|
مصاحبه
كارآن
لاين با
آقای
مهران ادیب
1
- گزارش
سازمانهای اطلاعاتی آمریكا در مورد برنامههای هستهای جمهوری اسلامی ایران به
سرعت در معرض تعبیر و تفسیرهای زیادی در ایران و جهان قرار گرفته است. نظر شما در
اين خصوص چه مي باشد؟
-استفاده از انرژی
هسته ای حق همه کشورهای جهان است و استثنائی هم وجود ندارد اما یک سئوال پیش می آید
که کشورهای قدرتمند جهان مانند آمریکا ، روسیه ، انگلستان ، فرانسه ، چین و... برای
چه کار و هدفی این همه سلاح های مخرب اتمی انبار نموده اند جز اینکه در زمان
دلخواهشان از آنها استفاده کنند. همانگونه که
آمریکا
در هیروشیما و ناکازاکی از آن استفاده نمود در حالی که ژاپنی ها هیچگونه سلاح اتمی
نداشتند. حال چرا کشورهاي دیگر جهان باید ازداشتن سلاح اتمی محروم باشند؟!! ما
ایرانیان ضرب المثل های جالبی داریم که یکی از آنها این است: " مرگ خوبه برای
همسایه " نخست باید کشورهای قدرتمند سلاح های مرگبار هسته ای خود را معدوم نمایند
سپس ازداشتن سلاح اتمی کشورهای دیگر جهان جلوگیری بعمل آورند بنا بر ضرب المثل ما
ایرانیان: " رطب خورده منع رطب کی کند ". در مورد کشورمان ایران باید گفت، در شرایط
کنونی جهان این حق مسلم ملت ایران است که از انرژی اتمی استفاده نماید. فقط اشکال
در این است که زمامداران حاکم بر کشورمان از ملت جدا بوده و منافع شخصی و گروهی را
به مصالح ملی ترجیح می دهند و برای حفظ منافع خود دست به هر عملی می زنند ولو به
ویرانی کشورمان ایران منتهی شود. اعمال و کردار نا بخردانه دست اندر کاران حکومت
اسلامی به گونه ای است که مورد اعتماد و اطمینان دول جهان نمی باشد و همگان با شک
و تردید به آن می نگرند.
2
- توجه داريد كه فشارهاي
بين المللي عليه جمهوری اسلامی حتي با توجه به گزارش اخير۱۶
نهاد امنیتی آمریکا درباره فعالیتهای هستهای ایران
رو به افزايش است. آيا تحريم هاي ديگری در راه است؟ سياست جمهوری اسلامی را در
گسترش اين تحريم ها يا افزايش تنش ها چگونه می بينيد؟ لطفا تحليل خود را از اين
وضعيت ارائه
دهيد
زمانی چرچیل
سیاستمدار معروف انگلیسی درمصاحبه با خبرنگاری گفت: سیاست یک شکل صد وجهی است که
همیشه یک وجه آن در برابر دید مردم قرار می گیرد در حالی که نود و نه وجه آن از دید
مردم پنهان می باشد. ما آنچه می بینیم و می شنویم یک روی قضیه است و از آنچه که در
ورای آن می گذرد بی خبریم .
3 -
آيا به نظر شما با توجه به فاكتورهايی موجود امكان حمله نظامی يا انجام عمليات
نظامی علیه ايران همچنان وجود دارد؟ در صورت انجام حمله نظامی يا بمباران مناطق
استراتژيك و نظامی جمهوری اسلامی، اين عمل به نفع چه جريانات و گروه هايی تمام می
شود، آيا جمهوری اسلامی از اين طريق سرنگون يا تضعيف می شود؟ لطفاً توضيح دهيد.
این هیاهویی که در
مورد حمله آمریکا به ایران راه افتاده است برای سرگرم کردن مردم منطقه خاورمیانه
بخصوص مردم ایران است. آمریکا هیچگاه به ایران حمله نظامی نخواهد کرد چون خیلی از
مزایائی را که امروز بدست آورده است از برکت سیاست های دشمن شاد کن دولتمردان حاکم
بر ایران می باشد حال چگونه این مزایا را با یک حماقت ازدست بدهد؟ البته چند گروهک
به اصطلاح اپوزیسیون هستند که لحظه شماری می کنند که ترتیبی داده شود تا آمریکا به
ایران حمله نماید و آنها نفسی راحتی بکشند حال ایران ویران شود و ملتی در خاک و خون
غوطه ور شود آنها را چه باک، مهم آنست که آنها بتوانند از این فرصت استثنائی
استفاده نموده و به ایران باز گردند و بساط چپاول خودشان را مانند گذشته پهن
نمایند. در صورتی که حمله آمریکا به ایران موجب سرنگونی حکومت اسلامی بشود یا نشود
مهم نیست ، مهم مردم ایرانند که باید دوران بسیار سخت و طاقت فرسایی را پشت سر
بگذارند نمونه اش عراق امروز و افغانستان است .
4-
آيا حمله نظامی به ايران باعث گسترش حركات مردمی عليه جمهوری اسلامی ايران خواهد
شد؟ اگر عمليات نظامی عليه ايران صورت بگيرد چه كسانی از آن ضربه و زيان خواهند
ديد؟ لطفاً توضيح دهيد.
-
به
این سئوال شما در بالا جواب داده شد اما باید به واقعیت های تاریخی بخصوص این یکصد
سال اخیر توجه دقیق تری نمائیم . انقلاب مشروطه، جنبش ملی کردن صنعت نفت و انقلاب
بیست و دو بهمن، (هرچند عده ناچیزی آن را انقلاب نمی شناسند و نام فتنه بر آن نهاده
اند) اين درست است كه انقلاب 22 بهمن به کج راهه کشیده شد و به هدف های خود که همان
استقلال، آزادی وعدالت اجتماعی بود نرسید همانگونه که انقلاب مشروطه هم به هدف
نهائی خود نرسید و جنبش ملی کردن نفت هم در اثر دسیسه بیگا نگان بی نتیجه ماند. در
هر سه حرکت مردم حرکت مشترکی را آغاز کرده و با یاری هم به قله پیروزی نزدیک شدند
ولی با افسوس بسیار در اثر از هم گسیختگی و ایجاد اختلاف بین مبارزان، خودکامگان
توانستند از آن نهایت استفاده را نموده و قدرت را در دست گیرند با کمال تأسف باید
گفت امروزه با مشکلات عد یده وکمرشکنی که ملت و کشورمان با آن دست به گریبان است
نیروهای ملی و آزادیخواه بجای درس آموختن از شکست سه جنبش یاد شده هر روزه اختلاف و
جدائی در بین اشان زیادتر شده تا جائی که نیروهای ملی و آزادیخواه به چند گروه
تقسیم شده اند وبه جان هم افتاده و بجای اتحاد و یک پارچگی در برابر هم قرار گرفته
و بازار برچسب زدن اتهامات ناروا رواج بسیاریافته است . از قدیم گفته اند اختلاف
بیانداز و حکومت کن و این هم گسیختگی بین اپوزیسیون خواست دست اندرکاران نظام
اسلامی حاکم بر ایران است که متأسفانه گروه های اپوزیسیون از آن غافلند. نکته
دیگری که باید گفته شود نظامی که امروز بر ایران حاکم است جمهوری نیست بلکه همان
نظام سلطنتی است ولی از نوع مذهبی. معنی جمهوری در خودش نهفته است است یعنی حکومت
مردم بر مردم در حالی که مردم درحکومت فعلی ایران نقشی نداشته و بازیچه ای در دست
زمامداران بیش نیستند و باید تابع بدون شرط زعمای حکومتی باشند.
5
- در صورت وقوع چنين جنگی
اپوزيسيون ايران بايد چه سياست مستقلی را راهكار فعاليت خود كند تا بلكه از اين
طريق نه در دام دفاع از جمهوری اسلامی و نه در دام دفاع از حمله نظامی امريكا
بيافتد؟ آيا
يک سياست مشترک
ايرانی برای مواجهه
با خطر جنگ
قابل تصور و
تحقق است؟ لطفا
توضيح دهيد
-
پیش از این اشاره نمودم که تا آنجائی که شواهد نشان می دهند حمله ای به ایران
نخواهد شد چون نظام اسلامی برای بقای حکومت خود به هر حیله و ترفندی متوسل خواهد شد
که تا به امروز شاهد نظا یر آن بوده ایم . اما اگر حمله ای صورت گیرد خسارت آن را
ملت ایران باید بدهد نمونه اش کشورعراق است. وظیفه اپوزیسیون این است با عبرت
گرفتن از گذشته دست از اختلافات دشمن شاد کن برداشته و در یک صف قرار گیرند. در این
صورت به آسانی خواهند توانست به کمک مردم ایران بخصوص نسل جوان، بانوان، کارگران و
اقشار زحمتکش جامعه که از حقوق ابتدائی خود محرومند، با یک حرکت از پیش برنامه ریزی
شده نظام حاکم را مجبور به کناررفتن نمود، در آن زمان است که می توان با رأی واقعی
مردم، حکومت مردمسالاری را جایگزین استبداد حاکم نمود و آزادی و عدالت اجتماعی را
که خواست یکصد ساله ملت ایران بوده است در سراسر ایران برقرار ساخت. شاید بعضی این
را رویا و یا شوخی پندارند ولی با نظری به تاریخ کشورمان خواهیم دید هرگاه اختلافات
کنار گذاشته شده و زیر یک پرچم گرد آمد یم پیروزی از آن ملت بوده است .
6-
آيا تنها و تنها مذاكره و گفتگو می تواند جمهوری اسلامی را متقاعد به انصراف از
پروژه غني سازي اورانيوم كند؟ اقدامات تنبيهی جهانی عليه جمهوری اسلامی را در سطح
چه ارگان بين المللی می توان پيش برد؟ آيا سازمان ملل و مشخصاً شورای امنيت سازمان
ملل می توانند چنين نقشی را پيش ببرند؟ نظر و پيشنهاد شما چیست؟
سردمداران
نظام اسلامی هیچگونه گفتگوئی را که در مخالفت با اهدافشان باشد نخواهند پذیرفت این
یک فرضیه کاملاً باطلی است که از طریق مذاکره و گفتگو می توان دست اندرکاران نظام
را سر عقل آورد. آنها حتی به یاران خودشان اجازه نداده و نمی دهند که بجز منافع
جمعی اشان حرف دیگری بزنند و یا گامی بردارند. نمونه اش آیت الله
منتظری " فقیه عالیقدر " و دیگر روحانیون که مخالف تندروی آقایان بوده اند. در مورد
اقدامات تنبیهی جهانی علیه نظام باید این حقیقت را در نظر داشت که هرکجا حکومت
اسلامی احساس خطر نماید و منافع خود را در خطر ببیند دست به حیله و ترفند تازه ای
می زند و با بخشش قسمتی از ثروت های ملی خطر را از خود دور می کند. در مورد سازمان
ملل هم باید گفت این سازمان در دست کشورهای قدرتمند و سرمایه داری جهانی است و
هیچگاه تا کنون علیه منافع آنها گامی برنداشته است چون با یک "وتو" همه چیز حل
خواهد شد. این ملت های جهان سومی هستند که باید خود تصمیم گیرند و خود اقدام
نمایند. اما در مورد غنی سازی اورانیوم همانگونه که در پیش گفتم حق مسلم ملت هاست
اما سیاست نابخردانه زمامداران حکومت اسلامی این بهانه را بدست آمریکا و دیگر
کشورهای تابع سیاست آمریکا داده است تا برای گرفتن امتیازات بیشتری ایران را زیر
فشار قرار دهند ولی شکی نیست که در پشت پرده ، داستان چیز دیگری است که یک نمونه
اش را در گذشته شاهد بودیم که پس از چند ماه توسط مهدی هاشمی برادر داماد آیت الله
منتظری از طریق یک نشریه لبنانی لو رفت و آن سفر مک فارلین فرستاده پرزیدنت ریگان
به ایران و دادن انجیل و کیک اهدائی پرزیدنت ریگان به آقای رفسنجانی بود. هرچند
آنچه که در این دیدارگذشت پنهان ما ند ولی همینقدر که پس از شش ماه این واقعه لو
رفت و منجر به دستگیری و اعدام برادر داماد آقای منتظری گردید خود حدیثی مفصل است.
توضيح: مصاحبه از طريق فرستادن سوالات به آدرس اي-ميل آقاي اديب
صورت گرفته است. |