|
توقف تارنماى صداىما
بهمن سياووشان
صداى ما، جمعه
۷
دی
۱۳۸۶ - ۲۸
دسامبر
۲۰۰۷
در تير ماه ١٣٨٢(ژوئيه ٢٠٠٣) تارنماى صداىما
را با باور و پايبندى به مختصات اساسىى
يك جنبش فراگير چندصدائى
و
بهراستى دمكراتيك بهراه انداختيم.
پيشتر از آن، فكر راهاندازى تارنمايى كموبيش شبيه صداىما ميان تنى چند
از دوستان شكل گرفته بود. درصدد بوديم كه با راهاندازى چنان تارنمايى بتوانيم
صداى تبعيد، صداى مخالفان اصولى جمهورى اسلامى و صداى روشنفكران تبعيدى و كوشندگان
سياسى آزادىخواه را بازتاب دهيم. همچنين مىخواستيم كه تارنما به سهم خود
زمينههاى نظرى و سياسى لازم براى همگرايى و همرزمى كوشندگان سياسى دمكرات و
آزادىخواهان تبعيدى و مهاجر را فراهم نمايد.
"همزمانى انتشار
بيانيه 'جمهورى اسلامى، جمهورى لائيك و جايگاه ما' و تدارك اوليه (فنى، روابط...)
سايت مورد نظر، ما را بر آن داشت با تاخيرى آگاهانه، راهاندازى آن را به تعويق
انداخته و شروع كار آن را منوط به چگونگى پيشرفت امور و حركت احتمالى طيف
امضاكنندگان بيانيه فوق كنيم" (١)
. خواست و
آرزوى بيانيه براى همگرايى "طيف گستردهاى از آزاديخواهان، از افقها و خاستگاههاى
گوناگون" دغدغهى ذهنى و خواست عميق ما نيز بود. درنگ را جايز ندانستيم. بازتاباندن
صداهاى گوناگون طيف حاميان و همدلان بيانيهى مزبور را در دستور كار تارنما قرار
داديم. پيمودن گامهاى مشترك
و باور به اينكه
برچيدن بساط حكومت خودكامهى دينى و پديد آوردن جانشين دموكراتيكاى براى آن، با
اتكا به "پيكار دموكراتيك زنان و مردان آزاديخواه، جايگاه شايسته ى خود را در جبهه
يا جبهه هاى ديگرى جدا از جبههى محافظهكاران يا اصلاحطلبان حاكم بازمىيابد" و
گرايش چيره مبنى بر تدارك سازماندهى جنبش دمكراتيك چندصدايى، بهدور از ساختارهاى
حزبى و گروهى، بيان اراده مشتركى بود كه آرزو و چشمانداز مورد نظر دستاندركاران
تارنما را نيز تامين مىكرد.
بدين ترتيب تارنما با تمام توش و توان خود، در راستاى تحقق نيازهاى مرحلهى تدارك و
شكلگيرى جنبش جمهورىخواهىاى قرار داديم كه در بسيارى زمينهها، حركتى نوين، با
مشخصههاى جنبشى چندصدايى و بهدور از گروهگرايىهاى موجود را نويد مىداد. يك
سالواندى بعد از راهاندازى و آغاز كار تارنما، (تير
١٣٨٢- ژوئيه ٢٠٠٣)
نخستين گردهمايى همدلان و حاميان بيانيه در پاريس برگزار شد كه منجر به شكلگيرى
جمهورىخواهان دمكرات و لائيك گرديد.(شهريور ١٣٨٣- سپتامبر ٢٠٠٤) با حفظ
استقلال صداىما و پذيرش رسمىى اين استقلال توسط نخستين "شوراى هماهنگى"
برآمده از آن نشست، دامنه كار تارنما را رفتهرفته گسترش داديم. كارنامهى
صداىما از اين پس بر هر آن كس كه زندگى و مبارزهى جدل را دنبال كرده
است، پوشيده نيست. (٢)
پس از اجلاس پاريس، درحالى كه مجموعهى جدل درگير مسائل مشكلات مرحلهى
نوين حركت خود بود، صداىما به يمن استقلال فكرى خود و وفادارى به اصول
بنياديناش، يعنى باور به اهميت سازمانيابى جنبشى دمكراتيك، لائيك، چندصدايى و
متكى بر تكثر بينشها و روشها كه در درون و بيرون از ايران وجود داشت، كوشيد
پژواك صداى اين جنبش را ميسر سازد و بدين ترتيب امكان مداخلهاش را در فرايندهاى
سياسى جامعه فراهم نمايد؛ با سازماندهى جلسات گفتوشنود اينترنتى، درج و بازتاب
نوشتههاى مربوط به جنبش جمهورىخواهى در ايران و بازتاب "صداى سوم"، تهيهى
ويژهنامههاى مربوط به مسائل مبتلا به جنبش ما، دعوت از انديشهورزان، روشنفكران
تبعيدى و كوشندگان سياسى. در همين دوره بود كه بىتوجهى به امر ايجاد ارتباطى زنده
و دوسويه با خيل جمهورىخواهانى كه بر استقلال خود نسبت به دو گرايش ديگر
جمهورىخواهى پاىمىفشردند، بىتوجهى به ضرورت ايجاد پلهاى ارتباطى با محافل
پراكنده دينباوران لائيك و ملىگرايان دمكرات، بىتوجهى به تعبيهى مكانيزمهايى
براى تضمين مشاركت همراهان در زندگى و تعيين سرنوشت جدل، بىتوجهى به
پىريزى شالودههاى مشاركت موثر روشنفكران در جنبشى باز، آزاد و خودپو، دوشادوش
كوشندگان سياسى، بى توجهى به ضرورت پىريزى ساختارى جنبشى و دورىگزينى از
ساختارهاى ماُلوف حزبى، همه و همه نشانههايى از دور شدن جدل از هدفهاى
نخستين خود بود.
به موازات
گسترش دامنه فعاليتهاى صداى ما،
ابعاد كار، بار و فشار حاصل از كار روزمرهى تارنما نيز فزونى بيشترى گرفت. همراه
با گسترش روابط عمومى تارنما در پرتو وظايف جديدى كه در مقابل خود قرار داده بود،
نيازمند تخصيص وقت و انرژى بمراتب بيشترى بوديم. همزمان با كارهاى روزانه و دائمى
تارنما، برنامههاى ابتكارى در زمينههاى گوناگون جهت مداخله دادن همراهان بر مسائل
مبتلا به جدل، آنچنان بر حجم كارهاى صداىما فزونى بخشيده بود كه از
جثه و نيروى تارنما بسى فراتر مىرفت. از همين روى، درحاليكه صداىما فراتر
از توش و توان خود براى انجام وظايفى كه بر دوش گرفته بود تلاش مىكرد، در عين حال
بكرات كوشيد كه با دعوت از ياران و همراهان ادامهكارىى تارنما را در راستاى
هدفهاى اساسى جنبشمان
تامين
كند. بار و فشار كارهاى تارنما فزونى گرفت، اما كماكان دستى و نيرويى يارىدهنده
نيافت. در كمال تاسف در اين حوزه ناموفق بوديم و دست تنها.
دستاندركاران صداىما به اين اميد بودند كه "شوراى هماهنگى" جدل
بتواند با استفاده از نيروى گسترده و كارايى كه در جنبش جمهورىخواهان دمكرات و
لائيك گرد آمده بود، بر مشكلات خود فائق آيند و جنبش
نوپا و جوانى كه با ادعاى باور به تكثر بيينشها و روشها توانسته بود چون چترى
فراگير زمينهى همگرايى سه گرايش تاريخىى چپهاى دمكرات، مليون و دينباوران لائيك
را پىريزد، از كژىها دورى جويد و با دستيابى به ساختارى دمكراتيك، امكان مبارزه
مشترك و مداخله سياسى جدى و موثر در سير رخدادهاى ايران را فراهم آورد، و چون قطبى
نيرومند با طرح ارزشهاى جمهورىخواهانهى مدرن عمل سياسى مشترك كسانى را كه به
جمهورى اسلامى نه گفته و خواهان جمهورىاى دمكراتيك، مبتنى بر لائيسيته و دمكراسى
بودهاند، عمل كنند. در فقدان طرح و برنامهى مبارزاتىى روشن و مشترك ميان
جمهورىخواهان دمكرات و لائيك، صداىما كوشيد به سهم خود در راستاى هدفهاى
مزبور و بازسازى جنبشى كه از هدفهاى آغازين خود فاصله گرفته بود، گام بردارد.
از همين روى در وضعيتى كه ناروشنى، ندانمكارى، بىتدبيرى، عدم ابتكار و عادات
ديرينه كار سياسى دامنگير "شوراى هماهنگى" جدل بود، صداىما بيش از
پيش كوشيد كه با سازماندهى گفتوشنودهاى اينترنتى و تخصيص صفحات ويژه بحث و
گفتوگو به رفع اين كمبودها بپردازد و به سهم خود به برگزارى نشستى متناسب با سطح
مشكلات، مسائل، تناقضها و تضادهاى هردم رشديابندهى جنبش جمهورىخواهان دمكرات و
لائيك اقدام نمايد. در اين مسير، حتى تا جايى پيش رفتيم كه از معيارها و اصول
تارنما تخطى كرديم و نوشتههايى را در تارنما درج كرديم كه به هيچوجه زيبنده جنبش
ما نبود. (٣).
اجلاس عمومى جدل در روزهاى ٢٤-٢٦ فوريه ٢٠٠٦ در هانوفر برگزار شد. اما،
"نتايج دومين گردهمايى سراسرى جمهورىخواهان دمكرات و لائيك برخلاف نخستين
گردهمايى در پاريس ... نه پيش رفت، كه پس رفت حاصل آن بود. تثبيت ايدهها و تمايلات
نافى حركت و اهداف اوليه جنبش جمهورىخواهان دمكرات و لائيك در گردهمايى هانوفر به
حاشيهنشينى، كنارهگيرى و دورى شمارى از كوشندگان و فعالان اصلى اين جنبش، منجر
گرديد."(٤) از همين روى، با توجه به مصوبات اجلاس هانوفر و در چهارمين سالگرد
صداىما اعلام نموديم :" صداىما نسبت به 'جنبش جمهورى
خواهان دمكرات و لائيك ايران'، مصوبات آخرين نشست آن و شوراى هماهنگى اش،
احساس دورى مى كند. نوع حركت اين جريان و سبك كار آن سنخيت و قرابت چندانى با راه و
روش دوران شكلگيرى صداى سوم و سنت صداىما
ندارد"(٥).
با اجلاس هانوفر، روند دگرديسى كل جدل به گروهى چون ديگر گروهبندىهاى
موجود در اپوزيسيون ايران، تسجيل شد و با قدمهاى بزرگترى به سمت و سوى ساختارهاى
حزبى و گروهى رفت. گرچه پس از گردهمايى هانوفر، شكل گيرى "گروه كار
بررسى و چارهانديشى ..."
بالقوه مىتوانست فرصتى باشد براى اصلاح كژىها و مجال آخرى براى "بازگرداندن آب
رفته به جوى"، اما همان "گروه كارى" كه مسئوليت و اختيارى از سوى "شوراى هماهنگى"
برآمده از اجلاس هانوفر نداشت، در عمل فاقد همت، هميت و بسيرتى بود كه بتواند جداى
از برگزارى يك سلسله بحثهاى فورمال، به صورتى جدى و پيگير از راه تماسهاى رسمى و
غيررسمى و گفتوشنود با طيف گسترده معترضين و گوشفرادادن به اعتراض آنها، بحران
حياتى جدل را درك كند و پاسخى درخور بدان دهد. لحظه تاريخى را درك نكرد،
اشكالات بنيادين و مبتلا به ج.ج.د.ل را دور زد و آخرين بارقه هاى اميد و
امكان بازسازى آن را نقش بر آب كرد. سيما و سرمنزل كنونى "جنبش جمهورىخواهان
دمكرات و لائيك" (ج.ج.د.ل)، سنخيتى با هدفهاى نخستين جمهورىخواهان
دمكرات و لائيك ندارد.
از همين روى، صداىما كه از آغاز كارش، با حفظ استقلال خود،
تمام توش و تواناش را در راه سازمانيابى جدل بهكاربست، در پرتو كژروى
بنيادين جدل و براى اجتناب از مخدوش نمودن جنبشى مبتنى بر ايدههاى نهفته در
بيانيه "جمهورى اسلامى، جمهورى دمكراتيك و جايگاه ما" و اشتراكات سند سياسى
مصوبه نخستين گردهمايى (پاريس) كه باور صداىما و بخش بزرگى از ياران و
همراهان جمهورىخواهان دمكرات و لائيك بود، با محصول كار گردهمايى هانوفر
(ج.ج.د.ل)، ديگر نمىتواند و نمىخواهد به سبك و سياق تاكنونىاش، به اين روش ادامه
دهد. گسست نهايى از تجربه مشخص ولى ناكام جدل در عين حال بيانگر پايان كار
تارنماى صداىما، در مضمون و محتواى كنونى خود است.
با سپاس از خوانندگان و بينندگان تارنما و قدردانى از همه كسانى كه در اين چندسال
يار و ياور صداىما بودند و با قلم و قدم خود همدل و همراه تارنما، پس از
قريب ٥ سال تلاش، استمرار و كوشش براى پيشبرد هدفهاى تارنما كه توان و انرژى
فوقالعادهاى را نيز طلب مىكرد، در كمال تاسف صداىما نتوانست با
سازماندهى مجدد خود، جدايى از جدل را، با پيگيرى پروژههاى اوليهاش نيز
توامان سازد. بنابراين با توجه به آن فاصله و فرسودگى موجود، براى تجديد قوا و
بازانديشى آنچه كه از سر گذرانديم، كار روزمره تارنماى صداىما متوقف
مىشود.
--------------------------------------
پانويسها:
١-
به نقل از "صداىما يك ساله شد"، بهمن سياووشان، تير ماه ١٣٨٣، بايگانى
صداىما
٢- "چهارمين سالگرد صداى ما و چشمانداز آتى"، بهمن سياووشان، جمعه
۷
مهر
۱۳۸۵ - ۲۹
سپتامبر
۲۰۰۶، صداىما
٣- "اما، در همين دوره چند ماهه پيش از گردهمايى، به معيارهاى خود پايبند نمانديم.
اينجا و آنجا نوشته هايى را درج نموديم كه فاقد انسجام، كيفيت و زبان جنبش
آزاديخواهانه ما بود..."، همانجا
٤- همانجا
٥- همانجا
|