|
جاودانه های 4 خرداد
محمد مسعود سلامتی
اگر در برهه ای از روز
شمار آزادیخواهی میهن 4 خرداد تداعی گر تپه های اوین در سال 1351 و پیکرهای غرق در
گلوله مجاهد مردانی چون محمد حنیف نژاد، سعید محسن، علی اصغربدیع زادگان، محمود
عسگری زاده و عبدالرسول مشگین فام بود. اما برای نسلی که سنگر آزادی را در دانشگاه
جست و قلم و بیان را سلاح این پیکار ساخت. از سال 1377 کالبد 4 خرداد جانی دگرباره
یافت.
بعد از میتینگ 29 مهر
(سال 76 مقابل سر در دانشگاه تهران) که در مقوله رهبری از سوی اتحادیه اسلامی
دانشجویان و دانش آموختگان پیشنهادی طرح شد مبنی بر اینکه قانون اساسی به نحوی
اصلاح شود که: 1- رهبری با انتخاب مستقیم مردم باشد 2- در برابر مرجعی نظیر مجلس
شورا پاسخگوی سیاستها و عملکرد هایش باشد. 3- مدت آن محدود به چند سال گردد. در
تکمیل این دیدگاه در اردیبهشت ماه سال 77 با توجه به در پیش بودن انتخابات مجلس
خبرگان (آبان ماه همان سال) بحث دیگری درنشست های داخلی این اتحادیه مطرح شد. براین
اساس نظر به لزوم صلاحیت های چندگانه در رهبری می بایست کسانی که به عنوان خبره به
انتخاب وی می نشینند نیز هریک از تخصص های مختلف علوم روز برخوردار باشند. به بیان
دیگر مجلس خبرگان مجمعی از صاحب نظران علوم مختلف روز باشد. این طرح بنا بود در
میتینگی به عنوان موضع این تشکل اعلام شود. تاریخ اولیه آن 29 اردیبهشت ماه مقارن
با سالروز تولد دکتر مصدق بود اما اندکی پس از موافقت اولیه، وزارت کشور طی تماسی
با اتحادیه عنوان کرد از آنجا که ممکن است مراسم شما موجب تحت الشعاع قرار دادن
مراسم 2خرداد شود آن را به زمان دیگری پس از این تاریخ موکول کنید. به این ترتیب
روز 4 خرداد تعیین و مجوز برگزاری آن در پارک لاله صادر شد. برای این مراسم
سخنرانانی که در نظر گرفته شده بود عبارت بودند از: مهندس طبرزدی، دکتر امامی،
پرویز سفری و منوچهر محمدی.
تریبون این مراسم
کامیونی بود که دو روز پیش از آن در سالروز 2 خرداد دفتر تحکیم وحدت در مراسم خود
استفاده کرد و این نماد جهت همدلی با بچه های تحکیم انتخاب شد. اما روز 4 خرداد از
آغاز مراسم گروهی سیاهپوش در برابر تریبون درون پارک خیمه زده و هنوز سخنران مراسم
لب به سخن باز نکرده بود که آنها با شعارهای خاص خود نظیرمرگ بر منافق و ضد ولایت
فقیه سعی در اخلال در مراسم نمودند. رفته رفته جمعیت دانشجویی – مردمی فزونی می
یافت اکنون دیگر نیروهای انتظامی، امنیتی و گارد ضد شورش نیز جای جای پارک حضور
محسوس داشتند.
در میان درگیری هایی
که با حمله سیاهپوشان به مدد زنجیر، پنجه بوکس، چاقو و...به سوی دانشجویان و مردم
صورت می گرفت. دانشجویان ضمن پراکنده شدن و دوباره گرد آمدن کمتر به واکنش فیزیکی
برخاسته و بطور عمده شعارهایی برضد طالبان ، انحصار و ... سر می دادند. مدتی بعد از
درگیری ها سرهنگی از نیروی انتظامی با بلند گوی دستی اعلام کرد این مراسم مجوز
قانونی دارد و از مهاجمین خواست آنها به سوی دیگر پارک بروند و اگر هم تقاضای مراسم
دارند درخواست مجوز کنند. با حلقه موقتی که نیروی انتظامی گرد تریبون ایجاد کرد دو
تن از سخنرانان سفری و امامی موفق شدند چند کلمه سخن بگویند. سفری از لزوم امنیت
برای آزادی گفت و رو به مهاجمین خواستار آرامش آنان شد و اینکه در مقابل اگر آنها
نیز بخواهند سخن بگویند حاضر است جانش را بدهد تا مخالفش سخن بگوید و امامی نیز با
توجه به اصل 56 قانون اساسی چنین نتیجه گرفت که حکومت نباید در انحصار قشر یا افراد
خاص باشد بلکه همه باید بتوانند در سرنوشت شان مشارکت کنند. اما در این اثنا انفجار
نارنجک گاز اشک آور در میان جمعیت آغازی بر درگیری مجدد و البته شدید تر از دفعه
قبل شد به نحویکه مهاجمان به سخنرانان نیز حمله نموده و کامیون را دور ساختند .
و.... مراسم ناتمام ماند. به رغم آن همه تا ساعت ها پس از مراسم آن جمعیت چند ده
هزارنفری ازپارک خارج نشدند. تجمعات پراکنده، بحث آزاد، لکه های خون در بوستان
لاله، دخترها و پسرهای مجروح از ضرب زنجیرها و نیروی انتظامی و...که اقدام موثر
برای بازداشتن مهاجمین از یورش به مراسم قانونی نکردند اما برای بازداشت دانشجویان
آمادگی کامل از خود نشان می دادند.
گرچه در این مراسم نیز
هرگز حادثه آفرینان از سوی حاکمیت تعقیب و محاکمه نشدند اما چند ماه بعد در روزهای
نخست آبان همان سال وزارت کشور به جبران میتینگ ناتمام 4 خرداد مجوز مراسم دیگری را
در پارک لاله صادر کرد .
از آن 4 خرداد به بعد
بی آنکه از ارزش مجاهدتهای پیشینیان کاسته شود، این روز در تقویم جنبش آزادیخواهی
ایران جانی دوباره گرفت. گویی خود تبدیل به نمادی دیگر شد. روزی که شاید یک پیامش
این بود بجز حرکت قهرآمیز و صندوق رای راه سومی هم برای تغییرهست.
http://rozane1.blogspot.com |