بازگشت به صفحه اول

 

 
 

یوحنا نجدی عضو کمیته سیاسی سازمان ادوار تحکیم: نگاه پادگانی به دانشگاه در حال فربه شدن است

پنج‌شنبه، 9 آبان 1387

ادوارنيوز: آژانس ايران خبر  گفتگویی با یوحنا نجدی عضو کمیته سیاسی سازمان ادوار تحکیم انجام داده است که در پی می آید:
باسلام خدمت شما و با تشكر از وقتي كه به ماداديد به عنوان اولين سوال ميخواستيم بپرسيم كه :
1. به نظر شما جنبش دانشجويي چه ضرباتي را سال قبل خورد و چه تجاربي كسب كرد ؟
ببینید، اساساً کلمه University ریشه در کلمه Universitas دارد و به قرون 12 و 13 میلادی باز می گردد که به معنای نوعی جهانشمولی و گستردگی و جایی برای گفتگوست. کارویژه دانشگاه، بسیار گسترده تر از آموزش و تحصیلات آکادمیک است و از دانشگاهیان نیابد انتظار داشت که نسبت به جهان اطرافشان بی تفاوت گذر کنند. جنبش دانشجویی نیز برآمده از دانشگاه است و در طول تاریخ به عنوان جنبشی پیشرو و آرمانخواه شناخته می شود.
سال گذشته برای جنبش دانشجویی ایران، حقیقتاً سال دشوار و پرهزینه ای بود. بسیاری از دانشجویان در طیف های مختلف، تجربه تلخ زندان، کمیته انضباطی، تعلیق و محرومیت از تحصیل را از سر گذراندند. اما معتقد نیستم که این فشارها «ضربه ای بر جنبش دانشجویی» است، بلکه برعکس، کلیت جنبش دانشجویی را در پیگیری مطالبات صنفی و سیاسی خود مصمم تر می کند. به همین دلیل روز به روز بر تعداد دانشجویان فعال و کنشگر در عرصه سیاسی و فعالیت های مدنی، بویژه در میان دختران دانشجو افزوده می شود.
اجازه بدهید به یک نکته مهم اشاره کنم. در زمان دولت آقای خاتمی هم شاهد برخورد با جنبش دانشجویی بودیم که مهمترین آنها 18 تیر 78 بود اما هیچ کدام از این فشارها، دولتی نبود و هیچ نهادی از درون دانشگاه، بر روی دانشجویان شمشیر نکشید. حتی دانشجویان در برابر نیروهای لباس شخصی، در درون دانشگاه پناه می گرفتند. اما در طول سه سال گذشته و بخصوص یک سال اخیر، تمامی این فشارها و تهدیدها از درون خود دانشگاه صورت گرفته است که نشان دهنده برخورد سیستماتیک و کاملاً دولتی و برنامه ریزی شده توسط وزارت علوم و وزارت اطلاعات است. امروزه بخش بزرگی از توان وزارت علوم صرف پرونده سازی برای فعالان دانشجویی می شود.

2.سطح علمي دانشگاهها هم اكنون چگونه است ؟ در خبرها آمده بود كه بسياري از استادان با سابقه را اخراج كرده اند آيا اين اخراج در كيفيت آموزشي دانشجويان تاثيرات سو نخواهد داشت ؟
حقیقتاً باعث تأسف است که محیط های علمی ما از دانش اساتیدی همچون دکتر حسین بشیریه محروم شده اند. این نحوه ی برخورد با اساتید و نخبگان علمی که آنها را به مهاجرت یا محبوس شدن در کنج خانه ها کشانده، نه تنها سطح علمی نه چندان بالای دانشگاه های ما را کاهش می دهد بلکه جامعه دانشگاهی را به یأس و دل مردگی می کشاند.
دانشگاه، خانه این اساتید است. اما به نظر می رسد که پروژه گسترده ای برای انحطاط علوم انسانی و بویژه رشته های علوم سیاسی، جامعه شناسی، اقتصاد و حتی روان شناسی کلید خورده است. علاوه بر این، آمار انتشار کتاب های ترجمه و تألیف در این رشته ها نیز به شدت کاهش پیدا کرده و عملاً متوقف شده است. البته جای تعجب نیست، چون به هرحال اگر قرار است که در جزیی ترین مسائل هم منتظر امداد غیبی و هاله نور باشیم، پس اساساً چه نیازی است به علوم انسانی؟!

3. در خبرها آمده بود كه امسال اختيارات زيادتري به كميته انضباطي و حراست دانشگاه داده خواهد شد , اين اختيارات در چه حدي است وآيا مي تواند فعاليتهاي دانشجويان رامحدود كند ؟
سؤال بسیار خوبی مطرح کردید. نگاه پادگانی به دانشگاه، روز به روز در حال فربه شدن است. حتماً شنیده اید که اخیراً گیت های ورودی و دوربین های مدار بسته ای را در راهروها، سلف، خوابگاه و اماکن پر تردد دانشجویان نصب کرده اند. یعنی یک چشم امنیتی، همه جا دانشجویان را زیر نظر دارد.
این مسئله، من را به یاد بحث «نظام سراسربین» میشل فوکو می اندازد. فوکو می گوید که در زندان، یک برج دیدبان نگهبانی، همواره از بالا زندانیان را می نگرد. بخاطر همین، حتی وقتی هیچ نگهبانی در آن برج نباشد، باز هم زندانیان با ترس به آن برج می نگرند. فرقی نمی کند که کسی در آن برج هست یا نیست. آن برج، نماد نظام سراسر بین است و رفته رفته به درون تک تک زندانیان رخنه می کند و زندانی حتی در تنهایی خویش هم، از کابوس این نظام سراسر بین در رنج است و عملاً دست به خود سانسوری و خود کنترل گری می زند.
این دوربین های مدار بسته نیز دقیقاً مصداق «نظام سراسر بین» میشل فوکو است که در پی القای خودسانسوری و خود کنترل گری توسط دانشجویان است.

4. جديدا در خبرها آمده كه دانشجويان دختر فقط مي توانند در دانشگاههاي محل اقامت خود تحصيل كنند ومي خواهند طرح بومي كردن دانشگاهها را پيش ببرند , اين طرح تا كجا پيش رفته ؟ نظر دانشجويان به طورعام در اين رابطه چيست ؟
بله، اساس طرح بومی گزینی جنسیتی این است که دانشجویان دختر، از شهر و استان خود خارج نشوند. این طرح، آبستن عواقب نگران کننده ای است.
اول اینکه، جنبش زنان ایران اخیراً به دستاوردهای مهمی رسیده و حتی برخی چهره های آنها در سطح بین المللی مطرح شده اند. بخش بزرگی از فعالان جنبش زنان را، دانشجویان دختری تشکیل می دهند که برای ادامه تحصیل، از شهرستان های کوچک به تهران و کلان شهرها می روند. تحلیل من این است که یکی از هدف های بنیادی طرح بومی گزینی جنسیتی، تحدید جنبش زنان است تا از گسترش تشکیلاتی آن جلوگیری شود.
مورد دوم، به بحث ایزوله کردن قومیت ها مربوط می شود. ببینید، دانشگاه اساساً جایی برای ارتباط فرهنگ ها، قومیت ها و فردیت های گوناگون است. شما در یک دانشگاه می توانید قومیت های گوناگون ایران را ببینید که در کنار یکدیگر زندگی می کنند، درس می خوانند، کار می کنند و عاشق می شوند. اما این طرح، در پی بیگانه سازی قومیت ها با یکدیگر است. از کنار هم قرار دادن طرح بومی گزینی جنسیتی و طرح 31 سپاه استانی، تصویر ترسناکی از ایران مطلوب اقتدارگرایان شکل می گیرد.

5. مشكلات عام جامعه مثل تورم و گراني چه تاثيري روي وضعيت آموزشي دانشجويان دارد؟
دانشجویان نیز مردمان همین جامعه اند و در خلاء زندگی نمی کنند و طبیعتاً از تورم، گرانی و مشکلات اقتصادی تأثیر می پذیرند. مهمترین مشکل برای قشر فرهیخته و تحصیلکرده، بیکاری است. بیکاری، مادر بسیاری از آسیب های اجتماعی است. «رابرت گار» در بحث روان شناسی سیاسی می گوید افرادی که به دلیل تحصیلات یا هر موقیت دیگر، سطح انتظارات بالایی داشته باشند و در مقابل، از امکانات بسیار کمی برخوردار شوند، در آستانه عصیان و شورش گری قرار می گیرند. این مسئله الآن برای قشر تحصیلکرده و بیکار جامعه شهرنشین ایران کاملاً صادق است و علائم هشدار دهنده آن مدتهاست که آشکار شده.

6. قبل از شروع سال تحصيلي جديد كميته انضباطي يك سري حكم انضباطي به دانشجويان داد وبرخي را نيز دستگيركرد نظر شما دراين رابطه چيست ؟
ببینید، نظام آموزشی و ساختار سیاسی تمامی جوامع توسعه یافته و دموکراتیک تلاش می کنند که با روش ها و کاربست های مختلف، مردم و بویژه جوانان را به خردورزی و عقل گرایی تشویق کنند. اعطای بورسیه، تسهیلات، اسکان، و سایر موارد همگی بهانه ای برای این هدف هستند. چون راه توسعه و پیشرفت، تنها از طریق پرورش نسل های خردورز و آگاه است. «زیگمون باومن» درباره اهمیت این موضوع، بسیار گفته و نوشته.
اما در ایران، این چرخه کاملاً برعکس است. طرح هایی همچون بومی گزینی، برخوردهای کمیته انضباطی، احضار به حراست، مسئله نوع پوشش، دوربین های مدار بسته، گیت های وروری، تفکیک جنسیتی، بازنشسته کردن اساتید، انحلال تشکل های دانشجویی حتی از نوع غیرسیاسی، کمبود خوابگاه ها، کیفیت نامناسب غذای سلف، و سرانجام احکام تعلیق و محرومیت از تحصیل از جمله موانع پیش روی جوانان برای تحصیل هستند. یک ضرب المثل در علوم سیاسی می گوید: هیچ چیز ساده تر از حکومت بر مردمی فقیر و ناآگاه نیست.
اقتدارگرایان نیز با این نوع برخورد با قشر فرهیخته دانشگاهی، علاوه بر ایجاد فضای رعب و وحشت در پی پرورش انسان های شبیه به هم و فاقد هرنوع انتقاد و پرسشگری هستند. بخاطر همین اعتقادم بر این است که امروزه باید روی افزایش آگاهی مردم به حقوق قانونی شان و ایجاد نوعی خودآگاهی یعنی آن چیزی که در غرب به آن Self Consciousness می گویند بیشتر کار کنیم. اول باید از حقوق مان مطلع شویم تا به خوبی از آنها دفاع کنیم.

7. در تابستان گذشته شاهد موج دستگيري دانشجويان آذري بوديم, كه هم اكنون نيزدرزندان به سر ميبرند به نظر شما علت افزايش فشار روي دانشجويان آذري چيست؟
آذربایجان و بویژه تبریز در تاریخ معاصر ایران از جایگاه ویژه ای برخوردار است. شما اگر تاریخ مشروطیت را مطالعه کنید می بینید که تبریز چه جایگاه و تأثیری دارد. حتی اولین مدارس به سبک جدید هم نخستین بار در تبریز حدوداً سال 1270 شمسی و توسط میرزا حسن رشدیه تأسیس شدند. الآن هم بخش بزرگی از بار جنبش دانشجویی و زنان ایران بر دوش مردان و زنان آذری است. بنابراین طبیعی است که حاکمیت نسبت به این منطقه حساسیت به خرج دهد. بله، همانطور که گفتید برخورد با فعالان آذری شدت گرفته اما امیدوارم که تمام مطالبات هموطنان فرهیخته ما در آذربایجان شرقی و غربی در چارچوب حفظ یکپارچگی و تمامیت ارضی کشور باشد که قطعاً هم همین طور است. به عنوان یک روزنامه نگار عرض می کنم که ایران برای نیل به دموکراسی، فراوان به کمک آذری زبانان نیازمندست.

8. همان طوركه ميدانيد چندي پيش برخي ازدانشجويان كرد در زندان در اعتصاب غذا كرده بودند , حتي به برخي از آنها حكمهاي سنگين مثل اعدام داده اند , نظر شما درباره ی اين موضوع چيست ؟ چرا اين همه فشار روي فعالين دانشجويي كرد وجود دارد ؟ در واقع سوال اين است كه حكومت با قومي كردن مسائل چه هدفي را دنبال ميكند ؟
ببینید، ما در سازمان ادوار تحکیم وحدت به عنوان فعالان دموکراسی خواه و مدافعان حقوق بشر معتقدیم که فارغ از تمامی اختلاف نظر های سیاسی و غیرسیاسی، در هر حال کرامت انسانی و حقوق شهروندی همه انسانها باید رعایت شود. شاید من با برخی از افرادی که به هر دلیل تحت شکنجه و سلول انفرادی قرار می گیرند مرزبندی داشته باشم اما زمانی که موازین حقوق بشر درباره آنها رعایت نمی شود و مثلاً از حق دادرسی عادلانه و دسترسی به وکیل محروم اند، وظیفه همه ماست که به این مسئله اعتراض کنیم. این یک تکلیف دوطرفه است.
اولاً به عنوان عضو کمیته سیاسی سازمان ادوار تحکیم وحدت از تمامی زندانیان سیاسی و حتی غیر سیاسی خواستار آن بودم که به اعتصاب خود پایان دهند و بیش از این جان خود را به خطر نیندازند. ما هم تمام تلاش خود را كرديم تا شرایط وخیم آنان را به گوش همه برسانیم. حتماً خبر دارید که نامه ای را خطاب به آیت الله هاشمی شاهرودی نوشتیم و خواستار دستور مستقیم ایشان برای توقف اجرای احکام اعدام شدیم.

9. درپايا ن هر نكته اي كه خودتان ميخواهيد اضافه كنيد
دانشگاه، نماد مدرنیته است. رونق دانشگاه، رونق جامعه است. امیدوارم دانشجویان در سال تحصیلی جدید، هزینه سنگینی بابت فعالیت هایشان پرداخت نکنند.
اساساً نباید از دانشجویان انتظار داشت که همچون سیاستمداران سرد و گرم چشیده رفتار کنند و این مسئله، نیازمند سعه صدر حاکمیت است چون دانشجو، نه برانداز است و نه چریک. اما دغدغه ایران دارد.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه