|
از سايت گويا |
|
|
حكومت بر جامعه ای فلاكت زده و بی اعتبار: افتخار يا ننگ، مجيد محمدی حكومت بر چنين جامعه ای كدام افتخار را نصيب حاكمان جمهوری اسلامی می كند؟ اين حكومت و جامعهء متناظر با آن چه هنری دارند كه همهء مردم دنيا مدام به الگو گيری از آن دعوت می شوند؟ حكومت موجود چه صدسال ديگر تداوم پيدا كند و چه ماه يا سال آينده سقوط كند يك ضايعهء جدی و يك شكست بنيادی برای جامعهء ايران به شمار می آيد * حاكمان جمهوری اسلامی تلاش كرده اند جامعه ايران را به قد و قوارهء دنيای بسته و كوچك و كهنهء خود در بياورند. اول. حتی اگر جنايات مشهود حاكمان جمهوری اسلامي-قتل عام چندين هزار زندانی به دستور مستقيم خميني، قتل های زنجيره ای داخل و خارج كشور به دستور رفسنجانی و خامنه ای و شكنجهء هزاران زندانی و ...- در ربع قرن اخير را به دست فراموشی بسپاريم، كه نمی توانيم، نمی توان از جامعه ای كه اين رژيم تلاش بسياری برای ساختن آن به خرج داده غفلت كنيم. نظامهای سياسی اقتدارگرا و تماميت طلب معمولا تلاش می كنند جامعه ای در قد و قامت و متناسب با تصوير و انتظاری كه خود از جهان پيرامون دارند خلق كنند. انقلابيون مسلمان جامعه ای آرمانی را نويد می دادند كه با حاكم شدن روحانيون به جهنم يا ويرانه ای كه توصيف آن می آيد رسيده اند. اكثر اخبار ذيل از روزنامه هايی كه مافيای سياسی می تواند تحمل كند يا تريبونهای رسمی مافياييان نقل شده اند. با كنار هم گذاری اين گونه اخبار می توان دهها جلد كتاب فراهم آورد. اينها تنها مشتی از خروارند كه تنها در عرض نيم ساعت جستجو در اينترنت گرد آوری شده اند (شما هم امتحان كنيد): × نيمی از مردم ايران دچار عارضه پوكی استخوان هستند (كيهان، دوم مهر ماه 1383). دوم. مافيای سياسی آنقدر مشغول مقابله با رسانه های مستقل در حوزه های جامعهء سياسی و جامعهء مدنی بوده كه از ممانعت از انتشارِ اخبار به قول خودشان منفی در حوزه های اجتماعی غفلت كرده است. البته به دستور خامنه ای صدا و سيمای اقتدار گرايی از انتشار اخباری كه وضعيت واقعی جامعه را نشان می دهد و به قول حاكمان منفی است منع شده اند. در مقابل، اين رسانه ها موظفند همهء اخبار منفی مربوط به جوامع غربی را منتشر كرده و هرگونه اخبار مربوط به پيشرفت در اين كشورها را سانسور كنند. به همين دليل تنها اخبار زلزله، توفان، گردباد، حملات تروريستي، جنگ، بيماريها ، آتشفشانها و مانند آنها در كشورهای توسعه يافته را می توان از صدا و سيمای اقتدار شنيد و ديد. به همين دليل است كه بسياری افراد با يك مسافرت به تركيه يا دبي- لازم نيست به آستردام يا زوريخ بروند- تصورشان از دنيای بيرون از ايران عوض می شود. دقيقا باز به همين دليل است كه ايرانيان بر خلاف مردم جوامع غربی به رسانه ها اصولا خوشبين نيستند و با ترديد بيشتری به آنچه در رسانه ها می آيد می نگرند. دروغ شنوايی بسيار آنها را در برابر دروغگويی واكسينه كرده است. سوم. در همهء جوامع اين گونه مشكلات ذكر شده در اخبار فوق به چشم می خورند اما نه در اين حد و نه با جهت گيری مخرب. همهء جوامع، غير از فقير ترين و استبدادی ترين آنها، در حال كاهش اين مشكلات هستند. در عموم شاخصهای توسعه ايران امروز حتی با همسايه ای مثل تركيه يا كشورهای آسيايی مثل كره جنوبی قابل مقايسه نيست. روحانيت حاكم كشور ايران با همه نوع منابع انسانی و طبيعی در حد و قامت كوتولهء خود محدود كرده و در پی بنياد بهشت طالبانی در ايران است. به همين دليل آن بخشی از حاكميت كه اين شرايط را برای خود و خانواده شان نمی پسندد- نه برای همهء مردم- سريعا به خروج سرمايه از كشور مشغول است. بازارهای سرمايهء دبي، كانادا، استراليا و آسيای جنوب شرقی اين سرمايه ها را بسرعت جذب كرده اند. حاكمان جمهوری اسلامی جامعه ای ساخته اند كه حتی خود نمی توانند آن را تحمل كنند و نسل بعدشان را به غرب می فرستند. چهارم. حكومت بر چنين جامعه ای كدام افتخار را نصيب حاكمان جمهوری اسلامی می كند؟ اين حكومت و جامعهء متناظر با آن چه هنری دارند كه همهء مردم دنيا مدام به الگو گيری از آن دعوت می شوند؟ حكومت موجود چه صدسال ديگر تداوم پيدا كند و چه ماه يا سال آينده سقوط كند يك ضايعهء جدی و يك شكست بنيادی برای جامعهء ايران به شمار می آيد كه نه فقط حاكمان بلكه مردم ايران نيز كه با آغوش باز روحانيت را به طور انحصاری بر آن حاكم كردند در اين شكست سهيم هستند. هر روز كه از عمر اين رژيم بگذرد فاصلهء ميان ايران و ديگر جوامع بيشتر می شود. حاكمان جمهوری اسلامی تلاش كرده اند جامعه را به قد و قوارهء دنيای بسته و كوچك و كهنهء خود در بياورند. كوتوله های سياسی جامعه را نيز كوتوله می خواهند تا بتوانند به حكومتشان تداوم بخشند. تمام جزيره های كيفيت- اعم از آموزشي، صنعتي، بهداشتی و تحقيقاتي- كه از اوايل قرن بيستم با زحمت دهها هزار نفر ايجاد شده بودند در عرض مدتی كوتاه نابود شدند تا ديگر مردم ايران مبداء مقايسهء داخلی نداشته باشند و روحانيت را تنها منبع علم و منزلت، و سپس ثروت، به شمار آورند. از همين جهت روحانيت حاكم هيچ علاقه ای به بازگشت ايرانيان فرهيخته و اهل علم به داخل ندارد و در اين جهت هيچ تلاشی نمی كند بلكه همهء تلاشها معطوف آنست كه همانها نيز كه در داخلند هر چه سريع تر مهاجرت كنند. وقتی حاكمانی از قبيل حسين شريعتمداري، علی آقا محمدي، مشكينی و جنتی و... و علی خامنه ای كه تفاوت چندانی با حسين الله كرم و حاجی بخشی ندارد داشته باشيم نبايد انتظاری بيش از اين از جامعهء ايران در عرصهء جهانی داشته باشيم.
|
||