|
بررسی گزینه های محتمل مواجهه کودتاگران با سران اصلاحات
کاوه میرکاظم
۱۲ شهریور ۱۳۸۸
خلاصه:
سخنان سردار سرلشکر محمد علی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران در «محفل انس پیشکسوتان جهاد و شهادت» به منزله مهر تایید رسمی بر کودتای نظامی خزنده ای است که توسط نیروهای تحت امر او در ایران آغاز شده است.
شبکه جنبش راه سبز(جرس): در معدود عکس هایی که از دوازدهمین «محفل انس پیشکسوتان جهاد و شهادت» منتشر شده یک نکته جالب به چشم می خورد، سپاهیان همه کت و شلوار پوشیده اند، به جز خود سرلشگر جعفری. این نکته اتفاقا چهره خزنده کودتایی که روز به روز دارد کامل تر می شود را بهتر نشان می دهد.
سرلشگر جعفری در سخنان مهم خود، «حفظ رهبری» را هدف اصلی دخالت های سپاه معرفی می کند و سران اصلاح طلب را به تلاش برای «تضعیف رهبری» و «کاهش اقتدار» او متهم می کند. نقل قولی که سرلشگر جعفری برای اثبات حرف های خود از بهزاد نبوی می آورد به سادگی دلیل کودتای سپاه را شرح می دهد: «باید سعی کنیم احمدینژاد را کاندیدای رهبری معرفی کنیم که اگر شکست خورد، رهبری شکست خورده باشد»
معلوم است که همه این ماجراها، از تقلب در انتخابات گرفته تا سرکوب خشونت بار اعتراضات پس از آن برای همین بوده که مبادا به تریش قبای «معظم له» بر بخورد و او طعم شکست را تجربه کند. احمدی نژاد نباید شکست می خورد تا رهبری شکست نخورد. برای همین هم مقام رهبری به فاصله کوتاهی پس از اعلام نتایج غیرقطعی آرا در روز پس از انتخابات از کاندیدای محبوبش حمایت کرد. مگر مقام رهبری در نماز جمعه پس از انتخابات فاش نکرد که کاندیدای محبویش احمدی نژاد بوده است؟ آفتاب آمد دلیل آفتاب. دیگر چه نیازی است که اصلاح طلبان و امثال بهزاد نبوی تلاش کنند تا چنین چیزی را ثابت کنند. دستخط حجت الاسلام علی سعیدی، نماینده ولی فقیه در سپاه هنوز موجود است که خطاب به فرمانده نیروی زمینی سپاه نوشته «نظر صریح مقام عظمای ولایت حضرت آیتالله خامنهای، انتخاب مجدد ریاست محترم جمهوری جناب آقای دکتر احمدینژاد میباشد». سرلشگر جعفری راه دور می رود و می خواهد لقمه را دور سر بچرخاند. اتقافا اصلاح طلبان تمام تلاششان پیش از انتخابات این بود که مقام رهبری را بری از حمایت مستقیم از احمدی نژاد نشان دهند. تلاشی که بس بیهوده بود.
طنز ماجرا این جاست که در همان جملاتی که فرمانده کل سپاه از قول اصلاح طلبان گفته معیار حق و حقیقت مشخص است. این که موسوي خوئينيها گفته که «رهبري بايد بفهمد كه اين مملكت آنطور نيست كه ايشان هر جور بخواهد به هر سمت بكشد». یا به فرض خاتمی گفته که «بايد قدرت رهبري را مهار كرد» و یا بهزاد نبوی گفته «براي محدود و پاسخگو كردن قدرت بايد از بالاترين قدرت شروع كرد» حرف های کاملا درستی است. آفرین بر این افراد اگر واقعا چنین گفته اند.
در این مدتی که از انتخابات ریاست جمهوری گذشته است، سرکوبگران بارها و بارها چهار نام سید محمد خاتمی، هاشمی رفسنجانی، میرحسین موسوی و مهدی کروبی را به عنوان سران اصلی «انقلاب مخملی» و «پروژه براندازی» به زبان آورده اند. اکنون برای اولین بار عالی ترین مقام سپاه پاسداران که منصوب مستقیم رهبری است این اتهام را تکرار می کند. جعفری علاوه بر ذکر نام سید محمد خاتمی رییس جمهور سابق ایران، برای اولین بار نام آیت الله موسوی خویینی ها را نیز به جمع متهمان می افزاید. به نظر من قضیه جدی است. قرار است برای سران اصلاحات اتفاقاتی رخ دهد. این اتفاقات چه می تواند باشد؟
۱- خوش بینانه ترین تحلیل این است که سرکوبگران خود نیز دقیقا نمی دانند که چه می خواهند بکنند. برای همین سعی می کنند تا با تکرار حملات علیه سران اصلاح طلب، واکنش جامعه را بسنجند و در عین حال افکار عمومی را برای اقدامات آینده خود آماده کنند. سخنان فرمانده سپاه در این صورت می تواند عالی ترین مرحله از مراحل واکنش سنجی تلقی شود. این تحلیل خوشبینانه می تواند در این حد نیز باقی بماند که سرکوبگران امیدوارند با تهدیدهای خود سران اصلاح طلب را بترسانند و در حقیقت جرات هرگونه ابتکار عمل و حمایت از جنبش سبز را از آنان بگیرند. یک احتمال خوش بینانه دیگر نیز این است که پس از همه این کارها، دوباره مقام رهبری پا پیش بگذارد و با ابراز لطف و مرحمت خود، بر سر سران اصلاح طلب منت بگذارد و به این ترتیب قدرت خودش را به رخ آنان بکشد. کاری که با ناطق نوری و البته هاشمی رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه پس از انتخابات اخیر کرد.
۲- دستگیری و بازداشت خانواده و نزدیکترین افراد: این گزینه از نظر من قریب به یقین اتفاق خواهد افتاد. در مورد هاشمی رفسنجانی این کار حتی به مرحله تست آزمایشی نیز رسیده است. دستگیری کوتاه مدت فایزه هاشمی و چهارتن دیگر از زنان خانواده هاشمی چه دلیل دیگری می توانست داشته باشد؟ نام مهدی هاشمی نیز که در دادگاه های نمایشی رژیم برده شده و هم اکنون هم توسط فرمانده سپاه تکرار شده است. برادر خانم میرحسین موسوی (مهندس شاپور کاظمی) هم که هم اکنون بیش از ۷۰ روز است که در بازداشت به سر می برد. فراموش نکنید که محمدرضا خاتمی برادر رییس جمهور سابق نیز روز پس از انتخابات مدتی بازداشت شد و حتی منابع امنیتی رژیم شایعه دستگیری همسر او (نوه امام خمینی) را نیز مطرح کردند. فرزند کروبی هم که همین حالا در دادگاه پرونده دارد.
دستگیری خانواده و نزدیکان، قطعا با پشتوانه بهانه هایی چون فساد مالی و جرایم اقتصادی همراه خواهد شد. سرکوبگران امیدوارند با این کار بخشی از بدنه اجتماعی را با خود همراه سازند تا هزینه کمتری بپردازند. فرمانده سپاه در سخنان خود صراحتا اصلاح طلبان را آلوده به فساد مالی خواند. در دادگاه های نمایشی نیز چندین بار این موضوع مطرح شده است. محمود احمدی نژاد چهار سال است که وعده برخورد با دانه درشت های اقتصادی می دهد و در مناظره انتخاباتی خود هم با نام بردن از افراد به تنش ها دامن زد. دادستان جدید تهران نیز با اشاره به تاکید مقام رهبری (یعنی چراغ سبز او) از برخورد آتی با گردن کلفت ها و دانه درشت های اقتصادی خبر داده است.
۳- حصر و خانه نشین کردن سران اصلاح طلب و قطع کامل ارتباطات آنان (به خصوص پس از دستگیری خانواده و نزدیکانشان) گزینه بسیار ممکنی است. در دو ماهه اخیر (و به خصوص روزهای پس از انتخابات) به کرات شایعه محاصره خانه موسوی، کروبی، هاشمی و خاتمی شنیده می شد (که باز هم به نظر من می تواند یک تست آزمایشی برای سنجش واکنش جامعه بوده باشد). رژیم جمهوری اسلامی در این زمینه تجربه های موفقی داشته است، نخست حصر آیت الله منتظری است و دوم حصر آیت الله سیدکاظم شریعتمداری در سال های آغازین پس از انقلاب. معمولا این کار با یک تظاهرات سازماندهی شده آغاز می شود، بعد به خانه و یا دفاتر متعلق به آنان حمله می شود. گاهی اوقات این حمله رسما از سوی نیروهای سپاه و بسیج انجام می شود. گاه نیز تحت پوشش لباس شخصی ها (امت همیشه در صحنه) حمله آغاز می شود و بعد نیروهای سپاه و بسیج و انتظامی به بهانه حفظ امنیت وارد می شوند و ارتباط شخص مورد نظر را با بیرون کاملا قطع می کنند.
اتفاقات اخیر شباهت جالبی با نحوه برخوردی که با آیت الله شریعتمداری شد دارد. ابتدا روزنامه های وابسته به رژیم و سپاه اعلام می کنند که قرار بوده براندازی (کودتا) شود. بعد فردی نزدیک به آیت الله شریعتمداری (یعنی صادق قطب زاده) دستگیر می شود. پس از چند روز اعلام می شود که آیت الله شریعتمداری از کودتا خبر داشته است. مدت کوتاهی پس از ان گروههای فشار در اطراف منزل این مرجع تقلید تظاهرات می کنند. پس از آن دفتر و مرکز آموزشی او به تصرف گروه های فشار در می آید. پس از آن سپاه منزل آیت الله در قم را محاصره می کند. در ماجرای آیت الله شریعتمداری البته کار به بازجویی و پخش اعترافات از تلویزیون هم رسید. بازجویی ها با حضور مستقیم محمدی ری شهری انجام شد. اگر در مورد حاضر نیز کار به چنین جایی برسد، چهره هایی چون محسنی اژه ای (دادستان کل کشور) ، علی سعیدی (نماینده ولی فقیه در سپاه) ، حیدر مصلحی (وزیر آینده اطلاعات) ، ابراهیم رییسی (معاون اول قوه قضاییه) کار بازجویی را پیش خواهند برد.
۴- دستگیری و زندانی کردن سران اصلاح طلب احتمال بعیدتری است اما همچنان ممکن است. دستگیری می تواند سریع و ضربتی باشد و یا پس از انجام مراحلی که در گزینه سوم ذکر شد، به جای حصر خانگی اتفاق بیافتد. به نظر من در صورت انجام چنین کاری، سرکوبگران حتما به صورت آزمایشی ابتدا شایعه دستگیر شدن سران اصلاح طلب را مطرح می کنند. در فاصله ۲۴ تا ۴۸ ساعت واکنش عمومی را نسبت به این کار ارزیابی می کنند و سپس در صورت مساعد بودن فضا، این بار واقعا اقدام به این کار خواهند کرد.
۵- ترور و «فوت اجباری»: بله! به نظر خیلی ها غیرواقعی به نظر می رسد. اما فراموش نکنید که اواخر تیرماه خبر دستگیری تیم های ترور موسوی و کروبی از شبکه خبری «پرس تی وی» و سایت های وابسته به احمدی نژاد منتشر شد. چند روز مانده به انتخابات هم خبر کار گذاشتن بمب در هواپیمای حامل سید محمد خاتمی در اینترنت غوغا کرده بود. در مورد «فوت اجباری» نیز رژیم بی تجربه نیست. در این زمینه معمولا سکته قلبی دلیل فوت اعلام شده است. هنوز شک و تردیدهای جدی درباره چگونگی مرگ آیت الله طالقانی وجود دارد. در مورد مرگ زودهنگام سید احمد خمینی نیز همچنان حرف و حدیث باقی است و البته منابع مورد دیگر که کمتر از یک سال است رسما فاش شده مرگ آیت الله لاهوتی است. در حالیکه دلیل مرگ او رسما توسط رژیم سکته قلبی اعلام شد، دختر هاشمی رفسنجانی (عروس آیت الله لاهوتی) در گفت و گو با هفتهنامهٔ شهروند امروز (شماره ۷۰) اعلام کرد که بنا به گزارش پزشکی قانونی در معده وی اثر سم استریکنین وجود داشت و وی به مرگ طبیعی از دنیا نرفته است.
۶- احتمال ششمی وجود ندارد. یعنی اگر فکر می کنید سرلشگر جعفری عذرخواهی می کند یا این که به خاطر این اتهامات تحت پیگیرد قرار می گیرد و توسط رهبری از فرماندهی سپاه برکنار می شود، زهی خیال باطل! اگر قرار بود چنین شود که نماینده ولی فقیه در سپاه از بازجویان سپاهی تشکر نمی کرد. از منابع مختلف شنیده می شود که کار بازجویی سید محمدعلی ابطحی تمام شده است. برای چه او در زندان مانده است و برای چه همچنان در انفرادی؟ شاید یک دلیل این باشد: برای روز مبادا. روز مبادایی که او اعترافات خود را علیه خاتمی و دیگران تکرار کند.
|