بازگشت به صفحه اول

از روز 

 
 

به هوا رفت…kazemian.jpg

مرتضي کاظميان
یکشنبه 9 تیر 1387

‏پيش چشم نمايندگان رسانه‌اي غرب، برج خنک‌کننده‌ي رآکتور "يونگ‌بيون" کره شمالي منهدم گرديد. آن همه ‏ادعا و لجاجت و سخت‌گيري پيونگ يانگ، دود شد و به هوا رفت؛ همان‌گونه که کارل مارکس در مانيفست ‏خود توصيف مي‌کند: "هر آنچه که سخت است و استوار، دود مي‌شود و به هوا مي‌رود…"‏

اينک، مردم کره شمالي فقيرتر و نحيف‌تر از هميشه، بايد با توجيهات دستگاه‌هاي تبليغاتي و رسانه‌اي کيم ‏جونگ ايل کنار آيند که آن همه هزينه‌اي را که متحمل شدند، چه شد و به کجا رفت؟ حاصل آن همه چالش با ‏غرب ـ با امپراتوري ايالات متحده ـ و تحمل تحريم‌ها براي مردم کره شمالي، زنان و مردان امروز و کودکان ‏بي‌گناه، چه بود؟ غرور و افتخار ملي يا برپاماندن نظام سياسي توتاليتر؟ اينها، اينک و درپي ارايه‌ي فهرست ‏کامل برنامه هسته‌اي اين کشور و نيز فهرست حسابداري امور هسته‌اي، و همچنين انفجار برج 20متري، ‏جملگي غبار شده و به هوا رفته است. نماد فعاليت‌هاي هسته‌اي پيونگ يانگ فرو مي‌ريزد تا مشوق‌ها و ‏امتيازات اقتصادي بيشتري به سوي رژيم منزوي و مردم در تنگنا و مشقت کره شمالي روانه شود. فروريختن ‏برج را همه‌ي جهانيان ديدند اما "پند گيرندگان" پرشمار نيستند…‏

کيم جونگ ايل، رهبر نظام تک حزبي کره شمالي، 20 ماه پس از نخستين انفجار و آزمايش هسته‌اي، اينک ‏اميدوار است ـ و چشم انتظارـ که آمريکايي‌ها 2هزار صفحه سند ارايه شده را در 45 روز وعده داده شده، ‏بخوانند، و آنگاه با ابراز رضايت از توقف واقعي فعاليت‌هاي هسته‌اي مخرب کره شمالي، اين کشور از ‏فهرست سياه تحريم‌هاي بين‌المللي خارج شود.‏

سرمايه‌هاي ملي کره شمالي سال‌ها(حدود دو دهه) است که صرف تاسيسات و تحقيقات هسته‌اي مي‌شود تا 23 ‏ميليون جمعيت اين کشور بيش از آنکه براي خود "زندگي" کنند، براي تحقق روياهاي کيم جونگ ايل و ديگر ‏حاکمان و نيز براي تداوم اقتدار نظام توتاليتر، رنج بکشند و محروميت‌هاي گوناگون را تحمل کنند. بازار سياه ‏کالاهاي ضروري، کمبود مواد غذايي، گراني وحشتناک، فقر، خفقان و اختناق، واژه‌ها و مفاهيمي هستند که ‏
فاجعه و نتيجه‌ي "سخت مغزي" و ميل به قدرت حاکمان پيونگ يانگ را توضيح مي‌دهند. ‏

دردناک و تلخ و تاسف‌بارتر از اين، انسان‌هايي هستند که تصاوير فروريختن و دودشدن برج خنک کننده را ‏در کره شمالي مي‌بينند اما همچنان باورها و خيال پردازي‌ها و پروژه‌هاي جزمي و خيالي و ميل خويش به ‏تداوم اقتدار را ـ هرچند به بهاي مادي و معنوي خيره‌کننده، و به قيمت جان انسان‌هاـ فرونميگذارند؛ حاکماني ‏که "واقعيت"هاي جهان و مناسبات بين‌الملل و الزامات زيست جهاني را در هزاره‌ي سوم درنمي‌يابند. اينان ‏باورهايشان را فرونمي‌نهند تا روزي که ديگراني ديگر، ناظر و شاهد دودشدن و به‌هوارفتن هر آن چيزي ‏باشند که ايشان، روزگاري سخت و استوار ارزيابي‌اش مي‌کردند...

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه