|
|
|||
|
تراژدی در شکل روحوضی اکبر گنجی یکشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۰ یکم- طرح مسأله: آیت الله صادق لاریجانی خبر داده که بازداشت جن گیران و رمالان متهم به رابطه ی با احمدی نژاد/مشایی/رحیمی به امر شخص سلطان صورت گرفته و او خواهان "برخورد جدی" با آنها شده است[1].رئیس قوه ی قضائیه در همین سخنرانی مدیریت آیت الله علی خامنه ای در طول 22 سال گذشته را "اسطوره ای از صبر و درایت" به شمار آورده است. حبیب الله عسگراولادی- دبیر کل جبهه ی پیروان خط امام و رهبری،یکی از رهبران موتلفه- مدیریت آیت الله علی خامنه ای در مواجهه ی با جریان انحرافی را "برخورد حکیمانه" قلمداد کرده و گفته است: "برخورد حکیمانه ی رهبری با جریان انحرافی نشان می دهد که می شود با عقلانیت آن را مدیریت کرده و با کمترین آسیب از آن عبور کرد"[2]. مسأله/پرسش این است:"برخورد حکیمانه" و "صبر و درایت اسطوره ای" چه معنایی دارد؟ آیا مدیریت "ولایت مطلقه ی فقیه"(اصل 57 قانون اساسی)،مدبرانه/عادلانه(اصل 109 قانون اساسی) بوده است؟ دوم- رئیس جمهور ارزشی مطلوب رهبری:تردید نمی توان کرد که محمود احمدی نژاد را بسیجیان/ سپاهیان/ اطلاعاتی ها/امنیتی ها/روحانیت حکومتی با اشاره ی ولی فقیه بالا آوردند.حافظه ی تاریخی ما ضعیف است.به همین دلیل شواهد و قرائن مدعا را به تفصیل از نظر می گذرانیم تا نه تنها مدعا تثبیت شود، بلکه روشن شود که مسئولیت پاسخگویی با چه کسی است؟ شواهد و قرائنی که در اینجا عرضه خواهند شد، اسناد صرف نیستند،تاریخ زیست ما هستند. تاریخی که هزینه های سنگینی برای مردم ما داشت و دارد. آیت الله خامنه ای در 11/2/1384 گفت که به دنبال چه رئیس جمهوری است: "رئيس جمهورى كه اعماق كشور و روستاهاى دورافتاده براى او با تهران تفاوتى نداشته باشد؛ حق مردم شهرهاى بزرگ و كوچك در نظر او يكسان باشد؛ بتواند براى رفع تبعيض و پُر كردن شكاف ميان ثروتمندان و فقرا تلاش و كار كند... بنده دنبال اين هستم كه شخصى سر كار بيايد و قوهى مجريه را اداره كند كه خود را خدمتگزار مردم بداند و توانايى داشته باشد و به آرمانهاى امام و نظام اسلامى معتقد و پايبند باشد و حقيقتاً عدالت و مبارزهى با فساد براى او حائز اهميت باشد... اگر خداى متعال توفيق دهد كه رئيسجمهورِ كارآمدِ باكفايتِ پُرنشاطِ شادابى كه علاقه ى به مردم و علاقهى به عدالت و علاقهى به رفع فساد و تبعيض براى او در درجه ى اولِ برنامهها قرار داشته باشد، سر كار بيايد، من به شما عرض بكنم كه بسيارى از مشكلات اساسى اين كشور - چه مسائل داخلى و چه مسائل خارجى - حل خواهد شد"[3]. در 19/2/84 به خواست دیگر خود اشاره کرد و گفت که به دنبال رئیس جمهور هماهنگ/تابع رهبری است تا حاکمیت دوگانه پیش نیاید: "اينها مى خواستند كارى كنند كه در رأس نظام، بين رهبرى، رئيس جمهور و ديگر مسؤولان دعوا و اختلاف باشد؛ دائم اين تصميم بگيرد، آن نقض كند. صريحاً هم گفتند حاكميت دوگانه، و در خيلى از جاها اين را اعمال كردند...الان هم نظام را متهم مى كنند كه مىخواهد دستگاه را يكدست كند... اگر يكدست كردنى كه آنها دستگاه را متهم مى كنند، معنايش حاكميت يكپارچه و اجازه ندادن به شكاف در حاكميت و در اصول است، اين لازم است...مگر در دنياى دمكراسى اجازه مى دهند كه كسانى كه با اصول و مبانى يك نظام مخالفند، بيايند داخل حاكميت آن نظام شوند؟ هيچ جاى دنيا چنين اجازهيى نمىدهند. البته معلوم است كه ما هم اجازه نمى دهيم"[4]. چند روز بعد گفت: "دعواهاى لفظى، شعارهاى لفاظى گونه، اسم از مفاهيم مبهم و بى سروته آوردن، مشكل مردم را حل نمى كند؛ مردم احتياج دارند به اينكه در ميدان عمل و كار، با لجنهايى كه نمى گذارد اين درياچه ى مصفا طراوت لازم را داشته باشد، مبارزه شود. كسى كه سر كار مى آيد - هر كس باشد، هر شعارى داده باشد، هر حرفى در مقام ادعا به مردم زده باشد - اولين وظيفهاش اين است كه براى گرهگشايى مشكلات مردم آستين همت بالا بزند"[5]. بسیجیان/سپاهیان/اطلاعاتی ها/امنیتی ها به این سخنان علنی محتاج نبودند،آنان اوامر لازم را در جلسات غیرعلنی گرفته بودند.محمد باقر ذوالقدر،جانشین سپاه پاسداران در سال 1384 ،پس از دخالت سپاهیان و بسیجیان در برکشیدن احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور، در همايش فرماندهان بسيج اداری و کارگری به آنها توضیح داد که چگونه این نیروها "با طراحی درست و چند لایه توانستند" محمود احمدی نژاد را که نماد اصول گرایی/دین باوری/انقلابی گری و عدالت ورزی بود،رئیس جمهور کنند. می گوید: "انتخابات نهمين دوره رياست جمهورى در نوع خود بى نظير بود و باوجود تلاش گسترده ی دشمنان و بدخواهان، به بهترين نحو ممكن برگزار شد...فرد صالح و شايسته اى از مجموعه اصولگران اصلاح طلب به توفيق خدمتگزارى در اين عرصه دست يافت. نيروهاى اصولگرا بحمدالله با طراحى درست و چند لايه توانستند در يك رقابت واقعى و تنگاتنگ، حمايت اكثريت مردم را به خدمتگزارى بيشتر و مؤثرتر به آنها جلب نمايند. محمود احمدى نژاد ،نماد اصولگرايى، دين باورى، انقلابى گرى و عدالت ورزى است"[6]. احمدی نژاد که رئیس جمهور شد،آیت الله خامنه ای برای او سنگ تمام گذاشت. به عنوان نمونه در 14/3/85 گفت: "امروز دولت ما یکى از محبوبترین دولتها بعد از مشروطه تا امروز است؛ در طول این صد سال"[7]. در دیدار با نمایندگان مجلس در سال 1387 خطاب به آنها گفت: "انصافاً دولت، دولت پركارى هم هست. من در اين دوره هاى بعد از انقلاب تا امروز، كمتر دورهاى را ديدم كه اين همه تلاش و كار و فعاليت متراكم در او وجود داشته باشد؛ با نيتهاى خوب"[8]. یک سال قبل از انتخابات ریاست جمهوری 1388 در دیدار با دولت احمدی نژاد گفت: "آنچه که در مورد سال آخر اين دوره بايد به شما عرض بکنم، چند نکته است... فکر نکنيد که امسال، سال آخر دولت است؛ نه. مثل کسی که پنج سال ديگر بناست کار بکند، کار بکنيد؛ يعنی تصور کنيد که اين يک سال به اضافه چهار سال ديگر در يد مديريت شماست. با اين ديد نگاه کنيد و کار کنيد و برنامه ريزی کنيد و اقدام کنيد."[9]. این سخنان به طور روشن حاوی این پیام صریح بود که ولی فقیه تصمیم دارد تا احمدی نژاد همچنان رئیس جمهور باشد. در همین دیدار،آیت الله خامنه ای تکلیف همه ی مخالفان احمدی نژاد را هم روشن کرد. نقد ناقدان را، "تهاجم"، "پنجه زدن"، "لجن پراکنی"،"غرض" و "دشمنی" با احمدی نژاد به قصد زدن نظام و انقلاب به شمار آورد. احمدی نژاد و یارانش را به کسانی تبدیل کرد که سخنشان، سخن نظام است، گفتمانشان،گفتمان انقلاب است: "دو جريان الان عليه اين دولت وجود دارد: يک جريان، جريان داخلى است؛ يك جريان هم جريان خارجى است كه او مهمتر است... دارند فشار مىآورند كه اين دولت را بكوبند. هدف واقعی شان هم اين دولت - يعنى آقاى احمدى نژاد و شماها - نيست؛ البته آماج اين دعواها شمائيد؛ اما هدف واقعى، انقلاب است؛ هدف واقعى، نظام است. شماها هم چون حرف نظام را می زنيد، طبعاً آماج اين تهاجم ها قرار می گيريد؛ اين خطى است كه الان در بيرون وجود دارد.علتش هم همين است كه گفتمان اين دولت، گفتمان انقلاب است و در جهت انقلاب حركت می كند. اين خط خارجى است. انگيزههاى خط تخريب داخلى هم يك طيف وسيعى است و نمی شود انسان همه را به يك چوب براند: بعضی ها واقعاً خبرى ندارند - يعنى مغرض نيستند؛ اطلاعاتشان كم است و بر اثر بىاطلاعى چيزى می گویند- بعضی ها غرض هاى شخصى و غرض هاى سطحى دارند؛ بعضی ها غرض هاشان غرض هاى عمقى است؛ يعنى با نظام مسئله دارند، كينه ى امام در دلشان است و حرف هاى امام را يا از اول قبول نداشتند يا حالا قبول ندارند - آنهايى كه از آن حرفها رو برگرداندند و پشيمانشدهها و برگشتهها - اينها يك طيف وسيعى از انگيزههاست، ليكن بالاخره محصول و جمعبندىاش همين تهاجم ها و پنجه زدنها و لجن پراكنىهاست كه وجود دارد"[10]. در انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد 88 نیز آیت الله خامنه ای همه ی گروه های اصول گرا را به حمایت از احمدی نژاد وادار کرد. احمد توکلی- یکی از جدی ترین مخالفان احمدی نژاد- در آن انتخابات نه تنها از او حمایت به عمل نیاورد بلکه به نزد ولی فقیه رفته و به وی گفته بود که رأی دادن به احمدی نژاد را بر خود حرام می داند: "در انتخابات سال 88 من به هيچ وجه از ايشان دفاع نكردم و به بزرگان كشور نيز اعلام كردم كه حمايت از ايشان را بر خودم حرام می دانم. در عين حال اعلام كردم كه اضطرارا به ايشان رای می دهم". پس چرا به او رأی داد؟ چه اضطراری در کار بود؟ اضطرار این بود که او میان دو تن(احمدی نژاد و میر حسین موسوی) که دارای پایگاه اجتماعی بودند،گیر افتاده بود.متنها تفاوت این بود که نیروهای اجتماعی ای که پشت موسوی بودند،حتی اگر او نمی خواست،قابلیت بسیج اجتماعی علیه رهبری را داشتند و این قابلیت را از قوه به فعل در آوردند.اما نیروهای اجتماعی پشت سر احمدی نژاد،فاقد قابلیت بسیج علیه رهبری بودند، حتی اگر او می خواست.برای اینکه پایگاه اجتماعی احمدی نژاد،همان پایگاه اجتماعی رهبری بود و او نمی توانست از نیروهای رهبری علیه خودش استفاده کند.کما اینکه- به گفته ی توکلی- در ماجرای ابقای وزیر اطلاعات، احمدی نژاد به دنبال این پروژه رفت،اما شکست خورد. توکلی می گوید: "گفتم كه آقای موسوی دارای پايگاه اجتماعیای است كه ولو نخواهد، قدرت ايجاد تحريك اجتماعی در برابر رهبری را دارد و آقای احمدی نژاد دارای پايگاه اجتماعی است كه ولو بخواهد، قدرت تحريك اجتماعی در برابر رهبری را ندارد. به همين دليل گفتم كه چون رهبری را ركن ركين كشور می دانم و هم از نظر اعتقادی و هم از نظر سياسی اعتقاد دارم كه بايد از ايشان تبعيت كنيم و ايشان با قدرت جامعه را هدايت كنند، چون مقابله ی با رهبری را سم مهلكی برای جامعه می دانم، اضطرارا به كسی كه حتی اگر بخواهد نمی تواند كاری كند رای می دهم و به كسی كه می تواند اين تحرك را ايجاد كند ولو نخواهد رای نمی دهم گرچه مزيتی برای احمدی نژاد بر موسوی قائل نيستم به همين دليل اضطرارا به احمدی نژاد رای می دهم. حوادث بعد از انتخابات و حوادث اطراف موضوع وزير اطلاعات، صحت اين عرض من را نشان داد كه متاسفانه اولی خواست و كرد ولی ناكام ماند و ظاهرا دومی هم خواست و چنان كه پيشبينی می شد بحمدالله، نشد"[11]. یک هفته پس از انتخابات و بسیج اجتماعی با شعار "رأی من کجاست"،آیت الله خامنه ای در نماز جمعه ی مشهور 29/3/88 تکلیف همه را روشن کرد. ضمن حمایت شدید از احمدی نژاد،اعلام کرد که نظرات او از همه به او نزدیک تر است "به كسی كه رئيس جمهور قانونی كشور است، متكی به آراء مردم است. نسبتهای خلاف دادند، رئيس جمهور مملكت را كه مورد اعتماد مردم است، به دروغ گوئی متهم كردند! اينها خوب است؟ كارنامه های جعلی برای دولت درست كردند، اينجا آنجا پخش كردند، كه ما كه در جريان امور هستيم، می بينيم می دانيم كه اينها خلاف واقع است؛ فحاشی كردند؛ رئيس جمهور را خرافاتی، رمال، از اين نسبت های خجالت آور دادند؛ اخلاق و قانون و انصاف را زير پاگذاشتند...من البته در موارد متعددی با آقای هاشمی اختلاف نظر داريم، كه طبيعی هم هست؛ ولی مردم نبايد دچار توهم بشوند، چيز ديگری فكر كنند. البته بين ايشان و بين آقای رئيس جمهور از همان انتخاب سال 84 تا امروز اختلاف نظر بود، الان هم هست؛ هم در زمينه مسائل خارجی اختلاف نظر دارند، هم در زمينه نحوه اجرای عدالت اجتماعی اختلاف نظر دارند، هم در برخی مسائل فرهنگی اختلاف نظر دارند؛ و نظر آقای رئيس جمهور به نظر بنده نزديكتر است"[12]. سه ماه بعد(18/6/88) در دیدار با اعضای دولت،ضمن حمله به مخالفان،حمایت زیادی از احمدی نژاد به عمل آورد و گفت: "ملت بزرگ ما، با حضور هشتاد و پنج درصدى در صحنه، بيعت دوبارهاى با انقلاب كردند، بعد هم رئيس جمهورى را انتخاب كردند با قريب بيست و پنج ميليون رأى، كه اين هم يك نصاب جديدى براى دولت و براى رؤساى جمهور ما بود. و اينها پيام داشت؛ هم آن حضور هشتاد و پنج درصدى - چهل ميليونى - پيامهائى در خود دارد، هم اين انتخاب قريب بيست و پنج ميليونى...حالا بعضى واكنشى كه به اين حركت عظيم مردم دادند، حقاً و انصافاً واكنش اخلاقىاى نبود؛ نجيبانه و جوانمردانه نبود...آقاى رئيس جمهور ما هم كه بحمداللَّه پرانرژى و خستگىنشناس حقاً؛ پابهپاى ايشان دويدن هم خيلى سخت است. خدا كمكتان كند بتوانيد پابهپاى ايشان بدويد و برسيد به مقاصدتان؛ واقعاً كار دشوارى است. ايشان خيلى زياد زحمت می كشند، زياد تلاش می كنند، بحمداللَّه پرانرژى هم هستند؛ خدا را شكر. به ظاهر ايشان هم اين همه نمىآيد. الحمدللَّه. خداوند انشاءاللَّه بيشتر كمك كند، بيشتر انرژى بدهد، بيشتر توان بدهد. البته ما مرتب دعا می كنيم؛ من هيچ شبانهروزى نيست كه به آقاى رئيس جمهور و بعضى ديگر از مسئولين دعا نكنم...بدانيد سر راه، مشكلات خيلى زياد خواهد بود، توطئهها خيلى زياد خواهد بود؛ عليه شماها، عليه اين دولت و در باطن عليه اين نظام. خيلى فكرها هست، خيلى تلاشها و توطئهها هست و آماده باشيد براى مواجههى با انواع و اقسام بدخواهىها و بددلىها و بدبينىها كه اثرش هم در بيرون بروز خواهد كرد...اين چند سال، خيلى اهانتها به شما شد، كينهتوزى شد، اهانت شد. اينها را تحمل كرديد. اين تحملها هم پيش خداى متعال اجر دارد...اين طراحى و تدوين الگوى پيشرفت اسلامى ايرانى، به نظر من در هيچ جائى جز دولت وجود ندارد. هر چه انسان فكر می كند كه كجا اين كار را می شود انجام داد، به نظر می رسد تنها جائى كه می تواند اين را انجام بدهد، همين دستگاههاى دولتى است...شما چهار سال فرصت داريد؛ اين چهار سال می تواند يك پايهگذارى باشد كه هر كسى هم بعد از شما آمد، اين پايهگذارى شما راهنماى او باشد"[13]. یک سال بعد(8/6/89)،در هفته ی دولت در دیدار با اعضای کابینه، ضمن تعریف و تمجیدهای همیشگی، بر "ارزشی" بودن آنان صحه نهاد.دولتی معتقد،مومن،انقلابی،پایبند به دین و شرع، با جهت گیری های دینی/اخلاقی/عدالتی/استکبارستیزی. می گوید: "اين سالى كه بر دولت دهم گذشت، سال خيلى سختى بود و انصافاً تلاشى كه در اين مدت از سوى مسئولين و دستاندركاران در قوهى مجريه نشان داده شد، تلاش باارزشى بود؛ حقاً و انصافاً تلاش مأجور و مشكورى بود. اين سال، هم از لحاظ سياسى و امنيتى سال دشوارى بود، هم از لحاظ تأثير جريانهاى بيگانه بر برخى از بخشهاى كشور، مثل اقتصاد و فرهنگ و غيره. كسانى كه فتنهى سال 88 را شروع كردند...به كار كشور ضربهى سختى زدند. اگر اين فتنه نبود، بلاشك كارهاى گوناگون كشور بهتر پيش مي رفت. اينها دشمنان را اميدوار كردند و روحيه دادند به كسانى كه عليه نظام اسلامى جبههبندى كردهاند و يك جبههاى تشكيل دادهاند. البته خوشبختانه شماها با اعتقاد، با ايمان و با ايستادگى توانستيد كارها را پيش ببريد؛ مشكلات را از پيش پاى كشور و نظام برداريد و در بخشهاى مختلفى كه ما مشاهده كرديم، از گذرگاههاى سخت و آن پيچهاى دشوار به شكل مناسبى عبور كنيد. به نظر ما اين خيلى ارزش دارد و حاكى از توجه الهى و لطف الهى است. بخشى از اين كارهائى كه آقاى رئيس جمهور در گزارش مشروح و مبسوط خودشان ذكر كردند، كارهائى است كه در همين برهه - سال 88 - انجام گرفته و با همهى مشكلات و گرفتارىها الحمدللَّه توفيقات خوبى به دست آمده... اين را شما افتخار بدانيد كه الحمدللَّه به مبانى انقلاب پايبنديد و به اينكه شعارهاى انقلاب را قبول داريد و می خواهيد اجراء كنيد، افتخار می كنيد؛ اين توفيق بزرگى است. يكى از مهمترين خصوصيات اين دولت اين است كه شعارهاى خودش را شعارهاى انقلاب قرار داده و به اين، احساس سربلندى و افتخار می كند. مردم هم به خاطر همين به شما اقبال كردند؛ اين هم معلوم باشد. مردم به اين شعارها دلبستهاند، علاقهمندند...شما هم بحمداللَّه اين شعارها[پایبندی به دین،پایبندی به ارزشهای دینی،پایبندی به شرع] را دادهايد، مردم هم قبول و اقبال كردهاند؛ اين را مغتنم بشماريد...در زمينهى جهتگيرىهاى كلى و كلان دولت توصيهى من اين است كه اين جهتگيرىها را با شدت، با حدت و با تعصب حفظ كنيد. از اين جهتگيرىها انصراف پيدا نكنيد: جهتگيرى دين، جهتگيرى اخلاق، جهتگيرى عدالت، جهتگيرى خدمت، جهتگيرى مقابله و مبارزهى با استكبار و زورگويان عالم"[14]. آخر مهرماه 89 سفر ده روزه ی آیت الله خامنه ای به قم آغاز شد که تا پایان هفته ی اول آبان ماه ادامه یافت.در این سفر دیداری خصوصی با اعضای جامعه ی مدرسین حوزه ی علمیه ی قم داشت که آنان انتقادهای زیادی را بر دولت احمدی نژاد و شعارهایش (مکتب ایرانی،منشور حقوق بشر کوروش، موسیقی،حجاب،ورود زنان به استادیوم های ورزشی،و...) وارد آوردند.ولی فقیه در این دیدار برای احمدی نژاد سنگ تمام گذاشت و گفت:در دوره ی هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی وقتی آنان به خارج رفته و با دولت های دیگر گفت و گو می کردند، وی به شدت نگران می شد که مبادا سازش یا خیانتی صورت گیرد. اما در دوره ی احمدی نژاد خیالش کاملاً راحت است و کوچکترین نگرانی از این بابت ندارد. می گوید در زمان هاشمی لیستی از کالاهای مورد تقاضاهای ایران را به دولت آلمان داده بودند که در مقابلش تعهدات زیادی متقبل می شدند و رهبری جلوی این کار را گرفته است. می گوید: "بنده از همه ی دولتها حمایت کردهام ولی این دولت با دولتهای گذشته تفاوت دارد و فرق اساسی در این است که تلاش نمیکنند حاکمیت دوگانه درست کند. در گذشته حرف دشمن القای حاکمیت دوگانه بود و در برخی ادوار هم برخی افراد دنبال القای این وضعیت در کشور بودند که دولت و مجلس در مقابل ولایت فقیه که محور نظام است، قرار دارد ولی الان اینگونه نیست.در شرایط کنونی اختلاف نظر هست و من هم برخی مسائل را قبول ندارم اما الان اگر رهبری چیزی بگوید، رئیس جمهور میپذیرد و به آن عمل می کند. امروز وقتی رئیس جمهور یا مسئول ارشدی از دولت به خارج از کشور می رود، من نگرانی ندارم اما قبلاً نگران بودم که مسئولان در خارج از کشور میخواهند چه بگویند؟ یک بار در موضوع روابط با یک کشور اروپایی کاغذی آوردند و مطالبی مطرح کردند که خلاف عزت بود و من جلوی آنها ایستادم و حتی در مورد مشابهی گفتم اگر این کار را بکنید، مخالفت خود را اعلام میکنم"[15] در مورد مسأله ی عدم اهمیت دولت به بد حجابی زنان که به شدت مورد اعتراض مراجع تقلید بود و هست،نیز به دفاع از دولت پرداخت و گفت:"من این مطلب را قبول ندارم؛ مسئولان امروز همه حجاب فقهی را قبول دارند ولی اختلاف سلیقه در تاکتیکهاست".مجدداً بر ارزشی بودن دولت احمدی نژاد انگشت نهاده و می گوید:"دولتمردان فعلی حرف حق و حرف نظام و حرف انقلاب را میزنند و جای نگرانی نیست".در مورد مکتب ایرانی هم می گوید:"برداشتم این نیست که منظور آنها مقابل قرار دادن ایرانیت در برابر اسلامیت باشد". از آبان 89 به روز اول سال(1/1/90) عبور کرده و به مشهد می رویم که همه ساله محل برگزاری مهمترین سخنرانی سال آیت الله خامنه ای است.به تعریف و تمجیدهای رهبری از احمدی نژاد و دولت اش توجه کنید که چه کارنامه ی درخشانی در سال 1389- سال "همت مضاعف و کار مضاعف"- به یادگار گذاشته اند. این سخنان دارای اهمیت بسیار است.به خاطر آن که چند هفته ی بعد،همه چیز به هم ریخت. می گوید: "آنچه كه در بخش دانش پيشرفته و فناورى بالا امروز در كشور وجود دارد و در حال وقوع است، بسيار بيش از آن مقدارى است كه به مردم اطلاعرسانى شده است...آدرسها و گزارشهاى مراكز معتبر بينالمللى نشان می دهد كه در اين قسمت، كشور شما از بسيارى از كشورهاى عالم پيشتر دارد حركت می كند و شتاب كشور چندين برابر متوسط شتاب جهانى است...اين در زمينهى علم، كه حقاً و انصافاً همت مضاعف و كار مضاعف در آن مشهود است...[مورد بعدی]گام بلند هدفمند كردن يارانههاست...اين، جزو آرزوهائى بود كه سالهاى گذشته از دولتها مطالبه می شد[من از دولتها طلب می کردم]. ورود در اين ميدان، كار دشوار و سختى است؛ زمينهها هم آماده نبود. بحمداللَّه اكنون اين كار شروع شده است. همكارى ملت و دولت در اين زمينه هم انصافاً عالى بود.آثار اين كار در آينده بتدريج آشكار می شود؛ اگرچه تا امروز هم بعضى از آثار مثبت آن آشكار شده است...از جملهى كارهائى كه باز همت مضاعف را در زمينهى اقتصاد نشان می داد، افزايش صادرات غيرنفتى است...سال 89 گام بلندى در اين راه برداشته شد. از جملهى چيزهائى كه همت مضاعف را در زمينهى اقتصادى نشان می دهد، مواجههى هوشمندانه و مقتدرانه با تحريمهائى است كه غرب به سردمدارى آمريكا و متأسفانه پيروى كوركورانهى بعضى از دولتهاى اروپائى از آمريكا عليه ايران اعمال كرد...يك برخورد هوشمندانه و قدرتمندانهاى با اين تحريمها انجام گرفت و تيغ دشمن كُند شد. دشمن نتوانست با اين تحريمها به هدفهاى خود دست پيدا كند. خوشبختانه با تلاش زياد، با كار متراكم شبانهروزى، مسئولان در بخشهاى مختلف توانستند از اين عقبه عبور كنند...[دشمنان]گفتند اين نقطه ضعف جمهورى اسلامى است، نمی گذاريم بنزين وارد شود. مسئولين كشور ما، قبل از آنكه آنها دست به كار شوند، مشغول تهيهى مقدمات شدند. كار به جائى رسيد كه در توليد بنزين، كشور عزيز ما خودكفا شد؛ اين به بركت تحريم آنها بود.اين، برخورد هوشمندانه است... در زمينهى اشتغال، كارهاى خوبى انجام گرفته است. گزارش دولت می گويد كه در سال 89 يك ميليون و ششصد هزار شغل ايجاد شده است؛ كه اگر اين گزارش دقيق باشد، معنايش اين است كه پانصد هزار شغل بيش از پيشبينى فراهم شده است...بحمداللَّه اين سال به معناى واقعى كلمه، سال همت مضاعف و كار مضاعف بود…مردم به مسئولينِ خودشان علاقهمندند، به آنها اعتماد دارند، به آنها كمك می كنند، با آنها همراهى می كنند"[16] این شواهد و قرائن کمترین تردیدی باقی نمی گذارد که محمود احمدی نژاد را آیت الله خامنه ای رئیس جمهور کرد.از هیچ کس به قدر او حمایت به عمل نیاورد.عزل وزیر اطلاعات توسط احمدی نژاد،ابقای او توسط آیت الله خامنه ای[17]، قهر و خانه نشینی رئیس جمهور؛ دستور برخورد با نزدیکانش و حمله ی مستقیم به خودش را به دنبال آورد. این "برخورد حکیمانه" و "اسطوره ای" را مرور کنیم که چگونه است؟ دوم- جاسوسی: تهمت جاسوسی یکی از ارکان مدیریت حکیمانه ی آیت الله علی خامنه ای است.از ابتدای دوران زعامت "مقام معظم رهبری"، هر یک از مخالفان را که بازداشت کردند،اولین اتهامی که متوجه او می ساختند، اتهام "ارتباط با بیگانه"(جاسوسی) بود.در مقاله ی "علی خامنه ای و ظن جاسوسی احمدی نژاد"(گویا نیوز،4/2/90)این اتهام سازی با توجه به شواهد و قرائن مدلل شده است[18]. اساس کار چنین است. ابتدأ روزنامه ی کیهان این تهمت را می سازد،سپس همه می فهمند که نظر "آیت الله خامنه ای" چیست و چه سخن/تهمتی را باید تکرار کنند.به عنوان نمونه، روزنامه ی کیهان در سرمقاله ی 21/2/90 ،گروه احمدی نژاد/مشایی را "آلوده ی تله های اطلاعاتی" دشمن قلمداد می کند که "خانه های جدول دشمن" را پر می کنند: "اين جريان آلوده نيازمند قرنطينه و درمان لازم است...اين حلقه فراتر از ماجرای وزارت اطلاعات، دنبال تقابل رئيس جمهور با ولايت فقيه بودند و به واسطه ی مجموعه ای از تحركات كه دلالت بر پيگيری اين سناريو در طول دو سه سال اخير می كند، متهمند كه خانه های جدول دشمن در پروژه القای "حاكميت دوگانه" را پر می كنند. آيا جزو نقشه دشمنند؟ يا به خاطر رفتارهای پرخطر، آلوده تله های اطلاعاتی شده اند و نقطه ضعف هايی دارند كه اسباب حركت اجباری در سناريوی دشمن می شود؟ يا خود آنها بازيچه ی واسطه های دشمن قرار گرفته اند تا اعتبار دولت اصولگرا را مخدوش كنند؟ گذر ايام پاسخ اين پرسش ها را ارائه خواهد كرد"[19]. موضع گیری صریح کیهان،استراتژی ای را که اصول گرایان باید دنبال کنند، بر می سازد.حبیب الله عسگراولادی،یکی از چهره های شخاص اصول گرایان،در ادامه ی سخنانی که در ابتدای مقاله از او نقل کردیم، مدعی شده که جریان انحرافی "مشکوک به وابسته بودن به نیروهای اطلاعاتی و ارتباطات خارجی است".می گوید: "این جریان سعی دارد فاصله بین قوا و رئیس جمهور با رهبری را طوری تنظیم کند که یکی از اهداف نبرد نرم علیه ملت و نظام عملیاتی شده لذا هرگامی برای همگرایی برداشته شود این عده بر ضد آن عمل می کنند...گفتمان این افراد عمدتا براساس پیش بینی و پیشگوئی کسانی صورت می گیرد که با عقلانیت اسلامی فاصله داشته و مشکوک به وابسته بودن به نیروهای اطلاعاتی و ارتباطات خارجی است". حسین فدایی- دبیرکل جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی،نماینده ی مجلس شورای اسلامی- نیز در همین زمینه گفته است: "نفرات مرتبط با این جریان ارتباط با آمریکا و سرویسهای جاسوسی را در برنامه خود دارند"[20] سردار سرلشکر سید یحیی صفوی، دستیار و مشاور عالی فرمانده کل قوا،گفته است: "تجربه سیاسی سی سال گذشته انقلاب اسلامی نشان داده است، سرنخ برخی از گروههای سیاسی منحرف سرویسهای اطلاعاتی بیگانگان هستند و به فضل الهی مردم ما مردمی مومن و هوشمند و وفادار به امام بزرگوار و مقام معظم رهبری بوده و جریانات منحرف نخواهند توانست این ملت بزرگ را از آرمانهای حضرت امام و شهداء عزیز جدا کنند"[21] سردار حسین همدانی، فرمانده سپاه محمد رسول الله(ص)، گفته است که جریان انحرافی "از آن سوی مرزها هدایت می شود": "بعد از هشدار اخیر رهبر معظم انقلاب راجع به یک جریان انحرافی که از آن سوی مرزها نیز هدایت می شود بسیجیان طبق روال گذشته و همیشگی که اولین کسانی بودند که با مقام معظم رهبری بیعت می کنند...سران جریان انحرافی بدانند که بسیجیان در صحنه حضور دارند...مردم...با حضور خود عملا برای مقابله ی با جریان انحرافی که از آغاز سال تحرکات خود را شروع کرده است، لبیک خواهند گفت"[22] سردار اسماعیل کوثری،عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، در همایش سراسری هیئت های رزمندگان اسلام گفته است: "این جریان با تفکر انحرافی می خواهد حداقل 100 تا 150 نماینده را وارد مجلس کند و به اصطلاح خود می گویند ما نمایندگانی می خواهیم بفرستیم که مستقیم با امام زمان رابطه داشته باشند.باید با حساسیت بیشتری در انتخابات نهم مجلس در اسفند ماه کار کرد چون دشمن با طراحی های پیچیده برنامه ی خود را ادامه می دهد که این می طلبد ما هم حساستر باشیم و برنامه هایمان را پیچیده تر کنیم...در این برهه ی زمانی پیش بینی وقایع و اقدامات دشمن بسیار مهمتر از اقدامات پس از اتفاق افتادن است.بعنوان مثال آقای امیری فر نامی که از چهره های وابسته ی به آقای مشایی می گوید ما از اصولگرایی گذشته ایم در حالیکه همین اخیراً حضرت آقا اصولگرایی را برخواسته از متن نظام دانستند و بر آن تأکید کردند"[23]. سوم- اجنه و شیطان پرستی: هدف روحانیت تسلط انحصاری بر موجودات رازآلود قدرت/ثروت سازی چون امام زمان است.آنان به هیچ وجه نمی توانند بپذیرند که احمدی نژاد/مشایی مستقیماً به امام زمان وصل شوند. اتصال به امام زمان فقط و فقط باید از طریق فقیهان باشد. به همین دلیل، آنان را به رمالی و جن گیری و شیطان پرستی متهم ساخته/می سازند. حسین فدایی در ادامه ی سخنانی که از او نقل کردیم، گفته است: "این گروه در بعد عقیدتی در بطن خود مفاهیم و ارزش های فرقه های شیطان پرستی را ترویج و از ابزار پیشگویی استفاده می کند و با توجه به مرام لیبرالیستی خود در عرصه فرهنگ اختلاط زن و مرد را بدون اشکال دانسته و تسامح و تساهل در عرصه فرهنگی را دامن می زنند". اما چه ارتباطی می توان میان شیطان پرستی عقیدتی و ارزش های لیبرالیستی چون تساهل و تسامح و رواداری برقرار کرد؟ آیت الله مصباح یزدی در جمع فرماندهان سپاه پاسداران گفته است: "شيطان در صدد است در اين موقعيتها، هم افراد و هم جامعه را به انحرافات خطرناك سوق دهد...هر گاه مردم احساس مسئوليت را رها كردند و خود را نسبت به حوادث بيتفاوت نشان دادند، شيطان بر آنها مسلط میشود بنابراين بايد خيلی هشيار باشيم...شيطان با اين تجربيات طولانی كه از فريب انسانهای مختلف به دست آورده، می داند از كجا شروع كند. او از نقطهای بسيار كمرنگ شروع میكند و تدريجا پيش میرود به طوری كه حساسيتی ايجاد نشود...در چند سال اخير، چنين احساسی پيش آمده كه خطری پيچيده نسبت به اساس فكری جامعه در حال شكلگرفتن است و شيطان تمام تجربيات و حيلههای خود را به كار گرفته تا طرز فكری انحرافی را در جامعه القاء كند...استراتژی قطعی شيطان اين است كه بتواند مرتبه و قداست روحانيت شيعه را تضعيف كند...قدم اول در القای اين تفكر، سعی در كاستن از محبوبيت روحانيت با بزرگ جلوه دادن نقاط ضعف برخی روحانيان و حتی لغزشهای ايشان در تكلم و پوشش و قدم دوم مطرح كردن اسلام منهای روحانيت بود...كمال استادی اين شياطين در اينجا ظاهر میشود كه با القای اين فكر كه امام زمان كشور را اداره میكند، سعی در تضعيف جايگاه ولیفقيه دارند و نياز به وجود ولیفقيه را زير سؤال میبرند.اين طرز فكر به سمتی در حال حركت است كه میگويد ما با رابطهای معنوی میتوانيم خواسته امام زمان را به دست آوريم و كشور را بیواسطه و بدون نياز به متخصصان اسلامشناس اداره كنيم"[24]. صادق لاریجانی در 29/2/90 گفته است: "متاسفانه در دوره ی ما گروه های انحرافی پیدا شدهاند که ترویج جن گیری و رمالی اقدام می کنند که این گونه مسائل هیچ نسبتی با مبانی دینی ما ندارد...[دشمن برای کم رنگ کردن نقش روحانیت سکولاریسم را در کشور ترویج می کند]متاسفانه در دوران اصلاحات مطبوعات کشور به ترویج سکولاریسم و پلولاریزم دینی می پرداختند.ترویج عرفان های کاذب را یکی دیگر از مسائل انحرافی در دولت اصلاحات بود.مجموعه ای از بدترین کتاب ها با محتوای عرفان های کاذب در دوران دولت اصلاحات چاپ و توزیع شد. برخی از بزرگان کشور[مقام رهبری] پیغام دادند که با این گونه انحرافات برخورد جدی شود. قوه ی قضاییه نیز در حد وظایف قانونی خود نسبت به این مسائل عمل خواهد کرد.نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران امروز با فداکاری های امام راحل ، رهبر معظم انقلاب و ملت ولایتمدار ایران امروز در همه ی عرصه ها الگو است. مقام معظم رهبری اسطوره ای از صبر و درایت در طول بیش از بیست سال گذشته بوده است و ایشان در کمال دقت و درایت به امور نگاه می کنند"[25]. رسول جعفریان- مورخ مورد حمایت آیت الله خامنه ای که بر چاپ سوم کتابش علیه روشنفکری جریان ها و سازمان های مذهبی سیاسی ایران: از روی کار آمدن محمد رضا شاه تا پیروزی انقلاب اسلامی، سال های 1357- 1320 حاشیه هایی نوشت که در چاپ های بعدی در پاورقی مطلب مربوطه اضافه شده- نیز نگران به حاشیه راندن مرجعیت دینی و ولایت فقیه است.گروه احمدی نژاد و مشایی را به رمالی، جن گیری، قطب گرایی و غیب گویی متهم می کند، اما نمی گوید که فقیهان همه ی اینها را برساخته و از آن به سود صنف خود استفاده کرده اند. احمدی نژاد هم شاگرد همین مکتب است. جعفریان می نویسد: "در این ماجرا،خط عقل گرایی دینی به شدت تعضیف شد و باب رمالی و جن گیری بازتر گردید...در یادداشت "آینده ی مرجعیت" در اردیبهشت 1387 نوشتم " سومین جریان، نه صوفیانه است و نه نوگرایانه، بلكه نوعی تلفیق قطبگرایانه و غیبگویانه است. كسانی هم كه این طرز فكر را میپذیرند، راهی میان رمالی قدیم و قطبگرایی صوفیانه و شیخپروری را برگزیدهاند. گاهی هم این مطالب را با گفتمانی ویژه از مباحث مهدویت گره زده و مرجعیت را دور میزنند. بابیتی كه سیدعلی محمد باب در حوالی سال 1260 ق درست كرد، با انكار مرجعیت آغاز شد. وقتی سید محمدعلی باب، خود مستقیم با منبع شریعت ارتباط دارد، دیگر چه نیازی به مرجعیت است؟ این مطالب را نخست شیخ احمد احسایی، استاد سید كاظم رشتی باب كرد. حدیث كه نقل میكرد، مستقیم از امام معصوم روایت میكرد و میگفت، نیازی به ذكر مشایخ اجازهاش ندارد، چون با مبدأ در تماس است. این نگره به بابیت منجر شد. ما همواره رشتههای ضعیفی از این ماجرا را به عنوان تهدیدی برای مرجعیت شیعه داشتهایم"...[جریان انحرافی]همچنان در مصاحبه ها و گفته ها تلاش مزبوحانه می كنند تا فریب كارانه خود را وفادار به اصول انقلاب از جمله ولایت فقیه نشان دهند"[26]. چهارم- مدفوع خوری:سپاه پاسداران که بازداشت شدگان را در اختیار دارد،استاد اتهام سازی، شکنجه و اعتراف گیری های تلویزیونی است.آنان در این پرونده گامی پیش نهاده و متهمان جن گیر و شیطان پرست جریان انحرافی را به "مدفوع خوری" متهم ساخته اند.سپاه در روزنامه ی خود درباره ی عباس غفاری نوشته است: "اخبار بدست آمده حکایت از آن دارد یکی از رمالان در ارتباط با جریان انحرافی که اخیرا بازداشت شده دارای انحرافات و مفاسدعمیق اخلاقی - دینی بوده است.به گزارش"جوان آنلاین"،نامبرده از طریق آغشته کردن قرآن به نجاست بوده به قدرت شیطانی دست پیدا کرده و از این طریق اعمال شنیع و غیر اخلاقی خود را دنبال می کرده است.همچنین گفته می شود وی به ریاضت های عجیب غیر شرعی دست زده و بطور مثال روزانه از مدفوع خشک شده ی خود تناول می کرده است.نامبرده همچنین ادعا کرده که تمام پیشگویی های وی تحقق یافته است.وی در پاسخ به این سوال[بازجویی] که چطور برخی از پیش بینی های وی مثل فرجام انتخابات شوراها نادرست از آب درآمده ،گفته است:اجنه ها دروغ هم می گویند که یک موردش همین بوده است.وی همچنین دارای رمز"..." بوده که با ترکیب با دو رمز دیگر فرعی می توانسته است قلب،هوش و چشم افراد را بی اثرکرده و به تعبیر عوامانه کر و کور کند.فرد مزبور با توجه به تصرف شیطانی خود بسیاری از پروژه های اقتصادی جریان انحرافی و مواردی که را که مستقیما با لیدر این جریان و نزدیکانش مربوط بوده و نیاز به دستورات لازم داشته را به پاراف می رسانده است و نامبرده از این پروژه های کلان درصدهای نجومی دریافت می کرده است.گفتنی است رمال مذکور در دفتر لیدر جریان انحرافی دارای جایگاه و اتاقی خاص بوده که هیچ کس جز این دو و یکی - دو چهره مطمئن در این جریان حق ورود به آن را نداشتند"[27]. البته اگر اتهام فرد یاد شده این باشد، در قانون مجازات اسلامی جمهوری اسلامی جرمی به نام "تناول مدفوع خشک شده" وجود ندارد.اما به سطح اخلاقی اینان بنگرید که تا چه حد تنزل کرده و برای اتهام سازی به چه اموری استناد می کنند. پنجم- برداشتن 360 فقره پرده ی بکارت: بازجویان سپاه پاسداران درباره ی عباس غفاری گفته اند: "در پرونده وی برداشتن بکارت دختران و ارتباط با زنان شوهر دار وجود داشته است.برخی از کسانی که مورد تجاوز وی قرار گرفته اند،تصریح کرده اند که آنان به ناگاه و بدون داشتن اختیار به مسیری هدایت شده و با رجوع به منزل نامبرده خود را در اختیار وی قرار می دادند.گفته می شود تاکنون 360 فقره تجاوز در پرونده وی تاکنون ثبت شده است"[28] از سوی دیگر، سپاه پاسدران با اعلام شماره ی تلفن 88498443 از همه ی کسانی که "مطلب مستندی" در این زمینه دارند، خواسته تا اطلاعات خود را ارائه کنند. چند صد هزار تن از بهترین فرزندان ایران زمین در جنگ هشت ساله ی ایران و عراق به شهادت رسیدند. آنان شجاعانه از تمامیت ارضی کشورشان دفاع کردند. نتیجه ی آن همه رشادت چه شد؟ نهادی که خود را امتداد آن جریان و حافظ آن قلمداد می کند،اینک به چه وضعی دچار شده است؟ آن سرمایه ی عظیم را چگونه بر باد می دهد؟ پس از انتخابات ریاست جمهوری 1388 با بازداشت شدگان چه کرد؟ آن داستان های شرم آور و ننگین از شکنجه هایی که در بازداشتگاه 2 الف بر سر آزادگان ایران رفت، چه وضعیتی پدید آورد؟ آیا بهترین جوانان ایران زمین به جبهه های جنگ رفتند تا میراث برانشان به چنین روزی بیفتند؟ بازجویان سپاه اینک با بازداشت شدگان منسوب به احمدی نژاد از همان روش هایی استفاده می کنند که در بازداشت های پس از انتخابات ریاست جمهوری تجربه شد.این روش ها(شکنجه های روحی و جسمی)ضد اخلاقی است. ششم- براندازی و ساختار شکنی: اتهام دیگری که معمولاً علیه مخالفان از آن استفاده می شود، "اتهام براندازی" است. حجت الاسلام ناصر سقای بی ریا- مسؤول دفتر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم،مشاور پیشین احمدی نژاد در امور روحانیت- گفته است: "امروز هم گروه های منحرفی هستند که از ریشه، روحانیت را نمیخواهند...از سخنان و حرف های گروه و جریان انحرافی بر می آید که در نهایت میخواهد به طور کلی روحانیت را کنار بگذارد از این رو میگویند ولایت فقیه باشد اما جز نصیحت کاری نکند...می گویند خود امام زمان دارد کشور را اداره می کند و ما نیازی به ولی فقیه نداریم...راس جریان انحرافی گفته بود شش سال اول، زمان مدارا با نظام اسلامی است و دو سال آخر، زمان ساختار شکنی است. اینها قصدشان این بود که نظام را با چالش مواجه کنند.اگر این گونه باشد آنها یک روزی هم در برابر مقام معظم رهبری میایستند...مقام معظم رهبری تدبیر بسیاری زیبایی کردند و قبل از اینکه این انحراف پخش شود آن را جمع کردند...امروز ولایت فقیه و مقام معظم رهبری در مقام و جایگاهی برجسته قرار دارد و با آگاهی، تدبیر و دوراندشی و مهارت، فتنه ها را مهار میکنند...باید نسبت به تبیین، ترویج و اجرایی کردن منویات و رهنمودهای امام راحل و مقام معظم رهبری هماندیشی کنیم"[29]. اگر مشایی چنین سخنی گفته و سقای بی ریا از آن اطلاع داشت،چرا آن را به اطلاع نهادهای امنیتی و اطلاعاتی نرسانده بود؟ آیا نباید گمان کرد که در پروژه ی حذف تیم احمدی نژاد، فقیهان در حال اتهام سازی جدیدی برای آنها هستند؟ هفتم- نتیجه : ما از کجا به کجا رسیده ایم؟ اینک در چه وضعیتی قرار داریم و چه باید کرد؟ 1-7- نگاه ها معطوف به حدود یکهزار میلیارد ها دلار درآمد ارزی و هزاران میلیارد تومان درآمد دیگر است که نتوانست مشکل فقر و تبعیض و نابرابری و فساد گسترده را حل کند.اما به زوال "سرمایه ی اجتماعی" عنایت نمی شود."اعتماد" محور سرمایه ی اجتماعی است. "اعتماد" آهن ربایی است که افراد یک جامعه را کنار یکدیگر جمع کرده و زندگی صلح آمیز را امکان پذیر می سازد.شاید عدم اعتماد مردم به نظام اهمیت چندانی نداشته باشد. اما،عدم اعتماد عمومی به یکدیگر بسیار مهم است. اینک، چه کسی به چه کسی اعتماد دارد؟ می توان خطر کرد وگفت:بزرگترین جرم زمامداران حاکم بر ایران، زوال شدید اعتماد عمومی است. 2-7- در کشور ما فقه جایگزین اخلاق شد.اگر مسلط شدن فقه را علت رذیلت گستری به شمار نیاوریم، حداقل نوعی مقارنه میان سلطه ی "اسلام فقاهتی" و گسترش رذایل اخلاقی قابل مشاهد و تأیید است.فقیهان در انبان فقه صدها حکم و مجوز عمل به رذایل اخلاقی پنهان کرده اند.دوست فرهیخته ای در بند 2 الف سپاه زندانی بود. او را برای اعتراف به جرائم ناکرده کتک می زدند.با چشمان بسته از شکنجه گر خود پرسیده بود:آیا وقتی شب در خانه در حال نماز خواندن هستی عذاب وجدان نداری؟ آیا داستان حضرت علی و آن زن یهودی و خلخال را نشنیده ای که امام گفت اگر مرد مسلمانی از داغ این مصیبت بمیرد جای سرزنشی نیست؟ این را که گفته بود، بازجوی شکنجه گر خطاب به بازجوی دیگر گفته بود:"حاجی اون خلخال رو بیار تا نشانش بدم". بعد هم با شلاق به جان این زندانی سرشناس افتاده بود. دوست فرهیخته ی ما به یک نکته عنایت نداشت،اگر در فقه این گونه روایات وجود دارد، صدها روایت دیگر هم وجود دارد که درست عکس آن را می گویند و فقیهان همانها را به بازجویان آموزش می دهند. فقه برساخته ی فقیهان است.به عنوان نمونه به روایت زیر بنگرید.آیا این روایت جایی برای فضایل اخلاقی باقی می گذارد؟ در کتاب کافی، با سند صحیح، از ابو عبدالله (امام صادق) روایت شده است که وی گفته است که پیامبر گرامی اسلام گفته است: "اذا رایتم اهل الریب والبدع من بعدی فاظهروا البراءه منهم و اکثروا من سبهم والقول فیهم والواقیعه و باهتوهم کیلا یطمعوا فی الفساد فی الاسلام و یحذرهم الناس و لایتعلموا من بدعهم یکتب الله بذلک الحسنات و یرفع لکم به الدرجات: هرگاه ، پس از من ، به کسانی برخوردید که یا در دین شک دارند یا چیز نوظهوری به دین وارد می کنند بیزاری خود را از آنان آشکار کنید و تا می توانید دشنامشان دهید و بدگویی شان کنید و افتراشان بزنید و دروغ و بهتانشان ببندید تا امیدشان به تباه کردن اسلام نومید شده و این کارها مردم را از اطرافشان پراکنده کند تا از بدعتهایشان چیزی نیاموزند.خدا به خاطر این کارها برایتان حسنه می نویسد و درجات شما را متعالی می گرداند"[30]. این روایات را مردم عامی و روشنفکران نساخته اند،اینها تولیدات فقیهان است که مدعی اند از نظر سند هیچ خدشه ای در آن نمی رود.اعتبار آن در حدی است که شیخ انصاری آن را در مکاسب نقل کرده است. فقیهان این گونه روایات را برساختند و رذایل اخلاقی(دروغ گویی، تهمت زنی،بهتان، افترا،فحاشی و...) را از استثنا به قاعده تبدیل کردند. تمامی رسانه های نظام و مبلغانش به این حدیث برساخته ی فقیهان عمل می کنند 3-7- قاعده ی بازی جمهوری اسلامی با متفاوت ها و مخالفان از ابتدأ همین بود. آنچه اینک می گذرد، استثنایی خلاف قاعده نیست،این شیوه از یک سنت 32 ساله موفق تغذیه می کند. مهدی بازرگان و آیت الله منتظری دو مصداق خوب از افرادی هستند که این قاعده شامل حالشان شد. هیچ نیازی به ارائه ی شواهد و قرائن حجم بالای دشنام ها، دروغ ها و تهمت هایی که نثار آن دو بزرگوار شد، وجود ندارد. فقط به نامه ی آیت الله خمینی به وزیر کشور وقت(محتشمی پور) درباره ی نهضت آزادی و نامه ی 6/1/68 آیت الله خمینی درباره ی عزل آیت الله منتظری از قائم مقامی رهبری بنگرید. نامه ی عزل آیت الله منتظری،با همدلی بسیار،"مانیفست اخلاق ستیزی" اسلام فقیهانه است. ضمن آنکه افرادی چون آیت الله مشکینی گفته اند، در جلسه ای که به همین منظور تشکیل شد، آیت الله خمینی سخنان بسیار تندتری علیه آیت الله منتظری بیان کرد که با خواهش و تمنای حاضران "تخفیف" داده و آنها را در نامه نیاورد. هاشمی رفسنجانی یکی از نمادهای ترویج این رویه در جمهوری اسلامی و تبدیل آن به قاعده است. او بود که در خطبه های نماز جمعه( 6 شهریور 1360) که جای تبلیغ اخلاق و معنویت است،می گفت: "مخالفان مثل سگ پارس می کنند". هاشمی رفسنجانی بود که در نماز جمعه ی تهران گفت آیت الله شریعتمداری "برای حرکت در مقابل جمهوری اسلامی، از آمریکا تقاضای پول کرده"[31] و آن مرحوم قسم جلاله خورد که این سخن هاشمی کذب محض است. اما نه تنها تکذیبه ی آیت الله شریعتمداری را منتشر نکردند، بلکه با افتخار مرجع تقلید را برای توبه پشت تلویزیون آوردند و تازه هاشمی آن درخواست عفو را کافی ندانست و در نماز جمعه(3/2/61) گفت: "هیچ متهمی، تا رفتی توی خانه اش سلام کردی و دو زانو جلویش نشستی و گفتی بفرمایید، او نمی گوید که "بله من کارهای بد را کرده ام". آنهایی که اعتراف به جنایاتشان می کنند، مدتی در زندان می مانند، مزه انفرادی را می چشند، پاسداراها و بازجوها را می بینند و می فهمند که چه خبر است! بعدش می گویند: خیلی خوب! می گوئیم". یعنی آیت الله شریعتمداری باید به سلول انفرادی برده می شد تا پاسداران و بازجویان او را به حرف بیاورند. هاشمی رفسنجانی مخالفانی که به نهادهای بین المللی چون سازمان ملل نقض گسترده ی حقوق بشر در ایران را گزارش می کردند،نه تنها دشنام می داد، بلکه آنان را متهم می کرد که دختران و زنان ایرانی را به صهیونیستها هدیه می کنند تا از آنان علیه ایران امضا بگیرند. می گفت: "من چند کلمه هم به این ضد انقلابها و مخالفین و لیبرالهایی که داخل کشور[بازرگان و همفکرانش]هستند می گویم...این همه رفتید آنجا دروغ گفتید، این همه دخترهای مردم را برداشتید و به آنجا بردید، روی سینه شان را خال کوبیدید و بردید به مردم نشان دادید، الان در دنیا شما چه به دست آورده اید...دخترها و زنها را هدیه می کنید به صهیونیستهای مثلاً در مجلس اروپا که برای خودتان چهل تا امضاء جمع کنید، حالا چهل تا امضاء صهیونیستهای مجلس اروپا چقدر ارزش دارد؟ این چه چیزی است؟ این اهمیت دارد که پنجاه رأی در سازمان ملل درست کنید علیه ما که بگویند ایران حقوق بشر را رعایت نمی کند...شما اگر آنجا هم نروید، به وسیله ی دخترهای ایرانی(خاک برسرتان که این قدر اینها را ارزان می فروشید!)امضاء جمع نکنید،اینها خودشان امضاء می کنند"[32]. صدها شاهد دیگر می توان ارائه کرد که نشان می دهد هاشمی رفسنجانی یکی از ارکان ترویج چنین رویه ای و تبدیل آن به قاعده بوده است.قاعده ای که بعدها مشمول حال خود و خانواده اش شد. 4-7- حجم عظیم گلوله هایی که به طور یکپارچه به سوی احمدی نژاد و یارانش شلیک می شود، به قصد "تنها" و "بی کس" آنان است. هدف این حجم از حمله و آبروریزی، آن است که حتی یک نفر حاضر به دفاع از آنان نشود تا حذفشان هیچ هزینه ای برای "مقام معظم رهبری" نداشته باشد.رحیمی به زندان محکوم شده است. بقایی به چهار سال انفصال از خدمت محکوم شده و گفته اند که "لواط کار" است. مشایی در نوبت بعد است تا برسد به خود احمدی نژاد. ترتیبات پس از احمدی نژاد دقیقاً روشن شده و مراحل خود را به سرعت طی می کند. گروه های مخالف احمدی نژاد نه تنها به این همه بی اخلاقی اعتراض نمی کنند، بلکه شادی کنان می گویند ما زودتر از شما اصول گرایان اینها(رمالی و جن گیری، مقابل رهبری ایستادن، دروغ گویی و...) را گفته و پیش بینی کرده بودیم. اما توجه نمی شود که مسأله احمدی نژاد/مشایی/بقایی/رحیمی نیست، مسأله ، تثبیت و تشدید قاعده ی "مجاز بودن هرکاری برای حذف رقیب/مخالفان" است. مسأله جا انداختن این قاعده است که:"هرکاری کردنی/شدنی است، هیچ اصل محدود کننده ی اخلاقی وجود ندارد". موضوع جن گیری و رمالی که این همه بدان دامن زده می شود،فقط اتهام احمدی نژاد و یارانش نیست،رضا طلایی نیک ،معاون قوای دبیرخانه ی مجمع تشخیص مصلحت نظام،گفته است جن گیران و رمالان بازداشت شده با مقامات ارشد دولت خاتمی در ارتباط بوده اند.می گوید: "برخی از دستگيرشدگان اخير در رابطه با جريان انحرافی در دولت اصلاحات نيز به برخی از مقامات ارشد قوه ی مجريه نزديك شده بودند و همانند ارتباطات اخيرشان با برخی از كانونهای مرتبط با دولت با دولت اصلاحات نيز چنين ارتباطی را برقرار كرده بودند"[33] رحیمی- معاون اول رئیس جمهور- از زمانی که استاندار هاشمی رفسنجانی در کردستان بود، با جن گیران و احضار کنندگان ارواح در ارتباط بود.گفته می شود که جن گیران بازداشت شده با رحیمی در ارتباط بوده اند، در حالی که حجم بالای حمله ها معطوف به مشایی است که می گویند مدعی ارتباط مستقیم با امام زمان است(یعنی همان ادعایی که انحصار ارتباط با موجودات رازآلود قدرت/ثروت آور را از دست فقیهان در می آورد). مهمتر از همه ی اینها، در مقاله ی "توسل به رمز و راز زمامداری در جمهوری اسلامی"(بی.بی.سی: 10/17/89) نشان داده ام که در دهه ی اول انقلاب نیز، سران کشور(چون هاشمی رفسنجانی،علی خامنه ای) در اداره ی کشور به موجودات رازآلود توسل می جسته اند.هاشمی رفسنجانی در سال 1366 نیز رمالان را به جلسه ی سران قوا(علی خامنه ای، موسوی اردبیلی، میر حسین موسوی،احمد خمینی، هاشمی رفسنجانی) می برد، فردی را خواب می کردند و به عراق می فرستادند تا برایشان از اسرای ایرانی خبر بیاورد[34]. اگر توسل به موجودات رازآلود در قلمرو دولت/حکومت/زمامداری سیاسی جرم باشد، فقیهان بزرگترین مجرمانند که خود را جانشین موجود رازآلودی چون امام زمان معرفی کرده/می کنند. بیش از هزار سال است که به نام آن موجود رازآلود از مردم پول می گیرند و بیش از سه دهه است که به نام آن موجود رازآلود حکومت را در چنگ دارند.اگر توسل به موجودات رازآلود "رمالی" است،با ادعای جانشینی امام زمان چه خواهند کرد؟ 5-7- آیت الله خامنه ای گفته است تا وقتی من زنده هستم نمی گذارم انقلاب به انحراف بیفتد. می پرسیم: انحراف چیست؟ آیا این همه دشنام گویی، تهمت زنی،دروغ گویی و ترور شخصیت انحراف نیست؟ آیا شکنجه و سر فرزندان دلیر ایران را در کاسه های توالت فرو کردن انحراف نیست؟ انحراف و سلطه ی رذایل اخلاقی، قاعده ی "نظام سلطانی فقیه سالار" است.رژیمی که قرار بود نماد فضایل اخلاقی و معنویت باشد، به یکی از رذیلت پرورترین نظام های سیاسی جهان تبدیل شده است. مسأله، مسأله ی شخصی نیست که با درگذشت یا عزل آیت الله خامنه ای حل شود. مسأله، مسأله ی "نظام سلطانی فقیه سالار" است.نظامی که مطابق "میل خودسرانه ی سلطان" اداره می شود.اگر سلطان بگوید ماست سفید است، ماست سفید می شود.اما اگر بگوید ماست سیاه است، ماست سیاه خواهد شد."میل خودسرانه ی" سلطان مبنای همه چیز است. سلطان "شارع" و "اخلاق ساز" است. عدالت همانست که او می گوید.عناوینی چون "برخورد حکیمانه"،"صبر و درایت اسطوره ای" و "مدیر و مدبر"، مقولاتی مستقل نیستند که با آنها بتوان گفتار/رفتار سلطان را ارزیابی کرد،"هر چه آن خسرو کند نیکو بود". به همین دلیل، همه ی اعمال سلطان حکیمانه،اسطوره ای،مدیرانه و مدبرانه است.هاشمی رفسنجانی به جای آنکه با این قاعده بستیزد، شاد و شنگول از وضعیتی که برای احمدی نژاد پیش آمده،در 1/3/90 ، طی سخنانی به تحکیم "سلطانیسم اخلاق ستیز" پرداخته و می گوید: "ممکن است در مقطع و برههای خاص، جریان یا گروه و باندی خاص بتوانند تعمداً یا سهواً خدشهای به ارزشها وارد و انحرافی در مسیر انقلاب ایجاد و حتی طیفهایی را نیز ناخودآگاه با خود همراه کنند، ولی قطعاً جریانهای انحرافی، بیریشه و سطحی بوده و قادر به ادامه ی مسیر و تداوم برنامههای انحرافی خود نخواهند بود...برگشت به مسیر اصیل انقلاب اسلامی که امام راحل بنیان گذاشتند توجه به اصل ولایت فقیه و طرد جریانهای انحرافی و متحجّر و در نهایت تکیه ی واقعی به پشتوانه ی عظیم مردم که همواره سرمایهای عظیم برای انقلاب بودهاند میتواند آیندهای روشن را برای نظام اسلامی ترسیم کند"[35] حق با هاشمی رفسنجانی است که "باند" احمدی نژاد "بی ریشه و سطحی بوده و قادر به ادامه ی مسیر و تداوم برنامه های" خود نیستند،اما مسأله، مسأله ی جریان ریشه ای است.جریان سطحی زود گذر "اخلاق ساز" نیست،رذائل اخلاقی را جریان ریشه ای در میان ما گسترش داده است. 6-7- مسأله ی دردناک، ویرانی فضایل اخلاقی است. بر سر جامعه ای که این حد از رذالت را تحمل می کند،چه آمده است؟ چرا سکوت؟ این نوع رفتارها با هر کس که صورت بگیرد، محکوم است. این مردابی است که همه را به کام خود فرو خواهد برد.سکوت گروه های سیاسی طالب قدرت شاید توجیه شدنی باشد، اما سکوت مدافعان دموکراسی و حقوق بشر توجیه ناپذیر است.دقت کنید،هوشیار باشید، داستان دروغ گویی و جن گیری و رمالی اگر چه ظاهری خنده دار دارد، اما آنچه در ایران در حال اتفاق است، طنز و شوخی نیست."تراژدی" است که به صورت "روحوضی" اجرا می شود. پاورقی ها: 1- رجوع شود به لینک: http://www.khabaronline.ir/news-152008.aspx 2- رجوع شود به لینک: 3- سخنرانی درجمع مردم کرمان، 11/2 / 1384. 4- سخنرانی در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه های استان کرمان، 19/ 2/ 1384. 5- سخنرانی 25/ 3/ 1384. 6- روزنامه ی ایران، 18/ 4/ 1384. 7- رجوع شود ه سایت آقای خامنه ای، مورخ 14/ 3/ 1385 . 8- دیدار با نمایندگان مجلس، 21/3/1387 . 9- سخنرانی به مناسبت هفته دولت،در دیدار با کابینه ی احمدی نژاد، 2/ 6/ 1387 . 10- سخنرانی به مناسبت هفته دولت،در دیدار با کابینه ی احمدی نژاد، 2/ 6/ 1387 . 11- رجوع شود به لینک: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=9002292042 12- نماز جمعه 29 خرداد 1388،مندرج در روزنامه ی کیهان، 3 تیر 1388. 13- رجوع شود به لینک: http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=8019 14- رجوع شود به لینک: http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=10129 15- رجوع شود به لینک: http://www.asriran.com/fa/news/144089 16- رجوع شود به لینک: http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=11804 17- سردار کوثری پشت صحنه را چنین گزارش کرده است: "در دیداری که آقای دکتر احمدی نژاد با بنده داشتند به من گفتند که من به حضرت آقا از مدتها قبل اطلاع داده بودم که می خواهم آقای مصلحی را تغییر دهم و چون ایشان سکوت کردند من فکر کردم که ایشان موافق هستند و این مسئله را اعلام کردم در حالیکه رهبری پس از اعلام ریاست جمهوری در نامه ای به رئیس جمهور فرمودند که این کار شما عیبی ندارد اما می بایست زودتر شخصی را به جای ایشان معرفی می کردید که بنده و مجلس آن را بررسی کنیم. در حالیکه ایشان می خواست سه ماه خود سرپرستی این وزارت را به دست گیرد در حالیکه ایشان مجتهد نیستند.به این ترتیب بود که حضرت آقا نامه ای به وی نوشتند و خطاب به رئیس جمهور گفتند که دست نگه دارید و آقای دکتر احمدی نژاد گفتند که دیگر دیر شده است و این موضوع به اطلاع همگانی رسیده است و مقام معظم رهبری مجبور شدند آن نامه علنی را مبنی بر اینکه مخالف تغییر آقای مصلحی هستند را بنویسند". رجوع شود به لینک: 18- رجوع شود به لینک: http://news.gooya.com/politics/archives/2011/04/120906.php 19- کیهان، "پروژه ی چند لایه و رفتار پر خطر"، 21/2/ 1390. 20- رجوع شود به لینک: 21- رجوع شود به لینک: http://www.entekhab.ir/fa/news/26244 22- رجوع شود به لینک: http://www.khabaronline.ir/news-150525.aspx 23- رجوع شود به لینک: 24- رجوع شود به لینک: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=9002292212 25- رجوع شود به لینک: http://www.khabaronline.ir/news-152008.aspx 26- رجوع شود به لینک: http://www.ammariyon.ir/fa/pages/?cid=10565 البته لازم به توضیح است که مقاله ی جعفریان را اکثر وبسایت های اصول گریان منتشر کرده اند. 27- رجوع شود به لینک: http://www.javanonline.ir/Nsite/FullStory/?Id=353066 28- رجوع شود به لینک: http://www.javanonline.ir/Nsite/FullStory/?Id=353066 29- رجوع شود به لینک: http://rajanews.com/detail.asp?id=89895 30- شیخ مرتضی انصاری، المکاسب، چاپ تبریز، 1375 ه- ق، ص 45، س س 28-27. 31- هاشمی رفسنجانی، خطبه های نماز جمعه، 1361 ، جلد دوم، ص 138. 32- هاشمی رفسنجانی، خطبه های جمعه ، 1364، جلد نهم، صص 278- 277. 33- رجوع شود به لینک:http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=9002280917 34- رجوع شود به لینک: http://www.nilgoon.org/archive/ganji/pdfs/Akbar_Ganji_Hashemi.pdf 35- 35- رجوع شود به لینک: http://www.hashemirafsanjani.ir/?type=dynamic&lang=1&id=4070 منبع: روز
|
||||