بازگشت به صفحه اول

 

 
 

 در راه اعاده حقوق

علی اجاقی

دوشنبه ۲۱م بهمن ۱۳۸۷

خبرنامه اميرکبير: جنبش دانشجویی و فعالان آن در دانشگاه در طول سالیان دراز و طولانی فعالیت در دانشگاهها با محدودیت ها و فشارهای بسیاری دست و پنجه نرم کردند.

اینان می دانند که باید بر علیه «وضع موجود» نباید سکوت کرد تا سکون بر ارگان جمع غلبه نکند. باید فریاد کشید تا به گوش همگان رسانید که اگر هیچ عقیده و التزامی به آنچه که ادعا می کنید ندارید، لااقل وجدان خود را بیدار نگه داشته و این چنین ظالمانه بر قانون نتازید.

تحرکات اخیر حاکمیت در ایجاد محدودیت های گسترده تر در فعالیت تشکل های دانشجویی منتقد منجمله انجمن های اسلامی دانشجویان سراسر کشور، موازی سازی، تلاش جهت گسترش نفوذ اتحادیه حکومتی مستقل، بها دادن به طیف شیراز و حرکاتی از این دست نشان از عقده و نارضایتی دارد که حامیان اقتدار از حضور و فعالیت دانشجو در کنار جامعه و در یک کلام از «آگاهی بخشیدن» دارد.

رعب و وحشتی ناشی از تزلزل و متکی بر چوبدستی نازک و شکننده که با کوچکترین نسیم و باد حقیقت جویی لرزه بر اندام پیرشده می افکند. این چنین حرکات در این زمان و مکان بلکه به گونه ای دیگر در همه دانشگاهها به وفور یافت می شود؛ مانند حذف و یا توقیف نمودن تشکلها، نشریات و اصناف و … منتقد دانشجویی یا تهدید و ارعاب دانشجویان به انواع و اقسام متفاوت، بر همه این موارد می توان برخوردهای خشن و ناعادلانه ی کمیته های انضباطی دانشگاهها و احکام صادر شده از این مکانها را اضافه نمود.

این گونه رفتارها بیان کننده آن است که نظام اقتدارگرا می خواهد با از بین بردن نهادها و تشکلهای منتقد و هر گونه سازمانی که باعث شود جامعه مدنی و مقاومت آزادیخواهانه تحول خواهی رشد کند، مانع پیشرفت جامعه گردد. در عوض با افزایش حجم تبلیغات و سرمایه گذاری بر روی رسانه های دولتی در اختیار خود جامعه را به سمت و مسیر پوپولیزم و همچنین هدایت آن به صورتی در اختیار حکومت و هراسان و برده وار تبدیل نماید. اقتدار گرا می خواهد با اعمال هزینه های گوناگون بر دانشجویان فعال و استفاده از این حربه برای دور کردن دانشجویان از صحنه ی «آگاهی دادن» و جذب نمودن آنان به طرف «روز مرگی» و «منفعت اندیشی» موجبات عدم تحول طلبی آنان را فراهم کند. در ساز و کار اقتدار گرایان چیزی جز وجودشان و ایدئولوژی شان که وسیله و ابزاری است در خدمت و اختیار افزایش قدرت اینان اهمیت ندارد. شاید برای اینان حکومت هم چیزی باشد جدای از مردم و موجودی که باید به عنوان یک اهرم فشار بر جامعه عمل کند تا همه را به سوی بهشت وعده داده شده توسط اینان هدایت کند.

اقتدار گرایان بدون هیچ گونه ابایی و با تکیه بر تفکری خاص خود را برتر از هر چیزی و هر قانونی دانسته و با شعار پوچ و توخالی و رنگ و لعاب زده «عدالت خواهی» کوس پرصدای «فراقانونی بودن» را می نوازند. اکنون که قانون در اختیار و عمله قدرت مداران است و به پایین ترین سطح ارزش خود تنزل پیدا کرده چیزی برای مردم باقی نمی ماند جز عده ای که دشمنان حقیقت اند و در عین حال مدعی قانون مداری اند و تنها با دادن شعارها و رفتاری که آینه سطحی نگریشان می باشد می خواهند سرپوشی بر اعمال و کردار نسنجیده خود بنهند.

در چنین فضایی است که هم فعالان دانشجویی و هم دانشجویان باید با کمک و یاری یکدیگر و دست در دست یکدیگر در حمایت از تشکلها و نشریات منتقد تلاش کنند. و در راه رسیدن به آزادی و دمکراسی و حقوق بشر و نیل به یک جامعه مدنی در خور قدم گذارند، تا دیگر هیچ فرد و گروه خود کامه ای نتواند این چنین گستاخانه با پایمال کردن حقوق آنان و حیثیت دانشجو، مقام شامخ علم و حقیقت را زیر سوال ببرد.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه