[بازگشت به صفحه اول]
از ايران امروز




بيانيه‌ هسته‌های دانشجويی جبهه مشاركت در سالگرد ١٨تير
واقعه‌ای كه «جنايت» ناميده شد، اما «جانی» آن هرگز معرفی نشد
  • پنج سال از فاجعه‌ي هولناك و اسفبار حمله به كوي دانشگاه تهران مي‌گذرد... واقعه‌اي كه «جنايت» ناميده شد، اما «جاني» آن هرگز معرفي نشد. حادثه‌اي كه «تاوان پي‌گيري قتل‌هاي زنجيره‌اي» گفته شد، اما به مجازات دزد ريش‌تراش؟! ختم شد.
  • حتي امروز پس از گذشت پنج سال از آن حادثه شوم، به جاي برخورد منطقي و يا حداقل عذر‌خواهي از دانشجويان شاهد امنيتي كردن فضا و عدم صدور مجوز براي برگزاري گراميداشت اين روز هستيم.
  • بيانيه مشترك دانشگاههاي تهران و علوم پزشكي تهران به مناسبت سالگرد فاجعه ١٨تير
  • Wed 07/07/04 | 19:24

    خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران

    هسته‌هاي دانشجويي جبهه مشاركت ايران اسلامي در دانشگاههاي تهران به مناسبت پنجمين سالگرد واقعه‌ي 18 تير، بيانيه‌اي صادر كرد.
    به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران اسلامي، در اين بيانيه آمده است:« پنج سال از فاجعه‌ي هولناك و اسفبار حمله به كوي دانشگاه تهران مي‌گذرد و امروز دانشجويان آن سال‌ها خاطرات تلخ آن روزها را هم‌چنان به ياد دارند. روزهايي كه بار ديگر حرمت علم‌آموزي و دانش‌اندوزي شكسته شد. واقعه‌اي كه «جنايت» ناميده شد، اما «جاني» آن هرگز معرفي نشد. حادثه‌اي كه «تاوان پي‌گيري قتل‌هاي زنجيره‌اي» گفته شد، اما به مجازات دزد ريش‌تراش؟! ختم شد. (گويي يك گروه سازمان‌يافته در نيمه‌هاي شب به مأمن دانشجويان حمله كرده تا يك ريش‌تراش بدزدد! آيا راه بهتري براي دزدي ريش‌تراش وجود نداشت؟).
    در پنجمين سالگرد وقوع اين حادثه‌ي تاسف‌بار،‌ اعضاي هسته‌هاي دانشجويي جبهه مشاركت ايران اسلامي با يادآوري سير تحولات منجر به واقعه‌ي 18 تير بر مواردي تاكيد مي‌كنند.»
    صادركنندگان بيانيه افزوده‌اند:« سال‌هاي 76 و 77 ايام شكوفايي تدريجي آرزوهاي ميليون‌ها جوان ايراني بود كه با راي خود «سيدمحمد خاتمي» را براي پي‌گيري مطالبات خويش برگزيدند. اما پايان سال 77 با دردناكي قتلهايي همراه شد كه نشان از عزم جدي مخالفان اصلاحات براي به گل نشاندن و يا به طوفان كشاندن كشتي آمال ايرانيان بود به آرامي در درياي اميد و انتظار مردم به پيش مي‌رفت. سال 78 فرا مي‌رسيد و انتخابات مجلس ششم چشم‌انداز روشني براي حضور « حاميان خاتمي» در پيش روي جوانان و دانشجويان مشتاق ايراني مي‌گشود. تنها «سلام» مي‌توانست ريشه قتلها را افشا كند و افشا كرد. اما همفكران سعيد امامي هنوز بودند و اين بار پس از روشنفكران نوبت مطبوعات بود، سلام اين توطئه را هم افشاء كرد، اما ديگر دوام نياورد و به محاقي پنج ساله رفت. پنج سالي كه رهروان «سلام» تمام تلاش خود را براي ادامه راه او به كار بستند اما جز توقيف و در نهايت خودسانسوري عاقبتي به بار نياورد.
    «سلام» خداحافظي كرد ولي دانشجويان حق داشتند فردا صبح را با «سلام» آغاز كنند. پس شايد يك اعتراض آرام حداقل كاري بود كه مي‌توانستند بكنند. اعتراض انجام شد و به آرامي هم پايان يافت، ولي نيمه‌هاي شب فرصت خوبي براي بحران‌سازان بود تا از «دانشجويان» هم انتقام «دوم خرداد» را بگيرند، پس حمله كردند و كوفتند و سوختند و بردند. بشكه باروت يك جرقه مي‌خواست كه زده شد و يك بحران ملي ديگر آغاز شد.
    بهترين كار براي كنترل بحران تنبيه و توبيخ عاملان بحران بود، اما باز هم دانشجويان بودند كه تاوان بي‌لياقتي‌ها را پرداختند.
    دانشجويان مظلومانه دستگير و يكي پس از ديگري محكوم شدند، اما « جنايتكاران» هرگز مشخص نشدند.
    حتي امروز پس از گذشت پنج سال از آن حادثه شوم، به جاي برخورد منطقي و يا حداقل عذر‌خواهي از دانشجويان شاهد امنيتي كردن فضا و عدم صدور مجوز براي برگزاري گراميداشت اين روز تنها ميدان براي بقاياي فرامرزي جنايتكاران فاجعه 16 آذر باز مي‌شود تا مدعي اين روز باشند.»
    نام هسته‌هاي دانشجويي جبهه مشاركت ايران اسلامي در دانشگاههاي آزاد تهران - شمال، آزاد تهران- جنوب، آزاد تهران - مركز، آزاد رودهن، آزاد شهرري، آزاد شهريار، آزاد علوم و تحقيقات، آزاد ورامين و پيشوا، اميركبير، پيام نور، تربيت معلم تهران، خواجه نصير، شهيد رجائي، شهيد بهشتي، علامه طباطبائي، علم و صنعت ايران، علوم پزشكي ايران، علوم پزشكي تهران و علوم پزشكي شهيد بهشتي در پاي اين بيانيه به چشم مي‌خورد.

    بيانيه مشترك دانشگاههاي تهران و علوم پزشكي تهران به مناسبت سالگرد فاجعه 18 تير:


    متن كامل بيانيه به اين شرح است:

    «پنج سال از حادثه‌ي تلخ 18 تير 1378 مي‌گذرد. حادثه‌اي كه در آن كوي دانشگاه تهران مورد تعرض قرار گرفت و قلب نظام و دانشگاه را جريحه‌دار كرد. به گونه‌اي كه رهبر معظم انقلاب از آن به عنوان جنايت ياد نمود. صرف‌نظر از جزئيات ماجرا، مسلم است كه در فاجعه‌ي 18 تير تجاوزي آشكار به حريم دانشگاه صورت گرفت و ظلم بزرگي بر دانشجويان و دانشگاهيان رفت، ظلمي كه با موضع‌گيري صريح رهبر معظم انقلاب و رياست محترم جمهوري، هرگونه شائبه‌ي دخالت نظام در آن منتفي است، ولي كوتاهي نهادهايي كه مي‌بايست اين موضع‌گيري شفاف را در عمل به اجرا درآوردند به‌خصوص عدم شناسايي و عدم برخورد قاطع و مجازات مسببين فاجعه‌ي 18 تير متاسفانه باعث شد اين زخم همچنان بر پيكر نظام و دانشگاه باقي بماند.
    مطالبات دانشگاهيان در اين خصوص از روز اول بسيار روشن و مبتني بر خواسته‌هاي حداقلي و حقوق اوليه‌ي شهروندي بوده است؛ محكوم كردن اين جنايت، شناسايي، معرفي و مجازات عوامل پيدا و پنهان و ايجاد تضمين‌هاي لازم براي جلوگيري از تكرار اين‌گونه حوادث تلخ، تمام آن چيزي است كه دانشگاهيان خواستار آن بودند. اما ناباورانه شاهديم كه پس از گذشت 5 سال از اين حادثه به بخش مهمي از اين مطالبات پاسخ شايسته داده نشده و روز به روز بر ضخامت يخ‌هاي بي‌اعتمادي بين دانشجويان و نهادهاي مسوول افزوده شده است. در حالي كه اگر در همان زمان دستورات صريح مقام معظم رهبري اجرا مي‌شد، اين مساله فيصله پيدا مي‌كرد و باعث تداوم پرداخت هزينه از سوي نظام نمي‌شد. در حال حاضر نيز دانشگاهيان با اعلام برائت از بعضي موضع‌گيري‌هاي افراطي عناصر بدخواه و بعضا وابسته از جمله انديشه‌ي جايگزيني 18 تير به جاي 16 آذر خواستار همان مطالبات شفاف و حداقلي هستند.
    از آن‌جايي كه تعدي و هجوم به دانشگاه و دانشگاهيان در هيجدهم تيرماه 78 در واقع تعدي به نظام است، اصرار بر تكرار اين مطالبات در واقع، اصرار بر دفاع از مباني نظام اسلامي است. در اين راستا حداقل چيزي كه مي‌تواند آلام دانشگاهيان را تسكين دهد اين است كه نهادهايي كه در اين ماجرا مسووليت داشته و به وظايف خود عمل نكردند، با قبول مسووليت اين كم‌كاري و كوتاهي، به خاطر عدم اجراي وظايف خود، از دانشگاهيان عذرخواهي كنند و باعث التيام زخم عميق وارد بر پيكر دانشگاه شوند.
    عملكرد هوشيارانه و قانون‌گرايانه‌ي نيروي انتظامي در سال‌هاي اخير به‌ويژه در ماجراي خرداد 1382 كه در جاي خود شايان تقدير است،‌ بيانگر اين واقعيت است كه در صورت وجود چنين تدبيري در 18 تير 1378 امكان پيش‌گيري از تعميق آن فاجعه ميسر بود.
    بديهي است كه اگر اراده‌ي دستگاه قضايي كشور بر پي‌گرد قانوني عوامل و مسببان آن ماجرا تعلق و در جهت تحقق آن اقدامات عملي صورت گيرد، اميد مي‌رود كه نوعي بازسازي اعتماد، جانشين رنجش خاطر جامعه‌ي دانشگاهي نسبت به اهمال دستگاه قضايي در برخورد با پرونده‌ي كوي دانشگاه شود.
    حداقل فايده‌ي پاسخگويي به اين مطالبات، جلوگيري از تكرار اين‌گونه حوادث تلخ، اعتمادسازي مجدد، تضمين امنيت و استقلال دانشگاه خواهد بود و توطئه‌ي كساني را كه در پي ايجاد تقابل بين دانشگاه و نظام هستند، چه آنها كه به بهانه‌ي طرفداري از نظام، دانشگاه را مقصر مي‌دانند و چه آنها كه به بهانه‌ي طرفداري از دانشگاه در پي حمله به اساس نظام هستند، ناكام خواهد نمود.»

    [بازگشت به صفحه اول]