|
یافتم!
دکتر محمد علی مهرآسا
چه
را یافتم؟ قانون ارشمیدس را؟ خیر... قسمتی از نوشته های آقای دکتر علیرضا نوریزاده
را!
من به سبب بداقبالی و
نداشتن بشقاب ماهواره ای، از کسب فیض و لذت بردن از تلویزیونهای فارسی زبان لوس
آنجلس و... بی نصیبم. اما دوستی به من لطف کرده و سخنان آقای دکتر نوریزاده را که
برنامه ای در یکی از کانالها دارد برایم با پست الکترونیکی فرستاده است. آقای
نوریزاده در این سخنان از مصاحبه ی صدای امریکا با دو نفر از مدعیان وابستگی به
جبهه ملی می گوید و به نام من هم اشاره ای دارد.
آن مصاحبه و
بازتابهایش را همه آگاهیم. اما چون آقای نوریزاده در آن سخنان تکذیب جبهه ملی ایران
را قبول نداشت و آقای بهرامیان را همچنان رابط بین جبهه ملی و شاه سابق ایران از
هشت سال پیش از انقلاب میدانست، عقیده داشت سران جبهه ملی ایران ان تکذیبنامه بی
جهت پخش کرده اند، لازم آمد مراتب زیر را به آگاهیشان برسانم.
جناب دکتر نوریزاده!
چند روز پیش در میان
کتابهائی که در کتابخانه ی کوچک آپارتمان محل سکونتمان درست کرده ام، نگاهم به کتاب
قطوری افتاد به نام «از خون دل نوشتم...» که چندین سال پیش از «کتابفروشی نشر کتاب»
به مبلغ پنج دلارخریده بودم. کتاب به قلم شما در 482 صفحه مجموعه ای است از مقالاتی
که حضرتعالی در فاصله ی بین سال 1983 و 1996 نوشته و در جراید گوناگون به چاپ سپرده
اید.
من اینجا قصد درگیری
قلمی با جناب نوریزاده را ندارم و فقط می خواهم پاسخی بدهم به سخنانی که ازسر نا
آگاهی درتلویزیونهای ایرانی لوس آنجلسی درمورد جبهه ملی ایران بیان فرموده اید.
پس سخن را کوتاه می
کنم؛ زیرا قصدم اشاره به سندی است که شما از نهضت آزادی به دست داده اید و در آن
نامی هم از آقای «بهرام بهرامیان» برده اید.
آفای دکتر بهرام
بهرامیان در مصاحبه با صدای امریکا، ضمن اشاره به نداشتن رهبر در جبهه ملی ایران،
فرمودند:« من (بهرام بهرامیان) پیش از انقلاب تا سال 1357 به مدت هشت سال رابط بین
جبهه ملی ایران و محمد رضاشاه بودم ...» که همان زمان از سوی جبهه ملی ایران به شدت
تکذیب شد. اما شما آقای نوریزاده در تلویزیون به سران جبهه ملی ایران یورش بردید و
جانب آقای بهرامیان را گرفتید...
آقای نوریزاده! درکتاب
شما در صفحه ی 83 مقاله ای است زیر عنوان«نامحرمی که راز
آیت الله را عالمگیر کرد» مقاله را خودتان می شناسید و میدانید راجع به
چیست. در این مقاله از سندی سخن به میان آمده است که بین نهضت آزادی ایران از یک سو
و انقلابیون عرب از سوی دیگر رد و بدل شده است. در صفحه 95 پاراگراف چهارم نوشته
اید:«نشریۀ ناصریهای مصر سپس متن سندی را که روز پانزدهم ژانویه سال 1964 توسط پنج
تن از نمایندگان نهضت آزادی در مصر امضا شده و جزو اسناد سری در بایگانی دایرۀ
امنیّتی دفتر ریاست جمهوری مصر محافظت میشده به شرح زیر به چاپ رسانده است: بسیار
سری- قاهره به تاریخ 15/1/1964 »
آنگاه در صفحه 96
فوتوکپی عین سند را که به زبان عربی است به چاپ سپرده اید که در زیر آن نام پنج تن
با امضا وجود دارد. البته حضرتعالی ترجمه بند بند سند را نیز نوشته و نامها را در
صفحه 98 به شرح زیر ذکر فرموده اید:
امضاکنندگان: «پرویز
امین، مصطفی چمران، بهرام دراستین، علی شریفیان رضوی، ابراهیم یزدی»
در پانویس مقاله در
شماره 10 در صفحه 100 چنین مرقوم فرموده اید:
«دکتر چمران و دکتر
یزدی که معرف حضور همه هستند. درمورد بقیه، من از یکی دو تن از افراد نهضت آزادی
سوآل کردم. «بهرام دراستین» یا «درستین» را نمی شناختند؛ اما دوتن دیگر علی شریفیان
رضوی و پرویز امین را از یاران نهضت آزادی دانستند. همین سوآل را از آقای بنی صدر
کردم. ایشان گفتند احتمالاً بهرام درستین اسم مستعار بهرام بهرامیان است که با
سازمان سیا در ایران در ارتباط بود. به گفته ی ایشان پرویز امین و علی شریفیان رضوی
در ایران هستند و یکی از آنها یعنی شریفیان رضوی با ساواک سر و سری داشته است»
قطعاً نقل کفر، کفر
محسوب نمیشود و شما نیز تنها از قول آقای بنی صدر گزارش داده اید...
با درود
و بدرود م. ع. مهرآسا 18 جولای 2008
|