|
از سايت گويا |
|
بيانيه تحليلی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه صنعتی شريف به مناسبت 18 تير
2- اگر روشنفکر عرفگرای ايرانی بيش از يکصد سال پيش درمان دردهای استبداد سلطنتي، استحمار مذهبی و نفوذ خارجی را دميدن روح مشروطه، سکولاريسم، ناسيوناليسم و استقلال ميديد، با وقوع انقلاب 57 استبداد سلطنتی فرو ريخت و در بطن فرهنگ استبدادپذير ايرانی قدرت ديگری زمام امور را به دست گرفت. 3- مفهوم مردم سالاری دينی مسلماً تقليل ارزشهای دموکراسی در قالب مفاهيم دينی است. اصلاح طلبان بايد بپذيرند که همان گونه که زيست شناسی ديني، مکانيک اسلاميو ... معنا و مفهوميندارد، مردمسالاری دينی و اقتصاد اسلاميتعابيری فاقد مفهومند. اول گناه اين واژه ها مفهوم پارادوکسيکال آنهاست. دموکراسی به معنای اعمال نظر اکثريت است،اگر اضافه دينی بر دموکراسی به معنای اعمال نظرات دينی اکثريت مردم است و به اين معنی است که مردم حق اعمال نظرات ضد دين يا حتی غير دينی خويش را ندارند، ديگر اين تعريف هيچ سنخيتی با دموکراسی ندارد. اگر اجازه پيدا کنيم بر همين منوال استدلال کنيم ، ميتوانيم از دموکراسی سلطنتی هم ياد کنيم که يعنی اعمال نظرات اکثريت مردم که با نظرات سلطان تناقضی ندارد. 4- از مهمترين جنبش های امروز ايران، جنبش زنان است.در حالی که اين جنبش، امروز از حمايت انديشمندان و متفکرين بسياری بهره مند است، دچار اشتباهی شده است- که روشنفکران عرفگرای ايرانی بسيار مرتکب شده اند- و آن تقليل مفاهيم و ارزشهای مورد قبولشان در قالب مفاهيم سنتی و دينی است. يافتن قرائتی فقهی که به جنبش کمک کند تا ميزان ارث برای زن و مرد برابر باشد و يا زنان هم مانند مردان از حق طلاق برخوردار باشند، تنها به معنای تقليل مفهوم برابری زن ومرد در قالب گزاره های سنتی و دينی است. اگر هم به کمک قرائت های متجددانه از دين، اين جنبش به هدفهای اوليه خود رسيد، بايد به ياد داشته باشد که بالاخره با مدد قرائتی از دين بر قرائتی ديگر چيره شده است و اين محدوديتی عظيم در راه جنبش ايجاد خواهد کرد؛ به عنوان مثال بسيار بعيد به نظر ميرسد که بتوان قرائتی را يافت که حق انتخاب نوع پوشش را برای زنان به رسميت بشناسد. 5- ايده اصلی انقلاب فرهنگی پاکسازی ناپاکی ها از عرصه علميکشور بود، بی خبر از اينکه هر انديشهای حق حيات دارد. در خوشبينانه ترين حالت انقلاب فرهنگی يعنی ديکتاتوری اکثريت برای پالايش و نابودی اقليت؛ يعنی ستاندن حق حيات از اقليت. از نتايج همين رفتار حاکمان است که هنوز هم بسياری از اساتيد از حضور در دانشگاه محرومند و نيز از عصاره همين طرز فکر است که امروز نيز صاحبان قدرت به دانشگاه به ديده عنصری ناپاک و خطری بالقوه برای حفظ قدرت خود مينگرند و بر همين اساس است که فجايعی نظير فاجعه تيرماه 78 رخ ميدهد. 6- هجدهم تير سال 78، به دانشجويان آموخت که تنها جامه ای که برای ايشان مناسب است ، نقادی و دوری از قدرت است. اما ايشان طی اين پنج سال تنها به نقادی قدرت و احياناً قدرتطلبان پرداخته اند؛ فارغ از اين نکته که نقادی بايد معطوف به ديگر حوزه ها هم باشد. در حاليکه ايرانی تمدن غرب را پذيرفته است اما هنوز فرهنگش ريشه در استبداد و سنت دارد. تنها نقد فرهنگ جامعه ميتواند عيبهای فرهنگيمان را بازشناسد. مشکل امروز ما نه در نحوه تقسيم قدرت بلکه در فرهنگ سنتی ما نهفته است. نقد جنبش های اجتماعي، رويدادهای تاريخی و شخصيتهای کاريزماتيک از همان درجه ای از اهميت برخوردارند که نقد قدرت. نقد تکراری قدرت مبدل به ياوه گويی های بدون استدلالی خواهد شد که بی توجهی جامعه به جنبش دانشجويی را به همراه دارد.
|
||