| [بازگشت به صفحه اول] |
از ايران امروز
|
Oct 11, 04 | 5:37 pm پلی بر روی فاجعه ٢٨ مرداد كامبيز قائممقام - لسآنجلس
روز يكشنبه گذشته آقای داريوش همايون در كنگره مشروطه خواهان در امريكا ، در پشتيبانی از يكی از سخنرانان ، بنمايندگی يا عضويت جبهه ملی طرفداران دكتر مدنی ، چنين گفت : " از سال ١٣٢٢ ببعد جنگ طرفداران دكتر مصدق و نظام پادشاهی ، كه از سال ١٣٣١ به بعد به اوج آن رسيد و در ٢٨ مرداد به يك نقطه غير قابل بازگشت يعنی يك شكاف يا دره وسيع بين آنها باز شد. اگر جبهه ملی اين جرأت را كرده است كه برای بيرون آمدن از آن پلی بزند و بيايد وارد ميدان وسيع تری برای مخالفت شود بايد آنرا بفال نيك گرفت و بايد كمك كنيم كه كارشان آسان شود. " البته اين اولين بار نيست كه آقای همايون چنين پيشنهادی را طرح میكند. ايشان بارها و بارها اين پيشنهاد را در سخنرانیهای خود تكرار نمودهاند. و در بسياری مجالس آنرا "روضه خوانی ٢٨ مرداد " خوانده است. امروز احتمالاً روزنهای برای ايجاد اين پل در افراد يا گروهی پديدار گرديده است. و از آنجا كه اين بخش سلطنت طلبان متوجه شدهاند كه بدون وجاهت ملی ، ولو بعاريت گرفتن آن ، نمیتوان در مبارزات ايران سهمی داشت و برای كسب آن تنها از يك راه ميسر است و آن فراموش كردن گذشته است: "امروز فقط اتحاد"! و اينكه با مليون در يك صف درآئيم تا شايد بتوانيم وجاهت ملی ايشانرا بعاريت برداريم. بايد پرسيد كه آيا میتوان گذشته را فراموش كرد؟ امروز مردم پس از گذشت ٢٥٠٠ سال از آتش زدن تخت جمشيد آنرا فراموش نكردهاند و غم اگيزترين مديحهها را برای شكست در مدائن ساختهاند. اين تراژدیها در قلب فرد فرد ايرانيان ريشه دوانده و خانه كرده است. مگر حمله مغول و تيمور را فراموش كردهايم؟ با اين احوال چرا میخواهيد مردم ايران فاجعه و تراژدی ٢٨ مرداد را ، كه تازه پنجاه سال از آن بيشتر نگذشته است و شاهدان آن در قيد حياتاند و نيز آنچه امروز در ايران میگذرد بر دوشهای پیآمدهای تاريخی آن بنا شده است ، را فراموش كنند؟ ٢٨ مرداد آئينه تمام نمای مبارزات ملت ايران در چند دهه گذشته است. در ٢٨ مرداد مبارزات سرسختانه ملت ايران برای ملی كردن نفت برهبری دكتر مصدق ، در برابر استعمار بريتانيا ، نمودار است ، ٢٨ مرداد نمايش حمله بیامان ارتجاع داخل و استعمار خارجی به نهضت ملی ايران و حكومت ملی دكتر مصدق است ، در ٢٨ مرداد شكستن غرور ملتی كه با استعمار خارجی بجنگ در آمده بود جلوی چشم مان میآيد و پی آمد آن برچيدن آزادیها و زندان و اعدام و دربند كشيدن آزاديخواهانرا میبينيم. ٢٨ مرداد برای مردم ما معنی فاجعه ، سياهی ، درد و شكست غرور ملتی را با خود همراه دارد! فراموش كردن ٢٨ مرداد يعنی حذف آگاهانه فاجعهای از تاريخ مبارزاتی ملت ايران ، يعنی حذف مصدق از تاريخ مبارزاتی ما ، يعنی حذف نهضت ملی از تاريخ و بفراموشی سپردن آنهمه مبارزات ملتی مصمم با امپراطوری انگليس. حالا چرا اين گوشه تاريخ ساز ملتی را فراموش كنيم؟ آنهم با توصيه آنهائيكه در خدمت عاملين و مجريان اين فاجعه ملی بودهاند؟ لابد تا راهی برای بازگشت خدمتگزاران استعمار و ارتجاع در گذشته بمملكت باز شود! اهميت تاريخی رشد نهضت ملی در سالهای ٢٠ تا ٣٢ و شكست مرحلهای مبارزه در ٢٨ مرداد ١٣٣٢ غير قابل انكار است. ٢٨ مرداد را از نهضت ملی ايران و مصدق نمیتوانيم جدا نمائيم. چون شكست و پيروزی در مبارات از يكديگر تفكيك ناپذيراند. اگر هنوز غم شكست مدائن و آتش زدن تخت جمشيد بدست اسكندر مقدونی در دل ماست چگونه میتوان انتظار داشت كه بتوان تلخی زهر آگين ٢٨ مرداد را بفراموشی سپرد؟ ٢٨ مرداد يعنی انعكاسی از وحدت تمام نيروهای ضد آزادی و دمكراسی در داخل و خارج ايران و بر عليه نهضت ملی ايران. ٢٨ مرداد يعنی شكست مرحلهای نهضتی و رهبرش كه هزاران پير و جوان و زن و مرد را در سراسر ممالك در بند استعمار در آسيا و افريقا بحركت در آورده بودند! مسائل و مشكلات اساسی و گريبانگير سياسی امروز جامعه ما بدقت همان موضوعات و مسائل سياسی ديروز است: موضوع و مشكل اساسی سياسی جامعه ما يعنی برقراری آزادی و دمكراسی در ايران همان است كه بخاطر آن در ٢٨ مرداد بما تاختند! و موضوع و مشكل سياسی امروزما هم همچنان بهمان صورت باقی مانده است. باز همان است كه میخواهند پنجاه سال ديكتاتوری پهلویها را "تاختن بسوی دروازههای تمدن" و ٢٥ سال ديكتاتوری مذهبی و تاراج ثروت ملی را حركت بسوی بهشت موعود نام نهند! و از آزادی و دمكراسی برای مردم نه اثری هست و نه خبری! امروزه ما شاهد نام گذاریهای بسياری بر سازمانهای مختلف هستيم كه نام و محتوی آنها باهم توافقی ندارند. در مورد جبهه ملی نيز جريان بهمين روند است. بقول آقای حسن نزيه كه زمانی سازمان خود را تشكيل میدادند و نام "سازمان دفاع ازحاكميت ملی... " بر آن نهاده بود از او سؤال كردند چرا نام جبهه ملی را انتخاب نكردی گفت "حبهه ملی ميراث خوار زياد دارد!" حالا اگر دنبال ميراث خواران بخواهيد برويد تا "برادری" خود را ثابت كنند ، شما اصل موضوع كه مبارزه با حكومت استبدادی جمهوری اسلامی است را فراموش كردهايد. لذا آنهائيكه با نام جبهه ملی اعلاميه میدهند و سازمان میسازند زيادند. ولی ما يك محك مهم در دست داريم و روی آن اتكاء میكنيم و آن اينستكه برای ما مهم اصول هدفها و راه و روش و صميميت در ادامه مبارزه و جدانشدن از هدفهاست! حالا هركس با اين مشخصات عمل نمايد جبهه ملی است و احتياج به حضور در "شجره نامه جبهه ملی" را ندارد. اينكه میخواهند نام نيك و بلند آوازه جبهه ملی را بر خود بنهند بايد محتوی خود را هم با اين نام پر افتخار و تاريخی توافق دهند. اگر بگويند ما طرفدار مستبدين هستيم ، اگر بگويند ما حكومت مذهبی میخواهيم ، اگر بگويند كه ما مصدق و گذشته نهضت ملی و جبهه ملی را محكوم میكنيم ، اگر بگويند مردم از مصدق جدا شدند و عليه او قيام كردند "قيام ملی ٢٨ مرداد" و ازين قبيل ايدههای ضد مردمی ارائه دهند ، ايشان ديگر جبهه ملی نيستند. انتقاد از دكتر مصدق و جبهه ملی با مخالفت با اصول باورهای جبهه ملی ايران متفاوت است. اين امر نسبت بهر سازمان ديگری نيز صحت دارد بهر سازمانی میتوان انتقاد داشت و در آن سازمان ماند ولی نمیتوان با اصول هدفها و باورهای سازمانی مخالف بود و در آن سازمان باقی ماند! راه و روش و اصول هدفهای جبهه ملی را مصدق بنيان نهاد كه بر آن اساس در جهت آزادی ، دمكراسی و استقلال ايران مبارزه میكند. اين طرز تفكر و اين راه و روش با ارتجاع ، بهر شكل و صورت آن، نو يا كهنه ، و استعمار هيچگونه سر سازشی ندارد. لذا جبهه ملی ايران با آنها كه ٢٨ مرداد را " قيام ملی" میدانند و يا بطور تاكتيكی میگويند كه حالا بعد از مرور زمان دانستيم كه ٢٨ مرداد " قيام ملی" نبود و كودتا بود ولی "مردم از مصدق جدا شده بودند" نمیتواند آشتی كند. "آشتی ملی" عنوان و نظر با ارزشی در دنيا حاضر است ولی نه با هر قيمتی. شما يك مملكت را با چند گونه اصول هدفها و راه و روش مختلف نمیتوانيد اداره نمائيد. و نبايد اجازه دهيم آن ايدههائی را كه مردم از دروازههای مملكت بيرون انداختهاند را از پنجره سازمانهايمان بداخل مملكت برگردانم! آقای همايون دو سال پيش در تلويزيون میگفتند ٢٨ مرداد قيام ملی بود و مردم بر روی تانكها قيام كردند (تلويزيون آپادانا برنامه آقای مهندس ذوالفقاری) حالا عنوان "قيام ملی" را پس گرفتهاند. معتقدند كه مردم در آنزمان عليه مصدق بودند. آيا شما میتوانيد ما بين عقيده قبلی و تجديد نظر سطحی ايشان فرقی قائل شويد؟ چون میبينند كه هنوز سر گنده زير لحاف است دنبال "پل زدن" بر روی "٢٨ مرداد" میباشند! در حاليكه فراموش نمودن ٢٨ مرداد يعنی فراموش نمودن نهضت ملی ايران و رهبر بلند پايه آن و فراموش نمودن آنچه ما را باين روز انداخت! مردم ايران مبارزين خود را خوب میشناسند. حركت عكسهای مصدق در مبارزات امروز مردم ايران اثبات اين مدعاست. مردم ايران بهمان صورت كه با اعتراضات خيابانی وسيع خود كه منجر به تبعيد گروههای وسيعی از مردم در آبادان و خارك شد ، و تاريخ آن ٢١ آبان ١٣٣٢ بمناسبت محاكمه دكتر مصدق در دادگاه نظامی بود ، مانند آقای همايون كم حافظه نيستند يا خود را به كم حافظهگی نزدهاند كه بگويند مردم از مصدق جدا شده بودند! و سازمانها با نامهای عاريتی كه با محتوی آن همخوانی ندارند را خوب میشناسند. ديگر پس از گذشت سالها مبارزه برای مردم امروز ايران "نعل وارونه زدن" آسان نيست! برقرار باد مبارزات قهرمانانه مردم ايران بسوی كسب آزادی ، دمكراسی و استقلال برای ايران! افثخار به مصدق و مبارزات شرافتمندانه او كه هرگز تسليم زور و قدرت ازتجاع داخلی و استعمار خارج نشد! و همانطور كه در دادگاه نظامی شجاعانه ابراز داشت: "...آری تنها گناه من و گناه بزرگ و بسيار بزرگ من اينست كه صنعت نفت را در ايران ملی كردهام و سلطه استعمار و اعمال نفوذ سياسی و اقثصادی عظيم ترين امپراطوريهای جهان را از اين مملكت برچيدهام و پنجه در پنجه مخوفترين سازمانهای استعماری و جاسوسی بينالمللی در افكندهام.... " تنها گناهش مبارزه با استعمار و ارتجاع داخل بود و هرگز از راه شرافتمندانه خود منحرف نگرديد و مردم نيز هرگز او را و راه او را رها نكردند. مردم ايزان نه ٢٨ مرداد را فراموش میكند ، كه همه فتنههای بعدی و آزادیكشی از آن نقطه شروع شد ، نه مصدق را فراموش میكند كه با رهبری خردمندانه و ايثار خود سرمشق مبارزه حتی برای نسلهای پس از خود گرديد و نه فريب نعلهای وارونه دشمنان قديم نهضت ملی و هم پالگیها جديد خود با ماسكهای جور واجور ملی را خواهند خورد! كامبيز قائم مقام – لس آنجلس ١٠ اكتبر ٢٠٠٤ |