[بازگشت به صفحه اول]
ااز ايران امروز




Nov 10, 04 | 12:09 am

چرا، با چه مضمونی و چگونه؟ - رفراندوم
٦ - رفراندوم برای استقلال، آزادی و دموكراسی

دكتر حسين باقرزاده
image
سه‌شنبه ١٩ آبان ١٣٨٣ – 9 نوامبر 2004
hbzadeh@btinternet.com

در مورد جنبش رفراندوم و مضمون و ابزارها و سازمان دهی آن و تحميل اين خواست بر جمهوری اسلامی در مقالات پيشين* به تفصيل سخن گفته شد. اكنون وقت آن است كه اين بحث را به نتيجه برسانيم و ببينيم در شرايط فعلی كشور چه چشم اندازی برای تحقق اين جنبش وجود دارد و مخالفان آن چه نقشی در آن بازی می‌كنند. علاوه بر اين، به اين نكته نيز خواهيم پرداخت كه چرا چنين حركتی در شرايط فعلی از اهميت حياتی برای استقلال و آزادی و دموكراسی در كشور ما برخور دار است.

در اولين مقاله از اين سلسله، بررسی كرديم كه هيچ راه حل عملی ديگری برای تحول ايران به سوی دموكراسی، با ضريب كمتری از نسبت هزينه به سود، بهتر از رفراندوم وجود ندارد. البته برخی راه های پر هزينه را ترجيح می‌دهند (از شورش مسلحانه گرفته تا دخالت نظامی خارجی) و نگران عواقب خطرناك آن نيستند. از سوی ديگر، برخی ديگر هنوز به راه های كم هزينه‌ای می‌انديشند مانند «ادامه اصلاحات» بدون اين كه كمترين نشانه‌ای از نور در پايان اين تونل سياه و تاريك بتوانند نشان دهند. ولی غالب نيروهای سياسی دموكرات كه واقع بينانه و با درك مسئوليت به مسايل ايران می‌نگرند می‌دانند كه موج نارضايی مردم به شدت بالا گرفته است، كه راهی برای اصلاح در درون ساختار جمهوری اسلامی باقی نمانده است، كه نظامی گری و ماجراجويی نظامی به شدت ايران را تهديد می‌كند، كه با انتخاب مجدد آقای بوش به رياست جمهوری آمريكا خطر حمله نظامی آمريكا و يا اسراييل به ايران تقويت شده است، كه تغيير رژيم در ايران (به شيوه افغانستان و عراق) در دستور كار نومحافظه كاران مشاورآقای بوش قراردارد، و بالاخره اين كه هرگونه دخالت نظامی خارجی در ايران نه فقط تهديدی برای منافع ملی ما بشمار می‌رود و بلكه آينده دموكراتيك جامعه ما را نيز به خطر می‌اندازد. به طور خلاصه، برای نيروهای دموكرات ايرانی در شرايط فعلی گزينه چندانی باقی نمانده است.

يا می‌توان دست روی دست هم گذاشت و تماشاگر حوادث بود و يا كاری كرد. می‌توان البته هم چنان بر ادامه جنبش اصلاح طلبی اصرار ورزيد. به انتخابات آينده رياست جمهوری انديشيد و از ميان نامزدهای مورد قبول شورای نگبان دنبال «بهترين» رفت. از صبر ٧٠٠ ساله سخن گفت و يا برای كم كردن ضربه عوامل ولی فقيه به زير عبای آقای رفسنجانی پناه برد. برای تحولات كيفی در نظام سياسی ايران به انتظار انباشت تحولات كمی نشست و هر گونه تلاش برای سازمان دهی يك حركت ملی برای تغييرات ساختاری در نظام حاكم بر ايران را ماجراجويانه تلقی كرد. و در اين فاصله اگر خشونت و زندان و شكنجه و اعدام هم چنان ادامه دارد و اگر نابرابری طبقاتی و تبعيضات خشونت بار حاكم شدت می‌يابد و اگر بيماری های اجتماعی فقر و فساد و فحشا و اعتياد و جنايت اوج می‌گيرد و اگر سياست های اتمی و خارجی جمهوری اسلامی خطر درگيری نظامی را تشديد می‌كند و اگر مردم ايران از فرط استيصال چشم به دخالت خارجی دوخته‌اند نبايد نگران بود و برای آن ها چاره‌ای انديشيد. يعنی نشست و نشست تا روند حوادث و يا برنامه ريزان پنتاگون و كاخ سفيد واشنگتن سرنوشت ايران را رقم بزنند.

اين نسخه كسانی است كه جنبش رفراندوم را ماجراجويانه و پر هزينه ارزيابی می‌كنند، خواست رفراندوم را با شعار براندازی يكی می‌گيرند، و آن را پيش از شروع سركوب شده می‌دانند. البته اگر شعار رفراندوم سراسری نشود و عموميت پيدا نكند به راحتی ممكن است از سوی رژيم حاكم سركوب شود و بنا بر اين پر هزينه خواهد بود. ولی رفراندوم مگر چيزی جز اعمال حق حاكميت مردم بر سرنوشت خود است، و آيا می‌توان شهروندی را يافت كه خواهان بهره گيری از اين حق اساسی خود نباشد؟ در اين صورت، اگر شعار رفراندوم همه گير نشود چه كسانی مسئول آن خواهند بود؟ آيا كسانی كه در برابر شعار رفراندوم ايستاده‌اند نقش خود در شكست فرضی آن را نمی‌بينند؟

از سوی ديگر، ترديد نبايد كرد كه در فقدان يك جنبش عمومی مانند جنبش رفراندوم گزينه های نظامی و دخالت خارجی در ايران تقويت می‌يابد. نومحافظه كاران آمريكا از نتيجه انتخابات كه آقای بوش را با اكثريت قابل توجهی به كاخ سفيد برگردانده است به عنوان يك رای اعتماد بهره می‌گيرند و پروژه خاورميانه خود را در مورد ايران دنبال خواهند كرد. علاوه بر اين، اينان گزارش های مربوط به استقبال مردم ايران از پيروزی آقای بوش را به عنوان سندی بر حقانيت راه خويش می‌گيرند. پيام شادباش دبير كل حزب دموكرات كردستان ايران به آقای بوش و اظهار اين اميد كه نامبرده «ياری دهنده جدی مردم جان به لب رسيده ايران در سرنگونی حكومت تروريست و ضد آزادی و دموكراسی جمهوری اسلامی و برقرار كردن حكومتی دموكراتيك به جای آن» باشد نيز تعبيری جز خواست تكرار پروژه عراق در مورد ايران نخواهد داشت.

اكنون بايد پرسيد كه آيا در برابر خطرات فراوانی كه د ر بالا به آن ها اشاره شد می‌توان هم چنان به تحولات درونی نظام حاكم دلخوش كرد و مردم ايران را به صبر و تحمل دعوت نمود؟ و آيا جز شعار رفراندوم با مضمونی كه در مقاله دوم پيشنهاد شد (و در پايان اين مقاله تكرار می‌شود) راهی برای بسيج مردم در يك حركت فراگير كه با حد اقل هزينه خواست های دموكراتيك مردم ايران را تامين كند وجود دارد؟ راهی كه فقط آرزوی جمعی از نخبگان نباشد و با استقبال حد اكثر مردم روبرو شود؟ اگر هست هر چه زودتر آن را پيش بكشند، و اگر نيست و يا طرح های ديگر با استقبال روبرو نمی‌شود ديگر نبايد در برابر جنبش رفراندوم بايستند و بلكه انتظار آن است كه با نيروی تمام به آن بپيوندند.

برای تشكيل جنبش رفراندوم به مضمونی كه مورد پذيرش همه نيروهای دموكرات قرار گيرد بايد هر چه زودتر اقدام كرد. شكل گيری اين جنبش (اگر به موقع انجام شود) بهترين سنگر دفاعی ملی است كه می‌توان در برابر خطر اشغال نظامی ايران از سوی آمريكا برپا كرد. اين جنبش اگر اكثريت نيروهای سياسی از طيف های مختلف را در برگيرد به طور قطع مورد حمايت جامعه بين المللی نيز قرار خواهد گرفت، و اين به نوبه خود به تقويت جنبش در داخل ايران كمك خواهد كرد. برای شكل گيری اين جنبش بايد مرزهای سياسی و ايدئولوژيك را در هم شكست. در اين جنبش بايد همه نيروهای سياسی متعهد به آزادی و استقلال و ارزش های دموكراتيك، حقوق بشری و نفی خشونت در كنار هم قرار گيرند. در تاريخ هر كشوری لحظات سرنوشت سازی پيش می‌آيد و اقدام درست يا نادرست نيروهای سياسی می‌تواند نقشی تعيين كننده در آن داشته باشد. نيروهای سياسی ايران در مقطع انقلاب سال ٥٧ نقش تحسين آميزی از خود به يادگار نگذاشتند. اكنون بايد ديد كه در اين مقطع زمانی چه خواهند كرد.

جنبش رفراندوم پاسخ به نياز زمان ما است و در حال شكل گرفتن است. اميد كه همه نيروهای دموكرات هرچه زودتر به آن بپيوندند و با همه گير كردن آن از هزينه های آن بكاهند و موفقيت آن را تسريع بخشند. مضمون رفراندوم بايد هرچه عام تر و تامين كننده خواست بيشترين نيروهای دموكرات باشد و گزينه های آزادی و دموكراسی و حقوق بشر را به مردم ايران عرضه كند. مضمونی با اين خصوصيت در مقاله دوم آمد و اكنون برای حسن ختام، آن را در اين جا تكرار می‌كنيم:

«از آن جا كه قانون اساسی جمهوری اسلامی و نهادهای برخاسته از آن با اعلاميه جهانی حقوق بشر و حقوق و آزادی های فردی و اجتماعی مردم ايران در تضادی بنيادين است،

«از آن جا كه اين قانون اساسی به نابرابری حقوقی ميان شهروندان ايران رسميت بخشيده، تبعيض دينی-مذهبی، عقيدتی و جنسی را قانونی كرده و با دينی كردن حكومت از ملت ايران عملا سلب حق حاكميت كرده است،

«و از آن جا كه قانون اساسی (ساختار حقوقی-سياسی) جمهوری اسلامی سد بزرگی در برابر پيشرفت ايران در تمام مينه ها، از جمله پيشرفت اقتصادی، و مانعی در راه پيوستن ايران به اردوی جهان پيشرفته است،

«ما خواهان برگزاری يك همه پرسی زير نظر نهادهای بين المللی برای تشكيل مجلس موسسان، به منظور تدوين پيش نويس يك قانون اساسی نوين متكی به اعلاميه جهانی حقوق بشر و ميثاق های الحاقی آن، و تصويب آن با رای آزاد مردم، هستيم.»

----------------------
* مقالات پیشین را در نشانی‌های زیر ببینید:
http://politic.iran-emrooz.de/more.php?id=P8206_0_11_0
http://politic.iran-emrooz.de/more.php?id=P8396_0_11_0
http://politic.iran-emrooz.de/more.php?id=P8599_0_11_0
http://politic.iran-emrooz.de/more.php?id=P8793_0_11_0
http://politic.iran-emrooz.de/more.php?id=P8994_0_11_0






‍[بازگشت به صفحه اول]