|
بازهم شکر خوردن های اضافی ..!
علی رهنما
در همایش بسیج
هنرمندان و رسانه ها که دیروز در تهران برگزار شد و چندین بار هم در ساعات پربیننده
روز و شب، از تلویزیون و رادیو به سمع و نظر مردم رسید، محمود احمدی نژاد، رئیس
جمهوری پر حاشیه حکومت جمهوری اسلامی، بازهم در میان سخنان گوناگون و با ربط و بی
ربط خود، ملی شدن صنعت نفت ایران را من کل زیر سئوال برد و اینبار تیر خلاص خود را
بر پیکر نیروهای میهن پرست و مردمی و همچنین مبارزان راه آزادی و استقلال ایران زد
و طی بیان یکسری از جملات نامربوط و غرض ورزانه ، تمامی تلاش فردی همچون دکتر محمد
مصدق و نیروهای ملی و میهنی ایران زمین را امری عادی و معمولی و همچنین تلاشی بی
نتیجه خواند و در لفافه اظهار کرد که این تلاشها در عرصه ملی ساختن صنعت نفت تنها
باعث شد سهم و منفعت ملت ایران از جیب یکسری دیکتاتور و استعمارگر در بیاید و در
جیب عده ای دیکتاتور دیگر ریخته شود و تنها همین !
این سخنان از پیش
تعیین شده احمدی نژاد ، اینبار بسیار عریان تر مطرح شد و در لابلای اجلاسی که به
مناسبت هفته موسوم به بسیج تشکیل شده بود به شکلی ناجوانمردانه و صد البته احمقانه
، نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران را زیر سئوال برد و با لحنی تمسخر آمیز و پرشور اما
خالی از شعور ، فعالیتهای مشکوک و حکومتی هسته ای جمهوری اسلامی را، صد ها بار
بالاتر و ارزشمندتر از ملی شدن صنعت نفت خواند (!)
گرچه سخنانی از
این قبیل را بارها از دهان امامان جمعه شهرستانها و برخی از حجت الاسلام ها و یا
همین آقای رئیس جمهور شنیده بودیم ، اما از زمانی که شخص اول مملکت ، ولی فقیه و
رهبر جمهوری اسلامی نیز پی این سخنان را گرفت و با لحنی دیگر ، چندی پیش از این
مواضع دفاع کامل بعمل آورد ، روند این قبیل سخنان تندتر و غیرقابل کنترل شده است .
اینبار آقای احمدی
نژاد تکلیف همگان را روشن نمود و به عنوان یک مقام رسمی و تندرو در نظام جمهوری
اسلامی ، موضع مشخص و بی پرده خود و همفکران و هم اندیشان اش را که بشکلی کلیه
ارکان حاکمه رژیم را در دست دارند ، مشخص ساخت . این سخنان زمانی مطرح شده است که
از طرفی کارشکنی های حکومت اسلامی در امور صلح خاورمیانه بر همگان مصرح گشته و از
طرفی دیگر اوضاع نامساعد پرونده هسته ای ایران همچنان رژیم و علل خصوص ملت ایران را
با خطر فوق العاده جدی جنگ روبرو ساخته . سخنان احمد جنتی پیرامون بسیج و وظایف
اساسی آن نشان دهنده شاخ و شانه کشیدن سران نظام در برابر غرب و همچنین آخرین
نظرات سردار عزیزجعفری و اخباری که پیرامون ایشان در دست می باشد ، نشان دهنده
شرایط ویژه حاکمیت روحانیون می باشد . در شرایطی که روزبروز به انتخابات مجلس شورای
اسلامی نزدیک می شویم اوضاع نامساعد سیاسی ایران نیز دست خوش همین مسائل قرار گرفته
و به هیچ عنوان نوید دهنده یک جو مطمئن و آرام نمی باشد . رجزخوانی های اصلاح طلبان
و نیروهای نزدیک به مردم هم تابحال نتوانسته مردم را به یک اوضاع بهتر و آرام تر
امیدوار سازد و در کل جو فعلی حاکم بر ایران به هیچ وجه بازگو کننده آینده ای روشن
و مطمئن نخواهد بود .
امید است تمامی
نیروهای ملی و میهنی و همچنین تمامی روشن اندیشان و دلسوزان ملک و ملت ، داخل و
خارج از ایران نسبت به اینگونه تحریفات و گزافه گویی های حاکمیت از خود تحرکی نشان
دهند و موضع مشخصی را پیرامون این قبیل چرندیات رسمی و دروغ پردازیهای رایج که
مشخصا از طرف دشمنان این آب و خاک (چه در لباس حاکمیت و چه در لباس دشمنان خارجی و
تمامیت ارضی ایران) هدایت می گردد ، نشان دهند .
متاسفانه در
مملکتی که بگفته خود مسئولین نظام جمهوری اسلامی ، سرانه مطالعه و خواندن در ایران
برای هر ایرانی ، میانگین 10 دقیقه در سال می باشد ، این نیاز کاملا احساس می شود
که روشنفکران ، مورخان ، مبارزان و فعالان سیاسی و اجتماعی و کلیه شخصیت های تاثیر
گذار دست بدست هم دهند و جلوی این توهمات و کج اندیشی ها و غرض ورزیها را بگیرند و
تا خدایی ناکرده ، نسلهای آتی ایران ناخواسته اسیر این قبیل تفکرات و تهاجمات
منحرفانه و ناجوانمردانه نگردند و در برابر اندیشه های مسموم و خطرناک داخلی و
خارجی ، حقایق را بدرستی باز یابند .
اگر در ایران یک
جامعه مدنی سربلند و آزادی بیان و عقیده حتی تا حدود کمی وجود می داشت ، دست کم
اعتراضات گسترده ای در برابر اینگونه جملات و سخنان نابخردانه بوجود می آمد ، اما
...
اگر آنروز که فکر
می کنم تقریبا سه سال پیش بود ، همگان موضع مشخص و قاطعی پیرامون سخنان افرادی
همچون ایت ا.. خضعلی می گرفتند ، دیگر امروز شاهد این نبودیم که رئیس جمهور به
اصطلاح منتخب مردم بیاید و پیشگاه دیدگان مردم، در نطقی چنین جاهلانه و مغرضانه ،
فعالیتهای نامشخص و پرمخاطره حکومتی را صدهابار بالاتر و ارزشمندتر از تحولی عظیم و
شگرف در تاریخ ایران (ملی شدن صنعت نفت) بنامد و با بیانی مضحک و زشت ، در میان
جمعی از به اصطلاح هنرمندان ملی و مردمی ! ، اینچنین اراجیف خود را ادامه دهد واین
توهین بزرگ خود را توجیه نماید و یا درجایی دیگر تمامی دشمنان و مخالفان و متقدان
خود را کمتر از بزغاله نام نهد !
آیا لیاقت و شان
ملتی همچون ملت ایران یک چنین مردی ویک چنین حاکمیتی است !؟!
با سپاس / علی
رهنما
منتشر شده از :
http://www.Greenpath.blogfa.com
|