| [بازگشت به صفحه اول] |
از ايران امروز
|
سمينار درسهای انقلاب مشروطه
چرا هنوز اندر خم يك كوچهايم؟
نخستين روز از
سمينار دو روزهی «درسهاي انقلاب مشروطه» كه از سوي واحد مطالعات تحقيقات و
آموزش دفتر تحكيم وحدت تدارك ديده شده ، برگزار شد.
در نخستين روز از اين سمينار مجيد حاجي بابايي عضو دفتر تحكيم و شماری از فعالان سياسی به سخنرانی پرداختند. مطالب زير گزارش «خبرگزاري كار ايران» (ايلنا) از سخنرانیهاست. حاجبابايي: نهضت مشروطه هنوز به آگاهي تاريخي تبديل نشده است مجيد حاجي بابايي مسوول واحد مطالعات تحقيقات و آموزش دفتر تحكيم وحدت در سمينار درس هاي انقلاب مشروطه گفت: انقلاب مشروطه يك لحظه يا حادثه تاريخي نيست، بلكه يك فرايند است اما اين فرآيند هنوز به آگاهي تاريخي تبديل نشده است. به گزارش خبرنگار "ايلنا" وي در سمينار درسهاي انقلاب مشروطه گفت: امروز هنوز پاسخ گويي قدرت در ميان نخبگان مطرح مي شود و اگر امروز سرمقاله هاي آن روز روزنامهها را در روزنامه ها چاپ كنيم، كسي متوجه قدمت يك صد ساله آن نمي شود. وي افزود: امروز در كشور ما هنوز هم تلاش براي تحقق دموكراسي ديده مي شود اما تكرار اين مضامين بدون توجه برناكاميهاي گذشته تلاشي بيهوده خواهد بود. حاجي بابايي با بيان اينكه تكرار مفاهيم و كشته شدن بر سر آن ها قطعا گره از كار ما نخواهد گشود، گفت: جنبش دانشجويي به دنبال تحقق خواسته هاي صد ساله كشور است و اما گويي از گذشته عبرت نگرفته است و راهكاري براي دروني كردن اين مفاهيم در جامعه ندارد. وي در پايان ابراز اميدواري كرد كه با نگاهي دقيق و صحيح به تاريخ كشورمان گام هاي درست به سوي دموكراسي برداشته شود چرا كه آنچه اهميت دارد جايگاه مردم و مشاركت آن هاست. مصطفي تاجزاده: ملت ايران طي يكصد سال اخير درجا نزده است عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي گفت: ملت ايران طي صد سال اخير پيروزيها و شكستهايي داشته است اما هرگز به نقطه آغاز بر نگشته و در جا نزده است. به گزارش خبرنگار "ايلنا"، مصطفي تاجزاده طي سخناني با عنوان "نقد تجربه مشروطه" در سمينار "درسهاي انقلاب مشروطه"، گفت: به عقيده من تاريخ معاصر ما با شكست از روسيه و بستن معاهدههاي گلستان و تركمانچاي آغاز شده است كه جامعه ايران را وارد مرحله جديدي كرد. وي با بيان اينكه دليل اهميت اين اتفاقات شكست جامعه ايران نيست، گفت: شكستهاي ما از روسيه از حدود 180 سال پيش منجر به متلاشي شدن سلسله قاجار نشده بلكه اهميت اين شكست از اين جهت بود كه نخبگان ايراني براي اولين بار احساس كردند كه دنيا عوض شده است و امكان پيروزي ايران بر رقباي قدرتمندش وجود ندارد، به همين دليل هيچ نيرويي براي جنگ با روسيه تلاشي نكرد. وي افزود: در شكستهاي ديگر ما پس از مدتي جايگاه پيشين خود را به دست ميآورديم اما در اين شكست اين اتفاق نيفتاد. ما به نقطهاي رسيده بوديم كه سرزمينهايي را از دست ميداديم بدون اينكه جايي را به دست بياورديم. اين شكست باعث به فكر فرورفتن همه شد كه اتفاقي افتاده است. براي اولين بار اين فكر پيش آمد كه ما بايد محصلاني را به خارج اعزام كنيم كه بفهميم چرا آنها قدرتمند شدهاند؟! تاجزاده ادامه داد: پس از اين شكست، تا جنبش تنباكو دورهاي داريم كه زمينهاي براي جنبش مشروطه فراهم شد. وي با بيان اين مطلب كه براي تحليل انقلاب مشروطه بايد به تحليل طولي و عرضي تاريخ كشور بپردازيم و عوامل دروني و بيروني را براي فهم آن مورد بررسي قرار دهيم، گفت: انقلاب مشروطه يك جنبش شهري بود اگرچه روستاييان هم در آن نقش داشتند اما نقش قاطع مربوط به شهرنشينها بود. ما در اين دوران با كتب ترجمه شده و سيستمهاي جديدي آشنا شده بوديم كه باعث شده بود كه جامعه وارد فضاي جديدي شود. عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت گفت: پس از شكست ما از روسيه, روسها بيش از انگليسيها در مسائل داخلي ما تاثيرگذار بودند. در سال 1904 روسيه از ژاپن شكست خورد و شكست روسها از يك كشور آسيايي براي ايرانيها بسيار مهم بود. وي دليل شكلگيري جنبش مشروطه را ترس از بقا عنوان كرد و گفت: در آن دوره جامعه احساس ميكرد كه حكومت فردي در جامعه ايران به بنبست رسيده است. از ديد علما و روحانيون آن زمان تنها دو نوع حكومت امكان داشته است اول حكومت شرعي و نه حكومت اسلامي, كه حكومت شرعي را از آن معصوم ميدانستند و چون معصوم نبود آن را كنار ميگذاشتند و از حكومت هم با عنوان سلطنت نام ميبردند و معتقد بودند چون معصوم نداريم بايد اختيارات حكومت را كاهش و مجلسي تشكيل دهيم كه ناظر بر كار حكومت باشد. نتيجه تفكر علماء و روحانيون با همان چيزي كه روشنفكران آن زمان ميگفتند يكسان ميشد كه همان حكومت قانوني بود كه محدود, غير شخصي و پاسخگو بود. تاجزاده در بخشي از سخنان خود تصريح كرد: جنبش مشروطه يك جنبش رهايي بخش و ضد ظلم در برابر حكومت فردي بود. جنبش مشروطه ميخواست بالا را براي تحقق عدالت محدود كند, اما به مشاركت مردم در عرصه سياست نميانديشيد. اين حركت از دخالت خارجي نگراني داشت و حتي در مواردي در سفارتخانه انگليس تحصن كردند. بقاي ايران و عزت مردم به عقيده بسياري از افراد در گرو مشروط، مسئول و مقيد كردن حكومت بود. وي در ادامه يادآور شد: از بزرگترين تذكرات مرحوم نائيني و آخوند خراساني به شيخ فضلالله نوري و از سئوالاتي كه آنها از او كردند و او جواب نداد و طرفدارانش هم هنوز جواب ندادهاند، اين بود كه تو اگر حكومت مشروعه ميخواستي چرا زمانيكه قاجار هزاران كار غير مشروع و ظالمانه انجام داد، اعتراض نكردي و به محض مطرح شدن مشروطه و مقيد شدن حكومت شرع را مطرح كرد. تو دلت براي شرع نسوخته است بلكه به دنبال حكومت مطلقه فردي هستي. ضمن اينكه اين داعيه اسلام را زير پرچم شاه مطرح كردي. امروز هم دعوا سر اسلام نيست بحث سر اين است كه حكومت پاسخگو باشد يا نباشد. تاجزاده تصريح كرد: كساني مثل آخوند خراساني حكومت شرعي را مطرح نميكردند چون معتقد بودند قدرت و حكومت در زمان ما كنيز سياهي است كه دستش آلوده شده است و ما هر چه تلاش كنيم نميتوانيم آلودگياش را پاك كنيم به همين دليل نميخواستند شرع را با چنين سياهي همراه كنند و دين را به آن نسبت دهند. وي به افراطگري برخي طرفداران مشروطه به عنوان يكي از عوامل عدم موفقيت كامل مشروطه اشاره كرد و افزود: برخي فحاشيها و تنديهاي صورت گرفته بيشتر شبيه عقدهگشايي بوده است و برخي افراد واقعاً آزادي را با هرج و مرج اشتباه گرفته بودند. از منظر اين ماجراجويان سياست در ايران ادامه جنگ بود. عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي يادآور شد: در زمان مشروطه و پس از آن به دليل اتكاي دولت به نفت رابطه دولت با مردم قطع مي شود و دولت احساس بينيازي از جامعه ميكند كه اين مساله منجر به عدم پاسخگويي دولت ميشود. وي در ادامه دخالت عضو خارجي را عامل ديگر عدم بهرهمندي جامعه از دستاورد مشروطه دانست. تاجزاده گفت: تلگراف در انقلاب مشروطه بسيار مهم بود و در انقلاب اسلامي نوار بسيار موثر بود الان در دوره اينترنت هستيم و اميدواريم حكومت معقولانه با مسائل برخورد كند كه اينترنت به عامل موثري در انقلابي ديگر تبديل نشود. عليرضا رجايي: هرگونه رقابت طبقاتي در جريان جنبشها، متضمن ائتلافهاي طبقاتي است عليرضا رجايي از فعالان ملي مذهبي، گفت: هر گونه رقابت طبقاتي در جريان جنبشها، متضمن ائتلافهاي طبقاتي است, وقتي گفته ميشود انقلابي حاصل ائتلافهاي طبقاتي است به اين معنا نيست كه اين جنبش در جاهاي ديگر با ائتلافهاي ديگر همراه نبوده است. وي طي سخناني با عنوان "شرايط اجتماعي و اقتصادي ايران در آستانه مشروطه" در سمينار درسهاي مشروطه كه از سوي واحد مطالعات, تحقيقات و آموزش دفتر تحكيم وحدت در كتابخانه بعثت برگزار شد،گفت: اگر روحانيت و روشنفكران دوره قاجار مبلغ انقلاب مشروطه بودند، بورژوازي شهري و رهبران ايلهاي بزرگ آن دوره نيز از انقلاب مشروطه حمايت ميكردند. رجايي با طرح اين پرسش كه اين ائتلاف طبقاتي چگونه رخ داده است، گفت: اين پرسش پيچيدهاي است و به عقيده من ما هنوز پاسخ دقيقي براي آن ندادهايم. واقعيت اين است كه آنقدر شيفتگي نسبت به پروژه تجدد يا پروژه روحانيت وجود دارد كه امكان پرداخت دقيق به اين مسائل را به ما نميدهد. رجايي يادآور شد: در عين حال كه تئوري تجدد تا حد زيادي انقلاب مشروطه را توضيح ميدهد، شايد ما به نظريه ديگري هم نيازمند باشيم كه از موضع تجدد، انقلاب مشروطه را توضيح دهد و تحولات سياسي اقتصادي اين دوره را توضيح دهد. وي در ادامه اظهار داشت: اگر بلوك قدرت زمان قاجار را شامل دربار, اشراف زميندار و ملاكان, روحانيت و تجار بدانيم چگونه ميشود كه تقريباً سه عنصر اين بلوك يعني زمينداران, تجار و روحانيت عليه دربار وارد منازعه ميشوند و انقلاب مشروطه اتفاق ميافتد. چرا اين بلوك دچار بحران ميشود؟ برخي مورخان نشان دادهاند كه اگر امپرياليسم جهاني را كنار بگذاريم اتفاقاً رژيم قاجار نسبت به ساير رژيمها داراي نظم زيادي بوده است و از دورههاي قبل خود جلوتر بوده است. رجايي با اشاره به حضور سرمايهداري در عرصه بينالملل از قرن نوزدهم افزود: نظام سرمايهداري جهاني از اين تاريخ به جامعه سنتي ايران هم وارد ميشود كه باعث تحول بافت اقتصادي سرمايهداري جامعه ايران ميشود و بافت اقتصادي سنتي ايران را دچار بحران ميكند. وي با بيان اينكه در مجموع دولت دچار كسري بودجه فراوان و قدرت كم بوده است، گفت: وجه پيچيده قدرت در اين زمان كه همان روحانيت است داراي جايگاه محفوظي بوده است ولي روحانيت به اين نتيجه رسيده بود, كه ديگر نميتواند نظم تشكيلاتي در اين مجموعه ايجاد كند و به همين دليل ديگر سعي نميكرد كه از موضع يك تفكر ملي عمل كند و بحران جامعه آن روز ايران قطعاً منتهي به خود آگاهي روحانيت شده بوده است. رجايي افزود: به عقيده من روحانيت به اين بحران پي برده بوده و ميدانسته است كه براي حفظ مجموعه ملي بايد ايدئولوژي ديگري در نظر گرفته شود. وي در بخشي ديگري از سخنان خود بيان كرد: در اواخر قرن 19 انديشههاي ناسيوناليستي و ملي در ايران رايج شده بوده است. انقلاب مشروطه يك پديده خلقالسائه يا ناشي از يك سوء تفاهم نبوده است بلكه شرايط اجتماعي ايران چنين اتفاقي را ميطلبيده است. 9 سال قبل از انقلاب مشروطه كنسول روسيه ميگويد: اكنون پژواك نارضايتي مردم در پايتخت نيز به گوش ميرسد. همه اين عوامل باعث ميشود بلوك قدرت به طور كامل در مقابل قاجار ميايستد و خرده مالكها و دهقانها هم كه ذيل زمينداران و اشراف تعريف ميشوند با اين مقابله و مخالفت، همراه ميشود. رجايي با اشاره به پذيرش مشروطه از سوي مظفرالدين شاه گفت: در اين زمان تحولهاي سياسي جامعه ايران بسيار حائز اهميت است. مثلاً براي شركت در انتخابات شرايطي مانند داشتن سواد, داشتن زمين با مساحت مشخص, نداشتن سابقه جناحي و حزبي خاص و ....وجود داشته است كه به واسطه آن بخش وسيعي از جامعه امكان شركت در انتخابات را نداشتند و تشكيل مجلس براساس اين انتخابات بسيار محافظهكارانه بوده است. وي گفت: در اين زمان انجمنهاي صنفي متعدد تشكيل ميشود. حتي به گفته ايمانوف انجمنهاي ارتجاعي تشكيل ميشود يعني حتي طبقات حاكم هم ميآيند انجمنهايي را تشكيل ميدهند. وي خاطرنشان ساخت: به گفته بسياري از نويسندگان، انقلاب مشروطه مهمترين انقلاب بورژوا دموكراسي در ايران بوده است و بسيار عجيب است كه از بسياري از كشورها عقب افتاده است. وي با اشاره به اينكه پس از انقلاب مشروطه تا 14 سال نوعي خلاء قدرت اتفاق افتاد، افزود: حاصل اين خلاء قدرت بناپارتيسم بود چرا كه براي شكلگيري دموكراسي در جامعه نياز به وجود نظم در جامعه است تا جائيكه دولت مشروطه مدعاي دموكراسي داشت اما طبيعتاً خلاف اصول دموكراسي عمل كرد. پرويز ورجاوند: با تحليل جنبش مشروطه ميتوان فهميد كه چرا هنوز اندر خم يك كوچهايم پرويز ورجاوند يكي از سخنرانان سمينار درسهاي انقلاب مشروطه كه به دليل كسالت نتوانسته بود در اين برنامه حضور يابد با ارسال نامهاي ضمن پوزش از عدم حضور خود و تاكيد بر اهميت بزرگداشت مشروطه از برگزار كنندگان اين برنامه قدرداني كرد. به گزارش خبرنگار ايلنا, در اين نامه آمده است: با وجود گذشت يك سده از جنبش مشروطيت ايران, هنوز هدفهاي اساسي آن جنبش هدفهايي هستند كه بايد در راه تحقق بخشيدن آنها, با تمامي نيرو تلاشي همه جانبه را ادامه داد. در ادامه اين نامه آمده است: دستيابي به آزادي, استقرار حاكميت ملي و ساماندهي جامعه مدني, استقرار حاكميت قانون در تمامي ابعاد و زمينهها به منظور حفظ منافع ملي و حرمت برحقوق شهروندي، تامين عدالت اجتماعي, ايجاد بستر مناسب براي رشد، خردگرايي و پيشرفت علمي و توسعه پايدار به منظور پايان بخشيدن به شرايط عقب افتادگي و بالاخره رشد توان اقتصادي و قدرت دفاع ملي به منظور پاسداري از يكپارچگي و استقلال تام و تمام كشور, همه خواستهايي هستند كه هنوز بعد از گذشت يك قرن, ملت ايران براي رسيدن بدانها دست از تلاش بر نداشته است. اين نامه ميافزايد: امروز هنوز در جامعه ايران به شدت با صاحبان انديشه و قلم, برخورد ميشود, هنوز به جرم ابراز نظر و نقد صاحبان قدرت, انسانها را محكوم ميسازند, امروز در اين جامعه به نام قانون ملت را از حق تعيين سرنوشت خويش محروم ميسازند و عده اي به خود حق ميدهند تا به جاي ملت مجلس تشكيل دهند, قانون بنويسند و ملت را به اجراي آن وادار بسازند. در چنين شرايطي, بزرگداشت جنبش مشروطيت از اهميت والايي برخوردار است, زيرا كه با تحليل هوشمندانه آن جنبش ميتوان گفت چرا هنوز ما اندرخم يك كوچهايم. |