نامه سعيد كمالی ها از زندان اوين پيرامون انتخابات :

 

تپيدنهای دلها ناله شد آهسته آهسته                       رساتر گر شود اين ناله ها فرياد می گردد

 

قرنها از تاريخ تهاجم اعراب وحشی و بی فرهنگ بدو اسلام به اين مهد تمدن و مرز پر گوهر می گذرد و هنوز هم آثار و عواقب نكت بار آن بر فرهنگ اصيل ايرانی كه پايه آن بر اصول برادری و برابری گذاشته شده بود هم چنان باقی است.

جلوه واقعی اين آيين تحميلی كه تنها می توان از آن تحت عنوان آيين توحش ياد كرد با به قدرت رسيدن اسلام گرايان در طول اين سه دهه برای مردم ما اشكار شد .

اين آيين برای مردم ما برادركشی ، تبعيض و اختلاف طبقاتی را به ارمغان آورد .اين مسلك بويی از انسانيت و افكار دمكراتيك نبرده ، زيرا نه تنها افكار مخالف را پذيرا نيست بلكه به حذف آن می پردازد .

معتقدين راستين اين طريقت به اين واقعيت رسيده اند كه اين ايدئولوژی توانايی پاسخگويی به نيازهای بشری را نداشته و نخواهد داشت و بنيانگذاری حكومتی بر پايه اين اصول پوسيده و ضد انسانی كه متكی به اصول خون و خونريزی و تحجر گرايی و مبارزه با ترقی است نتيجه ای جز عقب ماندگی ، فقر ، فساد و فحشا نخواهد داشت همانطور كه ظهور اين فاكتورها در جامعه ما كاملا مشهود است .

دين اسلام ، دين پذيرش خفت و خواری است زيرا كه تواضع و كرنش در مقابل قدرت برتر را به انسان می آموزد و اين روش با حركت انسان بسوی سربلندی ، آزادگی و آزادی خواهی در تضاد است .

اسلام دين تبديل ضد ارزش ها به ارزشها ست و بالعكس . يعنی تبديل ارزشهای والای انسانی به ضد ارزش ها .

اين قضيه بوضوح با به قدرت رسيدن روحانيت در طول اين سه دهه بر سرزمين ما آشكار گشته . اين طبقه جامعه در پايين ترين سطح آگاهی و دانش اجتماعی قرار داشته و دارد و از آنجا كه اين عناصر فاقد استعداد ، توانايی ترقی و هم سطح شدن با ساير قشرهای جامعه را نداشته و ندارد ، لذا سعی در پايين آوردن ساير اقشار جامعه از لحاظ علم و آگاهی را داشته و تا حدودی نيز در اين زمينه موفقيت كسب نموده .

عدم توانايی دين اسلام و اسلام گرايان در پاسخگويی به نيازهای فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی ، جامعه ما را سالها از عصر روشنگری دور كرده و شايد اگر ما در همين لحظه اقدام به زدودن اين فرهنگ ضد تمدن بنماييم ، قريب به يك قرن به طول می انجامد تا به

نقطه ايكه ربع قرن پيش بوديم ، برسيم .

عدم انتخاب صحيح مردم ساده دل و اغفال شده كشورمان در 25 سال پيش ما را به اين نقطه عقب ماندگی و انحطاط سوق داده و حال نوبت انتخاب نسل جديد كه نسل ستم ديده اين انقلاب محسوب می گردد ، فرا رسيده .

اين بار مردم ايران با سكوت خود فرياد می زنند ، فريادی كه از اعماق وجود آنان نشات گرفته و نتيجه 25 سال فقر و محروميت است . اين فرياد به گوش همه جهانيان رسيده و ديگر روحانيان وا پس گرا كه نهايت جايگاه آنان در مساجد قديمی و گورستانها بوده و مدتهاست به قدرت و ثروت بی هزينه خود رسيده اند نمی توانند با تبليغات بی محتوای خويش جلوی شنيده شدن اين ناله ها را بگيرند.

نسل جوان ما بايد بداند كه حق انتخاب با اوست و ميداند و اگاه است كه پدران ما سالها دستانی كه بايد می بوسيدند شكستند و دستانی كه بايد می شكستند بوسيدند و حال لحظه شكستن اين دستهای ويرانگر است . آنان ديگر بر اين دستها بوسه نمی زنند و می دانند لحظه شكستن كاخ شيشه ای استبداد فرا رسيده كه تنها راه آن حظور در صحنه های سياسی برای انتخاب است ، اما نه انتخاب بين بد و بدتر بلكه انتخاب بهتری با حضور در يك رفراندوم برای تعيين نوع حكومت . زيرا حال ديگر بر همگان اشكار است كه تا هنگاميكه حكومت ، حكومت بر مسند قدرت به نا حق نشستگان است ، جايگاه همه ما در قعر دره عقب ماندگی و پس ماندگيست .

سعيد كمالی ها

زندان اوين  

بهمن ماه 1382

Saied1184@yahoo.com