بازگشت به صفحه اول

از روز 

 
 

مشکل قانون اساسي است، نه احمدي نژاد

گفت وگوي روز با علي اکبر معين فرmoeenfar709.jpg
سه شنبه 31 اردیبهشت 1387

‏نادر ايراني

علي اكبر معين فر، وزير نفت دولت بازرگان، کارکرد پروژه هسته اي دولت ايران را، بيش از آنکه دسترسي ‏به تکنولوژي اتمي بداند، کنترل فضاي داخلي کشور ارزيابي مي کند. اين فعال سياسي اميد به بهبود وضعيت ‏انتخابات در ايران را، مادامي كه "قانون اساسي همه اختيارات را به يك نفربه نام رهبر سپرده" غيرواقعي ‏مي داند. بر اين مبنا، وي معتقد است از‌انتخابات رياست جمهوري آينده نيز، "امثال آقاي احمدي نژاد بيرون ‏خواهند آمد."‏

‎‎فكر مي كنيد دراين مرحله از مذاكرات ايران با گروه 5+1، بسته پيشنهادي تهران مي تواند مسايل ‏في مابين را بدون گسترش فشارهاي بين المللي حل كند؟‏‎ ‎
هنوز بسته پيشنهادي ايران باز نشده است. بنده هم تصور نمي كنم كه چيزي درداخل اين بسته باشد. با تجربه ‏اي كه تا كنون ازنحوه تعامل ايران با طرف هاي مذاكره كننده داشته ام مي توانم پيش بيني كنم كه بسته اي ‏جديد با شعارهاي جديد به گروه 5+1 ارائه شده است. منتها شايد اين اميد واهي باشد كه من دارم وآن اين كه ‏اميدوارم بسته پيشنهادي ايران شبيه آن چه قبلا در نامه هاي آقاي احمدي نژاد به آقاي بوش وخانم مركل ‏مطرح بود نباشد. به هر حال گمان بنده اين است كه مطلب قابل توجهي در داخل آن وجود ندارد. ‏

‎‎آيا اين نامه گامي براي نزديك شدن به حل مساله هسته اي ايران نخواهد بود؟‏‎ ‎
بنده فكر نمي كنم كه اساسا مساله هسته اي آن قدر که وانمود مي شود مهم باشد. اين پروژه، بيشتر بهانه اي ‏است تا نارضايتي هاي داخلي را با زور وفشار و استبداد به نحوي ساكت كنند. به هر حال، در خصوص ‏پروژه هسته اي حرف هاي زيادي مطرح است.‏‎ ‎مثلا آيا مقدار اورانيومي كه براي استخراج داريم مي تواند ‏جوابگوي توليد انرژي هسته اي باشد؟ واگر نه مواد لازم را با جو جهاني فعلي از کجا تهيه خواهيم کرد؟ ‏خودمان را نمي توانيم گول بزنيم.‏

‎‎پس ادامه غني سازي از نظر شما به منظور از سوي ايران مورد تاكيد قرار مي گيرد؟‎ ‎‎‎
اين موضوع براي ايران جنبه حيثيتي پيدا كرده است. انرژي هسته اي براي ايران پرستيژجهاني وداخلي ‏فراهم مي كند. ولي تاکيد مي کنم که درنهايت اين بازي بيشتر براي داخل معني دار است تا براي خارج.‏

‎‎درهفته هاي اخير تهديدهاي نظامي آمريكا و اسراييل عليه ايران افزايش يافته است. احتمال ‏برخورد نظامي با ايران در اين مرحه تا چه اندازه است؟‏‎ ‎
اسرائيل بدون اجازه آمريكا اقدامي نخواهد كرد، بنابراين اگر احتمالي وجود داشته باشد بيشتر احتمال ديوانگي ‏بوش است. بعيد نيست كه آقاي بوش در سال آخر رياست جمهوري اش، بخواهد با حمله به ايران دنيا را دچار ‏مشكلات بزرگي كند. البته، امکان عراقيزه شدن ايران را نمي دهم، ولي اين كه آمريكا بخواهد نقاط حساس ‏ايران را مورد حمله قرار بدهد بعيد به نظرنمي رسد. ‏

‎‎صدمه اي كه در چنين حمله اي به ايران وارد خواهد شد در چه حدي خواهد بود؟‏‎ ‎
مشكل اصلي را نبايد درحمله اوليه ببينيم. مشكل تبعات چنين حمله اي است. به اين معنا كه اگر چنين ديوانگي ‏از سوي بوش صورت بگيرد و اگر چنين بي سياستي در داخل باشد كه به فرآيند حمله به ايران مدد برساند (كه ‏متاسفانه چنين بي سياستي و بي درايتي اي درداخل مشاهده مي شود) برخورد اوليه ممكن است به سادگي ‏صورت بگيرد و آن گاه، احتمال اين كه اين برخورد تداوم يابد و سال ها مشكلاتي براي دو ملت ايجاد كند ‏وجود دارد. بنا براين هزينه اي كه ملت ايران و ملت آمريكا براي جنگ احتمالي مي پردازد، هزينه يك سال و ‏دو سال درگيري نخواهد بود. درعين حال بايد بگويم حتي بحث اين نيست كه حمله اي صورت مي گيرد يا ‏نمي گيرد، بلكه مسئله اين است كه هيچ عاقلي زماني كه زمام امور كشور را برعهده مي گيرد، اگر قصد ‏جنگ نداشته باشد، نبايد شرايط را به سوي شعله ور شدن آتش جنگ سوق بدهد. درغير اين صورت جرقه اي ‏مي تواند شرايط را به سوي التهاب وكشتار پيش ببرد و اين، بي سياستي سردمداران سياسي را مي رساند. ‏

‎‎ايران درسال آينده انتخابات رياست جمهوري را برگزار خواهد كرد، با توجه به تجربه انتخابات ‏مجلس، انتخابات رياست جمهوري را چگونه مي بينيد؟‎ ‎
مادامي كه قانون اساسي ايران همه اختيارات را به يك نفربه نام رهبر سپرده و همه حيات وممات ملت را ‏دراختيار ولايت فقيه گذاشته است، برون رفت از وضعيت موجود را ممکن نمي دانم. من مشكل ايران را ‏امثال آقاي احمدي نژاد و يا عمر و زيد بعدي نمي دانم، زيرا اين عده دراستخوان بندي سياست در ايران ‏جايگاه تعيين كننده اي ندارند، بلكه به عنوان مجري وارد صحنه مي شوند. مملكت درحال مليتاريزه شدن است ‏كه به مقدار زيادي هم شده است، و ايدئولوژي اين مليتاريزه شدن، ‌ولايت فقيه است. بنا براين مادامي كه اين ‏سيستم بخواهد برمملكت حكومت بكند، هركسي كه رييس جمهور باشد اوضاع بهتر از اين نخواهد بود. ‏

‎‎فكر مي كنيد كه انتخابات آينده رياست جمهوري اصلاح طلبان اجازه خواهند يافت كه كانديدا ‏معرفي كنند؟ مثلا آقاي كروبي يا آقاي خاتمي وارد صحنه رقابت شوند؟ اگر اصلاح طلبان بخواهند در اين ‏سطح وارد انتخابات بشوند، چه هزينه هايي قابل تصور خواهند بود؟‎‎
آقاي خاتمي بعيد است كه وارد رقابت رياست جمهوري شود. آقاي كروبي به هرحال تا اندازه اي قول ‏وقرارهايي با حكومت گذاشته و ارتباطاتش نيز نزديك تر است از اين رو وارد صحنه خواهد شد. همان طور ‏كه مي دانيد ايشان در مصاحبه با ويژه نامه روزنامه اعتماد هم مطرح كرد كه چه آقاي خاتمي بيايد وچه نيايد، ‏وي در انتخابات رياست جمهوري شركت خواهد كرد. البته ايشان اگر رييس جمهور هم شود اوضاع تغيير ‏زيادي نمي کند. زيرا قانون اساسي اختياراتي را براي رهبري پيش بيني كرده كه اجازه نمي دهد بخش هاي ‏ديگر آن در رقابت هاي انتخاباتي شكوفا شوند. در واقع، اگر آقاي کروبي بخوابد يا نخوابد چيزي عوض ‏نخواهد شد!‏

‎‎آيا اين امكان وجود دارد كه ازميان اختلافات ميان جناح قاليباف و جناح احمدي نژاد شرايط كمتر ‏نامناسبي فراهم شود؟‏‎ ‎
من انتظار برگزاري انتخابات آزاد را ندارم و چنين انتخاباتي هم درآينده برگزار نخواهد شد. از اين ‌انتخابات، ‏همانند گذشته امثال آقاي احمدي نژاد بيرون خواهند آمد. كساني كه در راس حكومت هستند آن اندازه قدرت ‏درزير زبانشان مزه كرده است كه به هيچ وجه متوجه عواقب برگزاري اين گونه انتخابات نيستند. ‏

‎‎اختلافات ميان دوجناح اصولگرا يعني قاليباف واحمدي نژاد را تا چه اندازه واقعي مي دانيد؟‎ ‎‎‎
اين اختلافات تازماني ادامه دارد كه تشري از سوي آقاي خامنه اي زده نشده باشد. ‏

‎‎از دوجناح آقاي قاليباف و آقاي احمدي نژاد كداميك را بيشتر نماينده حاكميت مي دانيد؟‏‎ ‎‎‎
هيچكدام! من نماينده حاكميت را جز آقاي خامنه اي نمي دانم كه مسوليت ايجاد شرايط موجود را دارند.‏

‎‎در واقع حاكميت درانتخابات آينده رياست جمهوري بيشتر به كداميك از اين دوجناح گرايش خواهد ‏داشت؟‎ ‎
‏ از ويژگي هاي آقاي خامنه اي اين است كه تا آخرين لحظه نظرخودش را مطرح نمي كند و در زمان مقتضي ‏به موج قوي تر مي پيوندد. ولي من نمي توانم بگويم كه آن موج آخري كدام است. ‏

‎‎سوال آخر، فكر مي كنيد كه تحولات ايران، براي خودش نماينده اي درداخل دارد تا بتواند مسايل ‏اش را حل بكند، يا خير، تحولات آن قدر شديد است كه نگاه مردم از سر همه گروه ها از جمله اصلاح طلبان، ‏نهضت آزادي و ملي – مذهبي ها و... گذشته است؟‎ ‎
اجازه بدهيد به اين سوال پاسخي ندهم. ‏

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه