[بازگشت به صفحه اول]
از ايران امروز




سمينار درس‌های انقلاب مشروطه
چرا هنوز اندر خم يك كوچه‌‏ايم؟
  • حاج‌‏بابايي: نهضت مشروطه هنوز به آگاهي تاريخي تبديل نشده است
  • تاج‌زاده: جنبش مشروطه مي‌‏خواست بالا را براي تحقق عدالت محدود كند، اما به مشاركت مردم در عرصه سياست نمي‌‏انديشيد.
  • عليرضا رجايی: انقلاب مشروطه مهمترين انقلاب بورژوا دموكراسي در ايران بوده است و بسيار عجيب است كه از بسياري از كشورها عقب افتاده است.
  • پرويز ورجاوند: با وجود گذشت يك سده از جنبش مشروطيت ايران، هنوز هدفهاي اساسي آن جنبش هدفهايي هستند كه بايد در راه تحقق بخشيدن آنها، با تمامي نيرو تلاشي همه جانبه را ادامه داد.
  • Wed 04/08/04 | 17:30

    نخستين روز از سمينار دو روزه‌ی «درس‌هاي انقلاب مشروطه» كه از سوي واحد مطالعات تحقيقات و آموزش دفتر تحكيم وحدت تدارك ديده شده ، برگزار شد.
    در نخستين روز از اين سمينار مجيد حاجي بابايي عضو دفتر تحكيم و شماری از فعالان سياسی به سخنرانی پرداختند.
    مطالب زير گزارش «خبرگزاري كار ايران» (ايلنا) از سخنرانی‌هاست.

    حاج‌‏بابايي: نهضت مشروطه هنوز به آگاهي تاريخي تبديل نشده است


    مجيد حاجي بابايي مسوول واحد مطالعات تحقيقات و آموزش دفتر تحكيم وحدت در سمينار درس هاي انقلاب مشروطه گفت: انقلاب مشروطه يك لحظه يا حادثه تاريخي نيست، بلكه يك فرايند است اما اين فرآيند هنوز به آگاهي تاريخي تبديل نشده است.
    به گزارش خبرنگار "ايلنا" وي در سمينار درس‌‏هاي انقلاب مشروطه گفت: امروز هنوز پاسخ گويي قدرت در ميان نخبگان مطرح مي شود و اگر امروز سرمقاله هاي آن روز روزنامه‌‏ها را در روزنامه ها چاپ كنيم، كسي متوجه قدمت يك صد ساله آن نمي شود.
    وي افزود: امروز در كشور ما هنوز هم تلاش براي تحقق دموكراسي ديده مي شود اما تكرار اين مضامين بدون توجه برناكاميهاي گذشته تلاشي بيهوده خواهد بود.
    حاجي بابايي با بيان اينكه تكرار مفاهيم و كشته شدن بر سر آن ها قطعا گره از كار ما نخواهد گشود، گفت: جنبش دانشجويي به دنبال تحقق خواسته هاي صد ساله كشور است و اما گويي از گذشته عبرت نگرفته است و راهكاري براي دروني كردن اين مفاهيم در جامعه ندارد.
    وي در پايان ابراز اميدواري كرد كه با نگاهي دقيق و صحيح به تاريخ كشورمان گام هاي درست به سوي دموكراسي برداشته شود چرا كه آنچه اهميت دارد جايگاه مردم و مشاركت آن هاست.

    مصطفي تاج‌‏زاده: ملت ايران طي يكصد سال اخير درجا نزده است


    عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي گفت: ملت ايران طي صد سال اخير پيروزي‌‏ها و شكست‌‏هايي داشته است اما هرگز به نقطه آغاز بر نگشته و در جا نزده است.
    به گزارش خبرنگار "ايلنا"، مصطفي تاج‌‏زاده طي سخناني با عنوان "نقد تجربه مشروطه" در سمينار "درسهاي انقلاب مشروطه"، گفت: به عقيده من تاريخ معاصر ما با شكست از روسيه و بستن معاهده‌‏هاي گلستان و تركمانچاي آغاز شده است كه جامعه ايران را وارد مرحله جديدي كرد.
    وي با بيان اينكه دليل اهميت اين اتفاقات شكست جامعه ايران نيست، گفت: شكست‌‏هاي ما از روسيه از حدود 180 سال پيش منجر به متلاشي شدن سلسله قاجار نشده بلكه اهميت اين شكست از اين جهت بود كه نخبگان ايراني براي اولين بار احساس كردند كه دنيا عوض شده است و امكان پيروزي ايران بر رقباي قدرتمندش وجود ندارد، به همين دليل هيچ نيرويي براي جنگ با روسيه تلاشي نكرد.
    وي افزود: در شكست‌‏هاي ديگر ما پس از مدتي جايگاه پيشين خود را به دست مي‌‏آورديم اما در اين شكست اين اتفاق نيفتاد. ما به نقطه‌‏اي رسيده‌ بوديم كه سرزمين‌‏هايي را از دست مي‌‏داديم بدون اينكه جايي را به دست بياورديم. اين شكست باعث به فكر فرورفتن همه شد كه اتفاقي افتاده است. براي اولين بار اين فكر پيش آمد كه ما بايد محصلاني را به خارج اعزام كنيم كه بفهميم چرا آنها قدرتمند شده‌‏اند؟!
    تاج‌‏زاده ادامه داد: پس از اين شكست، تا جنبش تنباكو دوره‌‏اي داريم كه زمينه‌‏اي براي جنبش مشروطه فراهم شد.
    وي با بيان اين مطلب كه براي تحليل انقلاب مشروطه بايد به تحليل طولي و عرضي تاريخ كشور بپردازيم و عوامل دروني و بيروني را براي فهم آن مورد بررسي قرار دهيم، گفت: انقلاب مشروطه يك جنبش شهري بود اگرچه روستاييان هم در آن نقش داشتند اما نقش قاطع مربوط به شهرنشين‌‏ها بود. ما در اين دوران با كتب ترجمه شده و سيستم‌‏هاي جديدي آشنا شده بوديم كه باعث شده بود كه جامعه وارد فضاي جديدي شود.
    عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت گفت: پس از شكست ما از روسيه, روسها بيش از انگليسي‌‏ها در مسائل داخلي ما تاثيرگذار بودند. در سال 1904 روسيه از ژاپن شكست خورد و شكست روسها از يك كشور آسيايي براي ايرانيها بسيار مهم بود.
    وي دليل شكل‌‏گيري جنبش مشروطه را ترس از بقا عنوان كرد و گفت: در آن دوره جامعه احساس مي‌‏كرد كه حكومت فردي در جامعه ايران به بن‌‏بست رسيده است. از ديد علما و روحانيون آن زمان تنها دو نوع حكومت امكان داشته است اول حكومت شرعي و نه حكومت اسلامي, كه حكومت شرعي را از آن معصوم مي‌‏دانستند و چون معصوم نبود آن را كنار مي‌‏گذاشتند و از حكومت هم با عنوان سلطنت نام مي‌‏بردند و معتقد بودند چون معصوم نداريم بايد اختيارات حكومت را كاهش و مجلسي تشكيل دهيم كه ناظر بر كار حكومت باشد. نتيجه تفكر علماء و روحانيون با همان چيزي كه روشنفكران آن زمان مي‌‏گفتند يكسان مي‌‏شد كه همان حكومت قانوني بود كه محدود, غير شخصي و پاسخگو بود.
    تاج‌‏زاده در بخشي از سخنان خود تصريح كرد: جنبش مشروطه يك جنبش رهايي بخش و ضد ظلم در برابر حكومت فردي بود. جنبش مشروطه مي‌‏خواست بالا را براي تحقق عدالت محدود كند, اما به مشاركت مردم در عرصه سياست نمي‌‏انديشيد. اين حركت از دخالت خارجي نگراني داشت و حتي در مواردي در سفارتخانه انگليس تحصن كردند. بقاي ايران و عزت مردم به عقيده بسياري از افراد در گرو مشروط، مسئول و مقيد كردن حكومت بود.
    وي در ادامه يادآور شد: از بزرگترين تذكرات مرحوم نائيني و آخوند خراساني به شيخ فضل‌‏الله نوري و از سئوالاتي كه آنها از او كردند و او جواب نداد و طرفدارانش هم هنوز جواب نداده‌‏اند، اين بود كه تو اگر حكومت مشروعه مي‌‏خواستي چرا زماني‌‏كه قاجار هزاران كار غير مشروع و ظالمانه انجام داد، اعتراض نكردي و به محض مطرح شدن مشروطه و مقيد شدن حكومت شرع را مطرح كرد. تو دلت براي شرع نسوخته است بلكه به دنبال حكومت مطلقه فردي هستي. ضمن اينكه اين داعيه اسلام را زير پرچم شاه مطرح كردي. امروز هم دعوا سر اسلام نيست بحث سر اين است كه حكومت پاسخگو باشد يا نباشد.
    تاج‌‏زاده تصريح كرد: كساني مثل آخوند خراساني حكومت شرعي را مطرح نمي‌‏كردند چون معتقد بودند قدرت و حكومت در زمان ما كنيز سياهي است كه دستش آلوده شده است و ما هر چه تلاش كنيم نمي‌‏توانيم آلودگي‌‏اش را پاك كنيم به همين دليل نمي‌‏خواستند شرع را با چنين سياهي همراه كنند و دين را به آن نسبت دهند.
    وي به افرا‌ط‌‏گري برخي طرفداران مشروطه به عنوان يكي از عوامل عدم موفقيت كامل مشروطه اشاره كرد و افزود: برخي فحاشي‌‏ها و تندي‌‏هاي صورت گرفته بيشتر شبيه عقده‌‏گشايي بوده است و برخي افراد واقعاً آزادي را با هرج و مرج اشتباه گرفته بودند. از منظر اين ماجراجويان سياست در ايران ادامه جنگ بود.
    عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي يادآور شد: در زمان مشروطه و پس از آن به دليل اتكاي دولت به نفت رابطه دولت با مردم قطع مي شود و دولت احساس بي‌‏نيازي از جامعه مي‌‏كند كه اين مساله منجر به عدم پاسخگويي دولت مي‌‏شود.
    وي در ادامه دخالت عضو خارجي را عامل ديگر عدم بهره‌‏مندي جامعه از دستاورد مشروطه دانست.
    تاج‌‏زاده گفت: تلگراف در انقلاب مشروطه بسيار مهم بود و در انقلاب اسلامي نوار بسيار موثر بود الان در دوره اينترنت هستيم و اميدواريم حكومت معقولانه با مسائل برخورد كند كه اينترنت به عامل موثري در انقلابي ديگر تبديل نشود.

    عليرضا رجايي: هرگونه رقابت طبقاتي در جريان جنبش‌‏ها، متضمن ائتلاف‌‏هاي طبقاتي است


    عليرضا رجايي از فعالان ملي مذهبي، گفت: هر گونه رقابت طبقاتي در جريان جنبش‌‏ها، متضمن ائتلاف‌‏هاي طبقاتي است, وقتي گفته مي‌‏شود انقلابي حاصل ائتلاف‌‏هاي طبقاتي است به اين معنا نيست‌ كه اين جنبش در جاهاي ديگر با ائتلاف‌‏هاي ديگر همراه نبوده است.
    وي طي سخناني با عنوان "شرايط اجتماعي و اقتصادي ايران در آستانه مشروطه" در سمينار درس‌‏هاي مشروطه كه از سوي واحد مطالعات, تحقيقات و آموزش دفتر تحكيم وحدت در كتابخانه بعثت برگزار شد،گفت: اگر روحانيت و روشنفكران دوره قاجار مبلغ انقلاب مشروطه بودند، بورژوازي شهري و رهبران ايلهاي بزرگ آن دوره نيز از انقلاب مشروطه حمايت مي‌‏كردند.
    رجايي با طرح اين پرسش كه اين ائتلاف طبقاتي چگونه رخ داده است، گفت: اين پرسش پيچيده‌‏اي است و به عقيده من ما هنوز پاسخ دقيقي براي آن نداده‌‏ايم. واقعيت اين است كه آنقدر شيفتگي نسبت به پروژه تجدد يا پروژه روحانيت وجود دارد كه امكان پرداخت دقيق به اين مسائل را به ما نمي‌‏دهد.
    رجايي يادآور شد: در عين حال كه تئوري تجدد تا حد زيادي انقلاب مشروطه را توضيح مي‌‏دهد، شايد ما به نظريه ديگري هم نيازمند باشيم كه از موضع تجدد، انقلاب مشروطه را توضيح دهد و تحولات سياسي اقتصادي اين دوره را توضيح دهد.
    وي در ادامه اظهار داشت: اگر بلوك قدرت زمان قاجار را شامل دربار, اشراف زمين‌‏دار و ملاكان, روحانيت و تجار بدانيم چگونه مي‌‏شود كه تقريباً سه عنصر اين بلوك يعني زمينداران, تجار و روحانيت عليه دربار وارد منازعه مي‌‏شوند و انقلاب مشروطه اتفاق مي‌‏افتد. چرا اين بلوك دچار بحران مي‌‏شود؟ برخي مورخان نشان داده‌‏اند كه اگر امپرياليسم جهاني را كنار بگذاريم اتفاقاً رژيم قاجار نسبت به ساير رژيم‌‏ها داراي نظم زيادي بوده است و از دوره‌‏هاي قبل خود جلوتر بوده است.
    رجايي با اشاره به حضور سرمايه‌‏داري در عرصه بين‌‏الملل از قرن نوزدهم افزود: نظام سرمايه‌‏داري جهاني از اين تاريخ به جامعه سنتي ايران هم وارد مي‌‏شود كه باعث تحول بافت اقتصادي سرمايه‌‏داري جامعه ايران مي‌‏شود و بافت اقتصادي سنتي ايران را دچار بحران مي‌‏كند.
    وي با بيان اينكه در مجموع دولت دچار كسري بودجه فراوان و قدرت كم بوده است، گفت: وجه پيچيده قدرت در اين زمان كه همان روحانيت است داراي جايگاه محفوظي بوده است ولي روحانيت به اين نتيجه رسيده بود, كه ديگر نمي‌‏تواند نظم تشكيلاتي در اين مجموعه ايجاد كند و به همين دليل ديگر سعي نمي‌‏كرد كه از موضع يك تفكر ملي عمل كند و بحران جامعه آن روز ايران قطعاً منتهي به خود آگاهي روحانيت شده بوده است.
    رجايي افزود: به عقيده من روحانيت به اين بحران پي برده بوده و مي‌‏دانسته است كه براي حفظ مجموعه ملي بايد ايدئولوژي ديگري در نظر گرفته شود.
    وي در بخشي ديگري از سخنان خود بيان كرد: در اواخر قرن 19 انديشه‌‏هاي ناسيوناليستي و ملي در ايران رايج شده بوده است. انقلاب مشروطه يك پديده خلق‌‏السائه يا ناشي از يك سوء تفاهم نبوده است بلكه شرايط اجتماعي ايران چنين اتفاقي را مي‌‏طلبيده است. 9 سال قبل از انقلاب مشروطه كنسول روسيه مي‌‏گويد: اكنون پژواك نارضايتي مردم در پايتخت نيز به گوش مي‌‏رسد. همه اين عوامل باعث مي‌‏شود بلوك قدرت به طور كامل در مقابل قاجار مي‌‏ايستد و خرده مالك‌‏ها و دهقانها هم كه ذيل زمينداران و اشرا‌ف‌‏ تعريف مي‌‏شوند با اين مقابله و مخالفت، همراه مي‌‏شود.
    رجايي با اشاره به پذيرش مشروطه از سوي مظفرالدين شاه گفت: در اين زمان تحول‌‏هاي سياسي جامعه ايران بسيار حائز اهميت است. مثلاً براي شركت در انتخابات شرايطي مانند داشتن سواد, داشتن زمين با مساحت مشخص, نداشتن سابقه جناحي و حزبي خاص و ....وجود داشته است كه به واسطه آن بخش وسيعي از جامعه امكان شركت در انتخابات را نداشتند و تشكيل مجلس براساس اين انتخابات بسيار محافظه‌‏كارانه بوده است.
    وي گفت: در اين زمان انجمن‌‏هاي صنفي متعدد تشكيل مي‌‏شود. حتي به گفته ايمانوف انجمن‌‏هاي ارتجاعي تشكيل مي‌‏شود يعني حتي طبقات حاكم هم مي‌‏آيند انجمن‌‏هايي را تشكيل مي‌‏دهند.
    وي خاطرنشان ساخت: به گفته بسياري از نويسندگان، انقلاب مشروطه مهمترين انقلاب بورژوا دموكراسي در ايران بوده است و بسيار عجيب است كه از بسياري از كشورها عقب افتاده است.
    وي با اشاره به اينكه پس از انقلاب مشروطه تا 14 سال نوعي خلاء قدرت اتفاق افتاد، افزود: حاصل اين خلاء قدرت بناپارتيسم بود چرا كه براي شكل‌‏گيري دموكراسي در جامعه نياز به وجود نظم در جامعه است تا جائيكه دولت مشروطه مدعاي دموكراسي داشت اما طبيعتاً خلاف اصول دموكراسي عمل كرد.

    پرويز ورجاوند: با تحليل جنبش مشروطه مي‌‏توان فهميد كه چرا هنوز اندر خم يك كوچه‌‏ايم


    پرويز ورجاوند يكي از سخنرانان سمينار درسهاي انقلاب مشروطه كه به دليل كسالت نتوانسته بود در اين برنامه حضور يابد با ارسال نامه‌‏اي ضمن پوزش از عدم حضور خود و تاكيد بر اهميت بزرگداشت مشروطه از برگزار كنندگان اين برنامه قدرداني كرد.
    به گزارش خبرنگار ايلنا, در اين نامه آمده است: با وجود گذشت يك سده از جنبش مشروطيت ايران, هنوز هدفهاي اساسي آن جنبش هدفهايي هستند كه بايد در راه تحقق بخشيدن آنها, با تمامي نيرو تلاشي همه جانبه را ادامه داد.
    در ادامه اين نامه آمده است: دستيابي به آزادي, استقرار حاكميت ملي و سامان‌‏دهي جامعه مدني, استقرار حاكميت قانون در تمامي ابعاد و زمينه‌‏ها به منظور حفظ منافع ملي و حرمت برحقوق شهروندي، تامين عدالت اجتماعي, ايجاد بستر مناسب براي رشد، خردگرايي و پيشرفت علمي و توسعه پايدار به منظور پايان بخشيدن به شرايط عقب افتادگي و بالاخره رشد توان اقتصادي و قدرت دفاع ملي به منظور پاسداري از يكپارچگي و استقلال تام و تمام كشور, همه خواست‌‏هايي هستند كه هنوز بعد از گذشت يك قرن, ملت ايران براي رسيدن بدانها دست از تلاش بر نداشته است.
    اين نامه مي‌‏افزايد: امروز هنوز در جامعه ايران به شدت با صاحبان انديشه و قلم, برخورد مي‌‏شود, هنوز به جرم ابراز نظر و نقد صاحبان قدرت, انسان‌‏ها را محكوم مي‌‏سازند, امروز در اين جامعه به نام قانون ملت را از حق تعيين سرنوشت خويش محروم مي‌‏سازند و عده اي به خود حق مي‌‏دهند تا به جاي ملت مجلس تشكيل دهند, قانون بنويسند و ملت را به اجراي آن وادار بسازند.
    در چنين شرايطي, بزرگداشت جنبش مشروطيت از اهميت والايي برخوردار است, زيرا كه با تحليل هوشمندانه آن جنبش مي‌‏توان گفت چرا هنوز ما اندرخم يك كوچه‌‏ايم.

    [بازگشت به صفحه اول]