حسين محمدي
روز:
با ميلاد اسدي، عضو شوراي مرکزي دفترتحکيم وحدت که به تازگي به اتهام مشارکت در افشاي نقش يکي از مسئولين دانشگاه زنجان در هتک حرمت يکي از دانشجويان دختر اين دانشگاه، دستگير و پس از مدتي آزاد شد، در ارتباط با تشکل دانشجويي تحکيم وحدت، مصاحبه کرده ايم. به گفته وي "نگاهي به تعداد فعالين دانشجويي بازداشت شده و يا محروم از تحصيل، نشان گر عدم رخوت و سکوت در ميان جنبش دانشجويي است." اين مصاحبه را پي مي گيريم.
عملکرد دفتر تحکيم وحدت در سه سال و نيم اخير را چگونه ارزيابي مي کنيد؟ آيا اين عملکرد مي تواند نمره ي قبولي بگيرد؟
پس از روي کار آمدن دولت نهم و شکست اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري، دفتر تحکيم وحدت، همان طور که پيشتر اعلام نموده بود سعي کرد با تمرکز بر فعاليت در درون دانشگاه ها و همين طور نزديکي بيشتر با جنبش هاي مدني موجود در جامعه، به پيشبرد اصلاحات از پايين به بالا بپردازد. خوشبختانه جنبش دانشجويي با درس گرفتن از اشتباهات گذشته توانست راهکار جديدي جهت پيشبرد مطالبات خود تعريف کند و بر خلاف ساير گروه هاي اصلاح طلب بي آنکه دچار انفعال شود و يا از مواضع خود عقب نشيني کند در راه رسيدن به آرمان هايش گام بردارد. به نظر من دفتر تحکيم وحدت در اين مدت با وجود هجمه ي گروه هاي مختلف درون و برون حکومتي، توانست سر بلندي و خوشنامي خود را همچنان حفظ کند. عده اي حتي تصور نميکردند که تحکيم با وجود روي کار آمدن چنين دولت سرکوبگري بتواند به حيات خود ادامه دهد، اما دفتر تحکيم وحدت نه تنها توانست يکپارچگي خود را حفظ کند، بلکه جايگاه خود را در صف اول نيروهاي تحول خواه محکم تر کرده است.
نمره ي قبولي دفتر تحکيم وحدت را بايد از دانشجويان پرسيد، اما شايد همين که دفتر تحکيم وحدت توانست بعد از 4 سال فشار، سرکوب، موازي سازي تشکلات جعلي، تعطيلي انجمن هاي زير مجموعه دفتر تحکيم، بازداشت اعضاي اين اتحاديه و... همچنان سرپاي خود بماند و با فرياد رسا اعلام کند دانشگاه پادگان نيست، دريافت نمره قبولي براي اين تشکل را تاييد کند.
بعضي از فعالان سياسي معتقدند دفتر تحکيم در اين سال ها، به جاي آنکه عقلانيت را سرلوحه کار خود قرار دهد، به دنبال آن است تا به نوعي نوک پيکان مخالفت با نظام سياسي باشد. نظر شما چيست؟
بستگي دارد عقلانيت را چگونه تعريف کنيم. هر فردي ميتواند ادعا کند که عملکردش عاقلانه است و رفتار خود را معيار سنجش عقلانيت ديگران بداند.اصولا بايد پرسيد عقلانيت در جامعه ي فعلي چه مفهومي دارد؟ آيا عقلانيت حکم ميکند در برابر يک حکومت سرکوبگر و اقتدارگرا سکوت کرد؟ آيا عقلانيت به مفهوم سکوت در قبال نقض سيستمايتيک حقوق شهروندان ايراني است؟ آيا انتقاد از عملکرد نابخردانه دولت در ايجاد چنين نابساماني اقتصادي و اجتماعي در کشور، خارج از عقلانيت است؟ اتفاقا يک شهروند مسئول در قبال اين چنين مواردي حساس است و سکوت وي اگر به معني تاييد چنين وضعيتي نباشد، بي تفاوتي وي را نشان ميدهد.شايد عده اي فعاليت در جنبش دانشجويي را با فعاليت در يک حزب سياسي اشتباه گرفته اند و توقع دارند دانشجويان نيز به علت اختناق و سرکوب شديدي که از سوي حاکميت اعمال مي شود از واقعيات موجود چشم پوشي کنند و منتظر بيرون آمدن اسم اصلاح طلبان از صندوق هاي راي شوند تا شايد فضاي تنفسي در جو سياسي کشور ايجاد گردد. اما همان طور که عرض کردم دفتر تحکيم وحدت خود را محدود به اصلاحات انتخابات محور نکرده است و راه پيشبرد دموکراسي در ايران را از بطن جامعه ميداند به همين جهت است که انفعال و سکوت را به هيچ وجه درست نميدانيم.
در اين سال ها بسيار شنيده ايم که جنبش دانشجويي دچار سکون و رکود وحشتناکي شده است. نظر شما چيست؟ ايا برنامه اي براي بيرون آوردن جنبش دانشجويي از اين وضع داشته ايد؟
شايد بهتر باشد در جواب اين سوال، تنها اشاره اي مختصر به آنچه که در يک ماه گذشته در دانشگاه هاي کشور رخ داد نمايم.
- تجمع چند هزار نفري دانشجويان سيستان و بلوچستان و اميرکبير در اعتراض به بي کفايتي مسئولين اين دانشگاه در حفظ امنيت جاني دانشجويان.
- اعتراض دانشجويان دانشگاه خواجه نصير به حضور رحيم پور ازغدي، عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي در اين دانشگاه.
- تجمع گسترده دانشجويان دانشکده خبر در اعتراض به خفقان موجود در اين دانشگاه
- تحصن 4 دانشجوي محروم از تحصيل دانشگاه علامه براي بازگشت به کلاس هاي درس
- برگزاري جلسات مختلف سخنراني در دانشگاه ها ي کشور در آستانه روز دانشجو
- برگزاري نشست عمومي دفتر تحکيم به مدت دو روز در تهران.
- برگزاري روز آزادي بيان در منزل دکتر آقاجري و تقدير از فعالين حقوق بشري
با توجه به موارد فوق به نظر ميرسد شنيده هاي شما با واقعيات موجود در فضاي دانشگاه هاي کشور مغايرت دارد و در شرايط فعلي اين حجم از فعاليت خود نشان از پويايي دانشجويان ميباشد. هر چند که من به بيان فعاليت ها تنها در يک ماه گذشته بسنده کردم و جستجويي ساده در ميان اخبار دانشگاه هاي کشور، ديد روشنتري به مخاظبين شما خواهد داد.همين طور کافي است نگاهي به تعداد فعالين دانشجويي بازداشت شده و يا محروم از تحصيل بياندازيم، اين آمار خود نشان گر عدم رخوت و سکوت در ميان جنبش دانشجويي بوده است و اگر بنا را به انفعال دانشجويان در اين سال ها بگذاريم اين سوال مطرح ميشود که به چه علت در اين سه سال بيش از سيصد فعال دانشجويي بازداشت شده اند؟ البته من نيز قبول دارم جنبش دانشجويي در شرايط فعلي نسبت به سال هاي گذشته دچار نوعي رکود شده است، که البته اين امر برگرفته از رخوتي است که گريبان گير کل جامعه ما شده است. اما "سکون و رکود وحشتناک" را صفت خوبي براي شرايط فعلي نمي دانم.
از استراتژي هاي مطرح شده در سال هاي اخير توسط دفتر تحکيم وحدت، بحث ديده باني جامعه مدني است. آيا خود را در اين راه موفق مي دانيد؟
مسلما در اين راه ما با فراز و نشيب هاي فراوان روبرو بوده ايم. اما همواره سعي نموده ايم با برقراري ارتباط با ساير جنبش هاي موجود در جامعه همچون زنان، کارگران، معلمان و روزنامه نگاران خود را مدافع حقوق آنان بدانيم. همچنين مکررا در موضع گيري هايمان نسبت به فشار هاي وارد به اين گروه ها اعتراض کرده و احقاق حقوق آنان را پيش شرط وجود اصلاحات در کشور دانسته ايم.
دفترتحکيم همواره اين انتقاد را به احزاب اصلاح طلب داشته است که وارد اجتماع نشده و بدنه خود را شناسايي نکرده است و نيازهاي آنان را برآورده نمي کند. آيا خود دفتر تحکيم وحدت در جامعه مدني فعال است؟
بله اين انتقاد رابه احزاب داشته ايم زيرا که پايگا ه اصلي احزاب را در درون جامعه ميدانيم و اين ايراد به اکثر احزاب موجود وارد است که با بدنه ي جامعه در ارتباط نيستند. اما ما به عنوان يک تشکل دانشجويي پايگاه اصلي خود را داخل دانشگاه تعريف کرده ايم و توان خود را بر گسترش تشکيلات اين اتحاديه دانشجويي و انسجام بيشتر مجموعه صرف ميکنيم. اين تفاوت باعث ميشود که ارتباط ما با جامعه با ارتباطي که يک حزب بايد برقرار کند در يک سطح نباشد. اما همچنان سعي کرده ايم با توجه به اينکه گستره اصلي فعاليت ما بايد در دانشگاه باشد ارتباط خود را با جامعه مدني مستحکم تر کنيم. مشخصا در چند سال اخير شاهد حضور گسترده تر فعالين دانشجويي در NGO هاي موجود در جامعه بوده ايم و اين احساس نزديکي بين دانشجويان و تشکلان مدني موجود قابل کتمان نيست.
چند سالي است که دفترتحکيم نگاه ويژه اي به بحث قوميت ها دارد. در مقابل انتقاداتي که دفتر تحکيم را به دامن زدن به گرايش هاي شوونيستي متهم مي کنند، چه پاسخي داريد؟
توجه به قوميت ها نيز از جمله مواردي است که در ذيل شعار ديده باني جامعه مدني ميگنجد و با توجه به سرکوب شديد فعالين قومي، دفتر تحکيم وحدت وظيفه خود ميداند که با دفاع از حقوق اين اقشار جامعه به گسترش آزادي هاي مدني کمک کند. متاسفانه در شرايطي هستيم که بيشترين فشار ها بر فعالين قوميت گرا هست و کوچکترين فعاليتي از سوي فعالين کرد و ترک با حبس هاي بلند مدت و حتي اعدام جواب داده ميشود. به طوري که آقاي کردپور تنها به علت تاسيس اين تشکل حقوق بشري حکم 10 سال حبس دريافت کرده و همين طور است وضعيت فعالين دانشجويان کرد و ترک همچون هانا عبدي و روناک صفارزاده.به همين دليل اين حساسيت ايجاد شده از سوي دفتر تحکيم وحدت تنها با دغدغه ي دفاع از حقوق بشر شکل گرفته است و انتساب اتهاماتي همچون دامن زدن به گرايشات شوونيستي يه هيچ وجه صحيح نيست.