| [بازگشت به صفحه اول] |
از ايران امروز
|
نامه سرگشاده
انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علم و صنعت به ملت شريف ايران همراهی و همگامی مردم ايران را در حمايت از تحريم انتخابات و برگزاری
رفراندوم خواهانيم چندي است شاهديم چنگال عريان استبداد بر آسمان ميهنمان به پرواز درآمده و انتظار شكاري را در سر مي پروراند كه پرورده قرني مبارزه در راه استبداد و حاصل ريزش خونهايي است كه اميد درختي ستبر را در سر مي پروراندند و با اميدهايي جان خويش را بر كف گرفته و به استقبال گلوله هاي سرخ مي شتافتند كه زخم هاي استبداد بر روح و جانشان هويدا بود. جامعه اي آرماني را تجسم مي كردند كه در آن انسان بواسطه انسان بودنش و نه بواسطه تعلقات دنيوي مورد احترام بود و هيچگاه سايه همايوني شاهانه اي بر گستره آن چنگ انداز نبود، و آنچه در روياهايشان مي پروراندند حق تعيين سرنوشت خويش توسط خويش بود و به اين اميد جان دادند و از خاكسترشان جواني روييد كه امروز پس از دو دهه در آستانه بيست و پنجمين سالگرد روييدنش در حال جان دادن است. گويي طلسم شده نفرين نياكانيم كه چنين در سير تاريخ دچار دور باطل گشته و قدرت خلاصي از كفمان ستانده شده و استبداد نوين با لعابي ديني گريبانمان را مي فشارد. روزگاري در گذر تاريخ هر كس بر ما خرده گرفت ، تمدن بزرگمان را به رخش كشيديم، و اينك انقلابي را در معرض جهانيان قرار داده ايم كه افتخار مردميترين انقلاب قرن را داراست. ولي كجايند آن هم قسمان ، كه امروز سوگندشكنان به اعتبار آنكه بر اريكه قدرت چنگ يازيده اند و چوب حراج بر آن مي زنند و ديري نخواهد پاييد كه ايران را نيز بسان يوگسلاوي از صحنه گيتي محو خواهند نمود و جهانيان جهان بدون ايران را تجربه خواهند كرد! عريان به شما سخن مي گوييم: از استبداد! چنانچه پيش تر گفته ايم، دوباره نيز يادآور مي شويم، اگر ميثاق ملي و فصل الخطاب پذيرفته شده مان قانون اساسي است، پس اين همه به ظاهر حل و فصل امور و اختلافات در پشت پرده و مصالحه بر سر منافع ملت به سياق شيخوخيت و نه در قالب جمهوريت مجاز نشان از تمكين به رأي و اراده جمهور دارد؟ بي شك صدور اوامر همايوني و يا احكام حكومتي، چيزي جز خدشه بر همان مشروعيت جمهور و رأي مردم نخواهد داشت كه به عرياني نظام پيشين، فرامين همايوني تئوريزه مي گردد، و امروز پارلمان فرمايشي اي در حال تمرين سرمشق وحدت همه با من است، تا آينده نهاد جمهوريت همچو سكه هاي عباسي بي ارزش گردد و اين همان خود مشروطه سلطنتي است، و تبديل مجلس ملي به مجلس همايوني آخرين تير تركش است، و در منازعات سياسي همان روزي است كه رداي امپراتوري سرانجام بر دوش لويي بناپارات افتاده و مجسمه مفرغي ناپلئوني در آن سوي ميدان در حال سرنگون شدن است. و امروز همراهي و همگامي شما مردم ايران را در حمايت از تحريم انتخابات پارلماني و برگزاري رفراندومي خواهانيم كه زير نظر سازمان ملل و در برگيرنده حدقل شروط ذيل باشد: گنجانيدن حقوق و آزادي هاي مصرح در اعلاميه جهاني حقوق بشر در قانون اساسي برگزاري انتخابات آزاد (بدون دخالت نهادهاي انتسابي) جدايي نهاد دين از نهاد حكومت و عدم سلطه روحانيت غيرمنتخب از طريق ابداعاتي از قبيل مردم سالاري ديني و يا هر قيد ديگري برپايي مردم سالاري جهت مصادره به مطلوب. به رسميت شناختن آزادي عقيده به معناي واقعي كلمه. برابري كامل ايرانيان صرفنظر از عقيده، مذهب و جايگاه حكومتي آنان. حفظ تماميت ارضي كشور. اعطاي حق برابر به مردم ايران در بهره گيري از ثروت ملي و منابع طبيعي كشور و تضمين حداقل هاي زندگي براي هر ايراني. نفي دخالت حكومت در زندگي شخصي افراد. عدم تجويز قانوني اعمال خشونت عريان از سوي حكومت در قالب اعدام، شكنجه عريان و شكنجه سفيد. اعتقاد به تحول مسالمت آميز جامعه به سوي مردم سالاري و مبارزه با صور مختلف استبداد (سلطنتي. ديني) بازگشت به جرگه جامعه جهاني در قالب منشور سازمان ملل و حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور. معرفي متجاوزين به حقوق ملت و رسيدگي به اتهامات آنان در دادگاه صالحه. و در پايان آخرين انتظاري كه از دولت اصلاحات مي رود، بازگشت به صفوف ملت و عدم تمكين به برگزاري انتخابات فرمايشي و نگشتن علت تامه تشكيل مجلس همايوني به بهانه پاسداري از آراي خاموش و مصادره به مطلوب نمودن آن به نفع جرياني است كه هيچگاه صادق در امانت سپرده شده ملت در نزدشان نبوده است و امروز اشك بر مناصب از دست رفته مي ريزند و رشك بر فرصت هاي سوزانده مي برند. |