|
|
|||
|
پیشنهاد به اصلاحطلبان: در چهارشنبه سوری از روی آتش بپرید! نیک آهنگ کوثر ۲۳ اسفند ۱۳۸۹ خودنويس: من میدانم که هر حرفی بزنم، حتما با هزار و یک پیشداوری روبرو خواهد شد، به همین دلیل ترجیح میدهم که لال نمیرم! پیشنهاد مشخص من این است: «جماعت اصلاحطلب! آقای خاتمی و غیره، نوه آیتالله خمینی، فرزندان میرحسین موسوی، آقای امیر ارجمند، آقای موسوی خوئینی، آقای صادق خرازی، آقای هاشمی رفسنجانی، خانم فائزه هاشمی، خانم ... آقای ... فردا شب از روی آتش بپرید!». اما چرا این پیشنهاد بسیار ساده میتواند برای دوستان زیادی سنگین و حتی ناشدنی باشد؟ امشب که داشتم کارتون «روزآنلاین» را میکشیدم، به این فکر افتادم که بسیاری از اصلاحطلبان، عادت دارند مردم را به سمت خود بکشانند و انتظار دارند مردم کاری را بکنند که آنان به مصلحت میبینند. فردا شب، هزاران هزار ایرانی در سرتاسر کشور از روی آتش خواهند پرید. چه سبز باشند و چه سبز نباشند، اما بسیاری از سبزها میخواهند حتی اگر شده در محدوده حیاط خانههایشان شادمانی کنند. شادمانی سنتی در شب چهارشنبه سوری. حکومت ایران از شادی مردم میترسد. سالهای اول انقلاب، بسیاری از روحانیون حکومتی، تا توانستند علیه این رسم قدیمی شعار دادند. آن روزگار، شادی برای بسیاری ارزش نبود! بزرگترین ضربه به حکومت مقتدر، زدن در نقاط حساسی است که حسابی دردش بگیرد. چرا این حکومت جبار را از وجود چنین ضرباتی محروم کردهاید؟ برای من آرزو است اگر ببینم سید محمد خاتمی از روی آتش میپرد و لبخند میزند و وجدانش هم خراب نیست! آرزو است ببینم مشارکتیها و کارگزارانیها تعارف را کنار گذاشتهاند و از روی آتش میپرند...چرا در چهارشنبه سوری نبینیم که زنان اصلاحطلب قاشقزنی میکنند و در به در میکوبند و هیولای غم را شکست میدهند. چرا نبینیم که آدمهای شناخته شدهای در خارج از کشور برای نشان دادن اتحاد از روی آتش میپرند و دست خود را به علامت پیروزی بالا میبرند؟ همیشه که قرار نیست مردم برای نشان دادن وحدت همانی را بکنند که سیاسیون میخواهند! چرا این بار سیاسیون به راه مردم نیایند؟ چرا چهارشنبه سوری امسال با همه سالهای فرق نداشته باشد؟ از روی آتش پریدن جرم است؟ کدام ماده قانونی میگوید جرم است؟ اگر فرض میکنید با پریدن از روی آتش روزنامههای کیهان و رسالت شما را تکفیر میکنند، بگذارید بکنند. از چه میترسید؟ از ترستان عبور کنید! در ایران، همه چیز سیاست ما برعکس است. مردم باید هنوز با کاندیدایی بیعت کنند، مقلد سیاسیون باشند و انگاری نباید سیاسیون را دنبال خود بکشند. بازی دموکراسی اینچنین نیست! کاندیدای من باید مرا راضی نگاه دارد، حزب سیاسی من باید راهی را برود که با منافع و خواستههای من همگام باشد. من این بهانه عقبافتاده را قبول ندارم که تا ابد باید بگوییم ایران با بقیه نقاط دنیا فرق میکند! باید یک روزی درست بشویم دیگر! کدام کاندیدا را در ایران دیدهاید که در خانه مردم را بزند تا ببیند چه نیازهایی دارند و چه میخواهند؟ این از لوازم دموکراسی است! در مملکت ما، به مردم فخر میفروشند و انتظار دارند مردم همراه شوند...آهنگ شجریان را می گذارند که میگوید :« ...همراه شو عزیز...همراه سو عزیز...»، که چه؟ که باید با چه کسی همراه شود؟ همراه شدن یعنی اینکه اصلاحطلبان در چهارشنبه سوری، به احترام مردم جلو بیایند و بازی حکومت را با شکست روبرو کنند. بازی ترس. بازی وحشت! آقای سیاستمدار! آیا اگر در خیابان یاسر از روی آتش بپری، با آن همه محافظ که داری، میآیند سراغت؟ نمیتوانی ۱۰-۲۰ تا از دوستانت را دعوت کنی؟ نمیتوانی بگویی که از تو و دوستانت عکس بیاندازند و پخش کنند تا مردم همدلی تو و دوستانی را ببینند که ۳۲ سال است از روی آتش نپریدهاند؟
|
||||