| [بازگشت به صفحه اول] |
از ايران امروز
|
بيائيم مسئله ايران را مسئله بينالمللی كنيم دكتر
علی راسخ افشار
يكشنبه ٢٠ ارديبهشت ۱۳۸۳ درجهان ما كه هر روز كوچكتر ميشود و دهكده جهانی نام گرفته است مفاهيمی چون جنگ سرد و گلوبالی زاسيون و نظم نوين جهانی مدتها است افقی را مطرح كرده است كه در آن همه رويدادها بهم تنيده شده و با يكديگر در كنش و واكنش قرار دارند. پيش از اينها نيز جنگهای قرن بيستم صورت جهانی بخود گرفت و جنگ اول و جنگ دوم جهانی، مسئله همه دولتها و همه مردم دنيا شد، آيت الله خمينی هم ميخواست انقلابش را به سراسر جهان صادر كند، پرزيدنت بوش پدر در جنگ اول با عراق، هر چنددر اواسط راه كوتاه آمد، اما در آغاز با كمك سازمان ملل و شورای امنيت ملل متحديك حركت جهانی عليه صدام حسين راه انداخت و كشورهای بسياری را بر آن محور بسيج و متشكل كرد، بوش پسر نيز در اين قرن، پس از تراژدی يازده سپتامبر دوهزارو يك ، مسئله رويا روئی با تروريسم را بصورت مشكل جهانی اعلام كرد و جويای راه حلی جهانی شد. در رابطه با آنچه در بالا آمد در مرحله نخست مشكل بعنوان مشكلی جهانی مطرح گرديدوبعد و در مرحله دوم برای مشكل جهانی بفكر چاره جوئی و يافتن راه حل جهانی افتادند كه چاره ساز شد و به حل مشكل، حالا با هر گونه هزينه كه باشد، انجاميد. در رابطه با حاكميت جمهوری اسلامی گويا اين تنها دستيابی اين حاكميت به بمب اتمی استكه بصورت مشكل جهانی مطرح شده است! ! ! كه كشورهای غربی بسر كردگی امريكا را به آنجا كشانيده است كه برای حل آن دست به دامان سازمان ملل و شورای امنيت و كميسيون جهانی كنترل اتمی شوند. اينكه در ايران جمهوری اسلامی ابتدائی ترين حقوق انسانها پايمال ميشود! صدها روزنامه توقيف و انبوه روزنامه نگاران به زندان میافتند! اينكه انتخاباتی با آن افتضاح تحقق میيابد! اينكه انسانها را در اين نظام قطعه قطعه ميكنند! اينكه مليونها جوان ايرانی بی آتيه يا بی كار و مبتلابمواد مخدر و فحشا شده و ميشوند! گويا برای دنيا بی اهميت است و تنها مسئله ايرانيان و حد اكثر مشكل خاور ميانه است كه آقای بوش برای آن هم نقشه ميكشد و طرح خاور ميانه بزرگ را مطرح ميسازد و در كادر نظم نوين جهانی خويش تكليف مردم منطقه را روشن مینمايد و سرنوشت مارا ديكته ميكند! ! ! جهان در گير با ديكتاتوری سرمايه داری خونخوار پرطمع و سيری ناپذير امريكا گرديده است. اما ما ايرانيان هم گلوبالی زاسيون خود را داريم، ما بايستی مسئله ايران را بصورت مشكی گلوبال كه دامنگيرهمه جهانيان است ، كه هست، بشناسيم. ما بايستی به جهانيان بفهمانيم كه اگر از بنيادگرائی اسلامی به وحشت و هراس افتاده اند، اگر تروريسم جهانی خطری برای يكا يك مردم جهان، در هر كجا كه هستندميباشد! بايستی با يكی از اصلی ترين پايههای آن، كه حاكميت ملايان جمهوری اسلامی ميباشد در سطح جهان مبارزه كرد، ما بايستی بمردم دنيا بفهمانيم كه مسئله ايران مانند مسئله فلسطين، مانند مسئله هيتلر، مانند مسئله استالين و استالی نيزم، مانند مسئله آپارتهايد افريقای جنوبی، مشكل و مسئلهای منطقهای و محدود نيست، بلكه مشكلی جهانی است . ما بايستی واقعيت مسئله ايران را آنگونه كه هست كه مسئلهای جهانی است بجهانيان بشناسانيم. امريكاجنگ ويتنام را در جبهههای جنگ نباخت، بلكه در درون امريكا و با تبليغات وسيعی كه عليه جنگ ويتنام زنان و مردان انساندوست جهان و بويژه در امريكا با پيشگامی روشنفكران، و از جمله جين فوندا، به راه انداختند و انبوه مردم را عليه جنگ و آدمكشی در ويتنام بسيج كردند ، باخت. حاكميت سرهنگان در يونان با بين المللی كردن مسئله يونان بسركردگی الكساندر پاپاندرو كه در اروپا و امريكا مردم نوع دوست جهان را عليه كارگزاران سازمان جاسوسی امريكا، سيا، در يونان، يعنی سرهنگان، بسيج كرد، پايان يافت. و اينچنين بود مبارزات كنگره ملی افريقا بسركردگی نلسون ماندلا عليه آپارتهايد و آنچه در شيلی و در انگلستان عليه پی نوشه اتفاق افتاد كه پشتوانه جهانی داشت. روی سخن من با ايرانيان ميهن پرست و انسان دوست خارج از كشور است. اگر قرار استكه جابجائی نظام ملايان و حاكميت ولايت فقيه به يك جمهوری زكولار و لائيك و عرفی در ايران بطريقی مسالمت آميز انجام گيرد، كه تنها و تنها بايستی بدينگونه تحقق يابد، تا ما به يك نظام دموكراتيك و حاكميت قانون و استقلال و آزادی و عرفيت دستيابيم، يكی از عمده ترين دادههای آن اين است كه ما مسئله ايران را مانند مسئله فلسطين بصورت مسئلهای جهانی و مشكلی بين المللی در آوريم و بجهانيان تفهيم كنيم كه ايجاد آرامش در اين منطقه قدمی جهانی در مبارزه عليه تروريسم و تجاوز بحقوق انسانها و ستيز و جنگ افروزی ميباشد و بنا بر اين آنچه در ايران ميگذرد بهمه جهانيان مربوط است. اما اين مسئله بين المللی كردن مشكل ايران كاريست بس بزرگ كه از عهده اين شخصيت و اين سازمان و آن سازمان ايرانی بر نمیآيد. برای تحقق اين مهم، ما نياز به يك پشتوانه وسيع و اكثريتی قاطع از ايرانيان داريم كه در يك تشكل وسيع با بسيج نيروهای خود در سراسر جهان مسئله ايران را گلوبال كنند. ما برای اينكه بتوانيم مسئله ايران را در سازمان ملل و نهادهای مدنی جهانی مطرح كنيم! برای اينكه پای حاكمان ولايت فقيه را به دادگاه جهانی جنايات بشری بگشائيم! و حاكميت ضد بشری ملايان را به پای ميز محاكمه بريم! برای آنكه به مردم نوع دوست جهان بفهمانيم كه مسئله ايران فقط مسئله دستيابی به بمب اتمی نيست! مسئله ايران فقط غارت نفت و ديگر منا بع طبيعی كشور، فرار مغزها و جذب آنها در كشورهای متروپل، تصرف كامل بازار ايران و ويرانی اقتصاد ملی ايران كه خواست دولتهای استعماری ميباشد، كه دولتهای غربی و بويژه دولتهای اروپای صنعتی برای حفظ آن و پشتيبانی از رژيم ملايان كمر بستهاند! و گاه سه وزير امور خارجه را به ايران ميفرستند و گاه پرنس چارلز را به بهانه ديدار بم زلزله زده راهی ايران ميكنند! نيست، بلكه مسئله ايران، مسئله ملتی كهنسال با تمدنی درخشان است كه زير يوغ و فشار و كشتار و آزار و تجاوز و زندان و شكنجه رژيمی فاسد و دزد و ضد بشری گرفتار آمده است كه اگر پشتيبانی همين دولتهای استعمارگر غربی، بويژه بخش اروپائی آن از اين رژيم نبود تا بحال ملت ايران خود به عمر اين نظام نكبت آفرين پايان داده بود. بايستی در يك تشكل وسيع زير عنوان جمهوری لائيك زكولار و عرفی گرد هم آئيم و حركتی جهانی را سامان دهيم و مسئله ايران را بصورت يك مسئله بين المللی و يكی از مشكلات مردم جهان معرفی كنيم. اين به آن معنا نيست كه پای قدرتهای نظامی و دولتها را به ايران باز كنيم و با نيروی آنان خواهان جابجائی نظام باشيم كه هيچ ايرانی ميهن پرستی اين را اجازه نميدهد. بلكه هدف از جهانی كردن مسئله ايران، پشتيبانی نهادهای مدنی جهان از مطالبات بحق ملت ايران است. ما جبهه ملیها، از امريكا، از آلمان، ازفرانسه، از هلنداز سوئد، در" همايش جمهوريخواهان " در برلن عمدتأ با اين هدف شركت كرديم كه شايد بشود آن همايش بزرگ را كه با آن كميت عظيم و با حضور وسيع ميهمانان از كيفيتی بسيار بالا هم برخوردار بود بر محور اين تـز"بين المللی كردن مسئله ايران" بصورت تشكل وسيع جمهوريخواهان در خارج از كشور در آوريم. اما متأسفانه در طول آن سه روز شاهد همان فرقه گرائيها و گروهك بازيها و زدو بندهای سياسی بوديم ، و نشد آنچه بايستی بشود. اكنون همه اميدها و چشمها متوجه جريانی است كه به جمهوريخواهان پاريس و فرانكفورت و مونيخ معروف شده است كه هیأ ت تدارك آنها بطور جداگانه در اروپا در پاريس ، كلن، فرانكفورت جلساتی برگزار كرده اند . من دست نياز و التماس بسوی شما دراز ميكنم و مانند هزاران هزار ايرانی داخل و خارج كشوراميد و آرزو دارم كه بدون توجه به اين گروهكهائی از چپ، ملی و راست كه بيست و پنج سال در خارج از كشور با همه كوششی كه كردند نتوانستند كاری از پيش ببرند، آن شالودهای را بريزيد كه آن اكثريت عظيم ايرانی كه با همه علاقه ايكه به ايران و به كار سياسی دارند، بخاطر عدم اعتمادبه اين گروهكها منفرد مانده اند در اين تشكل وسيع جمهوريخواهی عرفی و زكولار و لائيك گرد آيند و آن حركتی را در خارج كشور ايجاد كنند كه با بسيج مردم نوع دوست جهان، فشار ديپلماتيك جهانی آنچنان چشمگير گردد كه هيچ وزير امور خارجهای و هيچ پرنس چارلی بفكر تقويت نظام جمهوری ولايت فقيه نيفتد و جرئت سفر به ايران جمهوری اسلامی را نداشته باشد و دولتهای دموكراتيك غرب چون آلمان و فرانسه و اسپانيا در گذشته، حاضر نباشندميزبان رئيس جمهور اين نظام استبداد و ترور و خفقان و خونخوار ضدبشری ولايت فقيه گردند. ما خارج كشوريها اين امكان، اين عرضه، اين توان و نيرو را داريم كه با برخورداری از آزاديها و امكاناتی كه داريم بياری هم ميهنان داخل كشورمان برويم. اين حد اقل خدمتی است كه ما ميتوانيم به آنان كه زير سرنيزه ولی فقيه به مبارزه خود ادامه ميدهند بنمائيم. بيائيم مسئله ايران و مشكل كشورمان را مسئلهای بين المللی كنيم و با بسيج و پشتيبانی نهادهای مدنی جهانی و مردم آزاده جهان برای جابجائی مسالمت آميز حاكميت جمهوری اسلامی به يك نظام جمهوری لائيك، فشار ديپلماتيك جهانی را به حاكميت ملايان وارد سازيم تا گامی جاندار در جهت مبارزات مسالمت آميز ملت خود برداريم و به اين اختلافات بیمزه و بیاساس و بچگانه و گروهك بازيها خاتمه دهيم. پاينده ايران برقرار باد همبستگی ايرانيان دموكرات، مترقی، لائيك وجمهوريخواه دكتر علی راسخ افشار سانفرانسيسكو اسفند هشتاد و دو |