روز:
بک مقام وزارت بهداشت و آموزش پزشکي خبر داد بزودي آيين نامه ارشادي نوع شيوه و نحوه پوشش دانشجويان به دانشگاهها ابلاغ ميشود .
احمد جوانمرد، مدير کل فرهنگي وزارت بهداشت با اشاره به آنچه وي رواج فرهنگ بي بندوباري غربي در دانشگاهها توصيف کرده گفته است که هدف چارچوب هاي وضع شده درمورد پوشش آن است که اين فر هنگ بي بند وباري در فضاي دانشجويان فضاي دانشگاهي رسوخ نکند.
واضح است که اين مقام فرهنگي دانشجويان را بي بند وبار مي خواند. آنقدر بي بندوبار، که براي کنترل اين بي بندوباري نيازمند قوانين جديد هستند. اين در حالي است که 30 سال است که جمهوري اسلامي با روشهاي گوناگون از خشونت غير قانوني گرفته تا قانوني سعي مي کند که منويات خود در مورد نحوه پوشش را به جامعه، به زنان و حتي به مردان حقنه کند. اما از اين همه فشارطرفي هم نبسته است. نه تنها سودي نگرفته، بلکه روز به روز جامعه را به سمت عکس العمل و مخالفت و حتي کينه نسبت به آنچه آنها را ارزشهاي اخلاقي مي داند هدايت کرده است. مردم به يک سو مي روند و حکومت به سويي ديگر. حکومت سعي مي کند با تنبيه و زور و هر وسيله ديگري مردم را با خود همسو کند. و هنوز نمي داند که اين راه سر انجامي ندارد .
وقتي که جناب مديرکل فرهنگي وزارت بهداشت و آموزش پزشکي آنقدر براي دانشجو شان و منزلت و شخصيت اجتماعي قائل نيست که براي رنگ و اندازه اين گروه مرجع سايز و مدل مشخص مي کند، از دانشجو چه انتظاري دارد که براي مسئولان دانشگاه اندکي هويت و مشروعيت قائل باشد. وي پارا فراتر گذاشته و از اساتيد در کنار کارکنان و دانشجويان خواسته است مقوله حجاب و عفاف را پذيرفته و به آن جامه عمل بپوشاند. در اين ميان به هيچکدام از تعرضاتي که از سوي مسئولان حراست و معاونت دانشگاهها در اين چند ماه گذشته نسبت به دختران دانشجو صورت گرفته اشاره اي نمي کند. از قرار، رعايت تقوا و خودسازي مال زير دستان است و بالا دستان، مصون از هرگونه پيگيري ودر حاشيه امنيت مي توانند دست به هر گونه عمل مفسده آميزي بزنند. بدون شک در اين ميان سليقه ها بار ديگر يکه تاز خواهند شد. معلوم نيست که چه تعداد از دانشجويان ، اساتيد و کارمندان، فداي اعمال سليقه هاي آقايان مي شوند؟ و هر دانشگاهي با چه سليقه اي درباره پوشش استاد ودانشجو قضاوت خواهد کرد و اساسا معيار سنجش چه خواهد بود.
تعجب من از سکوت اساتيدي است که هر گونه دستور و آيين نامه اي را ولو به قيمت لکه دار شدن آبرو وحيثيتشان براحتي مي پذيرند و سر تسليم فرود مي آورند. البته آقاي جوانمرد به جزييات بيشتر اين آيين نامه در صورتي که دانشجويان اين آيين نامه را رعايت نکنند اشاره نکرده است و معلوم نيست چنانچه دانشجويان و اساتيد از اين آيين نامه تخطي کنند مستوجب چه مجازاتي خواهند شد. پيش از اين نيزدرسال 1386 معاونت سلامت وزارت بهداشت درباره پوشش پرسنل، اساتيد و دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي مبادرت به تدوين آيين نامه اي نموده بود. اما از عملياتي شدن آن خبري نشد . 15 آبان سال جاري نيز رييس دانشگاه تهران از احتمال پيشنهاد يونيفرم متحدالشکل براي دانشجويان خبر داد. فرهاد رهبر گفته بود کسي که با لباس مهماني به دانشگاه مي آيد اصلا نبايد به دانشگاه راه داده شود. ودر نهايت به گزارش سايت ايسنا رييس دانشگاه تهران رنگ ونوع و مدل اين يونيفرم را تحت بررسي اعلام کرد. هر چند که وزير علوم سه هفته بعد آنرا تکذيب نمود.
به هرحال آنچه به نظر مي رسد پيشروي گام به گام مسئولين است که هر روزبيش از پيش آزادي هاي عمومي رامحدود مي کنند. حکومت سعي دارد به مردم و دانشجويان اين پيام را بدهد که من حق دارم که در شخصي ترين موضوع زندگي شما يعني مدل لباس پوشيدن شما دخالت کنم واز دست شما هم هيچ کاري ساخته نيست! البته بدترين موضوع در اين ميان اين است که دانشجوهيچ مرجعي هم براي شکايت بي طرفانه و غير مغرضانه وجود ندارد و دانشجويان هرکجا شکايت کنند محکوم مي شوند. اگر تظاهرات کنند، بازداشت مي شوند. اگر مقاله اي در اعتراض بنويسند، مطالبشان ضد امنيت ملي خوانده مي شود. آنهم نه درباره موضاعاتي سياسي . حتي اگر درمورد غذا و بهداشت خوابگاهها و سلف سرويس ها هم انتقاد کنند وضع به همين منوال است. حتي اگر مچ معاونت دانشجويي را در زمان تعرض به يک دانشجو بگيرند به زندان مي روند و محروم از تحصيل مي شوند.
پسران ما که تا ديروز در باره حجاب اجباري دختران سکوت مي کردند، امروز بايد خود تحت فرامين آقايان براي مدل لباسشان تعيين تکليف شود. به هر حال به نظر مي رسد بايد کليه دانشجويان، و به ويژه تشکل هاي دانشجويي نسبت به اين مسئله حساسيت لازم را بخرج داده و از اعمال قدرت بيش از پيش مسئولين دانشگاه و حکومت جلوگيري بعمل بياورند. اگر نه، مهلوم نيست سر اين قصه به کجا ختم خواهد شد.