آمنه شیرافکن
گفتمان كنوني حاكم بر جامعه ما در موضوع نگاه به زن به شدت سنتي عمل ميكند. بار سنت و مردسالاري كه ميرفت در ساخت جامعه به چالش كشيده شود اين بار از طريق خود نهاد قدرت در حال بازتوليد و تقويت است.
نگاه سنتي مرسوم در جامعه ما نسبت به زن او را موجودي ميداند كه تنها كاري كه از عهدهاش بر ميآيد مادري و همسري است و گرما بخشي به محيط خانه و خانواده.
اين نگاه به ويژه با روي كار آمدن دولت نهم تشديد شد چنانچه در حال حاضر آنچه در اجتماع مي گذرد به قدرت رسيدن همان رگه هاي پاتريمونيالي است كه زنان سال ها و سال ها تلاش داشتند در جهت كاهش و كمرنگ تر شدن آن بكوشند.
نگاه مردمحور پنهان در پس طرح امنيت اجتماعي بي آنكه تلاشي براي تصحيح جامعه اي داشته باشد كه در آن خشونت عليه زنان در همه ابعاد در حال تقويت است، لايه هاي تازه اين خشونت را با خود به خيابان هاي شهر تهران مي آورد تا بتواند با تكيه بر آن از زن حمايت كند.
اما آسيب هاي اين نگاه دارد در جايي ديگر هويدا مي شود. در لايه هايي از جامعه كه حالا كم كم دارد سر و صدا ي آن بلند مي شود. وقتي تو زن را از سويي با نگاه لذت گرا ميبيني و از سويي ديگر به نفي آن از جامعه همت مي كني ، نوعي تناقض در وجودت رشد مي كند كه شايد بخشي از آن يكهو با پخش تصويري از اتاق كار يك استاد دانشگاه در سايت يوتيوپ بروز كند، وقتي كه خيال دارد اتاق كارش را حرمسرايي مدرن كند در تعرض به يك دانشجوي دختر.
بي آنكه بداند دختري كه روبرويش قرار گرفته آن زن قاجاري دور از اجتماع و بي خبر از فرديت خود نيست، انساني است باليده بر واقعيت هاي اجتماعي كه ميداند كسي دارد وارد حريم شخص او ميشود.
به روايتي شايد بتوان گفت كه وقايع اخير در دانشگاههاي كشور با محور تعرض به دانشجويان دختر نمايشي از جولاني است كه جامعه، دولت ، مقامات و مسولان و فرهنگ و سنت و قانون به مرد دادهاند تا بتواند اينگونه زن را به بازي قدرت خود بگيرد.
ايرانيها به داشتن حرمسراها در جهان معروف بودهاند. هنوز هم سازه هاي تاريخي چون عالي قاپو اصفهان طنين انداز ترسي در وجود آدمي است كه نشان از گستاخي جنس مذكر و در عين حال قدرت اعمال آن نسبت به زنان داشته است.
اما اين روزها مردان بر اريكه قدرت نشسته ايران به رسم قدمايشان حرمسرا برپا كرده اند، اما اين بار حرمسرايشان شكل مدرني به خود گرفته است.
زنان همچنان در حرمسرا زندگي مي كنند. حرمسراي انديشه مرداني كه آن ها را پر بسته در چارچوبي پر قاعده و پر ضابطه محسور ميخواهند .
اين حرمسراي شيشه اي در اتاق كار استادي شكل ميگيرد كه طمع جنسي را برتر از هر حس ديگري در خود رواج داده تا امنيت براي دختر دانشجو ديگر گونه تعريف شود.
چيزي كه دارد اتفاق ميافتد بازگشت دوران قرون وسطايي تاريخ جنسيت است.
اينكه تو بايد مدام براي تمامي روابط پاسخگو باشي و سيستم نظارت بي پروا حتي بر رنگ لباس تو هم نظارت كند. فرديت بي محابا تحليل ميرود و آدمها مدام در اضطراب نظارت، فرصت مفيد زندگي و لذت بردن را از دست مي دهند. در حاليكه در همين وانفساي غيرت و ناموس و ترويج اخلاق اجتماعي پرونده فرمانده ارشد نيروي انتظامي و برخي نمايندگان مجلس و مسولان و استادان دانشگاه رو ميشود تا ناخودآگاه روايت فساد در كليسا جلوي چشمت مرور شود.