از سايت گويا

 
 

پوست اندازی محافظه كاران، احمد شيرزاد، رويداد

به راست‌ها توصيه شده بود که هر طور شده اين يک سال را هم علاوه بر آن هفت سال تحمل کنند تا عمر طبيعی دولت تمام شود و با سلام و صلوات آقای خاتمی را از زير قرآن رد کنند و ايشان را تا دم در يک قاب عکسی که سالهای سال بايد در آن اقامت بی سر و صدا داشته باشد، بدرقه کنند. قرار بود همه مثل بچه‌های مؤدب روی صندلي‌ها بنشينند، نطق تنش‌زا نکنند، با دولت تعامل داشته باشند، سياسی کاری نکنند، فقط به فکر معيشت مردم باشند، و خلاصه نشان دهند که راست‌ها چقدر خوب و بی آزار هستند و اين رسانه‌های استکباری و روزنامه‌های وابسته به دشمن هستند که از آنها يک چهره وحشتناک ساخته‌اند؛ وگرنه آنها آزارشان به يک مورچه هم نمی رسد.
اما نشد. آقايان و ايضاّ بعضی خانمها تاب تحمل نداشتند. مگر می شود مجلس دست به اصطلاح امت حزب الله باشد و دولت هر کاری دلش خواست انجام دهد، معاذالله! شواهد نشان می دهد که در روزها و هفته‌های آينده به طرز آشکارتری شاهد پوست اندازی جناح راست خواهيم بود تا خوش باورهايی که فکر می کردند با کنار رفتن اختياری يا اجباری اصلاح طلبان، راست‌ها خودشان مجبور خواهند بود دست به اصلاحاتی بزنند ببينند که يک من ماست چند من کره دارد وحاکميت بلامنازع راست چه مزه‌ای دارد. فراموش نکرده‌ايم بعضی تحليل‌های ساده لوحانه را که می گفتند راست فقط فضای سياسی را می بندد و در عوض فضای اجتماعی و اقتصادی را باز می کند. اکنون تحويل بگيرند که اين هنوز از نتايج سحر است. از بحث‌هايی که در ارتباط با مسايل تعيين پوشش مطرح می شود گرفته تا برخورد با هنرپيشه‌ها و وبلاگ نويس‌ها و پدر وبلاگ نويس‌ها و پدر پدر هر کس که فکر می کند راست امروز غير از راست ديروز است و فضا برای برخی دگرگوني‌ها مهياست.
آنچه در هفته گذشته در مجلس رخ داد به ويژه شاخ و شانه کشيدن بر سر قرارداد با ترکها، آغاز پروژه‌ای است که فصل بعدی آن را در استيضاح خرم خواهيم ديد. در اين پروژه قرار است دولت به چالش کشيده شود تا در صورت تسليم کامل، به تغييرات گسترده‌ای در تمام سطوح اجرايی تا قبل از انتخابات رياست جمهوری تن در دهد. در صورت عدم تمکين به تعويض مسؤلان مد نظر آقايان از يک سو و تغيير مسير قراردادهای مهم دولتی از سوی ديگر، آنچه در انتظار دولت خواهد بود، برخورد از موضع قدرت توام با تحقير و ناکارامد نشان دادن آن از سوی ديگر است. به نظر می رسد در اين مسير هر گونه رودربايستی و ملاحظه‌ای کنار گذارده خواهد شد و برخوردها بسيار عريان تر از گذشته‌ ادامه خواهد يافت.
مسأله بسيار روشن است. در قاموس فرهنگ راست، تمام حقانيت‌ها متعلق و منحصر به بندگان برگزيده خداست؛ نه فقط حاکميت سياسي، بلکه هر نوع حقوق فرهنگي، اجتماعی و اقتصادي. فرهنگ انحصار نمی تواند به حوزه سياست محدود شود، هر نوع انديشه، هنر، بيان، رفتار، رشد اقتصادی و پايگاه اجتماعی در غير از مسير تعيين شده دير يا زود با مشکل مواجه خواهد شد. انفعال اجتماعی و باز گذاشتن دست جناح انحصار فقط يکدست شدن سياست را به دنبال ندارد، همه چيز يکدست خواهد شد. آنها به بهانه حمايت از بخش خصوصی داخلی جلوی هر نوع سرمايه گذاری خارجی را می گيرند تا عرصه اقتصاد از هر گونه رقيب قدری تهی باشد؛ بعداً کار برای سرکوبی يا در اختيارگيری بنگاههای نحيف داخلی که سرمايه داران زالوصفت تلقی می شوند چندان دشوار نيست.
تکليف روشن است، در کشور نبايد هيچ منبع عمده درآمد و سرمايه گذاری به جز درآمد نفت که کنترل آن به دست قدرت سياسی است وجود داشته باشد. بايد همه نگاهها همواره به کيسه محدود درآمد نفت دوخته شده باشد و همه دستها برای گرفتن امکانات رشد محدود اقتصادی در مناطق دور و نزديک به سمت اين منبع دراز باشد تا قدرت سياسی غير رقابتی و بلامنازع مرکزی هر که را خواهد عزت دهد و هر که را خواهد مکنت بخشد. اگر بخشها و مناطق مختلف اقتصادی ياد بگيرند که با استفاده از منابع بين المللی و سرمايه‌های خارجی سريعاً خود را بالا بکشند وبا استفاده از ارزش افزوده ايجاد شده فقر و نيازمندی را به سرعت پشت سر بگذارند، ديگر قدرت تماميت خواه مرکزی چه کاره است؟

مسيری که راست برای کشور ترسيم کرده چندان غير قابل پيش بينی نيست. بر خلاف آنچه در صدر قانون برنامه چهارم انشاء فرموده‌اند؛ «در بيست سال آينده (اگر وضع همين باشد) ايران کشوری است متوسط که درآن همواره بايد طبقه فقير و پا برهنه بزرگی وجود داشته باشد تا به يمن عطايای نهادهای حمايتی حکومتی از ولی نعمتان خود حمايت کنند و با محصولات فرهنگی انحصاری حکومت ارضا شوند». باشيم و ببينيم.