|
جنبش
سبز و دمکراسی مستقیم
محمد
مسعود سلامتی
شش ماه از
اعلام نتيجه انتخابات و خيزش عمومي
درمقابل آنچه كه تجسم راي
مردم عنوان
شد مي گذرد. شواهد اجتماعي و سياسي ايران
و نیز گزارش هاییکه جسته و گریخته ازدرون مراجع عالی تصمیم گیری نظام به
بیرون
درز مییابد
حاكي ازآن است كه حكومتگران نه تنها از سركوب معترضين و پنهان
ساختن وسعت و عمق
اعتراضات مردم ناتوان مانده اند، بلكه نتوانسته اند درك
صحيحي از ماهيت جنبش و نيروي پيشبرنده ي آن داشته باشند. ازیک
سودرعرصهستیزتبلیغاتی كارنامه مردود بنگاه خبرپراكني سردارضرغامي و مرور
سياهه
ايكه
ازكليد خوردن پروژه ترانه موسوي تا سناريوي سعيده پورآقايي
بهمنظورزدودن آثارانتشار اخبار شکنجه و تجاوز در زندان ها وازچشم بستن
بهحضور سه ميليوني تظاهرات 25خرداد تا چشم گشودن به صحنه هاي كات شده 16آذر
درراستای نادیده
گرفتن خواست ملت و خبرسازی های موازی وانحرافیامتداد می یابد،
حكايت فهرستي ازناتواني های رژیم در لاپوشاني و وارونه
سازي حقايق اجتماعي
است.
آن سوي تر
نیز تلاش هاي بي فرجام و مكرر نهادهاي سركوب دربازداشت
ومحاكمههاي نمايشي ازچهرهاي سرشناس احزاب گرفته تا كنشگران جنبش هاي اجتماعي
بهخيال متوقف ساختن قطار اين جنبش به روشني بر نشناختن چيستي جنبش و
هزيمتدر سركوبي آن دلالت دارد.درك اين حقيقت دشوار نيست كه جنبش سبز هم به
لحاظ متدولوژی مبارزه و هممدل دمكراسي تجربه نويني را فراروي ملت ایران و دیگر
ملتهای جهان قرارداده است. اگرچه تا كنون درزمينه مشي و ماهیت حركت « انقلاب
آرام» سخن هاگفته شد اما آنچه كه شايد بدان چندان پرداخته نشد توجه به اين مهم
است كه
اين جنبش
الگوي دمكراسي مستقيم را بطور
روزآمد و كارايي
در
دستور
كارخود
دارد.
دمكراسي
مستقيم كامل ترين شكل دمكراسي است كه به
موجب آن همه افراد ملتدرتعيين سرنوشت سياسي خود مشاركت دارند. گرچه نخستين
باراين شيوه در«دولتشهر» آتن به منصه ظهوردرآمده بود. اما به مروربه دلیل
كثرت
جمعيت
كشورهاديگر چنين امكاني فراهم نگردید تا آحاد ملت در مكاني گرد هم آمده و
بهتصويب قوانين
وتعيين سرنوشت سياسي خود همت گمارند. به گونه اي كه
درغالبکشورهای دمکراتیک جهان امروز دمکراسی نمایندگی(پارلمانی) جایگزین
آنگردیده وتنها درکشوری چون سوییس برخی کانتون ها هنوز به آن
ملتزمند.البتهناگفته نماند امروزه درکشورهای بسیاری نیزدرموارد خاص ومسايل كلان
اقدامبه همه پرسي می نمایند که خود شمه ای ازدمکراسی مستقیم است.
جنبش
سبز ایران به
مثابه نخستین جنبش های اجتماعی قرن بیست و یکم بهنوزایی
وبازآفرینی این تجربه بشری دست زده واین دستاورد را به سان الگویی
برای ملت
های
گرفتار درچنبره اقتدارگرایی قرارداده تا به مدد بهره گیریگسترده ازفناوري هاي
نوين درعرصه دنياي سايبرووجود سايت هاي اجتماعينظيرفيس بوك باردیگر آگورايي را
خلق كنند تا همه شهروندان یک کشوردرهرجای دنیا که باشند بتوانند با يكديگربه
گفتگو و تبادل انديشهبپردازند با این تفاوت که نه تنها محدودیت های دولت
شهرآتن
نظیرعدممشارکت بردگان وزنان دربه کرسی نشاندن آرا دراین حرکت مطرح نیست
بلکهزنان
ازپیشروان این تحول اجتماعی اند. اینگونه است که باید این حرکت
مردمايران را به معنای آفرینش سازمان یابی نوینی دانست که براساس آن
رهبريجمعي مسیرملت را رهنمون گشته و درواقع دمكراسي مستقيم احیا شود.
با
این تصویراجتماعی
است که می توان پی برد چرا درزمانی که رهبران نمادینجنبش نیز
به دلیل تنگناهای موجود ساختارحاکم یا هردلیل دیگر امکان نمییابند که مسیرروشنی
را درکوران حوادث ترسیم کنند این رهبری جمعی است کهراه را می نماید. اگردست
وپای رهبران نمادین دراعلام شعارهای ساختارشکنبسته باشد مردم ضمن حفظ حرمت
کسانیکه
دربرابر استبداد قد علم می کنند ودرکنار شعارهایی نظیر یاحسین میرحسین
- شعارملت
ما دین ازسیاست جدا رانیز برای روشن کردن مسیرآینده فریاد می کنند
چرا که این خواست
و ارادهملت است که ازراهکاردمکراسی مستقیم و رهبری جمعی
برآمده و ازهمین روی استکه تلقی شکست ناپذیری جنبش را می توان قرین به صحت
دانست. چرا که تک تکشهروندان احساس می کنند درتمام فرایند سیاسی درترسیم
سرنوشت
آینده خودسهیم اند واثروپیامد این مشارکت را نیزبه چشم می
بینند.
http://rozaneh1.blogspot.com
|