* خاطره سید حسین موسوی
کدام واقعیتهائی را آشکار می کند؟:
●
ترور مخالفان شروع شده بود اما هنوز سازمان نیافته بود و دستگاه دولت
بکار گرفته نشده بود. سید مهدی هاشمی به سید حسین موسوی مراجعه کرده و
از او پول خواسته بود برای ربودن و یا کشتن بنی صدر.
●
ربودن و قتل نیازمند «حکم حاکم شرع» و ولی فقیه بوده است و هست.
●
سید مهدی هاشمی، در سپاه، متصدی دایره ارتباط با نهضت های رهائی بخش
بوده و با عناصری در لبنان که در این ایام، حزب الله لبنان را پایه
گذاری می کرده اند، ارتباط برقرار کرده بود.
●
دادستانی انقلاب ترور را تصدی می کرده و برای آن بودجه در اختیار داشته
است.
●
دو زبان، یکی زبان صوری و دیگری زبان واقعی کاربرد روزمره داشته است.
توضیح این که
1
– خمینی به سید
حسین موسوی گفته است: بنی صدر مسلمان است و کشتن او حرام است. در همان
حال،
2
– محمدی گیلانی
اعلان کرد: بنی صدر باغی با غین و هفت بار محکوم به اعدام است. و نیز،
3
– نه تنها خود او
مصادره شد، بلکه همسر و فرزندان او نیز مصادره شدند.
4
– از موارد اقدام
به ترور، یکی دستگیری شخصی بود، در همان ایام که سید حسین موسوی از آن
سخن می گوید، در فرودگاه پاریس. او در جامه دان خود مواد منفجره آورده
بود و در بازجوئی اعتراف کرد برای کشتن بنی صدر مأمور شده است.
5
– بنا بر رویه
توتالیترها، حکم به قتل اشخاص غیابی و بدون محاکمه و اطلاع محکوم داده
و اجرا می شده است. این رویه جنایت کارانه همچنان ادامه دارد. با توجه
به این که بیشترین ترور شدگان، دست به اسلحه نبرده بودند و جبهه جنگی
بر ضد رژیم نگشوده بودند، ترور آنها از بدخیم ترین جنایتها بوده است و
هست.
6
– افزون بر دادگاه
انقلاب، بخشی از سپاه پاسداران نیز عملیات ترور را آغاز کرده بود. از
جمله، در 14 اسفند 59، دو تن مأمور قتل بنی صدر شده بودند. وجدانشان به
آنها اجازه نداد او را ترور کنند. به دفتر ریاست جمهوری مراجعه کردند.
اسلحه خود را تحویل دادند و ماجرا را باز گفتند. مورد دیگر، گفتگوهائی
بودند که شنود ارتش ضبط کرده بود. این گفتگوها در روزهای پیش از کودتا،
در کرمانشاه انجام گرفته بودند. گفتگو کنندگان از گرفتن فتوای قتل بنی
صدر و آماده کردن گروه اجرا صحبت می کرده اند.
7 - هرگاه سید حسین
موسوی راست گفته باشد، دو گانگی قول و فعل خمینی در حد تضاد است. چرا
که بنا بر یادداشتهای سال 60 هاشمی رفسنجانی (عبور از بحران)، خوانده
شده بیانیه رئیس جمهوری در مجلس که در آن، پی آمدهای کودتا از لحاظ
ادامه جنگ و سرکوب های خونین و استبداد و... یک به یک خاطر نشان شده
بودند، خمینی را سخت عصبانی کرده بود و احمد خمینی به هاشمی رفسنجانی
گفته بود چرا اجازه داده است این بیانیه در مجلس خوانده شود. از آن پس
نیز، او تنها کس است که در ایران سانسور می شود.
8
– غیر از سخن جلاد
اوین، محمدی گیلانی در باره بنی صدر و در باره کسانی که بر ضد رژیم
کودتا قیام کنند، این سخنان گفته شدند :
●
رفسنجاني گفته بود: 4حكم براينها، مجاهدين، لازم الاجرا ست.
1 - کشته شوند.
2- به دار کشیده شوند.
3- دست و پایشان قطع شود.
4 - از جامعه جدا شوند.
وی افزوده بود:
"اگرآن
روز، اول انقلاب، 200 نفر از اين هارا مي گرفتيم و اعدامشان مي كرديم
امروز اين قدر نمي شدند".
●
موسوي تبريزي نیز گفته بود: اسيرش را بايد كشت، زخميش رابايد زخمي تر
كرد تا كشته شود .هر كس در برابر نظام بايستد، حكمش اعدام است.
●
لاجوردي که به جلاد اوین مشهور است، نیز گفته بود: ظرف مدت 2ساعت كه از
دستگيري مي گذرد، محاكمه پايان مي يابد و حكم صادر مي شود و اجرا مي
گردد.
●
محمدي گيلاني حاکم شرع و جلاد دیگر اوین گفته بود: اين ها را كه در
خيابان تظاهرات مسلحانه مي كنند دركنار ديوار، همانجا آنها را گلوله
بزنيد. بدن مجروح اين گونه افراد یاغي نبايد به بيمارستان برده شوند
بلكه بايد تمام كشته شوند , , , كشتن به شديدترين وجه، حلق آويز كردن
به فضاحت بارترين حالت ممكن و دست راست و پاي چپ آنها بريده شود.
●
مشكيني هم گفته بود: هركس در خيابان يا هرجاي ديگر عليه حكومت اسلامي
قيام كرد، همانجا بايد حكم اعدامش صادر شود
◄
اما انتشار این قسمت از خاطرات سید حسین موسوی تبریزی شامل پیشنهاد
ترور بنی صدر توسط «افرادی از عربها»، همزمان است با دریافت خبر در
باره قصد رژیم به ترور بنی صدر توسط افراد غیر ایرانی. آیا نوعی اعلان
خطر به بنی صدر و در همان حال، لو دادن سران مافیا و قصد جنایت کارانه
ای که در سردارند است؟