحت امر شاکلی کارکرده بودند، سیا را ویران می کند .

       و شاکلی را بوش بر کشیده بود : در سال 1976 که بوش رئیس سیا بود، او شاکلی را  معاون خود در عملیات محرمانه کرده بود . از این رو، وقتی شاکلی سیا را ترک گفت، به خدمت بوش در فعالیتهای انتخاباتی درﺁمد .

      و چون جمهوریخواه ها  از سوئی نگران موفقیت کارتر در حل مسئله گروگانها بودند و، از سوی دیگر ،  می خواستند مانع از موفقیت او شوند ، شاکلی شبکه ای ایجاد کرد تا از فعالیتهای کاخ سفید برای ﺁزاد کردن گروگانها اطلاع کسب کند . افراد این شبکه از ایرانی ها، در لندن و هامبورگ، اطلاع کسب می کردند .. ژرژ کاو می گوید: من می دانم که شاکلی دو طرف در ﺁلمان داشت و می دانم که با ﺁنها  گفتگو می کرد اما نمی دانم چند اندازه دور رفته است . او در تماس با ایرانیها در زمستان و بهار 1980 بسیار فعال بود . او تا پایان 1980 ، برای ﺁنکه کارتر موفق به حل مشکل گروگانها پیش از انتخابات نشود و جمهوریخواه ها موفق به معامله پنهانی بشوند، به کار ادامه داد .

انقلاب اسلامی: در حقیقت ، تماسهائی که از جانب ریگان – بوش با مقامهای  ایران گرفته شدند، از زمستان 1980 شروع شدند . از جمله، ( بنا بر کتاب گروگانگیری نوشته ابوالحسن بنی صدر ) با یک دوست بنی صدر در ﺁلمان ارتباط می گیرند و می گویند می خواهند در باره گروگانگیری صحبت کنند . بنی صدر  اجازه نمی دهد و می گوید: امریکا دو حکومت ندارد . اما با دستگاه خمینی و رهبری حزب جمهوری اسلامی نیز تماس می گیرند و این تماس ها – که اینک معلوم می شود شاکلی سازمان دهنده ﺁنها بوده است –  از تابستان 1980 مرتب تر می شوند و به معامله بر سرگروگانها می انجامد . معامله ای پنهانی که « اکتبر سورپرایز » نام گرفت .

● بنا بر دست نوشته ریچارد ﺁلن، مشاور ریگان در امور خارجه، در 27 اکتبر 1980، بوش تلفن می کند و پیام فرماندار تکزاس  را ابلاغ می کند . جون کانلی که عضو حزب دموکرات بود و در دوران ریاست جمهوری نیکسون، به حزب جمهوریخواه پیوسته بود،  به بوش اطلاع داده بود که طرفهای تماس او در نفت خاورمیانه او را از شایعه ای ﺁگاه کرده اند که بنا بر ﺁن، کارتر موفق شده است مشکل گروگانها را حل کند .

    بنا بر دست نوشته ﺁلن، بوش دستور داده بود موضوع را از طریق جنی فر، به تئودور شاکلی اطلاع دهند . مقصود جنی فر فیتزجرالد بوده است . جنی فر از زمان خدمت بوش در سیا، دستیار او بوده است .

     بدین قرار، جمهوریخواه ها در همان حال که خود با بنیادگراهای رژیم ایران معامله کرده بودند،  نگران ﺁن بودند که مبادا طرف ایرانی با هردو طرف در معامله بوده و معامله با کارتر را چرب تر یافته و با او معامله کرده باشند .

     بدین قرار، دست نویس ریچارد ﺁلن که من ﺁن را در بایگانی کمیته تحقیق در اواخر 1994 یافتم،  نخستین مدرک است حاکی از این که بوش و شاکلی در سال 1980، در باره بحران گروگانها، با یکدیگر همکاری می کرده اند .  اما از ﺁغاز گروگانگیری ، کارتر ندانست در محاصره دشمنان خویش است .  غیر از ساده دلی یا بنا بر مقام و کار خود،  دلیل دیگر این بود که او به سراغ کسانی که بر ضد او فعالیت می کردند می رفت به این گمان که در پایان بخشیدن به بحران گروگانگیری می توانند کاری کنند . بی ﺁنکه بداند ﺁنها با دشمنان او پیوند دارند .

● کیسی که مسئول ستاد تبلیغاتی ریگان و بوش می شود،  به گروگانهای امریکائی در تهران به دیده یک برگ برنده می نگرد که در دست هر یک از دو نامزد ریاست جمهوری باشد، برنده می شود . از این رو،  کمیته خاص « اکتبر سورپرایز » تشکیل می دهد و  از طریق جون شاهین، که از زمان جنگ جهانی دوم ، با او دوستی داشت،  با سیروس هاشمی تماس برقرار می کند .

     دو ماه پس از تصدی ریاست ستاد تبلیغاتی ریگان و بوش، کیسی با استفاده از شبکه ای از افسران سابق و در خدمت سیا، شبکه خبرچینی در دستگاه کارتر را تشکیل داد .  در  20 ﺁوریل 1980،  از انبوه کارشناسان مسائل خارجی و افسران سابق سیا که برای ریگان و بوش کار می کردند، گروه تشکیل شد و «گروه کار در باره ایران » نام گرفت . تحقیق کنندگان برای کمیته تحقیق در باره اکتبر سورپرایز وجود این گروه را کشف کردند .  از جمله اعضای این گروه، ریچارد ﺁلن و فرد ﺁیکل و لورانس سیرمن بودند .

● از سوی دیگر، سیروس هاشمی که می دید احتمال پیروزی جمهوریخواه وجود دارد، در ظاهر برای کارتر و در باطن برای ریگان – بوش کار می کرد . او دست به رشته سفرها به مادرید زد . در ظاهر او برای ﺁزاد کردن گروگانها سفر می کرد اما در تهران ، نظر این بود که قصد واقعی سیروس هاشمی ترتیب دادن معامله ای میان جمهوریخواه ها با ایران در قفای کارتر است .

     رئیس جمهوری وقت ایران، ابوالحسن بنی صدر ، در نوشته خود خطاب به کمیته تحقیق، مورخ 17 دسامبر 1992،  می نویسد :  رضا پسندیده، برادر زاده ﺁیة الله روح الله خمینی،  به من گفت: اگر شما  موافقت نکنید همین پیشنهاد ( معامله بر سر گروگانها ) را به رقبای شما خواهند کرد . دیرتر ، او به من گفت : جمهوری خواه ها نفوذ بسیاری در سیا دارند و اگر شما تن به معامله ندهید ، حاصلش حذف شدن شما خواهد شد .  بنی صدر می نویسد در برابر تهدید ها مقاومت کرده است و برای ﺁنکه مشکل گروگانها بدون فوت وقت حل شود، کوشیده است . اما بر او روشن شده است که خمینی دارد با هر دو طرف ، کارتر و ریگان ، بازی می کند .

●در 14   ژوئیه 1980، کنوانسیون حزب جمهوریخواه در دتروا افتتاح شد  . ریگان بوش را بعنوان معاون رئیس جمهوری برگزید . ریگان و بوش ، بعنوان نامزدهای ریاست جمهوری، یک گروه استراتژیک ایجاد کردند که « گروه  اکتبر سورپرایز » نام گرفت . بنا بر گزارش کمیته تحقیق در باره اکتبر سورپرایز، این گروه مأمور بود، از پیش ،  واکنشی را ﺁماده کند که در صورت حل مشکل گروگانها از سوی کارتر، ریگان و بوش می باید نشان می دادند . اعضای گروه عبارت بودند از ریچارد ﺁلن و شارل  ام. کوپرمن و توماس  هاش. مورر و اوژن و. روستو و ویلیام  ﺁر. وان کلو و فرد  سی. ﺁیکل و جون ﺁر. لمن و روبرت . ژی نومان و لورانس سیرمن و سیمور ویس .

     اما بخشی از تحقیق در گزارش کمیته تحقیق ﺁمده و بخش دیگری نیامده است . ﺁن بخش دیگر که نیامده اینست که این افراد نیز عضو کمیته اکتبر سورپرایز بوده اند : مایکل لودین و ریچارد استیل ول و  ویلیام میدن دروف و ریچارد پرل و ژنرال لوئیس والت و دریاسار جیمس هولووی .

       باز بخشی از گزارش تحقیق گران که در گزارش کمیته تحقیق نیامده است ، راجع است به اعضای سابق سیا  که برای بوش کار می کرده اند که در دستگاه کارتر پیرامون فعالیتها برای حل مشکل گروگانها،  برای ستاد تبلیغاتی ریگان و بوش ، جاسوسی می کرده اند .

        ستاد تبلیغاتی ریگان – بوش هر 24 ساعت شبانه روز فعال بود و بسیاری از اعضای دفتر ﺁن اعضای پیشین سیا بودند . اینها نخست برای اینکه بوش نامزد ریاست جمهوری از حزب جمهوریخواه بگردد، کار می کردند .

● مبارزه دو حزب جمهوریخواه و دموکرات بر سر ریاست جمهوری، در درون رهبری ایران نیز بازتاب داشت  : وزیر خارجه فعال ایران، صادق قطب زاده ، در 6 سپتامبر 1980 به خبرگزاری فرانسه گفت : من اطلاع دارم که ریگان در کار ﺁنست که مانع از باز شدن بن بست گروگانها شود .

     نقشه محرمانه جمهوریخواه ها برای به تأخیر اندازختن ﺁزادی گروگانها تا بعد از انتخابات ریاست جمهوری امریکا ، موجب تنش میان بنی صدر و ﺁیة الله خمینی نیز شده بود .  بنی صدر می نویسد: به خمینی فشار ﺁوردم گفتگوها با نمایندگان حکومت کارتر برای حل مشکل گروگانها هرچه زود تر ﺁغاز بگیرد .

● در 16 سپتامبر 1980، کیسی بار دیگر حواس خود را جمع گروگانها کرد : بنا بر بخش انتشار نیافته تحقیقات کمیته تحقیق و دست نوشته های ﺁلن، در ساعت 3 بعد از ظهر ، با مقامهای ارشد ستاد تبلیغات ریگان و بوش ، اوین میز و بیل تیمونس و ریچارد ﺁلن دیدار کرد و با ﺁنها در باره « طرح خلیج فارس » گفتگو کرد .  دو تن دیگر از شرکت کنندگان در این اجتماع، مایکل لودین و نوئل کوچ بودند .

      در همان روز ، صادق قطب زاده ، وزیر خارجه ایران ، باردیگر گفت : « ریگان از سوی کیسینجر ( وزیر خارجه اسبق امریکا ) و دیگران حمایت می شود . و او مصمم است نگذارد مسئله گروگانها حل شود . ﺁنها هرچه در توان دارند خواهند کرد تا که مانع از حل مسئله شوند . »

      در همان حال که جمهوریخواه ها در واشنگتن سرگرم کار جلوگیری از حل مسئله پیش از انتخابات ریاست جمهوری بودند، فرستاده های کارتر ، در ﺁلمان غربی با صادق طباطبائی در باره شرائط ﺁزادی گروگانها گفتگو می کردند .

● در واشنگتن، در هتل پلازا، مک فارلین ، دستیار ﺁن روز سناتور تاور، باتفاق ریچارد ﺁلن و سیبرمن ، با  فرستاده ای از ایران گفتگو  کردند . این فرستاده پیشنهاد می کرد گروگانها تا انتخابات ریاست جمهوری ﺁزاد نشوند تا که ریگان پیروز شود . اما هیچیک از سه عضو ستاد تبلیغاتی ریگان و بوش اسم و رسم فرستاده را به یاد نمی ﺁورند !

● در 2 اکتبر،  ژرژ بوش، نامزد معاونت ریاست جمهوری از حزب جمهوریخواه، در گفتگو با گروهی از خبرنگاران،  گفت: یک موضوع را  هرکس در سر دارد و ﺁن « اکتبر سورپرایز » است . یعنی حل مسئله گروگانها در ﺁخرین لحظه و اثر ﺁن بر انتخابات ریاست جمهوری .

      با این سخن، او « اکتبر سورپرایز » را به مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری تزریق کرد .  جز این که مسئله حل نشد زیرا اکتبر سورپرایز دیگری از راه معامله پنهانی میان جمهوریخواهان و بنیادگراهای رژیم ، پدید ﺁمد .

● در همان حال که جمهوریخواهان معامله پنهانی در پاریس و اکتبر سورپرایز را انکار می کردند، اسلحه بسوی ایران در جریان بود .  بعد از معامله ، سیروس هاشمی دست بکار فرستادن اسلحه به ایران شد ...

● از ﺁن سو، دلال اسلحه ایرانی ، احمد حیدیری – بنا بر قول خود او – در سپتامبر 1980، به دومارانژ، رئیس دوایر مخفی فرانسه  مراجعه کرد و از او برای ارسال اسلحه به ایران، استمداد کرد . دومارانژ او را با یک تاجر اسلحه فرانسوی در ارتباط قرار داد . ایو دولوری ترتیب ارسال اسلحه به ایران را داد . هواپیما در 23 اکتبر فرانسه را به قصد تل اویب ترک کرد . در ﺁنجا ، 250  تایر اف – 4  را بار زد و به فرانسه بازگشت و قطعات یدیکی تانکهای ام – 60 را نیز بار زد و در 24 اکتبر بسوی ایران پرواز کرد .  وقتی کارتر از این فروش اطلاع حاصل کرد به نخست وزیر اسرائیل، مناخم بگین اعتراض کرد .

     و در 4 نوامبر 1980، یک سال بعد از گروگانگیری، ریگان کارتر را شکست داد و به ریاست جمهوری انتخاب شد .

● بنا بر تحقیق اف بی ﺁی ، در 15 ژانویه 1981،  سیروس هاشمی در لندن با مقامهای سپاه پاسداران دیدار کرد . حسابی به مبلغ 87/1 میلیون لیره گشود .

     گرچه حساب و پولی که در ﺁن  سپرده شد برای خرید اسلحه بود، اما ای بسا برای پرداخت رشوه به رادیکالهای سپاه بود .

● وقتی ریگان به ریاست جمهوری رسید، ریچارد ﺁلن را مشاور امنیتی خود کرد . کیسی ریاست بر سیا را یافت . دونالد گرگ مشاور امنیتی بوش شد . روبرت گیت معاون سیا و دیرتر ، در ریاست جمهوری بوش ( پدر ) ، رئیس سیا شد . روبرت مک فارلین، بعد از ریچارد ﺁلن ، مشاور امنیتی ریگان شد .

     در اواسط دهه 1980، بسیاری از کسانی که در اکتبر سورپرایز شرکت داشتند، افتضاح ایران گیت را بوجود ﺁوردند . افتضاح ایران گیت در 1986، بر ملاء شد .

      بنا بر تحقیق رسمی در باره ایران گیت، سیروس هاشمی در فروش اسلحه به ایران برای این که ایران به ﺁزاد شدن گروگانهای امریکائی در لبنان کمک کند،  نقش داشته است .  جز او، جون شاهین و تئودور شاکلی و ویلیام کیسی و روبرت گیت  و دونالد گرگ و روبرت مک فارلین و ژرژ کاو و مایکل لودین و ژرژ بوش و رونالد ریگان ، در فروش محرمانه اسلحه به ایران نقشهای اصلی را داشته اند .

     اما میان ایران گیت و اکتبر سورپرایز دیوار عبور ناپذیری کشیده شد تا ربط این دو به یکدیگر دانسته نگردد . هیچگونه تحقیق جدی برای یافتن ریشه یابی ایران گیت و ربط ﺁن به اکتبر سورپرایز بعمل نیامد . کارکنان سیا که برای موفقیت ریگان و بوش فعالیت می کردند مهارت خود را بکار بردند تا که ﺁن رویداد مهم را از تاریخ امریکا پنهان کنند .

به نقل از نشریه انقلاب اسلامی

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه