بازگشت به صفحه اول

 

 
 
سه شنبه ۱م مرداد ۱۳۸۷ghafoori.JPG

خبرنامه اميرکبير: از جنبه های مختلف می توان به شباهتهای شرایط پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و بحران هسته ای پرداخت. در این مقاله سعی می شود به تاکتیک های تبلیغاتی جمهوری اسلامی و اثر آن بر تصمیم گیری های بحرانی پرداخته شود.

«جنگ جنگ تا پیروزی» ، «راه قدس از کربلا می گذرد»، «ما سرنوشت جنگ را در جبهه های جنگ تعیین می کنیم نه پشت میز مذاکره» و نهایتاً تشبیه پذیرش قطعنامه به جام زهر، اینها تنها گوشه ای از فضای سنگین تبلیغاتی دوران جنگ است. فضایی که شور و اشتیاق وافری در قشر جوان و مذهبی آن روزگار به وجود آورد و عملاً ادامه جنگ به عنوان یک «وظیفه شرعی» و بدتر از آن «یک امر بدیهی» در میان مردم جا افتاده بود.

این امر در زمان جنگ به نفع نظام حاکم بود چرا که هیچگاه سیل انسانی ارسالی به جبهه ها برای عملیاتها -چه بی هدف چه هدفمند- متوقف نشد (هرچند در سال آخر این روند رو به نزول رفت) لیکن در وقت تصمیم حساس پذیرش قطعنامه، این تبلیغات و هیاهوها آنچنان فضای جامعه را تحت تاثیر قرار داده بود که مسئولین مملکت با وجود داشتن ادله کافی برای پذیرش قطعنامه، در مقابل خواست و انتظار توده تصمیم گیری را بسیار سخت می دیدند. این امر تا آنجا پیش رفت که در خاطرات هاشمی رفسنجانی آمده که وی ازآیت ا… خمینی درخواست نمود به خاطر تبعات احتمالی پذیرش قطعنامه، این اقدام از طرف آقای هاشمی صورت پذیرد و بعد امام وی را عزل نماید. اینجاست که می شود به بحران تصمیم گیری پی برد، بحرانی که حتی ممکن بود هاشمی به عنوان یک مهره کلیدی نظام برای یک تصمیم گیری حذف شود.

حتی بعد از پذیرش قطعنامه عده ای که فقط به خاطر دستور رهبری جبهه ها را ترک کرده بودند و به خیال خود هیچ دلیل منطقی برای آن نداشتند مگر اطاعت از امام، بلافاصله پس از عملیات فروغ جاویدان درخواست از سرگیری جنگ را دادند. بحران هنوز ادامه داشت ولی کسی جرات مخالفت نداشت!

در شرایط فعلی نیز نظام در ظاهر با ۵+۱ در گیر است ولی در واقع به دلیل تبلیغات بیش از حد و بدیهی نشان دادن نیاز به غنی سازی و تلقین آن به عنوان یک خط قرمز برای نظام در اذهان توده مردم، با ذهن توده درگیر است و نمی داند در صورت پذیرش تعلیق، با افکار عمومی چه کند! نمی داند طرفدارانش در میان بهت و سردرگمی ناشی از چنین تصمیمی چه قدر ریزش خواهند داشت و با توجه به عدم حضور شخصی مثل آیت ا… خمینی برای اعمال تصمیم بی چون و چرا و اعلام تصمیم مطلق، نمی دانند در صورت نیاز به اخذ چنین تصمیمی، مسئولیت آن بر عهده چه کسی باشد که اولاً وجهه و جایگاه لازم برای اخذ این تصمییم را داشته باشد و ثانیاً ضربه کمتری به اشخاص رده بالای حاکمیت وارد شود.

این عوامل باعث شده تصمیم گیری مسئولین در رابطه با انرژی هسته ای همواره در هاله ای از ابهام و غیرقابل پیش بینی باشد و همیشه در آخرین لحظه اعلام می شود غنی سازی اورانیوم خط قرمز نظام است و باز به نقطه اول برمی گردیم. به هر حال دیر یا زود نظام مجبور خواهد شد مانند دفعات قبلی بین افکار توده و فشارهای خارجی موازنه ای، نه برای مصلحت کشور که برای تداوم حکومتش انجام دهد و تصمیم نهایی را بگیرد.

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه