| [بازگشت به صفحه اول] |
از ايران امروز
|
بايد موانع تشكيل «جبهه غيرايدئولوژيك دموكراسیخواهی» را بازشناسی كرد Sun 16/05/04 | 23:34 رويداد: جبهه
مشاركت حوزه كرج در ادامه سلسه جلسات «بايدهای پس از يكم اسفند» پنج شنبه
گذشته ميزبان «شمس الدين سياسی راد» نايب رئيس جبهه مشاركت منطقه تهران- بود.
به گزارش خبرنگار «رويداد»، سياسی راد در اين مرسم گفت: «اتفاقی كه به عنوان انتخابات اول اسفند حادث شد، هنوز به شكل دقيق مورد تجزيه و تحليل قرار نگرفته و تمام جوانب و پيامدهای آن بررسی نشده است. ما بايد طرف مقابل را هم به خوبی بشناسيم و تحليل كنيم كه آيا گروهی چون آبادگران را بايد ادامه جريان راست سنتی محسوب كرد يا جريان جديدی دانست؟ بايد دانست كه آيا آبشخور فكری آبادگران با هيات موتلفه و جامعه روحانيت مبارز يكی است يا خير؟» وی افزود: «يك واقعيت كه واضح و مبرهن است، همانا ضرورت ماندن در صحنه و ادامه فعاليت سياسی است. در طی اين سال ها جريان اصلاح طلب برپايه يك استراتژی لی حركت می كرد كه همانا «فشار از پايين و چانه زنی از بالا» بود. بی شك استراتزی مذكور شكست خورده است. امروز كسانی كه در بالا نشسته اند و در تمامی اين سالها در برابر فشار افكار عمومی مقاومت كرده اند، به نوعی در برابر آن واكسينه هم شده اند. بايد توجه كرد كه همانگونه كه اين سال ها برای جريان دموكراسی خواه ذخيره ای از تجربه علمی اندوخته كرد. در مقابل به جريان ضدمردمسالاری نيز تجارب جديدی بخشيد كه اين امردر قضيه انتخابات اخير و شعارهای مطروحه نيز كاملا هويدار بود كه كار را نسبت به گذشته مشكلتر می كند. امروز در اثر مقاومتی كه در آن بالا رخ داده، عده ای با گرايش به اصلاحات برون زا به انتظار دست های خارجی و معجزه بيگانگان نشسته اند.» وی تصريح كرد:«وجه تمايز جدی اصلاح طلبان داخل با اپوزيسيون خارج نشين اين است كه ما به هيچ وجه اعتقادنداريم كه استراتژی دوم باعث دموكراسی در ايران می شود و اين از نكات بسيار جدی است كه بايد در سطج جامه روی آن كار شود.» اين عضو جبهه مشاركت با ابراز تاسف از اينكه «عده ای معتقدند كه دخالت بيگانگان بهتر از وضع موجود است» گفت: «به جای حاكم شدن اين تفكر، بايد يك جبهه غيرايدئولوژيك دموكراسی خواه كه نگاهی به درون دارد، تشكيل داد.» وی در عين حال با طرح اين پرسش كه «پيش از تشكيل چنين جبهه ای بايد از خود بپرسيم كه چرا تا كنون «جبهه دموكراسی خواه» در ايرن شكل نگرفته است؟» گفت: «پرداختن به دلايل و علل عدم تشكيل جبهه مردم سالاری خواه در ايران می تواند ما را در انسجام چنين جبهه ای در آينده ياری دهد.» نايب رئيس مشاركت منطقه تهران با اشاره به طرح مفهوم جامعه مدنی از سوی خاتمی اظهار داشت: «جامعه مدنی درباغ سبزی بود كه باعث شد 22 ميليون نفر به خاتمی رای دهند. آنها فكر می كردند مدل جامعه مدنی در ايران می تواند تحق يابد كه اين چنين نشد. ما بايد مفهوم جامعه مدنی را به عنوان بديل جامعه ای كه مردم ايران بارها به آن «نه» گفتند، مورد تحليل نظری و معرفت شناختی قرار می داديم. وی افزود:«در جامعه مدنی، دولت، دولت حداقلی است. دولتی است كه پاسدار امنيت و منافع تك تك افرد است. در جامعه مدنی دولت به وجود آورنده حق نيست، بلكه پاسدار حق مردم است. در كشورهای پيشرفته می گويند كه نقش حكومت ار بايد به حداقل رساند همواره يك شك عليه حكوت در غرب وجود دارد و به همين دليل كل ساختار سياسی در جوامع توسعه يافته، ادواری است. از اين منظر بحث حوزه خصوصی به شكل جدی بايد مطرح شود. هيچ جامعه ای به دموكراسی و توسعه سياسی نرسديه، مگر اينكه دخالت دولت در حوزه اقتصاد و زندگی خصوصی مردم حداقلی باشد.» سياسی راد تصريح كرد:«ما امروز بايد بحث جامعه مدنی را باز تعريف كنيم و مفهوم توسعه سياسی را از مفهوم جامعه مدنی تفكيك كنيم. بايد از حوزه خصوی مردم دفاع كنيم و حق انتخاب روش زندگی (Style life) ايشان را به رسميت بشناسيم.» وی سپس به طرح پرسش هايی انتقادآميز از خاتمی پرداخت و گفت: «آقای خاتمی كه با شعار تشنج زدايی در عرصه بين الملل بر سر كار آمد و واضع گفت و گوی تمدن ها لقب گرفت، چگونه از گفت وگو با رهبری و نماد يكی از عظيم ترين تمدن های بشری يعنی آمريكا طفره رفت؟» سياسی راد با اشاره به شعار قانون گرايی خاتمی افزود: يك خلايی كه تجربه اين چند سال به خوبی آن رانشان داد اين بود كه در بحث حاكميت قانون كار تئوريك صورت نگرفت وبايد دقيقا مشخص می شد كه منظور از حاكميت قانون چيست؟ بايد دقيقا مشخص می شد كه مراد از حاكميت قانون چيست؟ چرا كه شعار «حاكميت قانون» نوری شد كه خودنيروهای اصلاح طلب در آن گرفتار آمدند.» نايب رئيس جبهه مشاركت منطقه تهران با اشاره به تاسيس جبهه مشاركت به عنوان مهم ترين فعاليت اصلاحطلبان در حوزه تشيكلاتی گفت: اين حزب تاسيس شد اما كار حزبی نكرد. ما بايد مخاطبان واقعی خود را شناسايی می كرديم و تنها خود را نماينه مطالابت ايشان می دانستيم. مراد پوپوليست ها از مردم كاملا مشخص است. در نظر ايشان تمايز و تفارقی ميان مردم نمی توان قائل شد و نيازهای اوليه مردم، يعنی همه نيازهای آنها اما شركت به مثابه يك حزب مدرن بايد به تبيين مفهوم مردم بپردازد و مخاطبان واقعی خود را بازشناسی كند.» |