[بازگشت به صفحه اول]
از ايران امروز




بيانيه دفتر تحكيم وحدت
به مناسبت آغاز سال تحصيلی ٨٣
  • جنبش دانشجويی با بازانديشی در راه طی شده ساليان اخير بازگشت به دانشگاه و فاصله گرفتن از كنش‌های معطوف به شركت در قدرت سياسی و سهم‌خواهی‌های مرسوم در آن را برگزيده است.
  • دانشگاه بايد از حوزه نفوذ و سبطره دولت و جريانات سياسی خارج شود تا بتواند كاركردهای متناسب با رسالت خود را انجام دهد.
  • ساخت قدرت در قانون اساسی ناموزون و غير دموكراتيك است. به طوری كه نهادهای انتصابی اعم از شورای نگهبان مجمع تشخيص مصلحت نظام قوه قضاييه نهادهای نظامی و انتظامی قدرتشان فراتر از نهادهای دموكراتيك حاكميت می‌باشد. دراين شرايط انتخابات رياست جمهوری موضوع ثانوی است و تا مساله قدرت مطلقه حل نشود نه انتخابات مفهومی پيدا می‌كند و نه قوه مجريه.
  • Sat 02 10 04 - 14:59

    شنبه ١١ مهر ١٣٨٣

    يك بار ديگر مهر ماه از راه می‌رسد و نويد بخش شور و نشاطی دوباره در دانشگاه‌ها و مراكز آموزش عالی می‌گردد. دانشجويان، اساتيد و همه خادمان علم و فرهنگ مهر ماه را جشن می‌گيرند و شروع دوباره كلاس درس و بحث را نشانی از تداوم بالندگی افق‌های كشور به سوی آزادی و پيشرفت می‌دانند. هر چند به سياق سال‌های گذشته مهر ماه با حادثه‌ای غمگين كه حكايتگر عدم روا داری شب پرستان و تاريك انديشان نسبت به انديشه‌های دگر و بی ارتباط باقدرت اقتدار گرای ايشان است شروع شد و هنوز شادی مهر بر دل‌ها ننشسته كه در شهر قم كه قرار است عالم پرور باشد به حريم علم تعرض گرديد و استادی فرزانه كه در دهه‌های اخير نقشی مهم در تحولات فكری جامعه ايران داشته است مورد ضرب و شتم قرار گرفته و از برگزاری جلسه‌ای خصوصی د ر محفلی دوستانه جلوگيری گرديد تا به همگان پيام دهند هنوز چيزی تغيير نكرده و اربابان قدرت مريدان را برای سركوب انديشه و آزادی خواهان در پناه خويش گرفته‌اند و كسی را يارای مقابله و برخورد با ايشان نيست اما هر مهر نشان می‌دهد كه اين اقدامات كوتاه و گذراست و تماشای مرگ "انديشه " وايجاد سكوت، خيالی بيش نيست گر چه زخم‌های رفته بر دانش و دانشگاه در ساليان اخير كهنه و فزون گشته و مرهمی چند برای آن فراهم نگرديده است اما " اميد" اين سرمايه جاويدان برای " گام برداشتن " و " رفتن " هنوز در دل‌ها جايی بس بزرگ برای خود در اختيار دارد و شوری پر شور برای ساختن فردای بهتر ايران زمين را بر می‌انگيزد .

    امسال نيز باشروع مهر ميليون‌ها جوان ايرانی در دانشگاه كسب علم و رسالت اجتماعی خويش را پی گيری می‌نمايند تا صدای جرس اين قافله زنگ بيدار باش برای خفتگان باشد اتحاديه انجمن‌های اسلامی دانشجويان سراسر كشور دفتر تحكيم وحدت با گرامی داشت اين آغاز و با اميد به پيوند آن با پايانی خوش و خجسته برای كاروان علم و معرفت نكاتی چند را درباره پاره‌ای از مسايل اساسی دانشگاه و تحولات جاری در سپهر ملی و بين المللی يادآور می‌گردد.

    ١- شروع سال تحصيلی گذشته با ستم‌هايی كه در تابستان پيشين و بر دانشجويان و به ويژه اعضای دفتر تحكيم وحدت رفته بود پيوسته گشت و اين پيوستگی در كنار فشارهای وارده بر دانشگاه در پنج سال اخير برای بسياری اين توهم را ايجاد كرده است كه شور و نشاط سياسی و كوشش و فعاليت از دانشگاه دانشجويان ستانده شد و به همين دليل مرتب پيام ميدهند آسوده بخوابيد كه بيداران را نيز خواب فرا گرفته است و اين موضوع به قدری تكرار گشته كه بسياری باور كرده‌اند فضای " ياس " و " نا اميدی " بر دانشگاه حاكم است و شور و نشاط از آن رفته بر بسته است. هر كس از ظن خود اين استدلال راتوجيه می‌كند آنان كه دانشگاه رابه عنوان بازوی اجرايی و سياسی خود می‌خواهند گسست دانشگاه از ايشان را ياس ترجمه می‌كنند و آنان كه دانشگاه را مزاحم خود می‌بينند اين ياس را ثمره تلاش و كوشش پی گير خود برای سركوب دانسته و به آن افتخار می‌كنند، اما واقعيت چيزی جز اين است كه هر چند فشار‌ها در ساليان گذشته بر جنبش دانشجويی ايران بيش از حد توان آن بوده است و «از اين سموم كه بر طرف بستان وزيد، عجب كه بوی گلی ماند و رنگ نسترنی». ولی دانشجويان به اقتضای انديشه ورزی و ارتباط با محيط پيرامون خود سعی نموده‌اند تا علاوه بر خلق مفاهيم پيشرو در حوزه سياست عرصه‌های ديگر كنش گری اجتماعی را نيز بيازمايند و متناسب با آن برنامه ريزی كنند جنبش دانشجويی باباز انديش در راه طی شده ساليان اخير بازگشت به دانشگاه و فاصله گرفتن از كنش‌های معطوف به شركت در قدرت سياسی وسهم خواهی‌های مرسوم در آن را برگزيده است و نقد قدرت دوری از حاكميت به عنوان راهبرد جنبش دانشجويی از اين پس نه تنها مانع ابزار دست قرار گرفتن آن توسط جريان‌های سياسی از هر طيف و سنخی می‌گردد بلكه داشجويان عمل سياسی مستقل و دانشگاهی را با تلاش و كوشش پی گيری می‌نمايند و در اين ميان ممكن است با برخی جريانات سياسی نيز هم پوشانی پيدا كنند اما اين هم پوشانی ديگر به معنای فعاليت حزبی و معطوف به قدرت گيری سياسی نيست بلكه متناسب با آرمان‌هايی است كه جنبش با معيارهای دموكراسی خواهی، تحول طلبی، آزادی خواهی، كثرت گرايی و دفاع از حقوق بشر ارايه می‌دهد و تا زمانی كه هر قدرت و جريان سياسی به اين مفاهيم و پاسخ گو بودن خود در برابر كنش‌هايش تمكين نكند جنبش دانشجويی در مقابل آن خواهد بود و حتی زمانی كه قدرت دموكراتيك و كنترل شده و محدود به قانون به طور كامل استقرار يابد، باز هم جنبش دانشجويی به عنوان چشمان نگران جامعه، نقد قدرت را برای جلوگيری از انحراف از اصول دموكراتيك وظيفه ذاتی خود می‌داند. به اين معنا اصل قدرت برای جنبش دانشجويی لااقتضا می‌گردد و كنش‌هايش معطوف به رسيدن به آن نمی‌باشد اما عملكرد "قدرت " برايش اهميت بسيار دارد و هر كجا قدرت مطلقه و غير پاسخ گويی باشد مقابل آن خواهد ايستاد.

    ٢- دانشگاه به عنوان بستر ساز فعاليت‌های دانشجويی برای پيشبرد آرمان‌های آن از موقعيتی ويژه برخوردار است. به همين دليل از گذشته بارها اعلام كرده ايم كه دانشگاه بايد از حوزه نفوذ و سبطره دولت و جريانات سياسی خارج شود تا بتواند كار كردهای متناسب با رسالت خود را انجام دهد. استقلال دانشگاه به معنی واقعه كلمه بايد برقرار شود تا امنيت كافی برای استاد و دانشجو جهت انديشيدن و برقراری آزادی‌های آكادميك فراهم گردد. متاسفانه به دليل سيطره حاكميت در هفتاد سال گذشته بر دانشگاه زمينه برای ايجاد خلاقيت و نوآوری در نظام دانشگاهی ايران فراهم نگرديده وساختار كهنه اموزشی مانع هماهنگی دانشگاه با نيازهای واقعی وعينی جامعه برای توسعه همه جانبه در عرصه‌های فرهنگی اقتصادی اجتماعی وسياسی گرديده است. تا اين نظام آموزشی برقرار است دانشگاه دبيرستان بزرگی خواهد بود كه به توليد مدرك اشتغال دارد و نمی‌تواند رسالت ذاتی خود برای تحول آفرينی و ايجاد برنامه‌های راهبردی به منظور توسعه و پيشرفت ميهنمان را تحقق بخشد.

    برای پاسخ به خواست جمعی دانشگاهيان به منظور استقلال دانشگاه‌ها در دوره مجلس ششم طرحی تهيه گرديد. هر چند اين طرح تمام خواسته‌ها را در بر نمی‌گرفت، اما گامی به سوی استقلال دانشگاه‌ها بود. متاسفانه به پايان مجلس ششم اين طرح نيز دست خوش تغييرات جدی شد و اندك استقلال نيز از سوی اعضای منتصب مجلس تحمل نگرديد به خصوص در قسمت انتخاب روسای دانشگاه‌ها اين اختيار از استادان سلب گرديده تا نتوانند شخص مورد نظر خويش را برگزينند. پرسش بنيادين اين است؛ وقتی در جامعه‌ای برای فرهيختگان و آگاه ترين قشر جامعه حق انتخاب قايل نمی‌شوند چگونه می‌خواهند به مردم برای تعيين سرنوشت خود اعتماد كنند و اين چيزی جز بنيان فكری تصميم سازان و معركه گردانان اصلی اين ميدان نيست كه حقی برای مردم قايل نيستند. رسيدن به استقلال واقعی دانشگاه‌ها كوششی از سوی دانشگاهيان را می‌طلبد به ويژه استادان محترم دانشگاه بايد فعال تر شده و در كنار جنبش دانشجويی كوششی جدی برای تحقق استقلال دانشگاه را سامان دهند مسير توسعه و پيشرفت وتحقق ازادی‌های مدنی از استقلال دانشگاه می‌گذرد دانشگاه مستقل می‌تواند بدون توجه به خواست قدرتمداران نيازها ومصالح جامعه را به عنوان گروه مرجع و نخبه تشخيص دهد وبه عنوان موتور محركه جامعه ايفای نقش كند.

    دانشجويان عزيز نيز بدانند برای اصلاح آئين نامه‌های دانشجويی كه امروز به شدت محدود كننده ايشان است و برای رفاه و آسايش بيشتر در حوزه زندگی دانشجويی ومسايل صنفی نيازمند دانشگاه مستقل بوده وبرای تحقق آن می‌بايست تلاش و كوششی جدی داشته باشند. دفتر تحكيم وحدت و مجموعه انجمن‌های اسلامی دانشجويان عضو اتحاديه نيز به عنوان بخشی از خيل عظيم دانشجويان آزاد انديش وترقی خواه درسال تحصيلی جديد در راستای راهبرد بازگشت به دانشگاه، پيگيری استقلال دانشگاه و دفاع از حقوق صنفی دانشجويان و تلاش برای اصلاح آئين نامه‌های محدود كننده دانشجويان را وظيفه خود ميدانند و از دانشجويان نيز انتظار داريم تا به ياری و كمكمان بشتابند كه «به اتفاق جهان می‌توان گرفت».

    ٣- در عرصه سياست داخلی نيز كشورمان اين روزها شرايط تاريخی و سرنوشت سازی را سپری می‌كند از يك سو به انتخابات رياست جمهوری نزديك می‌شويم و از سوی ديگر حاكميت برخی كاستی‌های ساختاری خود راهر چه بيشتر آشكار می‌كند وچالش‌های جدی برای كار آمد بودن اصلاح ساختار را ايجاد می‌نمايد. به باور ما وقوع اين كاستی‌های ساختاری و انتاخابات رياست جمهوری، پيوندی تنگاتنگ ونزديك با يكديگر دارند و بدون تحليل آن‌ها و ارايه برنامه‌های مدون و راهبردی برای حل آن‌ها ورود به عرصه انتخابات رياست جمهوری افزودن بر ابهام‌های موجود است مضاف بر اين كه تجربه‌ای حداقل ٨ سال و به عبارت دقيق تر ٢٥ ساله در مقابل فعالان سياسی كشور گشوده گشته است. به ويژه تجربه " دولت اصلاحات " و كار كرد آن حائز اهميت فراوان است. پرسش اساسی اين است كه در ٨ سال گذشته چه عواملی باعث ناكامی حركت اصلاح طلبانه از دورن ساختار قدرت در ايران گرديده است؟ مساله‌ای كه به كرات از سوی فعالان سياسی مورد تاكيد قرار گرفته است و اگر قرار باشد اين راه ادامه يابد چه تغيير ی درشرايط به وجود آمده، تا مردم منقاعد شوند روش فرسوده و ناموفق گذشته را تكرار كنند؟ انتخابات آينده فراتر از انتخاب شخص رئيس جمهور است . مساله اصلی وكليدی معطوف به ساختار قدرت است و قبل از اين كه به ماندن يا رسيدن به قدرت انديشيد، چيزی كه متاسفانه برای بسياری با اغراض و منافع شخصی همراه است، بايد كار آمد بودن ساختار را مورد توجه قرار داد. ساخت قدرت در قانون اساسی ناموزون و غير دموكراتيك است. به طوری كه نهادهای انتصابی اعم از شورای نگهبان، مجمع تشخيص مصلحت نظام، قوه قضاييه، نهادهای نظامی و انتظامی قدرتشان فراتر از نهادهای دموكراتيك حاكميت می‌باشد و عملا نهادهای انتخابی تحت سايه و سيطره نهادهای انتصابی قرار گرفته‌اند. دراين شرايط است كه انتخابات رياست جمهوری موضوع ثانوی است و تا مساله قدرت مطلقه حل نشود نه انتخابات مفهومی پيدا می‌كند و نه قوه‌ای به نام مجريه وجود عينی می‌يابد.

    در كنار مسايل ساختاری اگر نگاهی گذرا به روند امور اجتماعی داشته باشيم بحران‌های اجتماعی و اقتصادی بسياری مردم ايران را آزار می‌دهد بی شك نقش حكومت د ر به وجود آمدن اين بحران‌ها به دليل گستردگی و دخالت آن در تمام عرصه‌های حيات اجتماعی انكار ناپذير است. بحران‌هايی نظير اعتياد، فحشا، فقر وتنگدستی بخش بزرگی از مردم، خودكشی، بيكاری و عدم امنيت اجتماعی مانند قتل‌های عنكبوتی كرمان و مشهد و جنايت پاكداشت و ... محصول اين ساختار است. ساختار جامعه‌ای در حال گذار كه برنامه ريزی صحيح وحساب شده برای كم كردن هزينه‌های آن نشده است.

    متاسفانه مسولان امر حل مشكل بحران‌های اجتماعی و كم كردن فساد ناشی از گذار را در پليسی كردن جامعه می‌بينند و از كمبود پليس و كادر لازم برای تامين امنيت سخن می‌گويند. غافل از آن كه ريشه بحران‌های اجتماعی را بايد در خود آن جست و جو كرد و از نهادهای مدنی و اجتماعی كمك گرفت كه بحران‌ها را كنترل كنند. مساله دختران فراری، معتادان، افرادی مانند جانيان پاكدشت و همه كسانی كه از خانواده خود طرد شده‌اند اگر نهادهای مدنی ميان دولت وخانواده وجود داشته باشد كه بتواند آنان را دوباره به جامعه باز گردانند، به فجايعی كه هر روز شاهد آن هستيم منجر نخواهد شد. مشكل جامعه آن است كه فردی كه به نحوی از خانواده و جامعه رانده شده، مستقيما در دامن پليس و قوه قضاييه خواهد افتاد، بی آن كه نهادی ميانی وجود داشته باشد كه بتواند دوباره آنان را به آغوش جامعه بازگرداند.

    تمام كسانی كه وارد چالش‌های درون اين ساختار می‌شوند چه به اميداصلاح و چه تثبيت و نهادمند كردن هر چه بيشتر آن بايد خود را شريك اين ناكار آمدی‌ها بدانند و برای رفع و كاهش آن‌ها برنامه ارايه كنند وميزان مسووليت خود در پيدايی آن‌ها را صراحتا بيان كنند. زيست دو گانه داشتن و به گونه‌ای سخن گفتن كه گويی ريشه شكل گيری بحران‌ها در جايی خارج از آن‌ها است دردی را دوا نمی‌كند و ديگر به كار فريب مردم نيز نمی‌آيد. امروز اين بحران‌ها به قدری جدی گشته كه همه سعی در فرار از آن‌ها دارند و با فرافكنی همديگر را مقصر معرفی می‌كنند، در حالی كه به باور ما تمام كسانی كه در پيدايی اين وضعيت و اين ساختار نقش داشته‌اند می‌بايست پاسخ گو باشند و قطعا آنان كه قدرت بيشتری داشته‌اند بيشتر بايد مورد پرسش قرار گيرند. در حقيقت مسوولان ما به يك خودشفتگی كودكانه دچار شده‌اند كه حاضر نيستند به اندازه قدرت خود مسووليت بپذيرند. طنز قضيه در آن است كه بسياری از مسوولان بلند پايه كشور از موضع اپوزيسيون به مسايل می‌نگرند و حاضر نيستند ناكار آمدی خود را بپذيرند.

    ٤- عرصه بين المللی و سياست خارجی نيز ادامه كشمكش‌های داخلی ايران است. در يك سو بخشی از حاكميت سخن از تنش زدايی و بهبود روابط با محيط بين المللی دارد واز سويی بخش ديگر تنش زايی و ايجاد مزاحمت برای پيشبرد اهداف ملی را باعث می‌شود و نهايتا در اين جنگ قدرت ملت ايران و منافع آن است كه آسيب می‌بيند و گر نه سياستمداران و بازيگران عرصه سياست خود را ميهمان محسوب كنند و به منافع بلند مدت نمی‌انديشند. نمونه بارز اين بی تدبيری‌ها و عدم نگاه ملی به مسايل در دو قضيه انرژی اتمی وقرار دادهای اقتصادی به منظور جلب سرمايه گذاری خارجی قابل رويايی است. در حالی كه حق داشتن انرژی صلح آميز هسته‌ای در صورت صرفه اقتصادی و كمك به توسعه كشور، برای ايرانيان اصلی پذيرفته شده است، اما متاسفانه عدم تدبير و درايت كارگزاران متعدد و متنوع حكومت سرانجام اين پرونده را به جايی رسانده‌اند كه ملت ايران را از اين حق محروم می‌سازد موضع گيری‌های غلطی كه بيشتر مصرف داخلی دارد و برای حفظ اندك نيروهای وفادار جلوگيری از ريزش آن‌ها صورت می‌گيرد بر گسترش هر چه بيشتر بی اعتمادی بين المللی منجر گشته و مسير پرونده را به جايی رسانده كه حتی كشورهای غير متعهد نيز به اجماع رای عليه ايران می‌دهند. دستگاه‌ها و كارگزاران متعدد و متنوع سياست خارجی از موضعی سرسختانه و نرمش ناپذير در داخل شروع می‌كنند و به نرمش و كوتاه آمدن در خارج و پای ميز مذاكره ختم می‌نمايند. در داخل عده‌ای روزی پروتكل الحاقی را ننگين تر از قرار داد تركمانچای می‌دانند و بعد از بهره برداری‌های غلط خود در داخل از موضع ضعف وارد می‌شوند و بعد از تمكين به خواست بين المللی متاسفانه با سو استفاده از تاريخ اسلام همان قرار داد را صلح حديبيه می‌خوانند وملتی حيران كه راه طولانی از قرار داد تركمانچای تا صلح حديبيه چگونه طی شده است؟ آيا واقعا آنان دچار فراموشكاری شده‌اند يا شعور و عقل مردم نظاره گر را دست كم گرفته اند؟

    شايد اگر قرار بود نكته مثبت حداقلی از دولت اصلاحات گفته شود، زمينه سازی برای جلب وجذب سرمايه‌های خارجی است اما متاسفانه حداقل كارهای صورت گرفته در حال زايل شدن است و عده‌ای تصميم گرفته‌اند تا ثابت كنند ٨ سال راه طی شده عبث و بيهود ه بوده و می‌بايست به نقطه شروع بازگشت؟! و همين اقدامات مجددا اين پرسش را به وجود می‌آورد كه فعاليت مثبت در اين ساختار چه جايگاهی دارد و مدافعان آن چه استدلالی دارند؟ دولتی كه نمی‌تواند يك قرار داد اقتصادی به نمايندگی از ملت خويش امضا كند چه جايگاهی در ساختار قدرت دارد؟

    به هر تقدير سال تحصيلی جديد با چشم اندازی نه چندان خوشايند به لحاظ نكات پيش گفته آغاز می‌شود. اما عزم و كوشش جوانان و ملت ايران زمين می‌تواند باتكيه بر سرمايه «اميد»، آينده‌ای درخشان و روشن را در پس ناكار آمدی‌ها وبی تدبيری‌ها ترسيم كند . هرگز نبايد از رفتن و گام برداشتن به سوی افق‌های گشوده به سوی روشنايی هراسيد و آينده هرگز از پيش ساخته نگشته اين ماهستيم كه با تلاش خود آينده را می‌سازيم. پس با عزم استوار خويش و تلاش گسترده تر آينده بهتر برای ايران زمين را ر قم بزنيم.

    اتحاديه انجمن‌های اسلامی دانشجويان سراسر كشور
    دفتر تحكيم وحدت

    [بازگشت به صفحه اول]