سرور متين

 

چه کسانی بنام آذربايجانی به ايران اعلان جنگ می دهند؟

 

با انتشار بيانيه ای که در تارنمای «صدای ما» ديده و خوانده ام به فکر افتادم که پرسش هايی را مطرح کنم .

چند نفر که خود را مبتکرين تاسيس «سازمان سياسی ترک - آذربايجان ايران » معرفی کرده اند با انتشار بيانيه ای در آن سايت اعلام کرده اند که مدت ها است بخشی از آذربايجانيان خارج کشور که «هم دموکرات و آزاديخواه » هستند وهم «مدافع فدراليسم ملی ( اتنيک) » از فقدان يک تشکيلات جدی با برنامه روشن دموکراتيک که بتواند « منافع آذربايجانی ها وترک های ايران رانمايندگی کند رنج می برند» و به ضرورت ايجاد« يک جريان پيشرو مخصوص ترک های ايران » اعتقاد پيداکرده اند.

 سوال من اينست که چگونه آنهايی که  خود را مبتکر تاسيس سازمان سياسی ترک – آذربايجان می دانند به يک جريان پيشرو مخصوص ترک های ايران در ان واحد تبديل شده اند. دعوای قومی ديده بوديم اما جعل قوم آذربايجان ترک يا قشقايستان ديگر نديده بوديم که چشم ما روشن! ! اگرکسانی خود را از بقايای  ترک هايی می دانند  که صدها سال پيش به ايران حمله کردند و پس از سال ها ماندن  هنوز با اينهمه مخلوط شدن خود را ترک خالص می دانند چرا می خواهند سرزمين آذربايجان را بگيرند اگر خواستار تابعيت ايرانی نيستند می توانند آن را ترک گويند و کسی جلودار آنها نيست . آنها آزادانه می توانند بازگشت به سرزمين های ترک نشين را انتخاب نمايند . بيانيه توضيح نمی دهد که سرزمين های تاريخا ترک يعنی چه ؟ سرزمين های ترک در خارج از ايران نام خود را دارند و مشخص هستند . ترکمنستان ، ترکيه و قرقيزستان... سرزمين ايران نيز مشخص است . کداميک از اين نقاط متعلق به ترک ها بوده است؟   آذربايجان که سرزمين ترک ها نيست ، نام آن ايرانی است و متعلق به ايران بوده و ساکنين آن ايرانی بوده اند و متعلق به ايران خواهد ماند.آذربايجانی ها که سرزمين ديگری ندارند.آن آذربايجانی هم که به عنوان جمهوری آذربايجان مشهور شده است همه می دانيم نام آن قلابی است و نام حقيقی آن آذربايجان نبوده و  از ايران جدا شده است.

  اين  خيال های خام درخارج از کشور با چه انگيزه ای در سر پخته می شود  نمی دانم و چرا اين اشخاص نام آذربايجان را سپر بلای افکار عجيب خود کرده اند سردر نمی آورم. واين ادعاهای عجيب و غريب در شرايط استبداد زده ما چه دردی را دوا می کند نمی فهمم . کجای اين بيانيه با دموکراسی سازگاراست نمی دانم.

 برای نمونه من از خانواده ای لری از شيراز هستم و از اعقاب  کريمخان زند بشمار می آيم . پس از شکست لطفعلی خان زند ، آقا محمدخان  ضمن تصاحب دارايی او،  حرمسرا و زنان را هم بين ايل قسمت کردند و اينجانب از بقايای چنين اميختگی هستم و حالا من می توانم بگويم ترکم؟ لرم ؟ چه هستم ؟ حالا ترک يا لر چه دردی دوا می کند؟ اگر شما دموکرات هستيد در حقيقت  برای همه حقوق برابر قايل هستيد؛ ديگر چه فرق می کند من ترک باشم يا لر باشم يا عرب و ... مگر الان مشکل ما ترک بودن يا کرد بودن است؟   من چه ترک باشم و چه لر و چه قشقايی برای من تفاوتی نمی کند ولی ايرانی بودن مليت من است وبه آن افتخار می کنم و به فرهنگ آن می بالم.

اين بيانيه از اسيملاسيون دوره ی  پهلوی سخن می گويد آيا فقط قوم خاصی مثلا آذربايجانی ها يا کردها مورد تبعيض و ستم  بودند؟ مگر همه ی ايرانيان ناچار به عوض کردن پوشش خود نشدند؟ مگر همه زنان ايران مجبور به برداشتن حجاب  نگرديدند؟

همه ی درد شما همان دوران پهلوی است پس مسئوليت تاريخی از سر مناره درست کردن ها و چشم در اوردن های ترکان را چه کسی بردوش می گيرد؟

اين بيانيه وظيفه خود دانسته که با پيش کشيدن حق تعيين سرنوشت خود را مدافع حقوق  ملت های کرد وعرب و  بلوچ و ... بداند و توضيح نداده که اگر هر کدام از آنها ملت هستند و لابد هرکدام يک دولت و حکومت دارند و خودشان می خواهند سرنوشت خود را تعيين کنند چگونه آنها فقط به ايشان نمايندگی داده اند که از حقوق آنها دفاع کنند؟ پس منظور شما دفاع از حقوق آذربايجانی ها نيست، هدف شما تکه پاره کردن ايران و از بين بردن وحدت ملی ماست.

شما از حق تعيين سرنوشت می گوييد و نوشته ايد فقط چپ هايی را به خود راه می دهيد که  حق تعيين سرنوشت را بپذيرند  اما خود شما   چپ  نيستيد ، همانطور که خود را آذربايجانی نمی دانيد وترک می دانيد  ولی  از نام آذربايجان سوء استفاده می کنيد. اگر چپ هستيد از منافع کشور و حقوق همه ی مردم دفاع کنيد. چرا شما سالگرد قرارداد ننگين گلستان و ترکمانچای را جشن می گيريد؟ آن چنان قراداد ننگينی که کارل مارکس در باره ی اين قرارداد نوشت: « ... روسيه به ايران تجاوز کرده بود. روسيه نه تنها از طريق عهدنامه گلستان و ترکمان چای ايران را از چند منطقه ی ديگر  لخت  کرده بلکه همچنين اورا ازکشتی رانی در امتداد سواحل خويش در دريای خزر محروم ساخت » انگلس نيز يادآوری کرد: « عهدنامه ی ترکمانچای ، ايران را به يک تحت الحمايه ی روسيه تبديل کرده است» شما با وحدت ملی و تماميت ايران دشمن هستيد و اگرنه اين قرارداد ننگين  چشن گرفتن دارد؟ آيا شما خواستار تحت الحمايه شدن دوباره ايران هستيد؟

دفاع  از استقلال ايران و آزادی و دموکراسی برای همه ايرانيان ، و ظيفه ی همه ايرانيان مبارز است  و خواندن و نوشتن به زبان محلی و پوشيدن لباس محلی و ... که حق طبيعی هرقومی است و قابل دفاع می باشد. امروز اقليت های دينی مانند ارمنی ها و آسوری ها و سنی ها بيش از همه در رنج وعذابند ولی دم از جدايی نمی زنند و خود را ايرانی می دانند . من  هم مانند بسياری ديگر از هموطنانم براين باورم که راه پايان دادن به اين رنج ها از آزادی و دموکراسی برای همه ايران می گذرد نه  از راه دامن زدن به تعصبات قومی و اعلان جنگ به هموطنان .

يادآوری می کنم که اين مقاله برای سايت صدای ما که اين پلاتفرم را منتشرکرده بود فرستادم ولی از چاپ آن خودداری کردند.