از سايت پيک ايران

 
 

گزارش تازه هفته نامه آلمانی پيرامون: طرح های محرمانه پنتاگون برای تغيير رژيم در ايران - جواد طالعی

 

 

 

 

جواد طالعی-دفتر اروپائی شهروند

اشاره:

درباره احتمال دخالت آمريکا در تغيير رژيم ايران، از مدت ها پيش بحث گسترده ای درگرفته که اغلب پايه اطلاعاتی چندان روشن و دقيقی نداشته است. اما هفته نامه دی تسايت آلمان که معمولا از نزديک شدن به اطلاعات متکی بر حدس و گمان می پرهيزد، در آخرين شماره خود پيش از برگزاری انتخابات رياست جمهوری آمريکا، مقاله ای را منتشر کرد که دارای اطلاعاتی نسبتا دقيق در زمينه نقشه های نومحافظه کاران متنفذ در پنتاگون برای از صحنه راندن حاکمان فعلی ايران است.

برگردان متن کامل اين گزارش را در اينجا می خوانيد.

دفتر اروپائی شهروند

 در حول و حوش کاخ سفيد، انديشيدن پيرامون فردای روزی که ايران به سلاح اتمی مسلح شده باشد، آغاز شده است. در چنين روزی چه بايد کرد؟ نومحافظه کاران متعصب، محافظه کاران واقع گرا و دموکرات ها، مدت ها است به توافق رسيده اند که جلوی برنامه هسته ای ايران را نمی توان گرفت. آن ها می گويند: نه پيشنهاد مذاکره اروپا اثری بخشيده است و نه تحريم های آمريکا. به اين دليل، زمان زيادی طول نخواهد کشيد که ملاها اولين بمب اتمی خود را بسازند. واقعيتی ناخوشايند، اما تغيير ناپذير.

 به همين دليل، برای حلقه ای کوچک اما متنفذ از سياستمداران نو محافظه کار متخصص مسائل امنيتی روشن است که در قدم بعدی چه بايد کرد: ملاها بايد بروند. اگر بمب را نمی توان از کار انداخت، پس می بايست دستگاه قدرت تهران از کار بيافتد. يعني: تغيير رژيم. اما دموکرات های مسالمت جو، حتی المقدور نبايد با توسل به زور در تهران به قدرت برسند. بلکه ترجيحا از طريق شورش داخلی که از خارج پشتيبانی می شود. اگر جورج دبليو بوش در انتخابات پيروز شود، ممکن است اين برنامه به زودی در دستور کار قرار گيرد. حتی نامزد دموکرات مقام معاونت رئيس جمهوری جان ادواردز هم ازسياستی سخت گيرانه در برابر ايران دفاع می کند. اما اين که اين سياست در نهايت چگونه بايد باشد، هنوز روشن نيست.

 در ميان تحريک کنندگانی که تغيير رژيم بعدی در خاورميانه را از هم اکنون برنامه ريزی کرده اند، چهره های آشنای قديمی ديده ميشود: بسياری از کارکنان پنتاگون، استراتژيست ها و لابی هائی که جنگ با صدام حسين را هدايت کردند، حالا می خواهند حکومت شرور بعدی را از سر راه بردارند. ممکن است آن ها به لحاظ تعداد در اقليت باشند، اما قدرت يک اکثريت را دارند. حوزه نفوذ آنان، از طريق يک شبکه سازمان يافته مناسبات شخصي، تا بالاترين طبقات دستگاه حکومتی واشنگتن می رسد. بخصوص به ديک چنی معاون رياست جمهوري. آن ها همچنان می کوشند که برنامه خود را در حوزه های تعيين کننده وزارت خارجه و سيا نيز جا بياندازند.

 مايکل لدين (1) يکی از اسرارآميزترين و متنفذترين چهره های صحنه نومحافظه کاران واشنگتن است. اين همکار پيشين پنتاگون و مشاور شورای امنيت ملي، خودش را در انستيتو دست راستی اينترپرايز آمريکا به عنوان فيلسوف نظم جديد جا انداخته است. او، وقت چندانی برای سرگرمی ندارد. او می گويد: "در حال حاضر، همه در برابر ايران با ملايمت برخورد می کنند. اتحاديه اروپا و به خصوص آلمان".

 راه حل انقلاب است!

لدين می افزايد: "تهوع آور است. آيا هيچکس نمی خواهد ببيند که اين ملاها چه جنايتکارانی هستند؟ دروغگو، پشتيبان تروريست ها، سازنده سلاح های کشتارجمعي، ضد يهود، سرکوبگر خلق، سنگسارکننده زنان". همه دلايل جنگ عراق از ديد لدين در مورد ايران وجود دارد. وی می گويد: "آمريکا می بايست اول به جای بغداد ترتيب تهران را می داد". او تقريبا می غرد: "انقلاب! انقلاب تنها راه حل است".

يکی از نزديکان مورد اعتماد لدين هم به انقلابيون واشنگتن تعلق دارد. نام او داگلاس فايت (2) است. رئيس بخش برنامه ريزی سياست غيرنظامی در وزارت دفاع. پيش از جنگ عراق، واحد معروف به "دفتر طرح های ويژه" (3) در بخش فايت استقرار يافته بود. اعضای اين دفتر، از تابستان سال 2002 با تحليل های دستکاری شده سرويس های مخفی ، عراق را برای توفان آماده کردند. گزارش هائی در زمينه ارتباطات فرضی صدام حسين با القاعده و تلاش های احتمالی برای وارد كردن اورانيوم از اين دفتر به روی ميز رئيس جمهوری روانه شدند. بخش فايت، همچنان طرح های ويژه را در پنتاگون تهيه می کند. تا آنجا که به ايران مربوط می شود، سابقه اين گزارش ها دست کم به دسامبر سال 2001 ميلادی برمی گردد. در آن زمان، مايکل لدين به طوری که در گفت و گو با" دی تسايت" تاييد کرده است، ديدار ميان گروهی از همکاران فايت را با منوچهر قربانی فر دلال اسلحه ايرانی در رم ترتيب داد. لدين و قربانی فر از آشنايان قديمی هستند. آن ها می خواستند با هم تاريخ جهان را به جلو هل بدهند. در ميانه سال های دهه هشتاد، مايکل لدين که آن زمان مشاور رونالد ريگان بود، معامله ای را با قربانی فر رهبری کرد: ايالات متحده آمريکا محرمانه به ايران اسلحه فرستاد. درآمد ناشی از آن به صندوق ضدانقلابيون نيکاراگوئه سرازير شد که عليه ساندينيست های چپ می جنگيدند. در اکتبر سال 1986 هنگامی که يک هواپيمای حامل اسلحه در آسمان نيکاراگوئه به موشک بسته شد، قاچاقچی اسلحه فراری شد. لدين به عنوان چهره کليدی " رسوائی ايران کنترا" وارد تاريخ شد.

پس از تحقيق پارلمانی درباره اين رسوائي، سيا در اخطارنامه ای قربانی فر، رابط لدين را منبعی غير قابل اعتماد خواند که تنها به منافع مادی خود می انديشيده است. از آن زمان، اين ايرانی مقيم پاريس، برای سرويس مخفی آمريکا مهره ای سوخته و آدمی بی اهميت محسوب می شود. اما لدين و همکاران بخش داگلاس فايت ارتباط خود را با او حفظ کرده اند. قربانی فر، خودش می گويد که در فاصله زمستان 2001 تا ژوئن 2003 پنج يا شش بار در هفته با "هارولد راده" معاون فايت و "لاری فرانکلين" کارشناس امور ايران پنتاگون در رم ملاقات کرده است. قربانی فر، در نوامبر سال 2003 به نيويورک تايمز گفت: "در اين ديدار ها علاوه بر مسائل ديگر، مسئله بر سر اين بود که چگونه می توان سرنگونی رژيم در تهران را پيش برد: ايرانی هائی هستند که می توانند يک انقلاب مسالمت آميز را عليه روحانيت حاکم سازماندهی کنند و راندن ملاها بخشی از مبارزه با تروريسم شناخته خواهد شد، زيرا چهره های اصلی القاعده و حتی شخص اسامه بن لادن در ايران زندگی می کنند".

 آيا به اين ادعا می توان اعتماد کرد؟ چنين امري، پيش از آغاز جنگ عراق آزمايش شد. اطلاعاتی که خواستار سرنگون ساختن رژيم هستند پذيرفته می شود، داستانی تخيلی درباره خطر تروريسم بر آن می افزايند و به همه اين ها پر و بال می دهند. طرفداران سرنگوني، از خطر يک جنگ خانگی همانقدر کم حرف می زنند که از خطر بی ثباتی پايداری نظير آنچه در عراق پيش آمده است. اما موضوع بايد به سرعت به نقطه جوش برسد و طبعا متحدانی ياری بخش هستند که بتوانند بر بخار ديگ بيافزايند. در اين مورد اسرائيل.

چند هفته پيش، آشکار شد که اف بی آی مشغول تحقيق درباره لاری فرانکلين عضو دفتر طرح های ويژه پنتاگون به ظن جاسوسی است. اما نه به خاطر گفت و گو با قربانی فرِ دوچهره، بلکه بر سر ماجرائی ديگر. بخش ضد جاسوسی پليس فدرال به فرانکلين ظن برده است که اسناد محرمانه پنتاگون درباره ايران را در اختيار کميته اسرائيلی / آمريکائی (4) قرار داده است. واشنگتن پست می نويسد که کميته آيپاک با 8500 عضو يکی از سرسخت ترين و موثرترين لابی های پشت صحنه آمريکا است که برای پيشبرد سياست نومحافظه کاران در خاورميانه سخت تبليغ می کند. از ديد آن ها مذاکره با دشمن کار آدم های ضعيف است.

 "شبتای شاويت" (5) رئيس پيشين سرويس مخفی اسرائيل (موساد) می گويد: "باور نکنيد که آمريکا يا اسرائيل حتی يک لحظه تحمل کنند که يک باند بنيادگرای اسلامی به بمب اتم دسترسی پيدا کند. جلوی اين کار با قدرت نظامی گرفته خواهد شد، اما ما اين کار را بدون موافقت آمريکا نخواهيم کرد".

 باري، آيا بازهای آمريکا شانه به شانه در کنار ليکود شارون ايستاده اند؟ در هر حال، يک همکار زن سابق پنتاگون که دفتر ويژه فايت را از درون شناخته است، چنين می بيند. "کارن کوياتکوفسکي" (6) افسر نيروی هوائي، پيش از جنگ عراق، تحليل های مربوط به خاورميانه و شمال آفريقا را برای دفتر طرح های ويژه پنتاگون تهيه می کرد. او درباره رئيس خود داگلاس فايت می گويد: "فايت رابطه کاری بسيار نزديکی با اسرائيل داشت. من می گويم گروهی از نومحافظه کاران سرسخت عاملان بی جيره و مواجب اسرائيل هستند. آن ها تمايلات اسرائيل را به دولت آمريکا انتقال می دهند".

 در سال 1996 فايت همراه با ريچارد پرل مشاور پيشين پنتاگون و" ديويد وارمزر" (7) مشاور فعلی ديک چنی در امور خاورميانه، توصيه هائی برای منطقه نوشت. اين سه، در سند استراتژيک مشترک خود به " بنيامين نتان ياهو" رئيس پيشين حزب ليکود وقت سرنگون ساختن صدام حسين را برای تامين امنيت اسرائيل توصيه کردند. کارن کوياتکوفسکی می گويد: "بسياری از اين افراد، به طور جدی فکر می کنند که هرچه برای ليکود خوب است، برای آمريکا هم خوب است".

 آنچه در نگاه اول يک توطئه ضد سامی و حرفی بی ربط درباره سلطه جهانی آمريکائی – صهيونيستی به نظر می رسد، به لحاظ سياست امنيتی دارای هسته ای سخت است: در مورد موضوع ايران، ترس کهنه نومحافظه کاران و حکومت اسرائيل يکی است. در نهايت، رژيم تهران حق حيات اسرائيل را انکار می کند و پيشگامان تفکر محافظه کاری نوين مثل لدين و شرکای وي، از سال ها پيش، هشدار می دهند که مادر حقيقی تروريسم جديد ايران است. حکومت الهی جمهوری اسلامی از جنگندگان القاعده و بر اساس اطلاعات لدين به ويژه از ابومصعب الزرقاوی تروريست خطرناک عراقی پشتيبانی می کند. به اين دليل، گروهی از همفکران لدين در آغاز سال 2002 "ائتلاف برای دموکراسی در ايران" را بنياد نهادند. اين گروه با سر و صدای زياد، بر طبل تغيير رژيم در تهران می کوبد. در ليست اعضای گروه اسامی يک سری از سرشناس ترين خشونت گرايان و رابطان آن ها ثبت شده است: به عنوان مثال ميراو وارمزر، همسر ديويد وارمزر يا موريس آميتی مدير پيشين آيپاک، يا يوشووا مراشيک عضو بنياد يهودی برای امنيت ملی که ماموريتش کانال زدن در پنتاگون است . مهمترين هدف بنياد يهودی برای امنيت ملي، آنطور که در اسناد خودش شرح داده شده، تقويت همکاری ها ميان ايالات متحده آمريکا و اسرائيل است.

 حمله نظامی به ايران برای اسرائيل خطرناک خواهد بود

ايالات متحده آمريکا، به تازگی با ارسال 500 بمب ضد پناهگاه های بتونی به اسرائيل موافقت کرد. از" شوشانا برين" (8) مدير بنياد يهودی برای امنيت ملی پرسش می شود: "اين يک همکاری استراتژيک ميان پنتاگون و اسرائيل برای نقشه عليه ايران نيست"؟ وی می گويد: " پنتاگون در حال حاضر با همه نقشه های نظامی ممکن عليه ايران بازی می کند. اما همه به فاجعه ای برای اسرائيل خواهند انجاميد. زيرا ايران حدود هزار موشک شبه اسکاد در لبنان مستقر کرده است. به اين دليل پنتاگون آشکارا روی يافتن راه حل های ديگر کار می کند". در برابر اين پرسش که اين راه حل ها چگونه خواهند بود، مدير بنياد يهودی برای امنيت ملی پيش گوئی می کند: "شايد به اين شکل که رژيم فعلی ايران جايش را به بازيگران خردمندتر بدهد؟" و وقتی از او پرسيده می شود که اطلاعاتش را از کجا به دست می آورد، می گويد: از منابع محرمانه!

 اين پرسشها همچنان باقی می ماند: آيا ايرانيانی که می توانند رژيم را در کشور خودشان تغيير بدهند، دانشجويان و روشنفکران درون سيستم هستند؟ آيا از کمک آمريکا استقبال خواهد شد؟

 بنياد امريکن اينترپرايز، بزرگترين کارگاه تفکر سازی نومحافظه کاران، ترديدی در اين مورد ندارد: "دانيل پلتکا" (9) معاون اين بنياد می پرسد: "ايرانی ها در سالگرد يازده سپتامبر چه می کنند" ؟ و خودش جواب می دهد: "آن ها شمع روشن می کنند و به اين طريق پيامی می فرستند".

به اين دليل است که پلتکا هم با "ائتلاف برای دموکراسی در ايران" همکاری می کند. وی می گويد: "آمريکا بهترين کشور دنيا است. حتی اگر همه چنين نبينند. آمريکا هميشه چيزهای خوبی به بار آورده است"!

  

1-Michael Ledeen

2-Douglas Fight

3-Office of Special Plans (OSP)

4-American Israel Public Affairs Committee (Aipac)

5-Shabtai Shavit

6-Karen Kwiatkowski

7-David Wurmser

8-Shoshana Bryen

9-Danielle Pletka