بازگشت به صفحه اول

 

 
 

يونيفرم عفاف به قامت دانشگاهيان

فريبا داوودي مهاجرpo_fariba_davodi_mohajer.jpg
دوشنبه 2 دی 1387

روز: بک مقام وزارت بهداشت و آموزش پزشکي خبر داد بزودي آيين نامه ارشادي نوع شيوه و نحوه پوشش دانشجويان ‏به دانشگاهها ابلاغ ميشود .‏

احمد جوانمرد، مدير کل فرهنگي وزارت بهداشت با اشاره به آنچه وي رواج فرهنگ بي بندوباري غربي در ‏دانشگاهها توصيف کرده گفته است که هدف چارچوب هاي وضع شده درمورد پوشش آن است که اين فر هنگ ‏بي بند وباري در فضاي دانشجويان فضاي دانشگاهي رسوخ نکند.‏

واضح است که اين مقام فرهنگي دانشجويان را بي بند وبار مي خواند. آنقدر بي بندوبار، که براي کنترل اين بي ‏بندوباري نيازمند قوانين جديد هستند. اين در حالي است که 30 سال است که جمهوري اسلامي با روشهاي ‏گوناگون از خشونت غير قانوني گرفته تا قانوني سعي مي کند که منويات خود در مورد نحوه پوشش را به جامعه، ‏به زنان و حتي به مردان حقنه کند. اما از اين همه فشارطرفي هم نبسته است. نه تنها سودي نگرفته، بلکه روز به ‏روز جامعه را به سمت عکس العمل و مخالفت و حتي کينه نسبت به آنچه آنها را ارزشهاي اخلاقي مي داند هدايت ‏کرده است. مردم به يک سو مي روند و حکومت به سويي ديگر. حکومت سعي مي کند با تنبيه و زور و هر وسيله ‏ديگري مردم را با خود همسو کند. و هنوز نمي داند که اين راه سر انجامي ندارد .‏

‏وقتي که جناب مديرکل فرهنگي وزارت بهداشت و آموزش پزشکي آنقدر براي دانشجو شان و منزلت و شخصيت ‏اجتماعي قائل نيست که براي رنگ و اندازه اين گروه مرجع سايز و مدل مشخص مي کند، از دانشجو چه انتظاري ‏دارد که براي مسئولان دانشگاه اندکي هويت و مشروعيت قائل باشد. وي پارا فراتر گذاشته و از اساتيد در کنار ‏کارکنان و دانشجويان خواسته است مقوله حجاب و عفاف را پذيرفته و به آن جامه عمل بپوشاند. در اين ميان به ‏هيچکدام از تعرضاتي که از سوي مسئولان حراست و معاونت دانشگاهها در اين چند ماه گذشته نسبت به دختران ‏دانشجو صورت گرفته اشاره اي نمي کند. از قرار، رعايت تقوا و خودسازي مال زير دستان است و بالا دستان، ‏مصون از هرگونه پيگيري ودر حاشيه امنيت مي توانند دست به هر گونه عمل مفسده آميزي بزنند. بدون شک در ‏اين ميان سليقه ها بار ديگر يکه تاز خواهند شد. معلوم نيست که چه تعداد از دانشجويان ، اساتيد و کارمندان، فداي ‏اعمال سليقه هاي آقايان مي شوند؟ و هر دانشگاهي با چه سليقه اي درباره پوشش استاد ودانشجو قضاوت خواهد ‏کرد و اساسا معيار سنجش چه خواهد بود.‏
‏ ‏
‏تعجب من از سکوت اساتيدي است که هر گونه دستور و آيين نامه اي را ولو به قيمت لکه دار شدن آبرو ‏وحيثيتشان براحتي مي پذيرند و سر تسليم فرود مي آورند. البته آقاي جوانمرد به جزييات بيشتر اين آيين نامه در ‏صورتي که دانشجويان اين آيين نامه را رعايت نکنند اشاره نکرده است و معلوم نيست چنانچه دانشجويان و اساتيد ‏از اين آيين نامه تخطي کنند مستوجب چه مجازاتي خواهند شد. پيش از اين نيزدرسال 1386 معاونت سلامت ‏وزارت بهداشت درباره پوشش پرسنل، اساتيد و دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي مبادرت به تدوين آيين نامه اي ‏نموده بود. اما از عملياتي شدن آن خبري نشد . 15 آبان سال جاري نيز رييس دانشگاه تهران از احتمال پيشنهاد ‏يونيفرم متحدالشکل براي دانشجويان خبر داد. فرهاد رهبر گفته بود کسي که با لباس مهماني به دانشگاه مي آيد ‏اصلا نبايد به دانشگاه راه داده شود. ودر نهايت به گزارش سايت ايسنا رييس دانشگاه تهران رنگ ونوع و مدل اين ‏يونيفرم را تحت بررسي اعلام کرد. هر چند که وزير علوم سه هفته بعد آنرا تکذيب نمود.‏

‏به هرحال آنچه به نظر مي رسد پيشروي گام به گام مسئولين است که هر روزبيش از پيش آزادي هاي عمومي ‏رامحدود مي کنند. حکومت سعي دارد به مردم و دانشجويان اين پيام را بدهد که من حق دارم که در شخصي ترين ‏موضوع زندگي شما يعني مدل لباس پوشيدن شما دخالت کنم واز دست شما هم هيچ کاري ساخته نيست! البته ‏بدترين موضوع در اين ميان اين است که دانشجوهيچ مرجعي هم براي شکايت بي طرفانه و غير مغرضانه وجود ‏ندارد و دانشجويان هرکجا شکايت کنند محکوم مي شوند. اگر تظاهرات کنند، بازداشت مي شوند. اگر مقاله اي ‏در اعتراض بنويسند، مطالبشان ضد امنيت ملي خوانده مي شود. آنهم نه درباره موضاعاتي سياسي . حتي اگر ‏درمورد غذا و بهداشت خوابگاهها و سلف سرويس ها هم انتقاد کنند وضع به همين منوال است. حتي اگر مچ ‏معاونت دانشجويي را در زمان تعرض به يک دانشجو بگيرند به زندان مي روند و محروم از تحصيل مي شوند.‏

‏پسران ما که تا ديروز در باره حجاب اجباري دختران سکوت مي کردند، امروز بايد خود تحت فرامين آقايان ‏براي مدل لباسشان تعيين تکليف شود. به هر حال به نظر مي رسد بايد کليه دانشجويان، و به ويژه تشکل هاي ‏دانشجويي نسبت به اين مسئله حساسيت لازم را بخرج داده و از اعمال قدرت بيش از پيش مسئولين دانشگاه و ‏حکومت جلوگيري بعمل بياورند. اگر نه، مهلوم نيست سر اين قصه به کجا ختم خواهد شد.‏

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه