بازگشت به صفحه اول

 

 
 

 پايه‌هاي علمي اداره كشور

عباس عبدی

۱۳ اسفند ۱۳۸۵

آینده، وب سایت عباس عبدی: هنگامي كه يكي از دوستان از طريق نوشتن يك مطلب در ذيل مقالات اين سايت اعلام كرد كه رييس دولت در خصوص كشف انرژي هسته‌اي از سوي يك دختر نوجوان اظهار نظراتي كرده، باورم نشد، تا اين كه بالاخره به كمك دوستي ديگر فيلم اين سخنراني برايم ارسال شد كه حدود 100 ثانيه از اين سخنراني درباره موضوع به شرح زير است:
«دشمن مي‌خواهد به ما بگويد كه نمي‌توانيد. ما بايد بلند فرياد بزنيم كه جوانان! ملت ايران! ما مي‌توانيم.
يك خانم دبيري چند وقت پيش با من تماس گرفت كه آقاي فلاني! ما در مدرسه‌مون يك دختر بچه 16 ساله كلاس سوم دبيرستان رشته رياضي فيزيك اومده ميگه، خانم دبير! من تو خونه‌مون انرژي هسته‌اي را كشف كردم.
من گفتم تو مدرسه جلسه بذارين، يك مقدار سوال كنين ببينين چقد جديه؟ جلسه گذاشتن، پرسيدن ديدن مثل اين كه جدي است، خبر دادن. من زنگ زدم به رئيس سازمان انرژي هسته‌اي. گفتم آقاي عزيز يك دختر خانم دبيرستاني، يك همچين حرفي مي‌زند، شما بررسي كنين، اگر صحت داره، حمايتش كنين.
دعوت كردن، دانشمندان هسته‌اي ما كه متوسط سنشان كمتر از 25 سال است، نشستن جلسه گذاشتن، اين دختر خانم را دعوت كردن، پرس و جو، ديدن درست ميگه، گفتند خوب بريم خونه‌تون ببينيم چي كار داري مي‌كني. اومدن در منزل ديدن اين دختر بچه سوم دبيرستان با كمك برادر بزرگترش، رفته يه سري قطعات را از بازار گرفته، به هم وصل كرده واقعاً انرژي هسته‌اي توليد كرده كه خوب الآن برداشتن بردن آنجا و بالاخره يك دانشمند هسته‌اي شده ديگه. براش اسكورت گذاشتن، برو، بيا، ماشين و راننده و... اين خود باوريه!»
(اگر فیلم سخنرانی را ببینید حس دیگری به شما دست می دهد.حسی که با خواندن متن قابل لمس نیست)
وقتي كه فردي با صراحت اعلام كند كه علم اقتصاد را قبول ندارد، طبيعي است كه درك آن از ديگر علوم از جمله دانش هسته‌اي اينگونه باشد كه مثلاً دانش‌آموزي 16 ساله آن را كشف كند و در نتيجه برايش ماشين و راننده و احتمالاً محافظ بگذارند. و اين در حالي است كه اساتيد و مغزهاي اين كشور به دليل نارسايي‌هاي بنيان‌هاي پژوهشي، عطاي ماندن در ايران را به لقايش مي‌بخشند.
اين نوع «توانستن» در عرصه دانش هسته‌اي چندان، تفاوتي با «توانستن» مورد نظر آنان در سطح مسايل بين‌المللي ندارد. و هر دو از يك جنس هستند. و هر دو نيز به يك نتيجه تقريباً مشابه ختم خواهند شد. حدود 22-21 سال قبل يكي از دوستان دوره دانشگاه را ديدم كه در آن زمان هم در حد معاون وزير بود. او با آب و تاب از فردي سخن مي‌گفت كه از آب انرژي مي‌گرفت و دستگاهي ساخته بود كه آب را از اين طرف وارد مي‌كرد و از طرف ديگر هم با مقداري انرژي جدا شده خارج مي‌شد (چيزي شبيه به اين مضمون)، مي‌گفت كه وي را نزد آقاي نخست وزير هم برده، و خلاصه مقداري هم سكه و اين جور چيزها نصيب آن آقاي مخترع شده بود. او قضيه را در ميان جمعي از دوستان بيان مي‌كرد، كه يك باره گفتم، اگر درس ترموديناميك دانشگاه را گذارنده باشي، نمره آن حرامت باد! كه اين ادعاها مخالف بديهيات علم فيزيك و ترموديناميك است.
خوب البته ديگر از آن كشف خبري نشد، و البته از كشف‌هاي مشابه ديگري هم كه قصد كن‌فيكون كردن جهان و در انداختن انقلابي در علم و دانش و اختراعات و اكتشافات دارند نيز خبري نبود تا اين كه چشممان به جمال اكتشافات اخير روشن شد.
البته نبايد منكر آن شد كه در هر جامعه‌اي امكان دارد كه جوانان و افراد ديگر آن جامعه برحسب استعداد، تصادف يا هر چيز ديگر بتوانند به نكات و موضوعات برجسته‌اي دست يابند، اما بروز اين اتفاق در جامعه ما به دلايل بسيار احتمال كمتري دارد. در جامعه‌اي كه براي رسيدگي به ادعايي شبيه به اين، لازم است كه خانم معلمش با رييس جمهور تماس بگيرد، و هيچ سازوكاري هم غير از اين براي تعيين صحت و سقم اين ادعاها وجود ندارد، نمي‌توان انتظار بروز چنين استعدادهايي را داشت. جامعه‌اي كه دانشمندان هسته‌اي‌اش داراي سن متوسط 25 سال هستند (حتماً بيش از نيمي از آنان زير 20 سال دارند)، جامعه‌اي علمي محسوب نمي‌شود، زيرا معلوم نيست كه اين جوانان از كجا اين قدر دانشمند شده‌اند كه پيشينيان آنان نتوانسته‌اند چنين شوند؟ آنچه را كه علم مي‌نامند، هرچه هست «علم» نيست، زيرا يكي از ويژگي‌هاي مهم علم «تراكمي» بودن آن است، و نمي‌توان تصور نمود كه در جامعه‌اي، افراد جوان آن دانشمندان اصلي آن هستند، (گرچه در همه جوامع دانشمندان جوان داريم، اما آنها در اقليت هستند) زيرا طبيعت علم، آموزش و يادگيري و سپس بسط و گسترش آن آموزه‌هاست.
نمايندگان مجلسي كه در برابر قضيه آزمون معلمان، چنان سر و صدايي راه انداختند، بايد كمي هم منصف باشند و در امور ديگري كه به مراتب آثار و تبعات بيشتري براي كشور دارد نيز دخالت كرده و اظهار نظر كنند. اما به نظر مي‌رسد كه از اين حيث مجلس و دولت هم‌خط و همسو هستند و درك هر دو نهاد از مفهوم علم تشابه كلي دارد و اداره كشور هم براساس اين درك از مفهوم و معنا و مصداق از علم است.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه