|
مسؤليت
سياسی مبارزين خارج از كشور
كامبيز قائم مقام - لس آنجلس
پنجشنبه ٣١ ارديبهشت ۱۳۸۳
حكومت مستبد اسلامی
هنوز در ايران بر سر كار است ولی قدرت و اقتدار حكومتی تغييرات
فاحشی نموده است. بعبارتی قدرت حكومتی، در قبال مقاومت مردم و
حتی بخشی از اصلاح طلبان دولتی كه خود پاره ای از حكومتاند ،
دگرگون شده است. حكومت امروزه ديگر آن اقتدار گذشته را ندارد و
نتيختاً اعمال فشار ، اعدام ، شلاق و زندان بطور محسوسی كاهش
يافته است. انواع و اقسام حركاتی كه در گذشته حتی فكرش را نمی شد
كرد امروزه تا حدی بشكل عادی انجام ميشود. برقراری حجاب اجباری
زنان ديگر آن استحكام سابق را ندارد. نوشتههای اينترنتی با نام
نويسنده در سراسر دنيا پخش میگردد. بعضی از احزاب سياسی كه در
گذشته با احتياط فراوان كار ميكردند امروزه آشكارا در مقابل
حكومت قد علم كردهاند. اعلاميه ميدهند و اعتراضات حود را بحكومت
آشكارا مینويسند. نمايشنامهها و فيلمهای سينمائی گوناگون حتی
احساس عاشقانه زن و مرد را در فيلمهای فارسی بوضوح نشان میدهند.
اعتراض زنان به صدا و سيمای جمهوری اسلامی و مقاومت ايشان در
جامعه در مقابل حكومت نه تنها افزايش يافته است بلكه چندين پله
بالاتر رفته است. ولی با وجود تمام اين فعل و انفعالات حضور مردم
در ميدان سياسی بطور آشكار كم شده است. در عين حاليكه اين زنگ
خطری است ولی آتش زيرخاكستر در حركتهای مختلف مردم بخوبی محسوس
است. بطور كلی وقتی جنبش در حال تدارك است اين در و آن در زدن و
ركود و سعود جنبش امری طبيعی است. ولی با وجودی كه مردم ايران
بصورتهای مختلف عدم اعتماد خود را به اصلاح طلبان دولتی نشان
دادهاند ، كه نه ميخواهند و نه ميتوانند سيستم حكومتی ايران را
دگرگون كنند. با وجود اين هنوز مساله خاتمی و حركتهای
اصلاحطلبان دولتی در تمام سطوح جامعه كاملاً هضم نشده است. در
اينجا و آنجا چه در ايران و چه در خارج رگههای اعتماد به انتظار
تغييرات از درون سيستم با كمك عوامل خود سيستم ديده
میشود. خلاء سياسی پس از شكست اصلاحطلبان دولتی جامعه را
برای مدتی در حال ركود نگاه خواهد داشت تا سمت و سوی مبارزه در
شرايط جديد برای خودشان روشن شود. يك واقعيت در جامعه ما به ثبت
رسيده است كه بیتدبيری و ناروشن بودن برنامههای اصلاحطلبان
دولتی در برابر حاكميت و تصميم به حفظ جمهوری اسلامی بهر قيمتی
ديگر مورد اعتماد مردم نيست. حتی كوششهای دوبارۀ آقای خاتمی و
حملات ايشان به محافظهكاران حنای بیرنگی است. بايد ازين دوران
گذار هم عبور كرد. ركود حركتهای سياسی را نبايد مرگ يك رؤيا
دانست بلكه اين دوران تدارك است و نتيجتاً در اين دوران وظائف
نوين و بزرگی برای مبارزين ، بخصوص مبارزين خارج از كشور ساخته
می شود. در اين دوران مسؤليت مبارزين و باز بيشتر فعالين خارج از
كشور چندين برابر ميگردد. مسؤلت روشن نگاه داشتن مشعل مبارزه با
فعالين مبارزه است ، بخصوص آنهائيكه در خارج از كشور زندگی
مینمايند. مبارزين خارج از كشور مسؤليت سياسی دارند كه مسائل
ايران را به صحنۀ جهانی بياورند. اين مسؤليت سياسی در جای خود يك
مسرليت ميهنی است. چه ايرانيان در هر گوشهی جهان نبايد ايران را
از ياد ببرند. مسؤليت سياسی يعنی قبول وظيفه برای شركت در مبارزه
برای آزادی و دمكراسی برای مردم ايران. مسؤليت ميهنی يعنی كه شخص
در هر حال بدنبال حفظ منافع ملی باشد. هركجا كه زندگی ميكند
منافع ملی ايران را از ياد نبرد. هرچند در نهايت ، اگر همه آزاد
بيانديشند منافع مردم جهان از يكديگر جدا نيست و بهم گره حورده
است. اين مسؤليت بخصوص در دوران تدارك مبارزه بيشتر از هر
زمان ديگر نمود ميكند. حركت تداركاتی مبارزه همچنان ادامه داشته
و جلو خواهد رفت تا رشد طبيعی خود را طی نمايد. خارج از كشور در
دوران تدارك مسؤليت بزرگی برای حفظ تداوم مبارزه بعهده دارد.
منظور از قبول اين مسؤليت اين نيست كه بخواهيم خارج از كشور جای
مردم را بگيرد چون بدست آوردن آزادی در ايران بدون شركت مردم
ايران عير ممكن است. در حاليكه ادامه مبارزه ما در خارج از كشور
بمعنی جا خالی نكردن بحشی از مردم ايران در اين دوران ركود بسيار
با ارزش است ، بخصوص كه ما در خارج با آزاديهائی كه در دست داريم
ميتوانيم مبارزه را در يك جبهه ولو بسيار كوچكتر زنده نگاه
داريم. ازآنجا كه مبارزه جغرافيائی نيست در شرايط تحميلی تسلط
حكومت مانند امروز خارج و داخل كشور از هم جدا نيستند. ايرانی
بودن هم جغرافيائی نيست. امروز نقش خارج از كشور در مبارزات
ميهنی از هر دورانی در تاريخ ما با اهميت تر است. مبارزات خارج
از كشور تنها محدود بدوران شكوفائی مبارزات در درون كشور نيست.
تجربه سياسی ما در دوران فعاليت كنفدراسيون جهانی نشان داد كه
حتی در دوران خفقان و ركود سياسی جنبش در داخل مملكت نه تنها
ميتوان جنبش فراگيری بوجود آورد و جنايات رژيم را در معرض نمايش
مردم جهان قرار داد ، بلكه بخوبی ميتوان سازمانهای بين المللی را
نيز وادار به واكنش در برابر جنايات رژيم نمود! همت والائی را
بايد جايگزين خلاء سياسی حاضر كرد. داخل و خارج از كشور مكمل
هم و جدا نا پذير از يكديگرند. سازمانها و محملهای سياسی
بايد در جهت سياسی نمودن هرچه بيشتر همهء ايرانيان خارج از
كشور بكوشند. جدا از درگيريهای خصمانه فكری ، هركدام به نوع
خود به ادامهء اعتراضات عليه رژيم دامن بزنند. در حركتهای سياسی
لزوماً نبايد منتظر "همه با هم" شدن ماند. چون معادلات سياسی
امروز خارج از كشور با چنين نسخهای متعادل نمیشود و زخمهای
سياسی اجتماعی جامعه التيام پيدا نميكند. بلكه حركتهای سياسی بر
مبنای حفظ تفكر و سازمان يا حتی حركتهای مثبت و جدا ازهم ولی در
جهت آگاهی مردم برگ برنده مبارزه با رژيم است. امروزه ماهيت
جمهوری اسلامی بر همه روشن شده است. اينكه مردمسالاری بهتر است
يا حكومت استبدادی ، اينكه حكومت مذهبی نميتواند مردمسالاری باشد
، اينكه اين حكومت هرگز به آزادی و دمكراسی تن در نمیدهد احتياج
به اين ندارد كه همه جناحهای مبارز درون كشور آنرا تصديق
نمايند. اين واقعيت است و ما برای احقاق حقوق مردم ايران در
انتظار قانع كردن جناحی از حكومتیها نيستيم. لذا مبارزه ما از
هر زمان روشنتر است. بخصوص اين صحبت در زمانی عنوان ميشود كه كه
نهادهای سياسی در خارج از كشور فعالانه در حال حركتاند. بهرحال
شرايط فعلی ايران آغاز پايان يك رژيم پوسيده را نويد ميدهد. و
رژيم از همه فوت و فنهای سياسی استفاده خواهد كرد تا پايان كار
را عقب بياندازد. اين سيستم و رفورميستهای دولتی را ديگر كسی
قبول ندارد. اين وظيفه تاريخی ماست تا از تعويق پايان اين حكومت
جلوگيری كنيم. نيرنگهای حكومت با گذاشتن موسيقی تولد روی
ماشينهای زباله كشی و يا اجازه انجام مراسم آتش بازی در چهارشنبه
سوری ، كسی را فريب نخواهد داد كه احيانا سيستم قصد تغيير بنيادی
برای خود را دارد. بايد آگاه باشيم و در هر زمان نقاب آزادمنشی
رژيم را با افشاگری از هم بدريم. زمانيكه ولايت فقيه حاكم بر تار
و پود يك ملت است و مجلس ايران و "نمايندگانش" حامی اين نظام اند
موسيقی بر روی ماشينهای زباله كشی ، برای مترقی و امروزی نشان
دادن رژيم ، فقط نيرنگی بيش نيست (گربه شد زاهد و
مسلمانا!) خارج از كشور وظيفه دارد و ميتواند بعنوان اهرمی
مبارزات مردم را برجسته نمايد ، انتخابات فرمايشی را افشا كند و
بالاخره در كنار مردم ايران شاهد شعله ور شدن آتش زير خاكستر
ركود سياسی امروز باقی بماند!
كامبيز قائم مقام - لس
آنجلس 16 ماه می 2004
|