|
در کوچه،
پس
کوچه های دموکراسی
دکتر یزدی و ولایت فقیه
افشین ربانی - تورنتو - کانادا
afshinrabbani@yahoo.com
پیرامون اظهارات اخیر جناب دکتر یزدی در خصوص خروج اصل ولایت فقیه از قانون اساسی
کشور، ابتدا باید
به
ایشان، یادآور گذشت سی ساله از انقلاب اسلامی شویم.
ای
یاور انقلاب، ای کاش کمی زودتر به یاد آن می افتادی!
این
ملک، طی ده سال حکومت آیت الله خمینی، از۸
سال جنگ فرسایشی تا قتل عامهای شهریور
۶۷
گرفته، از شلاق زدنها بر سر تا خوردن ماهی خاویار، از حکم ارتداد بر اثر
انتخاب
الگوی ژاپنی برای زنان که بگذرد و...... دو دوره ریاست جمهوری آقای خامنه ای، دو
دوره آقای رفسنجانی، دو دوره آقای خاتمی را به خود دیده است و حال نیز که دست به
گریبان آقای احمدی نژاد است.
جناب دکتر، سی سال گذشت!
ای
کاش زودتر به فکر می افتادید و به این مهم، فقط به یک مقاله در نشریه تان اکتفا
نمینمودید.
ای
کاش به جای پارلمان مالزی، این را بر بام مدرسه علوی میگفتید.
این
ملت در طی این مدت، ستمها به خود دید.
آن
زمان که روشنفکران و دگر اندیشان قطعه قطعه میشدند. آن زمان که دانشجویان از
ساختمان خوابگاه پرت میشدند. آن زمان که وبلاگ نویسی را بر دار میکردند و یا چرا آن
موقع که بر مسند بودید به این نتیجه نرسیدید؟!
و حال چرا آنجا، در مالزی؟! مگر میهن خود، چه بود؟!
حال
که ولایت به ولایت مطلقه تبدیل شد؟! حال که چاله به چاه بدل گشت؟!
زهی
خیال باطل که این آب که ! ریخته
شد دیگر باز نمی گردد، مگر با به راه افتادن جویباری از خون
رهبری انقلاب در بهمن
۵۷،
میدانست که اگر ریاست دولت و باقی سمتهای حکومتی را تماما بین روحانیون توزیع کند،
«همانگونه که بعدا این کار را نمود»، بازتابی نا خوشایند در جامعه تازه
دگردیسی شده
ایران
دارد. با زیرکی و طرحی از پیش تعین شده از اشخاصی استفاده نمود که به تشخص تحصیلات
و میهن پرستی مشهور بودند. مدتی بعد، پس از اینکه جایگاه خود را مستحکم ساخت، آنان
را نیز از گردونه خارج
گردانید.
روی
سخن من با شماست! جناب دکتر، اگر قرار است همواره روشنفکران ما از هر کس رو دست
بخورند،
پس
تکلیف مردم عادی چیست؟ و یا اساسا تفاوت بین مصلحان و روشنفکران ما که هدایتگر توده
مردم
هستند با افراد عادی چیست؟
اکنون این ملت، تاوان اشتباهات شماها را پس میدهند. باز هم جای تقدیر دارد پس از
این همه، به این نتیجه رسیدید که اساسا ولایت فقیه چیزی جز نوع دیگر و بلکه بدتر و
ایدئولوژیکی تر دیکتاتوری نیست.
لااقل از تجارب خود در اختیار دوستان مالزیایی خود قرار دهید تا آنان حداقل پس از
سی سال به این نتیجه نرسند.
این خاک نفرین شده، همیشه باید آموزه دیگران باشد! از آن همه تاخت وتاز وتاراج و
ویرانی، فقط برایمان تجربه ها ماند! تجربه هایی که هرگز از آن استفاده نکردیم و نمی
کنیم .
امیدوارم بدانید چقدر سهم شماست!؟
|