بازگشت به صفحه اول

از اعتماد 

 
 

در آستانه ورود به صدسالگي فتح تهران

تولد دوباره مشروطه

مينا شاهميري
انقلاب مشروطه با تمام فراز و نشيب هايش در راه تحقق آرمان هاي عدالت طلبانه و آزاديخواهانه، نقطه عطف تاريخ ايران و سر منشاء تحولات عظيمي بوده است. روايت برهه هايي از تاريخ مشروطه، سرشار از لحظه هايي است که ملت ايران، ميهن پرستانه براي حفظ دستاوردهايش مبارزه کرده. هنوز مشروطه عمري دوساله نيافته بود که ميان مشروطه خواهان در مجلس به دلايل سياسي و در بنياد هاي نظري شان، اختلاف پديد آمد و راه نفوذ استبداد را گشودند. يد طولاني سلسله قاجار در حکمراني مستبدانه با روي کار آمدن محمد علي شاه، بار ديگر ظهور کرد و قدرت گرفت. به توپ بستن مجلس در ²تير سال 1287 ه.ش و پراکنده ساختن رهبران و فعالان نهضت مشروطه به عمر کوتاه نظام مشروطيت ايران پايان داد و سرآغاز استبداد صغير شد. بحران هاي متعدد سياسي، اجتماعي و اقتصادي بيش از 13ماه دوران حکومت محمدعلي شاه را آشفته و متزلزل ساخت. دخالت هاي دو دولت انگلستان و روسيه ادامه داشت و با قرارداد 1907م به اوج خود رسيد. مشروطه خواهان تبريز، از ابتداي استبداد صغير به قيام بر ضد سلطنت سرکوبگر قاجار برخاستند و مقاومت دلاورانه شان سبب خيزش و لشگرکشي نيروهاي انقلابي از گيلان و اصفهان شد. سرانجام با فتح تهران در سال 1288 ه.ش به دست رهبران ملي، مشروطه دوباره متولد شد.

زمينه هاي قيام آزاديخواهانه

روزي که کلنل لياخوف در تهران مجلس را به توپ بست، آشوب به سرعت شهرهاي مهم ايران را در برگرفت. در تبريز که مهم ترين شهر بعد از پايتخت بود، جنگ خياباني مليون با نيروهاي دولت آغاز شد. تبريزي ها کينه يي از دوران وليعهدي محمدعلي شاه و حکمراني اش در اين ايالت به دل داشتند که در اين زمان مجال بروز يافت. تا 10 ماه پس از تخريب مجلس ملي، مشروطه خواهان تبريز به جنگ نابرابر با نيروهاي دولتي و گرسنگي در نتيجه کمبود آذوقه ادامه دادند. مجاهدين توانستند پيروزي هايي به دست بياورند اما با بسته شدن جاده ها و محاصره کامل شهر مردم گرفتار قحطي شدند. نه تنها وعده هاي مکرر محمدعلي شاه در احياي مشروطيت هيچ تاثيري بر رهبران ملي و مردم نداشت، بلکه همه چاره استقرار عدالت اجتماعي، آزادي و قانون را در فتح تهران مي ديدند. مليون در دو جبهه به تدارک سپاه و لشگرکشي همت گماشتند تا همزمان به سوي تهران حرکت کنند. فرماندهي قشون اصفهان را «صمصام السلطنه» خان بختياري برعهده داشت تا اينکه برادرش «سردار اسعد» به او پيوست و در رشت، نهضت ملي به کمک «سپهدار اعظم» (محمدولي خان تنکابني) و «يفرم خان» ارمني آماده حضور در تهران شد.

اصفهان و طغيان بختياري ها

با مقاومت شجاعانه مردم تبريز در برابر حکومت محمدعلي شاه و متجاوزان روس و در ادامه قيام بر ضد نظام استبدادي، بختياري ها به سرکردگي صمصام السلطنه در اصفهان سر به شورش برداشتند و شهر را تصرف کردند. سردار اسعد بختياري که در اروپا بود با آغاز شورش ها از راه خليج فارس به ايران بازگشت و با تجهيز قشون اصفهان به طرف تهران حرکت کرد و در قم مستقر شد.دولت با نزديک شدن قشون بختياري به وحشت افتاد. طبق روال سياست وابسته دولت قاجار به دولت هاي بيگانه، اين بار هم سعدالدوله رئيس الوزراء، دست به دامن وزير مختار انگلستان «سر جرج بارکلي» شد تا با کنسول روسيه به ملاقات سردار اسعد رفته و او را از ورود به تهران منع کنند. خان بختياري با رد ضمانت دولت هاي خارجي در برقراري نظام مشروطه، عزم راسخش را در قيام عليه محمدعلي شاه و تصفيه عناصر استبدادي نشان داد. پيشنهادات بي طرفانه دولت انگلستان و روسيه که تحت تاثير مفاد قرارداد 1907 م مبني بر اشتراک سياسي بيان شده بود اما با مقاومت سردار اسعد، پيشنهاد جاي خود را به تهديد براي ورود نيرو از شمال ايران از طرف ارتش روسيه داد. در اين هنگام نيرو هاي سپهدار اعظم به قزوين رسيدند و نمايندگان دو دولت براي جلب نظر فرمانده قواي شمال نزد او رفتند. جواب محمدولي خان تنکابني همانند همرزمش، عزيمت قطعي به سمت تهران بود.

رشت شهر آزاديخواهان

رشت، شهري که هميشه راه ورود افکار تجددخواهانه و مترقي از اروپا محسوب مي شد، پر بود از مجامع سري و مخفيانه يي که آزاديخواهان را در محيط استبدادي آن دوران پرورش مي داد. رياست مجاهدان مشروطه خواه با يفرم خان ارمني، ميرزا حسين خان کسمايي و سردار محيي بود. در سال 1288 ه.ش مشروطه خواهان به سرکردگي روساي خود به «باغ مديريه» رشت يورش بردند و حاکم مستبد و دست نشانده آن،« آقا بالاخان سردار افخم» را کشتند. اما نگه داري قواي ملي شمال و کنترل رشت از عهده آنها خارج بود پس با درخواست از سپهدار اعظم براي فرماندهي نيروها، او را به عنوان پيشواي انقلاب در نظر گرفتند. هرچند محمدولي خان تنکابني در محاصره تبريز در کنار عين الدوله حضور داشت اما با شدت گيري اوامر استبدادي محمدعلي شاه، از قشون خارج شد. با اين حال، پس از دريافت درخواست انقلابيون، با امتناع از رياست نيروهاي شمال، بي ميلي خود را نسبت به مشروطه نشان داد. سرانجام انقلابيون توانستند به شيوه هاي مختلف او را ثابت قدم کنند. با حرکت قشون به سمت جنوب و با تدابير نظامي يفرم خان، قزوين به تصرف مجاهدان مشروطه خواه درآمد.

فتح تهران

قواي شمال در مسير حرکت به تهران با نيروهاي دولتي به فرماندهي کاپيتان « زاپولسکي» روبه رو شدند و درگيري ها به شکست و عقب نشيني آزاديخواهان انجاميد. پيش از جنگ کوتاه قشون بختياري با نيروهاي قزاق، سردار اسعد به نيروهاي سپهدار اعظم پيوست. نيروهاي ملي با عمليات ماهرانه يفرم خان از دروازه بهجت آباد وارد تهران شدند. سپهدار و سردار اسعد به مجلس ملي رفتند و يفرم خان قزاق خانه را محاصره کرد. با نفوذ به تمامي نقاط شهر، فقط بخش مرکزي پايداري مي کرد. نقاط قوت محمدعلي شاه، قصر قاجار و قزاق خانه بود و فرمانده کل و حاکم تهران لياخوف روسي.

تمام روز23 تيرماه در تهران، جنگ خياباني و گلوله باران ادامه داشت و مردم با شوق و استقبال از مشروطه خواهان، آن را روز آزادي خود ناميدند. کلنل روس که ياراي مقاومت نداشت و البته با دستور صريح سفارت روسيه، نامه يي به سپهدار اعظم نوشت و شرايطي براي تسليم پيشنهاد کرد.

مشروطه دوم و شکست استبداد صغير

هنگامي که خبر محاصره تهران و نفوذ تا منطقه مرکزي شهر به محمدعلي شاه رسيد، او و درباريان در کاخ سلطنت آباد پناه گرفته بودند. روس ها که شرايط را بحراني مي دانستند از دخالت در امور داخلي ايران دست کشيدند. شاه که همواره متکي به نيروي روس ها بود، چاره يي نداشت جز اينکه به سفارت روسيه پناهنده شود. پس به همراه 500 تن از سران، درباريان و بستگان خود راهي زرگنده شد. بنابراين در25 تير 1288ه.ش، انقلاب مشروطيت که به ظاهر از دست رفته بود، جان دوباره گرفت. همان شب در مراسمي که در تاريخ مشروطه ايران به نام «مجلس فوق العاده عالي» معروف است، محمدعلي شاه از سلطنت خلع شد. طي يک اعلام نامه، پسر دوازده ساله اش احمدميرزا را جانشين او خواندند و عضدالملک نيابت سلطنت را به عنوان بزرگ خاندان قاجار برعهده گرفت. مذاکرات طولاني بين سفارت هاي روس و انگليس درباره شرايط خروج محمدعلي ميرزا از ايران، استرداد جواهرات ملي، بازپرداخت ديون و رهن املاک شخصي او که احتمال داشت دولت روسيه مصادره شان کند، صورت گرفت. در موافقتنامه يي که به امضاي نمايندگان دولت هاي مذکور و مشروطه خواهان رسيد، براي شاه مخلوع 80 هزار دلار مقرري سالانه تعيين شد. محمدعلي ميرزا با خانواده و ملازمانش از سفارت روسيه براي عزيمت به بندر «ادسا» راهي ساحل درياي خزر شد و با کشتي خاک ايران را ترک کرد.

با برچيده شدن بساط استبداد، «مجلس عالي فوق العاده»،کابينه جديد را انتخاب کرد. سپهدار اعظم به رياست وزرا و وزارت جنگ رسيد و سردار اسعد بختياري در وزارت کشور منصوب شد و يفرم خان کار حفاظت تهران، شهري که فتح کرده بود را برعهده گرفت.در مهرماه سال 1288 ه.ش انتخابات مجلس در سراسر کشور برگزار شد و مجلس ملي رسماً گشايش يافت.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه