|
آغاز مقدمات انتخاباتی دیگر در فقدان
آزادیهای فردی و اجتماعی
دکتر مهدی مویدزاده
سی ام شهریور ماه یکهزارو
سیصد وهشتادو هفت
سخن از انتخابات ریاست جمهوری
چندی است آغاز گردیده است.
حکومت ایران که خود
را حکومتی دینی میداند
نگاهی جدای از حکومتهای دمکراسی و
یا مدعی دمکراسی به انتخابات دارد. با
بررسی تاریخ ملتها
و
بر
اساس قوانین جامعه شناسی حکومتهائی که بر
مذهب و
یا
ایده ئولوژی ویژه ای استوار شده اند بسوی استبداد
گرایش یافته اند. جهان
امروز
شعار ها و
وعده و
وعید های حکومتهای ایده ئولوژیکی چون ناسیونال
سوسیالیست های آلمان و
یا ایتالیای فاشیست را که با اتکاء بدستورات
کلیسا از دمکراسی سخن میگفتند در
حافظه تاریخی خود دارند؛ جمهوریهای
دمکراتیک اروپای شرقی که نام دمکراسی را در کنار نام کشور خود قرار
داده بودند خشن ترین نوع دیکتاتوری را به ملت هایشان تحمیل کردند. یک
سونگری و
محو
آزادیها در سرزمین شوراها لکه ننگ ابدی بر
چهره آنانیست که
حکومت ایده ئولوژیک را دمکراتیک می پنداشتند. دولتهائی که پای
در رکاب ایدئولوژی دارند انتخابات را وسیله ای برای شکلی جهان پسند
دادن به حکومت خود میدانند. در
ایران برای آنکه رفتارهای حکومت کمتر
مورد اعتراض مجامع جهانی حقوق بشر قرار گیرد هر چند گاهی طبل انتخابات
با صدائی گوش خراش نواخته میشود. در انتخابات ایران داوطلبان باید از
فیلتر های رنگارنگ وزارت کشور و
شورای نگهبان عبور کنند. این خود
مخدوش کننده آزادی انتخابات است. در دوره
های گذشته که انواع انتخابات
را داشته ایم نظارت استصوابی حق شرکت آزادانه مردم را
در انتخابات
از
آنان سلب نموده است و
تقلب های انتخاباتی درحدی بوده است که شخصیت های
طراز اول نظام راه چاره را پناه بردن بخدا دانسته اند. تجربه سه دهه
اخیر نشان داده است که شرط اول انتخابات آزاد جدائی دین
و
دولت است و
تا زمانیکه این دو
نهاد در
هم آمیخته اند و
حکومت از
دین
استفاده ابزاری میکند آنچه انجام میگیرد
انتخابات نیست بلکه گزینشی است
که در
آن حقوق انسانی برای گروهی قابل تصور
است که اکثریت را با دخالت
دولت کسب کرده و
برای اقلیت (کسانیکه آراء کمتری دارند) هیچگونه راه رشد
و
تلاش برای رسیدن به آرمانهای خود متصورنیست. ایران امروز گرفتار در
میان بحران های درون مرزی وبرون مرزی بار
دیگر صحنه ای از سناریوی جدیدی
بنام انتخابات حواهدبود. ملت ایران دل آزرده از خشونت حاکم بر
جامعه
و
گرانی روز افزون ارزاق عمومی که مسئولین را توان کنترل آن نیست و
در
محیطی خفقان آور که سالهاست آزادی از
آن رخت بربسته است
باری دیگر
در
برابر
انتخابات قرار
گرفته است؛ رسانه ها روز
اخذ
رای برای
انتخاب رئیس جمهور
را بیست و
دوم خرداد
هشتاد
و هشت اعلام نمودند.
انگشت شمار افرادی در
این پندار
بودند که با آغاز انتخابات رئیس جمهوری
از خشونتهای حکومت علیه ملت کاسته خواهد شد. اما بازداشت های گسترده
زنان ایرانی به بهانه درخواست حقوق حقه خویش و
در
روزهای اخیر آوردن
قانون معروف به حمایت خانواده در صحن علنی مجلس هر
چند
سرانجام دو
ماده
مهم آن که نشان از زن ستیزی داشت حذف گردید اقدامی برای ایجاد هراس در
دل زنان مبارز ایرانزمین بود. توقیف های مداوم و
متوالی زنان
آزادیخواه و
حق طلب زندانی کردن و
صدور احکام غیر عادلانه کمیته
های انضباطی دانشجویان در
تعلیق تحصیلی آنان. سرکوب بی امان کارگران
ایران که برای دریافت مزد کار انجام داده در
نقاط مختلف کشور
فریاد
اعتراض بلند کرده اند و
بی توجهی به خواسته های معلمان میهن
ما که بردبارانه برسالت خویش پایدارند
و
در
زیر خط فقر بسختی روز گار
میگذرانند
نه فقط از باز شدن جو سیاسی و
اجتماعی میهنمان خبر
نمیدهد که هر
روز بیش از پیش ابتدائی ترین حقوق انسانی ملت ایران پایمال
میشود
و
رعب و
وحشت بر سراسر ایران استبداد
زده مستولی میگردد.
قوانینی که
در
این روزها یکی بعد از دیگری به تصویب مجلس شورای انتصابی میرسد چون
متمم قانون مجازات اسلامی جز افزایش محدودیت های مردم سخن تازه
ای ندارد. گرانی کمرشکن؛ قشرهای متوسط و
کم درآمد جامعه ایران
را
در
چنگالهای بی رحم خویش به نابودی و
استیصال کشانده است . در
سالها ی
اخیر
قیمت نفت رشدی سرسام آور داشته است ولی صدها میلیارد دلار
ارز حاصله
از فروش نفت از
فقر عمومی نکاسته است. آخرین آمار بانک مرکزی گزارش تورم
بیست و
هفت و
نیم در
صد
را نشان میدهد که به اظهار صاحب نظران اقتصادی نرخ
واقعی تورم فراتر از عدد مذکور میباشد.لازمه انتخابات وجودآزادیهای
فردی واجتماعی است درکشور ایران که به زندان روزنامه نگاران درجهان
شهرت داردمدعی وجود آزادیهای فردی و
اجتماعی و
آزادیهای احزاب و
جمعیت ها
شدن از واقعیت ها بدور است و
تا مردم آزادی را لمس نکنند انتخابات
نمایشی بیش بنظر نمیاید.
مگر
نه اینکه رای واقعی و آگاهانه مردم بر اساس
ملموسات غیر قابل تردیداست؟ چه کسی میتواند
مدعی بودن آزادیهای فردی
و
گروهی درایران باشد؟ نارضایتی از نابسامانیهای اقتصادی نیز
عاملی است که مردم را از حضور در صحنه اموری چون انتخابات دور
و
بی
انگیزه میکند .چه کسی میتواند از بهبود وضع اقتصادی مردم سخن بگوید؟ هر
چند وزیر محترم ارشاد در
سخنان اخیر خود
در محل مصلای تهران فرموده
اند سر
و
سامان دادن به وضع اقتصادی مردم کار دولت ما نیست هر دولت
طاغوتی هم از عهده این کار برمیاید (نقل به مضمون) . مهم ترین عامل
در
آغاز
و
انجام انتخابات
آزادی و
دمکراسی است که ملت ایران
از
آن محروم است. حکومت ایران نیاز به گرمی
بازار انتخابات دارد
تا نتایج از قبل تعیین شده را
توجیه نماید
و
اقدامات
خود
را
در
صحنه بین المللی مشروعیت بخشد از
این روست که از چندی پیش پنهانی
و
آشکار در این محل و آن محل اصلاح طلبان و
اصول گرایان که دو
روی یک سکه
اند اجتماعاتی دارند و در
این مقام اند که آگر پیروز این بازی نشوند
حداقل جائی در جابجا شدن های احتمالی داشته باشند .از سوئی دیگر
اکثریتی عظیم از مردم میهن ما چون بسیاری از دفعات گذشته نگاهی سرد
بر
آنچه انتخابات ریاست جمهوری نامیده میشود دارند. نه آنکه این گروه
بزرگ به سرنوشت خویش نمیاندیشند بلکه آنان راهی برای ورود به صحنه جز
تغییرات بنیادین در قانون اساسی و
استواری نظامی متکی بر آراء مردم
ایران نیافته اند. آزادی رسانه ها؛ آزادی قلم وبیان؛
آزادی اجتماعات
و
پلورالیسم سیاسی باید در
ایران حاکم شود
تا
مردم ایران به استقبال
انتخابات روند.
|